تحت رهبری حزب عدالت و توسعه (AKP)، سیاست خارجی ترکیه در حال اسلامی تر شدن است. آیا تاریخ همکاری این کشور با غرب ادامه خواهد یافت؟
«سونر کاگاپتای»، کارشناس ارشد و مدیر برنامه تحقیقات ترکیه در مؤسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن است. او مؤلف کتاب «اسلام، سکولاریسم و ملی گرایی در ترکیه مدرن: کیستی یک ترک» است. کاگاپتای در این مقاله به این سئوال می پردازد.
در اوایل اکتبر ترکیه از دعوت اسرائیل به رزمایش عقاب آناتولی- رزمایش سالانه نیروی هوایی ترکیه که با حضور اسرائیل، ناتو و ایالات متحده امریکا از اواسط دهه ۱۹۹۰ برگزار می شد- خودداری کرد. این اتفاق، اولین نشانه از حرکت حزب حاکم عدالت و توسعه (AKP) در کشاندن گفتمان ضدغربی فزاینده اش به استراتژی سیاست خارجی اش بود؛ حرکتی که می تواند دال بر این باشد که همکاری مستمر ترکیه با غرب تضمین شده نیست.
«رجب طیب اردوغان» نخست وزیر ترکیه و رهبر حزب عدالت و توسعه این تصمیم را با «شکنجه گر» نامیدن رژیم اسرائیل توجیه کرد. و تنها یک روز بعد از لغو دعوت اسرائیل، ترکیه سوریه را دعوت به رزمایش نظامی مشترک و تشکیل یک شورای همکاری استراتژیک با حکومت سوریه را اعلام کرد. در سیاست خارجی ترکیه، یک کوه در حال حرکت است و بنیاد همکاری شصت ساله سیاسی و نظامی ترکیه با غرب در حال تحلیل رفتن.
از سال ۱۹۴۶ که ترکیه هم پیمانی با غرب در جنگ سرد را انتخاب کرد – و بعداً با فرستادن نیروی نظامی به کره و و پیوستن به ناتو- دولت های متوالی ترکیه همکاری نزدیک با ایالات متحده و اروپا را ادامه دادند. ترک ها خاورمیانه و سیاست جهانی را با عینک منافع امنیت ملی خودشان می دیدند. این امر همکاری با حتی اسرائیل را هم ممکن ساخت که ترکیه آن را کشور هم پیمان دموکراتیک در منطقه ای بی ثبات می دید. هر دو کشور دغدغه های امنیتی مشترکی داشتند از جمله حمایت سوریه از گروه ها و سازمانهای فلسطینی ضداسرائیلی و حزب کارگر کردستان (PKK) در ترکیه. در سال ۱۹۹۸ وقتی که بین آنکارا و دمشق بر سر حمایت از پ ک ک تقابل ایجاد شد، روزنامه های ترکیه در حمایت از هم پیمانی ترکیه و اسرائیل تیتر زدند: «ما برای اسرائیلی ها بلندی های جولان را شالوم خواهیم نامید.»
اما حزب عدالت و توسعه، منافع ترکیه را با عینک دیگری نگاه کرد؛ عینکی که رنگ عقیده سیاسی مبتنی بر اسلام یعنی اسلام گرایی به خود گرفت. مقامات بلندپایه حزب عدالت و توسعه، حمله سال ۲۰۰۴ ایالات متحده به فلوجه عراق را «قتل عام» نامیدند و اردوغان در فوریه ۲۰۰۹ شرایط غزه را به اردوگاه زندانیان تشبیه کرد.
اما سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه، موجب همراهی با همه کشورهای مسلمان نشده است. در حالی که این حزب انسجامش را با رژیم های اسلام گرا و ضد غرب (مثلا قطر و سودان) بیشتر کرده است، در حال فاصله گرفتن از حکومت های مسلمان سکولار و نزدیک به غرب، مثل مصر، اردن و تونس است. این استراتژی دوجانبه به ویژه درمورد سرزمین فلسطین بارز است: هم زمان با دعوت دولت حزب عدالت و توسعه ازکشورهای غربی برای پذیرفتن مشروعیت حکومت حماس بر مردم فلسطین، مقامات بلندپایه این حزب، رئیس حکومت خودگردان فلسطین یعنی «محمود عباس» را «رهبر یک دولت نامشروع» می دانند. بر طبق گفته دیپلمات ها آخرین دیدار محمود عباس از آنکارا در جولای ۲۰۰۹ در واقع یک فاجعه بود و این منابع دیپلماتیک معتقدند اکنون محمود عباس به حزب عدالت و توسعه همانقدر اعتماد دارد که به حماس.
در ژانویه گذشته بود که یک روز پس از نطق آتشین اردوغان علیه «شیمون پرز»، رئیس جمهور سابق اسرائیل، علاوه بر سخنانش علیه یهودیت و اسرائیل در گردهمایی جهانی اقتصاد و متهم کردن آن به این که «خوب می داند چطور مردم را بکشد»، ترکیه «علی عثمان طه»، معاون اول رئیس جمهور سودان، را در آنکارا پذیرا شد. این موقعیت خطرناکی ]برای منافع غرب[ است؛ به ویژه برای نسلی که در دولت حزب عدالت و توسعه بزرگ می شوند. همچنین اردوغان در ماه سپتامبر از برنامه هسته ای ایران با این استدلال که مشکل خاورمیانه زرادخانه هسته ای اسرائیل است، دفاع کرد.
برخی تحلیل گران از آن جا که چنین خطابی را ناشی از سیاست بازی های داخلی یا صرفاً عصبانیت لحظه ای اردوغان دانسته اند، خیلی مسأله را جدی نمی دانند. ولی اردوغان سیاست مدار زیرکی است و اکنون در حال نشان دادن واکنش به تغییراتی است که در جامعه ترکیه روی داده است. بعد از هفت سال حکومت گفتمانِ اسلامیِ حزب عدالت و توسعه، افکار عمومی تغییر جهت داده است و از ایده اتحاد سیاسی «جهان اسلام» استقبال می کنند. بر طبق نظرسنجی ایندپندنت در ترکیه، تعداد کسانی که هویت خود را مسلمان اعلام می کنند بین سال های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۷، ده درصد افزایش یافته است؛ به علاوه تقریبا نیمی از کسانی که مورد نظرسنجی قرار گرفتند خود را اسلام گرا می دانستند.
سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه اکنون در داخل از استقبال خوبی برخوردار شده است که این امر احتمال تقویت این موضع را بالا می برد. بعد از این که اردوغان گردهمایی جهانی اقتصاد را با عصبانیت و فریاد ترک کرد، هزاران نفر برای استقبال از هواپیمایش هنگام برگشت به خانه تجمع کردند که چیزی شبیه یک خوش آمدگویی هماهنگ بود.
انتقال هویت ترکی تحت تاثیر حزب عدالت و توسعه نتایج جدی و قابل ملاحظه ای خواهد داشت. تحت هدایت جهان بینی اسلام گرایانه، حمایت ترکیه از سیاست خارجی غرب بیش از پیش غیر ممکن خواهد شد حتی اگر این حمایت در راستای منافع ملی اش باشد. پیمان های ترکیه و اسرائیل- که مدلی از تداوم روابط همکارانه و دوستانه یک کشور مسلمان با اسرائیل بود- همچنان رو به اضمحلال هستند. چنین توسعه ای از سوی افکار عمومی ترکیه مورد تأیید و استقبال قرار می گیرد و نیز محبوبیت عمومی حزب عدالت و توسعه را بیشتر می سازد و این حزب خواهد توانست با یک تیر دو هدف را بزند: فاصله گرفتن کشور از هم پیمان سابقش و تقویت زیربنای قدرتش.
همچنین همین سازوکار برای روابط ترکیه با اتحادیه اروپا و ایالات متحده به کار می رود. حزب عدالت و توسعه به موضوع پیوستن احتمالی ترکیه به اتحادیه اروپا نگاهی تاکتیکی دارد: این حزب زمانی که مسأله پیوستن به اتحادیه اروپا برایش تأیید عمومی کسب کند، بر آن تأکید می کند اما نگاهی استراتژیک به پیوند نزدیک با اروپا ندارد. لذا این حزب اصلاحات تحمیلی نامحبوب اتحادیه اروپا را جدی نمی گیرد و درنتیجه احتمال پیوستن به اتحادیه اروپا را کمتر و کمتر می سازد.
اظهاراتی همچون «بی اخلاق» نامیدن غرب توسط اردوغان در سال ۲۰۰۸، نتیجه اش کاهش حمایت عمومی از عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا بوده است: سال گذشته حدود یک سوم جمعیت ترکیه خواستار پیوستن کشورشان به اتحادیه اروپا بودند که این افت آشکاری را نسبت به هشتاد درصد سال ۲۰۰۲ که حزب عدالت و توسعه قدرت را به دست گرفت، نشان می دهد.
در این بین در حالی که ایالات متحده بخش زیادی از نیرویش را معطوف به آن سوی مرزها و کشورهای مسلمان- از مبارزه با رادیکالیسم اسلامی تا تقابل با برنامه هسته ای ایران- کرده است، حزب عدالت و توسعه با لحنی تند و اجتناب از هر نوع همکاری، به مخالفت با این سیاست ها خواهد پرداخت.
بسیاری می گویند که صعود حزب عدالت و توسعه به قدرت، فرصتی به ترکیه برای «بازگشت به خاورمیانه» و پذیرش هویت اسلامی بیشتر داد. این امید وجود داشت که چنین تغییر مسیری ترکیه را به حالت طبیعی برگرداند و اصلاحات ملی گرایانه و سکولارگرایانه کمال آتاتورک –که در اوایل قرن بیستم جهت ترکیه را به سمت غرب چرخاند- را تعدیل خواهد کرد. اما با این وجود نتیجه خیلی مثبت نبود. تجربه ترکیه با حزب عدالت و توسعه ثابت کننده این امر است که به هر حال اسلامگرایی در سیاست خارجی کشورها نمی تواند با غرب سازگاری نشان دهد.