امروز یکشنبه 08 شهریور 1405

Sunday 30 August 2026

آل احمد روشنفکری مستعفی


1401/08/01
کد خبر : 73538
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 58 نفر
درباره جلال آل احمد تذکره‌های بسیار رفته است، تذکره‌هایی که هم تجلیل و تکریم در آن‌ها بوده و هم تثریب و تخطئه. برای تعریف آل احمد بهتر است تالیفات او را از هم تفکیک کرد. وی در طول حیات خود هم داستانهای بسیاری را روایت نمود و هم مقالات اجتماعی و سیاسی بسیاری به یادگار نهاد. از آثار ادبی و مطرح او می‌توان به مجموعه سه تار مدیر مدرسه زن زیادی و نون و القلم نام برد. در این آثار سعی نمود تا مسائلی را که در جامعه با آن روبرو بود، با روایتی شیرین و جذاب به مخاطبینش انتقال دهد. در نقل داستان‌هایش از نثری موجز پرخاشگر عصبی و کنایه آمیز ولی در عین حال شیرین بهره گرفت و در خلق موقعیت‌های طنزآمیز کوشید تا با قدرت آن به خواننده اش تلنگر بزند. خلاصه از هر روشی استفاده کرد تا همراه خود را به هوش آورده و نسبت به اتفاقات دور و بر خود آگاه سازد. از آنجا که نسبت به محیط اطراف خود و آدم‌هایی که در آن می‌زیستند، احساس مسئولیت می‌کرد او را می‌توان در دسته نویسندگان متعهد و مسئول جا داد. جایگاهی که به جرات می‌توان با توجه به نوشته‌ها و فعالیت‌هایش برازنده او دانست. شاید همین احساس مسئولیت بود که او را به نوشتن مقالات سیاسی ترغیب نمود. رساله‌هایی که بیش از همه نوشته‌های دیگرش او را بر سر زبانها انداخت و او را به شخصیتی قابل بحث تبدیل کرد. گرچه این نوشته‌ها بیشترین تاثیر را بر جامعه گذاشته اند اما در عین حال بیشترین انتقادات را هم برای آل احمد به ارمغان آورده و او را پس از گذشت حدود ۴۳ سال همچنان در مرکز بحث‌های روشنفکری و غیر روشنفکری نگه داشته است. در میان مقالات سیاسی و اجتماعی اش دو مقاله بیش از همه بحث برانگیز بوده است. «غربزدگی» و «در خدمت و خیانت روشنفکران» دو مقاله ای است که تلاش دارد علل مصیبت‌های گریبانگیر ایرانیان را بیابد و برای رهایی از آنها با همان ادبیات موجز? پرخاشگر، عصبی و کنایه آمیز و البته عجولانه و تامل نشده، نسخه‌ای بپیچد و تجویز کند. در تلاش برای جستن دلایل گرفتار آمدن در مصیبت‌ها، آل احمد مفهوم غربزدگی را از احمد فردید به عاریه گرفت و در وصف آن رساله ای مفصل نوشت. رساله ای که به لحاظ ارزش علمی و آکادمیک در سطحی بسیار نازل است و نه تنها نتوانسته به روشنی طرح مساله کند که حتی در پاسخ به مسائل پیچیده و غامض جامعه ناتوان مانده است. رساله ای که جز اتهام زدن و به معنایی خودمانی‌تر "انگ زدن" به قشر تحصیلکرده و روشنفکر جامعه دستاورد دیگری ندارد. اما از بخت خوش یا بد آل احمد بود که این رساله و رساله دیگرش (خدمت و خیانت روشنفکران) علیرغم همه ضعف‌ها توانست بر اذهان جامعه انقلابی تاثیر بگذارد و آن‌ها را مسحور خود کند و در عین حال به عنوان یک مانیفست انقلابی و ایدئولوژیک ( که برای مسائل پیچیده راه حلهای ساده تجویز می‌کند) برای حل گرفتاریهای اجتماعی مطرح شود. از آن پس واژه روشنفکری در ادبیات مرسوم معادل دشنام اطلاق شد، به امید آنکه این دشنام مشکلات تاریخی را برای همیشه محو نماید! خوشبینی که تنها از ایدئولوژی‌های سهل‌و‌الوصول و در عین حال خشن و عصبی بر می‌آمد و زمان هم بر آن صحه گذاشت که دشنام و ساده سازی نه تنها نمی‌تواند مشکلی را حل و گره‌ای را باز نماید که آن را کورتر هم می‌کند. واژه غربزدگی اگرچه از فردید اقتباس شد اما مورد اعتراض او واقع گردید. مطرح شدن و سطحی انگاشته شدن این مفهوم از سوی جلال آل احمد او را برآشفت. فردید نه تنها به تعریف آل احمد از غربزدگی راضی نبود که او را تبلور یک نوع از غربزدگی می‌دانست. فردید در وصف رساله غربزدگی آل احمد گفت آن کس که با مطرح کردن این مفهوم به این شکل در صدد برآمده دردی را درمان کند خود یک غربزده مضاعف است. شاید این تعبیر بارزترین تلقی از کسی بود که روزی بر "سنگی بر گور" تکیه می‌کرد و روزی دیگر بر غربزدگی. این سرنوشت کسی بود که با غربزدگی، روشنفکران را دشنام می‌داد و خود توسط مبدع فیلسوف آن دشنام می‌شد. آل احمد از بدو فعالیت‌های سیاسی و ادبی اش تا پایان عمر ۴۶ ساله اش تغییر حالات عمیقی داشت. این تغییر حالات به نحوی بود، که او را از یک عضو حزب توده مبدل به یک طرفدار مذهب کرد. از سوی دیگر کسی که با "سه تار"ش سنت‌های اجتماع را به ریشخند می‌گرفت و نقدهای براندازانه ای بر ضد آن وارد می‌نمود در «غربزدگی» و «خدمت و خیانت روشنفکران» به ستایش از سنت‌ها متوجه شد. این که چه شد آل احمد ضد سنت و بی تفاوت به مذهب اینگونه به تمجیدگر سنت و مذهب تبدیل شد پرسشی است که همواره در مورد او مطرح هست و خواهد بود. شاید برای پاسخ به این پرسش بتوان از اثر دوست داشتنی «مدیر مدرسه» اش یاری گرفت. اثری اتو بیوگراف‌گونه از آل احمد که به طرز شگفت انگیزی برای این تغییر حالت خود پاسخی در خور توجه دارد. مدیر مدرسه ای که سعی دارد از منظر یک مصلح اجتماعی ساختارها و مناسبات سنتی موجود را تغییر دهد، پس از آنکه به ناتوانی خود واقف می‌شود و در می‌یابد که نه تنها موفق نشده ساختارها را تغییر دهد که با نادیده انگاشته شدن از سوی همکاران و شاگردان تحقیر هم شده است در صدد برمی‌آید تا از سر نا امیدی و خستگی استعفای خود را به مدیر فرهنگ (اصطلاحی که آل احمد در سرتاسر کتاب بارها از آن به گونه ای کنایه آمیز یاد می‌کند) تقدیم کند و به زندگی آرام خویش بازگردد. این مدیر مدرسه شاید خود آل احمد است که وقتی از اندیشه‌ها و مصائب نقشی که بر عهده گرفته نا امید می‌شود با نگاشتن "غربزدگی" و در "خدمت و خیانت روشنفکران" استعفای خود را از روشنفکری اعلام می‌کند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/73538
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید