امروز دوشنبه 09 شهریور 1405

Monday 31 August 2026

ادیبی که زندگی‌اش وقف کتاب بود


1401/08/01
کد خبر : 75907
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 45 نفر
سعید نفیسی محقق، ادیب و کتاب‌شناس ایرانی بود که مجموعه کتاب‌ها و مقالات نوشته شده توسط وی بی‌نظیر است. سعید نفیسی، در ۱۸ خرداد ۱۲۷۴ خورشیدی در تهران چشم به جهان گشود. خانواده پدری او همه پزشک بوده‌اند و نیای یازدهمش حکیم برهان‌الدین نفیسی کرمانی، نویسنده کتاب «شرح اسباب» و کتاب‌های پزشکی، و پدرش علی‌اکبرخان ناظم‌الاطبا کرمانی، صاحب «فرهنگ نفیسی» (معروف به«فرهنگ فرنودسار») و برادرش مودب‌الدوله نیز از پزشکان ادب‌دوست به‌شمار می‌رفت. سعید نفیسی آموزش‌های ابتدایی و متوسطه را در مدارس شرف و علمیه تهران فرا گرفت. هر چند گفته‌اند که شاگرد چندان منظمی نبود اما حافظه کم‌مانندی داشت و به خواندن کتاب و جست‌وجو درباره تاریخ و فرهنگ ایران دلبستگی بسیاری نشان می‌داد. نفیسی برای ادامه تحصیل راهی سوییس و پاریس شد. دوری او از ایران تا سال ۱۲۹۷ خورشیدی طول کشید. پس از بازگشت در وزارت فواید عامه استخدام شد و اندکی بعد ریاست اداره فلاحت و مدیریت مدرسه تجارت را پذیرفت. در سال ۱۳۰۸ خورشیدی به خدمت وزارت فرهنگ درآمد و در دبیرستان‌های اقدسیه و سن لویی به تدریس زبان فرانسه پرداخت و به کار آموزش در مدارس علوم سیاسی، دارالفنون، مدرسه عالی تجارت و مدرسه صنعتی سرگرم شد. آنگاه در دانشکده حقوق و ادبیات به تدریس اشتغال ورزید و از این سالیان به بعد عضو فرهنگستان ایران بود. همکاری نفیسی با ملک‌الشعرای بهار، در انجمن دانشکده، از سال ۱۲۹۷ خورشیدی آغاز شد. او یکی از نویسندگان مقالات علمی و ادبی مجله «دانشکده» بود. تاریخ ایران از رشته‌هایی بود که نفیسی همواره به پژوهش درباره آن می‌پرداخت. از این راه شماری متن‌های تاریخی را ویرایش و چاپ کرد و تعدادی تحقیق با ارزش تاریخی را منتشر ساخت. انتشار کتاب‌های خاندان طاهریان (۱۳۳۵)، در پیرامون تاریخ بیهقی (۱۳۴۲)، تاریخ اجتماعی ایران (۱۳۴۲)، مسیحیت در ایران (۱۳۴۳) و تاریخ تمدن ساسانی (۱۳۴۴) از تالیفات تاریخی ماندگار اوست. تصحیح و ویرایش پندنامه انوشیروان (۱۳۱۲)، تاریخ گیتی گشا (۱۳۱۷)، تاریخ بیهقی (۱۳۳۲) و تاریخ گردیزی (۱۳۳۲) نیز از فعالیت‌هایی است که نفیسی در زمینه‌ نشر آثار کهن انجام داد. در این میان از چاپ متن‌های ادبی و دیوان شعرا نیز دوری نمی‌جست. شماری از دیوان‌هایی که نفیسی چاپ کرد و با نوشتن مقدمه و تعلیقات در اختیار دوستداران شعر کهن ایران گذاشت، شامل دیوان ابن یمین فریومدی (۱۳۱۸)، دیوان عطار نیشابوری (۱۳۱۹)، کلیات عراقی (۱۳۳۵)، دیوان انوری ابیوردی (۱۳۳۷)، دیوان قاسم انوار (۱۳۳۷) و دیوان اوحدی مراغه‌ای (۱۳۴۰) است. تسلط نفیسی به تاریخ و ادبیات ایران، باعث شده بود تا آثار تازه و پژوهشگرانه‌ای پدید آورد و تعداد بسیاری از متن‌های منثور و منظوم فارسی را به شیوه‌ای علمی منتشر کند و از گمنامی و ناشناختگی بیرون بیاورد. به ویژه کتابخانه شخصی و کم‌مانندی که به مرور زمان فراهم ساخته بود، به او این امکان را می‌داد که به مهمترین مآخذ تاریخی و ادبی دسترسی داشته باشد. استاد ایرج افشار درباره کتابخانه نفیسی و سرنوشت آن می‌نویسد:«کتابخانه نفیسی خزانه‌ای بود با ارج و ارزش. از هر دست کتاب و نشریه به هر زبان و خطی در آن دیده می‌شد که محقق و دانشجو و دوست و بیگانه از آن استفاده می‌کردند. در این کتابخانه نزدیک به پانزده هزار کتاب و مجله و نسخه خطی بود که قسمت کوچکی از آن را به کتابخانه‌های مجلس و دانشگاه کلمبیا فروخت و قسمت بیشتر آن را در اختیار دانشگاه گذاشت که برای کتابخانه مرکزی بردارند.» نفیسی با آنکه یکسره به گذشته ادبی و تاریخی ایران می‌پرداخت، از نگاه انتقادی به روزگار خود و تحولات اجتماعی آن دوری نمی‌کرد. رمان «نیمه راه بهشت» (۱۳۳۱) او در واقع افشاگری سیاسی درباره طبقات اشراف و سیاستمداران آن روزگار بود. او با انتخاب اسم‌های ساختگی، که با اندکی کوشش می‌شد به هویت آنها پی برد، چهره پشت پرده بسیاری از مردان روزگارش را نشان داد و روش آنان را به باد انتقاد گرفت. از این رو او در انتقاد اجتماعی از پیشروان عصر خود به‌شمار می‌رفت. گوناگونی زمینه‌هایی که نفیسی بدان می‌پرداخت از او نویسنده‌ای آگاه ساخته بود. برای نمونه به ادبیات جهان نیز توجه داشت و افزون بر ترجمه «ایلیاد» و«ادیسه» هومر، ترجمه داستان‌های متعددی از بالزاک، گورگی و تولستوی را به علاقه‌مندان ادبیات جهان ارمغان کرد. زمینه دیگری که نفیسی به آن می‌پرداخت جست‌وجو و پژوهش در احوال خاندان‌ها و شخصیت‌های نامدار تاریخی بود. کتاب‌هایی که او در این باره منتشر کرد، بسیار است و هنوز هم از اعتبار علمی آنها و اهمیتی که در تحقیقات تاریخی و ادبی دارند کاسته نشده است. شیخ زاهد گیلانی (۱۳۰۷)، احوال و اشعار رودکی (۱۳۱۹)، در پیرامون اشعار و احوال حافظ (۱۳۲۱)، مجدالدین همگر شیرازی (۱۳۱۴)، خاندان سعدالدین حمویه (۱۳۱۴) و خاندان بابویه قمی (۱۳۲۷ ) از جمله تحقیقات تاریخی و ادبی وی به‌شمار می‌آید. شمار بسیاری از مقالات نفیسی در مجلاتی نظیر یغما، سخن و راهنمای کتاب منتشر شده است. او از نوشتن یادداشت و جستار برای نشریات مردم پسندی همانند «سپید سیاه» نیز روی گردان نبود. افزون بر این خود او سردبیری برخی نشریات را بر عهده داشت. میان سال‌های ۱۲۹۸ تا ۱۲۹۹ خورشیدی مجله ماهانه«فلاحت و تجارت» را سرپرستی می‌کرد و در سال ۱۳۰۲ روزنامه «امید» را منتشر ساخت. مدیریت مجله«شرق» به صاحب امتیازی محمد رمضانی بر عهده نفیسی بود و در دهه بیست نیز با مجله «پیام نو» و همچنین با مجله ادبی «پرتو» به صاحب امتیازی میرزا محمد واله اصفهانی همکاری کرد. شمار مقالات و کتاب‌هایی که سعید نفیسی نوشته است افزون بر یکصد و چند مجلد است. یادداشت‌ها و نوشته‌های منتشر نشده‌ای نیز از او برجای مانده است. از دیگر آثار او می‌توان به مدرسه نظامیه بغداد (۱۳۰۳)، فرهنگ فرانسه فارسی (۱۳۱۰)، تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دوره معاصر (۱۳۳۵)، فرهنگ نفیسی (۱۳۳۹) و تاریخ اجتماعی ایران از انقراض ساسانیان تا انقراض امویان (۱۳۴۲) اشاره کرد. نفیسی که از بیماری آسم رنج می‌برد، سال‌های آخر عمر را در پاریس به‌سر برد و برای بار آخر برای شرکت در نخستین کنگره ایران‌شناسان به تهران بازگشت و سرنوشتش این بود که در خاک وطن چشم بر هم نهد و در کنار پدرش به خاک سپرده شود. سعید نفیسی بسیار ساده می‌زیست و به ظواهر زندگی توجهی نداشت. زندگی او وقف علم و دانش بود و برای شناخت فرهنگ و تاریخ ایران از هیچ کوششی دریغ نورزید.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/75907
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید