امروز یکشنبه 11 مرداد 1405

Sunday 02 August 2026

آیا هنر نزد ایرانیان است و بس؟


1401/08/01
کد خبر : 39107
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 84 نفر
بحث بهره هوشی (IQ) در جوامع مختلف همواره بحث داغی بوده و متعاقبا چالش‌های سیاسی و اجتماعی متعددی را نیز در پی داشته است. ادعاهایی در مورد بالاتر بودن هوش سفیدپوستان نسبت به سیاه‌پوستان، ثروتمندان نسبت به فقرا و اروپایی‌ها و شهروندان جهان اول نسبت به کشورهای جهان (که بعضا در مطالعات علمی نیز به اثبات رسیده‌اند) از گذشته‌های دور موجود بوده و حتی در برخی موارد دست‌مایه بازی‌های سیاسی و تعاملات اجتماعی شده‌اند، اما در مورد این مبحث توجه به چند مورد خالی از لطف نبوده، بلکه لازم است: ▪ بسیاری معتقدند اتکا به شاخص بهره هوشی به تنهایی کافی نیست؛ چرا که معیارها و مقیاس‌های فعلی برای اندازه‌گیری بهره هوشی به اندازه کافی برای سنجش این ماهیت دقت نداشته و نتایج فراگیر به دست نمی‌دهند. در واقع رتبه‌بندی‌های جوامع از نظر بهره هوشی که براساس مطالعات فوق صورت گرفته‌اند نیز توسط بسیاری از صاحب‌نظران زیر سوال رفته است. ▪ تجربه‌های تاریخی نشان داده‌اند که گزاره‌هایی همچون «بهره هوشی مردم کشور ما از دیگر کشورهای جهان بالاتر است»، یا «ما باهوش‌ترین مردم دنیاییم» همیشه نتایج صواب در پی نداشته‌اند، اما چه بهتر که چنین ادعاهایی بر پایه و اساس مستندات علمی باشد. به طور قطع در حال حاضر آگاهی جوامع به قدری پیشرفت کرده است که ادعاهای واهی و بدون پشتوانه مستندات علمی نه تنها به ایجاد باور در جامعه منتهی نمی‌شود، بلکه شک و تردیدهایی مضاعفی را دامن خواهد زد. ▪ مطالعات حاکی از آن هستند که تنها ۴۰ تا ۸۰ درصد از بهره هوشی در جوامع به ژنتیک مردم‌ آن جامعه قابل انتساب است و۲۰ تا ۶۰ درصد از بهره هوشی به عوامل محیطی، همچون تغذیه، محرک‌های خارجی، الگوهای آموزشی و غیره، بازمی‌گردد. با توجه به فقر منابع، مدیریت‌های آموزشی نادرست و مشکلاتی از این قبیل به نظر می‌رسد حداقل در حال حاضر کشورهای جهان سوم نمی‌توانند ادعاهایی در زمینه شاخص‌های بهره هوشی در سطح جهان داشته باشند. کشورهای شرق آسیا (شامل ژاپن و کره جنوبی)، میانگین بهره هوشی ۱۰۵ و کشورهای اروپایی با میانگین ۹۹ نسبت به کشورهای خاورمیانه و دیگر کشورهای جهان سوم که بهره هوشی زیر ۸۵ دارند، وضعیت بهتری دارند و تنها باید امید داشت با تهیه زیر ساخت‌های مناسب، در نسل‌های آتی فاصله موجود کمتر شود. ▪ حتی به فرض اینکه کشوری یا نژادی دارای بهره هوشی بالا باشد، این مساله الزاما به معنای خوشبخت‌تر بودن، موفق‌تر بودن یا ثروتمندتر بودن آن جامعه نیست. به طور مثال، کشوری مانند چین به علت نظام کمونیستی خود دارای درآمد سرانه ناخالص ملی ۴۵۰۰ دلار است، اما با بهره هوشی بالای ۱۰۰ (۱۰۶ در هنگ‌کنگ) از باهوش‌ترین کشورهای جهان محسوب می‌شود، اما کشور قطر که به علت منابع غنی نفتی درآمد سرانه ناخالص ملی بیش از ۱۷ هزار دلار دارد؛ بهره هوشی ۷۸ در جایگاه بسیار بدی به سر می‌برد. ژاپنی‌ها هم اگر چه درآمد سرانه ناخالص ملی‌شان از اروپایی‌ها تاحدودی کمتر است، اما بهره هوشی بالاتری نسبت به تمام کشورهای اروپایی دارند. آمریکا نیز که از ثروتمندترین کشورهای جهان است با میانگین بهره هوشی ۹۸ از بسیاری از کشورهای دیگر عقب مانده است. در واقع اگر چه یک ارتباط کلی بین بهره هوشی و شاخص‌های توسعه یافتگی و ثروت کشورها موجود است، اما بهره هوشی تنها یکی از شاخص‌های پیشرفت و توسعه است و برعکس عوامل مداخله‌گر و موثر متعددی در این رابطه دوطرف موجودند که مدنظر قرار دادن آنها در استنتاج‌های علمی ضروری است. ▪ بسیاری از کشورها و به ویژه کشورهای جهان سوم از نظر نژاد، وضعیت اجتماعی اقتصادی و فرهنگ جامعه‌ای ناهمگون و نامتجانس دارند. به طور مثال کشور ما اقوام و قبایل متعددی دارد که چنین عدم تجانسی باعث می‌شود نتوان درمورد بهره هوشی این جوامع یک نتیجه‌گیری کلی و منفرد ارایه کرد. طبق نظریه فلین (Flynn) بهره هوشی در تمام جوامع رو به افزایش است و به نظر می‌رسد سرعت افزایش بهره هوشی در جوامع در حال توسعه و جهان سوم به طور میانگین بسیار بیشتر از جوامع توسعه یافته است. در حقیقت اگر بر بهره‌هوشی اسپانیایی‌ها در هر دهه ۶ نمره و انگلیسی‌ها ۲ تا ۳ نمره افزوده می‌شود، این افزایش در مورد کشوری همچون کنیا در یک دوره ۱۴ ساله گذشته، معادل ۲۶ نمره حدس زده می‌شود. این افزایش بهره هوشی طی زمان مربوط به یک کشور خاص نیست و در تمام کشورهای جهان سوم به درجات مختلف مشاهده می‌شود. در حقیقت پیش‌بینی می‌شود که در آینده‌ای نه‌چندان دور، تفاوت بهره هوشی بین کشورها از بین برود یا به حداقل ممکن برسد. حتی برخی مدعی هستند در حال حاضر بهره هوشی در کشورهای توسعه یافته به حداکثر خود رسیده و با یک سیر کفه‌ای، افزایش بیشتری را شاهد نخواهد بود.اما آیا روند به افزایش در بهره‌هوشی در کشورهای مختلف جهان و مهم‌تر از همه در کشورهای در حال توسعه در کشور ما نیز وجود داشته است؟ یافته‌ها نشان می‌دهد اگرچه در کشورهایی همچون لیبریا، گینه‌بیسائو، نیجریه، ماداگاسکار، بوتان، باهاما و حتی پاکستان ظرف سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶ میلادی بین ۲ تا ۴ نمره افزایش پیدا کرده (که صد البته اهمیت آماری آن نامشخص است) اما چنین تغییری در کشورهایی همچون ایران و عراق مشاهده نشده و در بسیاری از کشورهای در حال توسعه حتی افت هم داشته است. ▪ شاخص‌هایی همچون امید به زندگی در بدو تولد و قدرت خرید و حتی آزادی از عوامل موثر و مرتبط با بهره هوشی در جوامع شناخته شده‌اند که بدون توجه به آنها نمی‌توان به افزایش بهره هوشی جوامع امید داشت. ▪ بعید است حتی متعصب‌ترین میهن‌پرستان ایرانی- جز در عالم شعر و شاعری- بر این باور باشند که «هنر نزد ایرانیان است و بس». به همین ترتیب ضرورتا ایرانیان باهوش‌ترین مردم جهان هم نیستند، پس شاید منافع ملی اقتضا کند به جای اتکا بر هوش مادرزاد (احتمالی) در جهت ارتقای سطح تفکر، آموزش و متعاقبا بهره‌وری هوشی افراد جامعه تلاش شود، چرا که مشخص شده افزایش بهره هوشی جوامع با بهبود وضعیت بهداشت و سلامت، کاهش میزان جرایم و خشونت‌ها و در مجموع افزایش بهره‌وری و تولید ملی کشورها همراه است. ▪ طبق نظریه فلین، برنامه‌ریزی جهت افزایش معادل ۳ نمره در میانگین بهره هوشی جامعه در هر دهه امکان‌پذیر است. با چنین برنامه‌هایی باید این امیدواری را ایجاد کرد که حداقل طی دهه‌های آتی کشور ما از تراز کشورهایی همچون فیجی، پورتوریکو و جزایر مارشال (حتی براساس مطالعاتی که اعتراف شده اعتبار آنها قطعی نیست) خارج شود و به سطوح کشورهای توسعه‌یافته نزدیک شود.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/39107
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید