● اهل کتاب در قرآن
آیاتی که در قرآن ، نام اهل کتاب در آن برده شده است ، عبارتست از :
" ان الذین امنوا و الذین هادوا و النصاری و الصابئین من امن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون " ۱" کسانی که ( به پیامبر اسلام ) ایمان آوردهاند ، و کسانی که به آئین یهود گرویدند و نصاری و صابئان [= پیروان یحیی] هر گاه به خدا و روز رستاخیز ایمان آورن ، و عمل صالح انجام دهند ، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است ؛ و هیچگونه ترس و اندوهی برای آنها نیست ."
" ان الذین امنوا و الذین هادوا و الصابئون و النصاری من امن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحا فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون "۲
" آنها که ایمان آوردهاند و یهود و صابئان و مسیحیان ، هرگاه به خداوند یگانه و روز جزا ، ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند ، نه ترسی بر آنهاست ، و نه غمگین خواهند شد. "
" ان الذین امنوا و الذین هادوا و الصابئین و النصاری و المجوس و الذین اشرکوا ان الله یفصل بینهم یوم القیامة ان الله علی کل شیء شهید " ۳
" مسلّماً کسانی که ایمان آوردهاند، و یهود و صابئان و نصاری و مجوس و مشرکان ، خداوند ، در میان آنان روز قیامت داوری میکند ؛ ( و حق را از باطل جدا میسازد) ؛ خداوند بر هر چیز گواه (و از همه چیز آگاه) است . "
در این آیات از اهل کتاب به : یهود ، نصاری ، مجوس و صابئین اشاره شده است .
مجوسیان : معتقد به کتاب آسمانی و پیامبری زرتشت هستند ، و صابئان : مدعی اند که کتابی آسمانی دارند و معتقد به خدا، ملائکه، بهشت، جهنم و برخی از انبیا هستند .
سوال : ادیان شرقی چگونه اند؟
ادیان شرق آسیا احتمال می رود که از ادیان الهی و صاحب کتاب بوده اند که بعدها به انحراف کشانده شده اند ولی نمی توان با این احتمال چیزی را اثبات کرد اگر چه نفی آن هم معلوم نیست ، روایات ظاهراً به این مسأله اشاره ای
نداشته اند .
● جایگاه اهل کتاب نزد خداوند
همانطور که از آیات اول و دوم استنباط می شود اصول اساسی دین ، که می تواند هر انسانی را در پیشگاه خداوند ، مورد تایید و ماجور واقع کند ، ۳ ( سه ) اصل زیر است : ( دو اصل نظری و یک اصل عملی )
۱) ایمان بخدا
۲) ایمان به قیامت
۳) کردار شایسته ( عمل صالح )
خطاب صریح و روشن خداوند در آیات فوق اهل کتاب یعنی : مسلمانان ، یهودیان ، مسیحیان ، صائبین و مجوس می باشد که ضمن اینکه قول اجر و پاداش برای آنها داده است ، بلکه آنها را از هرگونه حزن و هراسی نیز در امان دانسته است .
● اعتبار احکام کتاب های اهل کتاب
با نگاهی اجمالی به آیات ۴۳ تا ۴۸ سوره مائده خداوند بصراحت موارد زیر را به پیامبر و مسلمانان و اهل کتاب گوشزد می کند
۱) قرآن کتاب های قبل از خود را تصدیق و تایید می کند.
۲) وقتی که یهود و نصاری کتاب های خود ، تورات و انجیل را در اختیار دارند چرا در رابطه با موضوعات و مسائل از تو ( ای پیامبر ) حکم می خواهند ؟
۳) حکم مسائلی که می پرسند ، در کتاب های آنها وجود دارد و پیامبران و علمای آنها نیز بر اساس همان کتاب خود حکم می کردند .
۴) هر کس بر اساس احکام نازل شده خدا حکم نکند کافر است .
۵) هر کدام از اهل کتاب دارای آئین و طریقه روشنی بوده که این واحد نبودن امت ها به اراده خداوند بوده که آنها را بیازماید و مسیر شناخت و شکوفایی بیشتر آنها را هموار کند .
● آیات ۴۳ تا ۴۸ سوره مائده
▪ و کیف یحکمونک و عندهم التوراة فیها حکم الله ثم یتولون من بعد ذلک و ما اولئک بالمؤمنین .( ۴۳ )
▪ انا انزلنا التوراة فیها هدی و نور یحکم بها النبیون الذین اسلموا للذین هادوا و الربانیون و الاحبار بما استحفظوا من کتاب الله و کانوا علیه شهداء فلا تخشوا الناس و اخشون و لا تشتروا بایاتی ثمنا قلیلا و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون .( ۴۴ )
▪ و کتبنا علیهم فیها ان النفس بالنفس و العین بالعین و الانف بالانف و الاذن بالاذن و السن بالسن و الجروح قصاص فمن تصدق به فهو کفارة له و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الظالمون. ( ۴۵ )
▪ و قفینا علی اثارهم بعیسی ابن مریم مصدقا لما بین یدیه من التوراة و اتیناه الانجیل فیه هدی و نور و مصدقا لما بین یدیه من التوراة و هدی و موعظة للمتقین . ( ۴۶ )
▪ و لیحکم اهل الانجیل بما انزل الله فیه و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الفاسقون . ( ۴۷ )
▪ و انزلنا الیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه من الکتاب و مهیمنا علیه فاحکم بینهم بما انزل الله و لا تتبع اهواءهم عما جاءک من الحق لکل جعلنا منکم شرعة و منهاجا و لو شاء الله لجعلکم امة واحدة و لکن لیبلوکم فی ما اتاکم فاستبقوا الخیرات الی الله مرجعکم جمیعا فینبئکم بما کنتم فیه تختلفون . ( ۴۸ )
▪ چگونه تو را به داوری میطلبند و درخواست حکم می کنند ؟! در حالی که تورات نزد ایشان است ؛ و در آن ، حکم خدا هست .( وانگهی ) پس از داوریخواستن از حکم تو ، (چرا) روی می گردانند ؟! آنها مؤمن نیستند.( ۴۳ )
▪ما تورات را نازل کردیم در حالی که در آن ، هدایت و نور بود ؛ و پیامبران ، که در برابر فرمان خدا تسلیم بودند، با آن برای یهود حکم میکردند ؛ و (همچنین ) علما و دانشمندان به این کتاب که به آنها سپرده شده و بر آن گواه بودند، داوری مینمودند . بنابر این ، (بخاطر داوری بر طبق آیات الهی ،) از مردم نهراسید ! و از من بترسید ! و آیات مرا به بهای ناچیزی نفروشید ! و آنها که به احکامی که خدا نازل کرده حکم نمیکنند ، کافرند . ( ۴۴ )
▪ و بر آنها [= بنی اسرائیل] در آن [= تورات] ، مقرر داشتیم که جان در مقابل جان ، و چشم در مقابل چشم ، و بینی در برابر بینی ، و گوش در مقابل گوش ، و دندان در برابر دندان میباشد ؛ و هر زخمی، قصاص دارد ؛ و اگر کسی آن را ببخشد ( و از قصاص ، صرفنظر کند ) ، کفاره ( گناهان ) او محسوب میشود ؛ و هر کس به احکامی که خدا نازل کرده حکم نکند ، ستمگر است. ( ۴۵ )
▪ و بدنبال آنها [= پیامبران پیشین] ، عیسی بن مریم را فرستادیم در حالی که کتاب تورات را که پیش از او فرستاده شده بود تصدیق داشت ؛ و انجیل را به او دادیم که در آن ، هدایت و نور بود ؛ و ( این کتاب آسمانی نیز ) تورات را ، که قبل از آن بود ، تصدیق میکرد ؛ و هدایت و موعظهای برای پرهیزگاران بود . ( ۴۶ )
▪اهل انجیل [= پیروان مسیح] نیز باید به آنچه خداوند در آن نازل کرده حکم کنند ! و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمیکنند ، فاسقند . ( ۴۷ )
▪ و این کتاب [= قرآن] را به حق بر تو نازل کردیم ، در حالی که کتب پیشین را تصدیق میکند ، و حافظ و نگاهبان آنهاست ؛ پس بر طبق احکامی که خدا نازل کرده ، در میان آنها حکم کن ! از هوی و هوسهای آنان پیروی نکن ! و از احکام الهی ، روی مگردان ! ما برای هر کدام از شما ، آیین و شریعت و طریقه روشنی قرار دادیم ؛ و اگر خدا میخواست ، همه شما را امت واحدی قرار میداد ؛ ولی خدا میخواهد شما را در آنچه به شما بخشیده بیازماید ؛ ( و استعدادهای مختلف شما را پرورش دهد ) . پس در نیکیها بر یکدیگر سبقت جویید ! بازگشت همه شما، به سوی خداست ؛ سپس از آنچه در آن اختلاف میکردید ؛ به شما خبر خواهد داد . ( ۴۸ )
بنابراین بر اساس آیات فوق و توضیحات زیر ، اگر پیروان هر کدام از ادیان الهی بر اساس احکام الهی کتاب های خود عمل کنند مورد تایید بوده و نه تنها عتاب نخواهند شد که به بهشت خداوندی نیز خواهند رفت : ۶
۱) از آنجا که سوره مائده در بین ۱۱۴ سوره نازل شده قرآن ، ۱۱۳مین سوره ای است که به پیامبر نازل شده پس متوجه می شویم که دستاوردهای آیات فوق در اواخر دوره ۲۳ ساله رسالت پیامبر به او ابلاغ شده و ناسخی برای آنها نیامده است .
۲) در آیه ۴۵ از بین آیات فوق ، یکسری احکام قصاص در کتاب تورات مطرح شده که با احکام قصاص در قرآن همخوانی داشته و به همین دلیل ، خداوند امر به عمل کردن پیروان آن کتب ، از دستورات موجود کتب خود می کند .
۳) دست کاری و یا تحریف در یکسری از موارد کتب آسمانی قبلی ، ماهیت پیام خداوند در آن کتب را عوض نمی کند.
۴) خمیر مایه و اصول همه ادیان یکی بوده و منظور خداوندی را از ارسال رسل که همان محقق کردن سه اصل مورد اشاره در اول مقاله می باشد را تامین می کند . همان طور که خداوند در آیه زیر می فرماید :
"و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحی الیه انه لا اله الا انا فاعبدون . " ۷" ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر اینکه به او وحی کردیم که : « معبودی جز من نیست ؛ پس تنها مرا پرستش کنید . » "
۵) با توجه به موارد فوق ، دین به هیچ وجه قابل نسخ و جایگزینی نیست .
۶) خداوند خود اراده کرده است که ؛ همه ی گروه های انسانی پیرو شرایع الهی ، باهم یگانه نباشند ؛ و آئین ها ی مختلف و متعدد را راه های روشن تلاش برای رسیدن به معرفت و نهایتا حقیقت الهی می داند . ۸
باور : " دینی بجز اسلام مقبول خداوند نیست ! " چه می شود ؟
خداوند در دو آیه زیر از قرآن کریم ، اسلام را به عنوان تنها دین مطلوب خود معرفی کرده است که معنی ظاهری آن دو آیه ، دین ها و شریعت های دیگر را غیر صحیح و بی اعتبار می گرداند :
۱) " ان الدین عند الله الاسلام " ۹
" همانا دین در نزد خدا ، اسلام است . "
۲) " و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه . " ۱۰
" کسی که جز اسلام را به عنوان دین خود بپذیرد ، از او پذیرفته نمی شود . "
لیکن با نگاهی به آیات دیگر قرآن که ذیلا آورده می شود ، و پیام های صریحی که در آن ها نهفته است ، نه تنها برداشت فوق تایید نمی شود ، بلکه اعتبار ادیان دیگر آن هم با همان عنوان اسلام تاکید و تایید گردیده است :
۱) " و وصی بها ابراهیم بنیه و یعقوب یا بنی ان الله اصطفی لکم الدین فلا تموتن الا و انتم مسلمون . " ۱۱
" توصیه کرد ابراهیم به فرزندان خویش و نوه اش یعقوب که : ای فرزندان من ، خداوند برای شما این دین را برگزید ، پس نمیرید مگر آنکه مسلمان باشید . "
۲) ام کنتم شهداء اذ حضر یعقوب الموت اذ قال لبنیه ما تعبدون من بعدی قالوا نعبد الهک و اله ابائک ابراهیم و اسماعیل و اسحاق الها واحدا و نحن له مسلمون . " ۱۲
" آیا شما حضور داشتید و شاهد بودید که یعقوب در هنگامه ی مرگ خویش از فرزندانش پرسید : چه چیزی را پس از مرگ من می پرستید ؟ و آنان گفتند : خدای تو و پدران تو ، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را می پرستیم ، خدایی یگانه و ما به او تسلیم شده ایم و مسلمانیم . "
۳) " ما کان ابراهیم یهودیا و لا نصرانیا و لکن کان حنیفا مسلما و ما کان من المشرکین . " ۱۳
" ابراهیم ، نه یهودی بود و نه مسیحی ، ولیکن موحدی خالص و مسلمان بود و هرگز از مشرکان نبود . "
۴) " و ما جعل علیکم فی الدین من حرج ملة ابیکم ابراهیم هو سماکم المسلمین من قبل .. " ۱۴
" خداوند برای شما در دین ، بیچارگی و سختی قرار نداده است ، این آئین پدر شما ابراهیم است ، خداوند شما را در کتابهای پیشین و در این کتاب آسمانی « مسلمان » نامید . "
بنابراین از نظر قرآن ، تمامی پیروان شرایع الهی ، حقیقتا مسلمان شمرده می شوند هرچند نام خود را « یهودی ، زرتشتی ، صابئی ، مسیحی ، یا چیز دیگری » بگذارند . ۱۵
لذا بر اساس مباحث فوق ، بایستی ، بین " دین و شریعت " تفکیک قائل شد .
دین : وجه مشترک بین تمام شرایع الهی بوده که بر اساس ۳ ( سه ) اصل " ایمان به وحدانیت خدا – ایمان به حقیقت معاد و عمل صالح " پایه ریزی گردیده ، و هدف خداوند در خلقت انسان و حقیقت پیام الهی در ارسال رسولان نیز ، در همین ۳ ( سه ) اصل نهفته است .
شریعت : مجموعه احکام و فروعی است که در هر دینی ، طریقت رسیدن به ۳ ( سه ) اصل فوق و راه کارهای عملیاتی کردن آنها را فراهم می کند .
و قطعا ، تفاوت ادیان مختلف ، در این بخش شریعت بوده و کامل تر بودن آنها نیز ، به همین بخش مربوط می شود .
● دین ، شریعت و مفهوم اسلام از منظر بزرگان
▪ علامه طباطبایی
" خداوند بندگان خود را جز به یک دین که همان اسلام و تسلیم در برابر اوست مکلف نساخته است ؛ اما آنان را برای رسیدن به این مقصد به راههای گوناگون وارد ساخته ، و سنتهای مختلفی را مطابق استعدادهای متنوّعشان برای آنها درست کرده که همان شریعتهای نوح ، ابراهیم ، موسی ، عیسی و محمد ـ علیهم السلام ـ است.
این حقیقتی است که از کنار هم نهادن آیاتی نظیر:
« ان الدین عندالله الاسلام - ۸- سوره آل عمران – ۱۹ »، « و من یتبع غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه - سوره آل عمران – ۸۵ »، « لکل جعلنا منکم شرعة و منهاجا – سوره مائده – ۴۸ » و « ثم جعلناک علی شریعة من الامر فاتبعها – سوره جاثیه – ۱۸ » حاصل میشود .
شریعت راهی است که برای هر یک از امتها و پیامبرانی که بدان مبعوث شدهاند آماده شده ، و اخصّ از دین است ...
دین به معنای یک قانون کلی و طریق عمومی الهی که برای تمام ملتها و جوامع وضع شده و قوانین کلی حاکم بر آن نمیپذیرد ."
" یکی از خواص هدایت الهی افتادن به راه مستقیم و طریقی است که انحراف و اختلاف در آن نیست ، و آن همانا دین اوست که نه معارف اصولی و شرایع فروعیش با هم اختلاف دارد ، و نه حاملین آن دین و رهروان در آن راه با یکدیگر مناقضت و مخالفت دارند، برای اینکه منظور از تمامی معارف و شرایع دین الهی یک چیز است و آن توحید خالص است که خود حقیقت واحدی است ثابت و تفسیرناپذیر و نیز خود آن معارف هم همه مطابق با فطرت الهی است که نه خود آن فطرت عوض شدنی است و نه احکام و مقتضیاتش قابل تغییر است. به همین جهت حاملین دین خدا ، انبیا(ع) نیز با یکدیگر اختلاف ندارند . همه به یک چیز دعوت نموده ، خاتم آنان همان را میگوید که آدم آنان گفته بود ، تنها اختلاف آنان از جهات اجمال دعوت و تفصیل آن است . " ۱۷
" نفس انسان در اثر انجام اعمال صالح و اعتقادات حقه ادیان، دارای صور کمالی میشود که موجب قرب به خداوند متعال و رضوان و رستگاری و نجات میشود. از آن طرف اعمال ناشایست و عقاید سخیف نیز در نفس انسانی، صورت کمالیهای ایجاد میکند که باعث شقاوت و ضلالت بشر میشود ." ۱۸
▪ علامه مطهری
" قرآن کریم که دین خدا را از آدم تا خاتم یک جریان پیوسته معرفی میکند نه چند تا، یک نام روی آن میگذارد و آن " اسلام " است. البته مقصود این نیست که در همه دورهها دین خدا با این نام خوانده میشده است و با این نام در میان مردم معروف بوده است، بلکه مقصود این است که حقیقت دین دارای ماهیتی است که بهترین معرف آن لفظ اسلام است و این است که میگوید « ان الدین عند الله الاسلام » یا میگوید ابراهیم یهودیاً و لانصرانیاً و لکن کان حنیفاً مسلماً . " ۱۹
" اگر کسی دارای صفت تسلیم باشد و به عللی اسلام ( شریعت محمدی ) بر او مکتوم مانده باشد و او در این باره بی تقصیر باشد، هرگز خداوند او را معذب نمی سازد، او اهل نجات از دوزخ است . . . " ۲۰
" به نظر حکمای اسلام از قبیل بوعلی و صدرالمتالهین، اکثریت مردمی که به حقیقت اعتراف ندارند ، قاصرند نه مقصر ; چنین اشخاصی اگر خداشناس نباشند ، معذب نخواهند بود - هر چند به بهشت هم نخواهند رفت - و اگر خداشناس باشند و به معاد اعتقاد داشته باشند و عملی خالص قربة الی الله انجام دهند، پاداش نیک عمل خویش را خواهند گرفت . تنها کسانی به شقاوت کشیده می شوند که مقصر باشند نه قاصر . " ۲۱
"شما اگر به همین مسیحیت تحریف شده نگاه کنید و بروید در دهات و شهرها، آیا هر کشیشی را که می بینید، آدم فاسد و کثیفی است ؟ والله میان همین ها صدی هفتاد هشتادشان مردمی هستند با یک احساس ایمانی و تقوا و خلوص که به نام مسیح و مریم، چقدر راستی و تقوا و پاکی به مردم داده اند، تقصیری هم ندارند; آنها به بهشت می روند، کشیش آنها هم به بهشت می رود . " ۲۲
▪ امام خمینی
" امام راحل در موردی از بحث مکاسب محرمه، به حقایق مهمی در باره پیروان ادیان دیگر اشاره می کند که نشان دهنده عمق اندیشه آن یگانه دوران است . وی در بحث خویش ، پیروان ادیان را به عوام و غیرعوام تقسیم می کند و می گوید:
اما عوام آنان ، پس ظاهر است که خلاف مذاهبی که دارند، به ذهنشان خطور نمی کند، بلکه آنان، مانند عوام مسلمانان، به صحت مذهب خویش و بطلان سایر مذاهب قطع دارند . پس همان طور که عوام ما، به سبب تلقین و نشو و نما در محیط اسلام، به صحت مذهب خویش و بطلان سایر مذاهب علم دارند، بدون این که خلاف آن به ذهنشان خطور کند، عوام آنان نیز چنین هستند و این دو گروه از این جهت تفاوتی ندارند . و قاطع در پیروی از قطع خود ، معذور است و نافرمان و گناهکار نیست و نمی توان او را به موجب این پیروی عقاب کرد ." ۲۳
از دیدگاه امام ، غیرعوام آنان نیز از نظر تلقین پذیری و جازم شدن به مذاهب باطل خویش با عوام فرقی ندارند ، ولی ایشان معذور نیستند ; شاید به موجب این که تکلیف عالم سنگین تر است و به بیان شیوای حضرت امام جعفر صادق (ع)، « هفتاد گناه از جاهل بخشیده می شود پیش از این که از عالم، یک گناه بخشیده شود .» ۲۴
وی در باره پیروان غیرعامی ادیان دیگر می گوید:
اما غیرعوام آنان ، غالبا به واسطه تلقیناتی که از آغاز کودکی و نشو و نمایشان در محیط کفر وجود داشته است ، به مذاهب باطل خویش جازم و معتقد شده اند ، به گونه ای که هرگاه چیز مخالفی به آنان برسد، آن را با عقول خویش که از آغاز نشو و نما بر خلاف حق پرورش یافته است ، رد می کند . پس عالم یهودی یا مسیحی، مانند عالم مسلمان، ادله دیگران را صحیح نمی داند و بطلان آن ادله برای وی مانند ضروری شده است; زیرا مذهب او نزد خودش ضروری است و خلاف آن را احتمال نمی دهد . ۲۵
ولی در عین حال، نباید از عناد و تعصب برخی از پیروان ادیان باطل غافل بمانیم .
آری ، در میان آنان ، کسی مقصر است ، که خلاف مذهب خود را احتمال بدهد و از روی عناد یا تعصب، ادله آن را بررسی نکند ، همان طور که در آغاز اسلام ، کسانی در میان علمای یهودی و مسیحی چنین بودند . ۲۶
▪ آیه الله منتظری
" در صورتی که پیروان ادیان سابق به رغم آمدن دین جدید همچنان بر عقیده خود اصرار بورزند و پایبندی خود را بر آن اعلام کنند، دو صورت برای آن قابل تصور است : یکی این که واقعا به آن اعتقاد دارند و آن را از جانب خداوند میدانند و حقانیت دین جدید برای آنان ثابت نشده است ، و دیگر این که از سر لجاجت و عناد و با علم به حقانیت دین جدید آن را نمی پذیرند . در صورت اول ایمان آنان پذیرفته است و اسلام هم آنان را به رسمیت میشناسد. (لیسوا سواء من أهل الکتاب أمة قائمة یتلون آیات الله آناء اللیل و هم یسجدون – ( سوره آل عمران ، آیه ۱۱۳) ) " همه اهل کتاب مساوی نیستند ; گروهی از آنان در دل شب ایستاده آیات خدا را تلاوت میکنند و سجده مینمایند ."
گروه دوم که در برابر دین حق سرسختی نشان میدهند و آن را نمی پذیرند و حاضر نیستند تعصب و سرسختی بی دلیل خود را کنار گذاشته و دین حق را بپذیرند، همانند کافرانی اند که حاضر نمی شدند در برابر پیامبران الهی تسلیم شوند : (یا أهل الکتاب لم تکفرون بآیات الله و أنتم تشهدون – (سوره آل عمران - آیه ۷۰ ) ) ؛ " ای اهل کتاب ! چرا به آیات خدا کافر میشوید، در حالی که خود شاهد آن هستید . ۲۷
▪ آیه الله صالحی نجف آبادی
" بهشت برای تمامی نیکان و پاکان و مومنان است و ۳ شرط اساسی زیر را دارد :
۱) ایمان بخدا
۲) ایمان به قیامت
۳) کردار شایسته ( عمل صالح )
حال می خواهد مسلمان باشد ( یا نباشد ) ، مسلمانش شیعه باشد یا سنی باشد . شیعه ها ۱۲ فرقه اند که یکی از آنها دوازده امامی است که ما هستیم . همه اینها اگر این ۳ شرط را داشته باشند ، به بهشت می روند . آیه اش اینست :
" آنهایی که مسلمانند ، یهودیند ، نصرانیند و آنهایی که صائبین اند ( فرقه های دیگرخداپرست مانند زرتشتیان ) ، اگر این سه شرط را داشته باشند ، اهل بهشت اند . سوره بقره، آیه ۶۲ و سوره مائده، آیه ۶۹ " ۲۸
▪ امام موسی صدر
" ادیان یکی بودند و هدفی مشترک را پی می گرفتند ؛ جنگیدن در برابر خدایان زمینی و طاغوت ها و یاری مستضعفان و رنجدیدگان ؛ و این دو نیز نمودهای حقیقتی یگانه هستند؛ ... ادیان یکی بودند و یکدیگر را مورد تصدیق قرار داده اند . خداوند به واسطه این ادیان مردم را از تاریکی ها به سوی نور بیرون کشید و آنان را از اختلافات ویرانگر نجات داد و آنان را پیمودن راه صلح و مسالمت آموخت... ادیان یکی بودند ؛ زیرا در خدمت هدفی واحد بودند : دعوت به سوی خدا و خدمت به انسان ! و این دو نمونه های حقیقتی یگانه هستند... ادیان یکی بودند ؛ زیرا نقطه آغاز همه آن ها ؛ یعنی خدا ، یکی است و هدف آن ها ؛ یعنی انسان ، یکی است و بستر تحولات آن ها ؛ یعنی جهان هستی ، یکی است... و چون هدف را فراموش کردیم و از خدمت انسان دور شدیم ، خدا نیز ما را به حال خود گذاشت و از ما دور شد ، و ما به راه ها و پاره های گوناگونی بدل گشتیم ، و در پی خدمت به منافع خاص خود بر آمدیم ، و معبودهای دیگر ، جز خدا را بر گزیدیم ، و انسان را به نابودی کشاندیم . ۲۹
........ اگر خداوند می خواست همه را یکسان و برابر خلق می کرد . ادیان گرچه همگی یکی بودند، اما به مذاهب گوناگون تقسیم شدند .
مذهب راه یا منش خاصی است که به افرادی معین اختصاص دارد ؛ مثلاً تشیع و تسنن نه دو دین که دو مذهب از دینی واحد هستند، ........ با همین سیاق می توان در مورد همه ادیان سخن گفت . آن ها یکی هستند ، خدایشان یکی است ، و سرچشمه شان نیز یکی است ، اما آمیختگی با برخی تفسیرها ، برخی دخل و تصرف ها و برخی شیوه های خاص ، چهره ای از آن ها به نمایش گذاشته است، که گویی ادیانی متفاوت و به دور از هم هستند .
اصول همه ادیان ، توحید ، نبوت و معاد است ، اما زوایدی که با آن ها آمیخته است ، به اجتهادات و برداشت های مشخص افراد یا پیروان این ادیان مربوط است... ۳۰
▪ علامه جعفری
مذاهبی هستند که از مکتب اسلام خارج و داخل در اهل کتاب اصطلاحی (یهود و نصرانی و مجوس) نیستند ، و نیز در گروه منکرین توحید هم شمرده نمیشوند . عدد این مذاهب زیاد است مانند بوداییها و هندوها و غیر ذلک ، با ادّعای توحیدی که دارند این گونه مذاهب بایستی مورد تحقیق و تتبع کافی و لازم قرار بگیرند ، ممکن است بعضی از این مذاهب حقیقتا دارای کتاب و پیشوای الهی بودهاند ، مخصوصا با نظر به عقاید و حقوق و قوانینشان که توافقی با دین فطری حضرت ابراهیم علیه السّلام داشتهاند ، اگر چه با مرور زمان تدریجا دگرگون شده و مذهبشان پر از خرافات و اوهام گشته است.
گروندگان این گونه مذاهب را میتوان از اهل کتاب محسوب و در احکام و حقوق مانند اهل کتاب با آنان معامله و رابطه بر قرار کرد و اگر در تتبع و تحقیق دست محقق به جایی نرسد و نتواند برای گروهی پیشوا و کتابی اثبات کند ، در صورتی که آنان ادعای پیشوای الهی و کتاب آسمانی مینمایند ، بایستی با آنان رابطه بیطرفانهای مقرّر ساخت یعنی آنان از حقوق عمومی انسانی بهرهمند میباشند . مال و جان و مقرّراتشان محفوظ و محترم میباشد. و اما اگر پیشوا و کتابی برای خود ادعا نکنند چنانکه در باره پیروان کنفوتسه چنین گفته میشود ، اگر یک عده اصول فطری مذاهب را قبول داشته باشند (مثلا به خدا و معاد و نماینده خدا در روی زمین را اگر چه به عنوان حکما و مصلحین معرفی کنند، اعتقاد داشته باشند)؛ اینان نیز مانند همان گروهی هستند که برای خود پیشوا و کتابی قائلند . نهایت امر این است که به جای کتاب مدوّن ، به مقداری از اصول اخلاق و رسوم پرستش خدا اعتقاد دارند . اینان نیز با ملاکی که در فوق گفتیم ، از نظر حقوق و احکام اسلامی به اهل کتاب شبیه هستند . ۳۱
● اهل کتاب در فقه
بحثی بین فقهای عظام مطرح است که آیا اهل کتاب پاک هستند یا نجس ، که دو فتوا وجود دارد :
الف) عدهای میفرمایند نجس هستند زیرا با ظهور اسلام دیگر دلیلی نداشت که آنها به اهل کتاب بودنشان باقی بمانند و باید مسلمان میشدند . علماء و فقها از دوران قدیم تا دوره مرحوم آیت الله حکیم بر این استدلال ، آنها را نجس می-دانستند .
ب) عدهای از فقها همانند مرحوم آیت الله حکیم و مرحوم آیت الله خویی و شاگردانشان می¬فرمایند اهل کتاب پاک هستند : به عنوان اینکه نجس دانستن آنها جنبه سیاسی دارد تا مسلمانان با آنها رابطه برقرار نکنند ، عقایدشان بر مسلمین تأثیر منفی نگذارد . به نظر میرسد اولین کسی اهل کتاب را پاک دانست ، مرحوم آیت الله حکیم بود . آیت الله خویی و شاگردانشان نیز آنان را پاک دانسته و قائل بودند که اهل کتاب نجاست ذاتی ندارند .
● فتاوای چند تن از مراجع و فقها
▪ قائلین به پاکی اهل کتاب
ـ مرحوم کوکبی تبریزی در مسأله ۱۲۸ رسالهشـان : در عین اینکه اهل کتاب از کفار هستند ولی نجاست آنها ذاتی نیست، بلکه عرضی است.
ـ آیت الله حسین نوری همدانی مسأله ۱۰۶ : ... ذاتاً پاکند .
ـ مرحوم آیت الله فاضل مسأله ۱۱۵ : ... اهل کتاب (یهود و نصاری و مجوس) پاک می باشند .
ـ آیت الله خامنهای مسئله ۳۱۳ : به نظر ما آنها محکوم به طهارت ذاتی هستند..
ـ آیت الله وحید خراسانی مسئله ۸۵ : پاکند .
ـ آیت الله موسوی اردبیلی مسئله ۹۳ : بنابر اقوی اهل کتاب (یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان) پاک هستند؛ .
ـ آیت الله صانعی : اهل کتابی که «غیر از معاندین» باشد را پاک دانسته ، و معاشرت و همسفرگی با آنان را جایز میداند
ـ آیت الله علی محمد دستغیب مسئله ۱۰۷ : اهل کتاب یعنی یهود ، نصاری و مجوس ذاتاً طاهرند .
ـ آیت الله دکتر صادقی تهرانی مسئله ۲۳ : بدن کافر ، مشرک و حتّی ملحد پاک است.
ـ مرحوم آیت الله صالحی نجف آبادی و علامه جعفری : پاکند .
ـ مرحوم آیت الله غروی : بدن هر انسانی که آلوده به نجاسات ظاهری نباشد ، پاک است . ذبیحه آنها نیز حلال است .
ـ آیت الله جناتی : غیر مسلمانان از هر نوع و قسمی که باشند (اهل کتاب، مشرکین و ملحدین) ذاتا و از نظر جسمی و بدنی پاک هستند و اگر از چیزهایی که در نظر مسلمانان نجس می باشند ، اجتناب کنند، نجاست عرضی هم ندارند.
ـ مرحوم آیت الله منتظری : به نظر اینجانب اهل کتاب در صورتی که به واسطه شرب خمر و اکل میته و گوشت خوک و ملاقات با سائر نجاسات بالعرض نجس نشده باشند ، نجاست ذاتی ندارند .
ـ امام موسی صدر ، شهید محمدباقر صدر ، شیخ طبرسی, شهید ثانی و شیخ بهائی: اهل کتاب و ذبیحه آنان پاک است .
▪ قائلین به احتیاط
ـ آیت الله سیستانی : بنابر مشهور نجس¬اند ولی حکم به طهارت آنها دور نیست ، اگر چه احتیاط بهتر است.
ـ آیت الله شیخ جواد تبریزی در مسأله ۱۰۷ رساله خود : اهل کتاب (یهود، نصاری و مجوس) بنابر مشهور نجس و این قول موافق احتیاط است و لکن بنابر اظهر پاکند .
ـ آیت الله شبیری زنجانی توضیح المسائل ج ۱ مسئله ۱۰۷: نجاست اهل کتاب بنا بر احتیاط است.
ـ آیت الله مکارم مسئله ۱۱۳ : بنابر احتیاط نجس است .
▪ قائلین به نجاست اهل کتاب
ـ آیت الله بهجت مسئله ۱۰ : نجس است .
ـ آیت الله صافی مسئله ۱۰۷ : کافر کتابی بنابر قول مشهور نجس است و احتیاط واجب رعایت این قول است.
مقصـود از نقـل فتاوی فوق این بود که بدانیم اکثر علمای معاصر ، یهود و نصاری را پاک میدانند و بعضی نیز مجوس و یا زردشت را هم اضافه کردهاند .