امروز چهارشنبه 21 مرداد 1405

Wednesday 12 August 2026

آخرین مرد مقاوم


1401/08/01
کد خبر : 49564
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 76 نفر
در این نوشته قصد داریم به برخی از مشخصه‌های تکرارشونده در آثار مسعود کیمیایی بپردازیم: ▪ فردگرایی: فردگرایی در مقابل گرایش به نمایش جمع و والا نمایش دادن ارزش‌های غالب جمعیت نسبت به فردیت انسان‌ها مشخصه اصلی آثار مدرن است و کیمیایی به‌جز معدودی از فیلم‌هایش تصویرگر این فردیت بوده است. شخصیت‌های کیمیایی در عین اینکه خود جلوه‌ای از اجتماع زمان ساخته شدن فیلم هستند فردیت خود را در آشوب‌بازاری که در آن گرفتار آمده‌اند از دست نمی‌دهند. فردگرایی در آثار کیمیایی را نباید با فردگرایی در آثار غربی یکی فرض کرد. چه در سینمای غرب، فردگرایی ریشه در مسیحیت دارد بدین معنی که فردگرایی را بیشتر به عنوان ابزاری جهت نیل به قدرت و توانگری مالی دانسته‌اند تا ابزاری جهت بیداری فرد در راستای دستیابی به حقوق اجتماعی و فردی. این تلقی اومانیستی از فرد در فیلم‌های کیمیایی را می‌توان در خاستگاه‌های فکری دوران شکل‌گیری اندیشه او در جوانی جست‌وجو کرد. اینکه فرد،خود به تنهایی معنی و مفهوم و هویت مستقل دارد و از تمامی حقوق و آزادی‌ها به‌صرف انسان بودنش برخوردار است و این فردیت که سخت با مفهوم مدرنیته و نتایج حاصل از آن گره خورده است عامل اصلی ایجاد کنش در داستان‌های کیمیایی است. ▪ قیامی برای حفظ ارزش‌ها: زیمل می‌گوید: «پیچیده‌ترین مسائل زندگی مدرن، از ادعای فرد برای حفظ استقلال و فردیت هستی خویش در برابر نیروهای سهمگین اجتماعی و میراث تاریخی و فرهنگ برونی و فن زندگی ناشی می‌شود. مبارزه با طبیعت که انسان ابتدایی باید برای حفظ موجودیت جسمانی خویش بدان مبادرت ورزد در این شکل مدرن به آخرین دگردیسی خود رسیده است.» موقعیت مرکزی فیلم‌های کیمیایی معمولا اینگونه شکل می‌گیرد: رفتاری جمعی، فرد را ملزم به واکنش در مقابل اتفاق روی داده می‌کند یا فرد به دلیل رفتارش در مقابل جمع قرار می‌گیرد. این کنش یا تاثیر رسوبات ذهنی شخصیت است(مثل قیصر، اعتراض، سلطان و...) یا در طول فیلم و با افزایش درک و آگاهی شخصیت نسبت به جهان پیرامون‌اش حاصل می‌شوند(مثل دندان مار، گوزن‌ها و...). ▪ شهر: با این حال شهر مسکن طبیعی انسان متمدن است و می‌کوشد با تحت تقید در آوردن نهادهای اجتماعی ارزش‌های خویش را نشر و ضدارزش‌های جدیدش را استوار کند. پس فردی که با ارزش‌های جدید سر ناسازگاری دارد در واقع در مقابل شهر و ارزش‌های نو قرار گرفته است؟ پاسخ به این سوال نقطه گسست مخالفان و موافقان آثار مسعود کیمیایی است. قیام برای حفظ ارزش‌ها را از منظری دیگر می‌توان جنگیدن برای حفظ هویت در دنیایی دانست که به فراخور مدرن بودن‌اش هیچ ارزش ما قبل خود را به رسمیت نمی‌شناسد. پس به مصاف «خودپنداشت» فردی می‌رود. این مصاف به شکل منطقی نمی‌تواند در یک محیط روستایی شکل گیرد پس عموم فیلم‌های کیمیایی در شهر اتفاق می‌افتند. در نتیجه فیلم‌ها علاوه بر نمایش تقابل فرد‌ـ‌جمع، اجتماع انسانی را نیز بررسی می‌کنند. از همین جا با جلوه دیگری از فیلم‌هایش آشنا می‌شویم: شهریت و شهرنشینی در ایران به عنوان کشوری توسعه نیافته. مشکل اصلی کشورهای توسعه نیافته تنها جذابیت شهر در اثر تبلیغات رسانه‌های گروهی برای ارزش‌هایش نیست. مسئله مهم این است که این کشورها همواره با بحران‌های نظام اقتصادی مواجه هستندکه در برهه‌ای با افزایش میزان رفاه و سلامت عمومی همراه است اما به دلیل نبود زیرساخت‌های هدایت کننده‌، این افزایش، موجبات حرکت به سمت انفجار جمعیت، بیکاری، فقر و اعتیاد را فراهم می‌آورد. این برهه تکرارشونده که نتیجه اصلی شکوفایی پس از رکود است(مثل برهه پس از جنگ تحمیلی) بستر مناسبی است که کیمیایی به دغدغه همیشگی‌اش بپردازد چرا که محیط آکنده از موضوعاتی است که سعی در بازخوانی و تخریب‌ ارزش‌های قبل از برهه دارند، پس طبیعی است که مقاومتی هم صورت خواهد گرفت. ▪ خرده‌فرهنگ‌ها: انسان‌ها در کلانشهرها از یکسو نمی‌خواهند دربست تسلیم فرهنگ عینی شوند و از سویی دیگر توان مقابله با آن را ندارند. پس به نوعی مبارزه چریکی دست می‌زنند. فرد درعین حال که به مبارزه با فرهنگ جامعه برخاسته، خود را دربست تسلیم فرهنگ گروه خودی کرده است. چنین افرادی می‌کوشند از طریق پاک کردن صورت مسئله، حس عصیان‌گری‌شان را ارضا کنند، وجدان‌شان را آسوده سازند و از این واقعیت که موجوداتی تسلیم شده اجتماعی هستند که توان مقابله با نیروهای عظیم اجتماعی را ندارند، بگریزند. او البته پا را فراتر می‌گذارد و با تقدس بخشیدن به رفتار شخصیت‌هایش، جلوه‌گری رفتار آنها را به شکل بازخوانی نوعی آیین مردانه ارتقا می‌دهد. نبرد نابرابر مردی(فردی) که‌ می‌کوشد نگذارد خرده‌فرهنگ غالب شده بر خرده‌فرهنگ او سیطره یابد، درون مایه اصلی آثار کیمیایی است. کشش اصلی برای دیدن فیلم تازه‌ای از کیمیایی از آنجا ناشی می‌شود که این جنگ و احیای تازه در کدام حوزه اتفاق می‌افتد و دامنه‌اش دامن چه کسانی را خواهد گرفت. از فیلم بهتر دیده شده کیمیایی مثال می‌زنم، حکم که به زیبایی نشان می‌دهد وقتی خرده‌فرهنگ حاشیه‌ای به دل فرهنگ غالب هجوم می‌برد، آن را از درون خالی می‌کند و لهجه رفتاری عقب مانده‌اش را حاکم می‌کند، چگونه مظاهر و مصادیق آن خرده‌فرهنگ می‌تواند غیرقابل قبول باشد. کیمیایی با ابزاری مدرن(فردگرایی) به جنگ دنیای مدرن می‌رود، پس در دنیای ارزش‌های فیلم‌هایش هر یک از ارزش‌ها درآن واحد می‌توانند به ضدارزش خود تبدیل شود و درست همین‌جاست که فیلم‌های او گهگاه چنان پیچیده و نامفهوم می‌شوند که به فیلم‌هایی چندپاره می‌مانند (برای نمونه رئیس). موضوع این نیست که با تفکرش موافق یا مخالف باشیم ولی نمی‌توان ثابت قدم بودن او را در راهش نستود، نحله فکری او خود، تبدیل به نوعی از تفکر در سینمای ایران شده است. هر چند تقلیدها غالبا بسیار خام‌دستانه است و ظاهر را فدای باطن می‌کند اما الگوی وضع شده تقریبا همواره تکرار می‌شود.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/49564
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید