امروز پنج‌شنبه 15 مرداد 1405

Thursday 06 August 2026

احساسات زدگی


1401/08/01
کد خبر : 43476
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 77 نفر
«صد سال به این سال ها» جدیدترین اثر سامان مقدم از جمله فیلم هایی است که در چند سال اخیر با مشکل اکران مواجه شده اما بالاخره به نمایش جشنواره یی نائل شد تا به حرف و حدیث ها پایان دهد. حاشیه های اطراف فیلم و آنچه منجر به دیده نشدن آن در این سال ها شده، شرایطی فراهم کرد تا مخاطبان و پیگیران جدی سینما با انتظاری خاص به تماشای آن بنشینند. اما دیدن «صد سال به این سال ها» این نکته را یادآور شد که حاشیه پررنگ نمی تواند جوابگوی کیفیت متن باشد و به گفته بهتر این فیلم از وجه کیفی اثری ماندگار یا خوش ساخت در سینمای ایران نیست. در واقع همه چیز به همان سوءتفاهم های ایجادشده در اطراف فیلم بازمی گردد که مثلاً شخصیت اصلی زنی است به نام ایران که می تواند نمادین تلقی شود وگرنه «صد سال به این سال ها» حتی در حد و اندازه های اثر قبلی مقدم یعنی «کافه ستاره» هم نیست. همان طور که اشاره شد تازه ترین فیلم سامان مقدم با محوریت شخصیتی به نام ایران، سه دوره از زندگی او را پی می گیرد. این روایت بیش از آنکه به یک فیلمنامه سینمایی قرص و محکم با پایه های دراماتیک وابسته باشد به یک فتورمان می ماند که می تواند از هر مقطعی آغاز شود و در هر مقطع دیگری هم پایان یابد. به همین دلیل محوریت ایران می تواند تنها نخ تسبیح پیگیری ماجرا باشد که یک نیاز اولیه است ولی در ادامه نمی تواند این پیوند را به سطحی دیگر بسط دهد. اما وجهی که می تواند این داستان را علاوه بر حضور شخصیت اصلی واجد اهمیت پیگیری کند، بستری است که تلاش شده در طول کار ایجاد شود و تا حدی موفق بوده است. در واقع بستر تاریخی که قرار است زندگی ایران در سه مقطع از آن جاری شود، می تواند با ارائه تصویر درستی از فضای موجود، به نوعی آیینه این سه دوران باشد؛ دورانی که به واسطه تغییر شرایط اجتماعی- سیاسی جامعه به گونه یی بسیاری از روابط، مناسبات و حتی مفاهیم در تضاد، تقابل یا تعامل با هم قرار می گیرند. با این زمینه چینی اولیه در مقطع اول که به سال های نزدیک به انقلاب برمی گردد (سال ۵۶) با خانواده ایران (فاطمه معتمدآریا) متشکل از همسر (رضا کیانیان)، پسر و دوست خانوادگی (پرویز پرستویی) آشنا می شویم که در شهری شمالی به زندگی مشغولند اما تغییر تدریجی شرایط جامعه بر روابط آنها تاثیرگذار است. این تغییر حتی منجر به شکافی بین همسر ایران و دوست صمیمی اش می شود. علاوه بر آن به یک عشق قدیمی بین ایران و دوست همسرش اشاره می شود که قرار است مرحله کاشت این کد باشد که در مراحل مقاطع بعد به برداشت می رسد. هرچند در این مقطع شخصیت ها معرفی اولیه شده و نوع رابطه آنها پایه گذاری می شود اما به نظر می آید همه چیز با سهل ترین کدها و پرداخت ها انجام شده چراکه مهم تر از هر چیز بازسازی فضای این مقطع تاریخی بوده که آن هم نمی تواند چندان عمیق شود. به عنوان مثال خیانت شوهر ایران به او با ابتدایی ترین کد کاشته می شود تا در مقطع بعد زمینه برای پیدا شدن سر و کله پسرش فراهم باشد. شوهر در سالگرد ازدواج بلیت سفر ایران و پسرش به شیراز را به او هدیه می دهد تا تلویحاً آنها را از سر باز کند که البته ایران سفر بدون او را نمی پذیرد. بعد از قتل مشکوک شوهر مقطع زمانی روایت دچار جهش شده و ۱۰ سال به جلو می آید تا پرسش هایی چون علت غیبت دوست خانوادگی در این مقطع و حذف بی دلیل او همچنان بی جواب بماند. مقطع دوم نگاهی نوستالژیک وار به دوران جنگ ایران و فضای متشنج جامعه در آن سال ها دارد که زندگی مستقل ایران را با پسر جوانش به تصویر می کشد؛ پسری که به تبع این دوران سربازی است که یک پایش جبهه و یک پایش تهران است و یک عشق پنهان هم دارد. شخصیت پردازی این کاراکتر به قدری در وجوه مثبت تخت و یک وجهی است که از همان ابتدا می توان پیش بینی کرد سرنوشتی جز شهادت انتظارش را نمی کشد چون سمبلی برای جوانان آن دوره است. نکته مهم دیگر در ذکر مصیبت های زندگی ایران پرداخت به شدت احساسات زده و ملودرامی است که تاثیرگذاری خود را بر مخاطب از این همین وجه می گیرد. مانند صحنه ضجه و مویه ایران برای شهادت پسرش که در اپیزود اول هم به گونه یی دیگر در قتل شوهر وجود داشت. در این مقطع یکی از کدهای کاشته شده در اپیزود اول هم به مرحله داشت می رسد که همان پیدا شدن پسر تازه یافته ایران از زن دیگر شوهرش است. این کد وقتی به مرحله برداشت می رسد که ایران پسر خودش را از دست می دهد و تنها مونس او همین پسرخوانده می شود. در اپیزود سوم هم به فضای سیاسی تغییریافته اجتماع اشاره می شود که نسل سوم وارد فضای مبارزات سیاسی می شوند؛ موقعیتی که امکان حضور دوباره دوست قدیمی را که امروز مهره یی دولتی شده ایجاد می کند و البته رونمایی عشق قدیمی از زیر خاکستر. همان طور که اشاره شد هر چند این سه مقطع زمانی که به عنوان بستر روایت داستان زندگی ایران انتخاب شده اند، شناسنامه دار هستند و به واسطه همین شناسنامه بر زندگی قهرمان فیلم تاثیر دارند اما تصویری که از آنها ارائه می شود به قدری در سطح حرکت می کند که نمی توان عمقی به آن داد یا حتی مفاهیم مطرح شده در آن را به گونه یی دیگر تعبیر کرد. باید پذیرفت ساخت هر فیلمی با هر حال و هوایی برای آنکه ماندگار و تاثیرگذار بر مخاطب باشد نیاز به چیزی ورای حرفه یی بودن دارد که دغدغه شخصی است. بدون این مهم بهترین و خوش ساخت ترین فیلم ها هم فاقد حس و حال می شوند و باید پذیرفت «صد سال به این سال ها» با وجود همه احساسات زدگی نمی تواند ارتباطی عمیق با مخاطب برقرار کند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/43476
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید