از دست دادن شغل یا پیدا نکردن یک کار مناسب هر زندگی زناشویی و خانوادهای را تهدید میکند. بسیاری از ما بدون اینکه امنیت شغلی داشته باشیم هر روز کار میکنیم بدون اینکه مطمئن باشیم فردا نیز بر سر همین کار خواهیم بود. تا وقتی که قرار است تصمیمگیرنده زندگی شخصی خودمان باشیم ممکن است بتوانیم با این شرایط و بحران کنار بیاییم. اما زمانی که مسیولیت همسر و فرزندان هم به عهده ماست نگرانیها چندین برابر میشود.
در این میان واکنشهای همسر و اطرافیان در برابر این شرایطی که تا حدی از توان شما خارج است بسیار مهم است. همسرتان حق دارد که نسبت به این وضعیت واکنشهایی داشته باشد. او ممکن است روزی با شما همدردی کند و تسکینتان بدهد و روز دیگر ممکن است با خشم و ناراحتی با شما حرف بزند. واقعیت این است که این شرایط سخت همه اعضای خانواده را متناسب با مسئولیتهایشان تحت تاثیر قرار میدهد. با این حال هم شما و هم همسرتان میتوانید این دوران سخت را پشت سر بگذارید. مطمین باشید که شما برای همیشه بیکار نخواهید ماند.
● تعادلی که سخت برقرار میشود
مهمترین تاثیر بیکاری شرایط سخت و محدودیتهای اقتصادی است که به شما و خانواده تحمیل میشود. اگر همسرتان کار میکند او فشار کاری بیشتری را تحمل میکند زیرا تا پیش از این احتمالا هزینهها بین درآمدهای شما و همسرتان تقسیم میشد و اکنون باید تنها از یک منبع مالی تغذیه کنید. علاوه بر این او باید نقش حمایتگر و روحیه دهنده نیز داشته باشد و شما را در این وضعیت بیش از هر زمان دیگری یاری کند. شما در خانه بیکار میمانید و افسردگی ناشی از ناامیدی، ناتوانی و بیکار ماندن گریبانتان را خواهد گرفت. اگر فرزندی داشته باشید هر روز با نیازهای تازه او مواجه میشوید و همین مسأله هم شما و هم همسرتان را بیشتر آزار میدهد. در این شرایط چگونه میتوانید یک زندگی آرام داشته باشید؟ مسلم است که تعادل برقرار کردن میان مشکلات و روابط بسیار سخت خواهد شد. اما این هنر شما است که بتوانید هوشمندانه این وضعیت را مدیریت کنید.
● پیشبینی روزهای آینده
شما بعد از بیکار شدن باید درباره این مسأله با همسرتان گفتگو میکردید و درباره پیدا کردن کار بعدی و مدیریت مسایل مالی و اتفاقاتی که پیش میآیند با هم حرف میزدید. هنوز هم دیر نشده. میتوانید همین امروز اینکار را انجام بدهید. روزهایی که پیش رو دارید روزهای راحتی نیستند. فشارهای زیادی به شما تحمیل میشوند و رابطه زناشویی و خانوادگی شما را تحت تاثیر قرار میدهند.
● برنامهریزی برای مدیریت رابطه
اولین کار تغییر نگرش است. باور کنید که این وضعیت موقت است و میتوانید آن را مدیریت کنید. ممکن است درخواستهای کاری رد بشوند و چندین ماه بیکار بمانید. اما اگرباورهایتان را تغییر ندهید حتی بعد از پیدا کردن کار مناسب مشکلات و تاثیرات منفی بیکاری با شما خواهند بود.
ـ اگر فرزندی دارید که شرایط و موقعیتها را درک میکند صادقانه با او درباره وضعیتی که در آن هستید حرف بزنید. واقعیتها را بگویید اما به او امید بدهید که در آیندهای خیلی نزدیک همه چیز بهتر خواهد شد. با خانواده درباره مسایل خانواده،هزینههای جاری و پولی که میتوانید هزینه کنید گفتگو کنید. احساساتتان را بیان کنید و اجازه بدهید بقیه هم احساسات شان را هرچند که منفی و ناامیدکننده باشند بیان کنند. از فرزندتان بخواهید که با شما همدلی بیشتری داشته باشد و در ازایش قول بدهید که بعد از پیدا کردن کار همه تلاشها و صبوریهایش را جبران خواهید کرد. به او یاد بدهید که در مسایل و مشکلات خانواده همه باید سهمی را بر عهده بگیرند و این تجربهای است که شما با موفقیت از آن گذر خواهید کرد. به او بفهمانید که گذشتها و صبوریهایش را میفهمید و سپاسگزارش هستید.
ـ اگر احساس میکنید فشار زیادی که تحمل میکنید ممکن است رفتارتان را تغییربدهد و عصبی یا پرخاشگر شوید اوقات تنهایی تان را بیشتر کنید و یا با دوستانتان وقت بگذرانید. اجازه ندهید فشارها بداخلاق و بیحوصله تان کند وباعث رفتار غیر معقول با همسر و فرزندتان شود. سرگرمی و تفریح و گپ و گفتگو با دوستان شما را از لحاظ روحی آرام خواهند کرد.
ـ از همسرتان فاصله نگیرید. نگرانیهایتان را با هم مطرح کنید و به دنبال راه حلهای مشترک باشید. تنها تصمیم نگیرید و متقابلا یکدیگر را درک کنید. هیچ چیز بیشتر از احساس همدلی این روزهای سخت را قابل تحمل نمیکند. نیازهای عاطفی و روحی تان را مطرح کنید و به نیازهای همسرتان پاسخ بدهید.
ـ روزهای متناقض زیادی خواهید داشت. یک روز خوب و امیدوار هستید و احساس میکنید که با تلاش و انگیزه میتوانید مشکلات را حل کنید و یک روز ناامید و مایوس هستید. با این وضعیت کنار بیایید و در روزهایی که احساسات منفی به سراغتان میآیند مدام به خودتان یادآوری کنید که این احساسات واقعی نیستند و حالات روحی شما تحمیل فشارهای اجتناب ناپذیر این اوضاع هستند.
ـ خانه نشین نشوید. سعی کنید روابط اجتماعی تان را گسترده کنید. با دیگران رفت و آمد کنید و هر روز به بهانههای مختلف از خانه خارج شوید. نگذارید افسردگی شما را از دیگران دور کند. به محیطهای کاری بروید حتی اگر آنها شما را استخدام نکنند.
ـ با همسرتان برنامههای مشترک داشته باشید. با هم به خرید بروید. تفریحات کم خرج را برنامه ریزی کنید و از این فرصتهای خالی به عنوان فرصتهای طلایی یاد کنید که میتوانید در کنار همسرتان خوش باشید. به همسرتان یادآوری کنید که ممکن است آنقدر کارتان سخت و طولانی باشد که فرصت با هم بودنتان کمتر شود!
ـ بدون شک همسرتان شرایط سختی خواهد داشت. او را هم درک کنید. اگر او کار میکند و هزینههای زندگی را به تنهایی پرداخت میکند باید بیشتر او را درک کنید. اندکی صبورتر و آرامتر باشید و احساسات همسرتان را که شاید گاهی خشمگینانه باشند درک کنید.
● چگونه با همسرتان همدلی کنید؟
اگر همسرتان کارش را از دست داده است:
ـ به او کمک کنید تا کارهایی را که باید به سراغشان برود را پیدا کند.
ـ به او امیدواری بدهید که این شرایط سخت تمام خواهند شد.
ـ کارهای خانه را به او بسپارید. خرید خانه،پرداخت قبضها،رسیدگی به درس فرزند،آشپزی و هرکاری که او را سرگرم میکند.
ـ اگر موعد پرداخت قبضها و قسطهاست آن را با حالتی مطرح نکنید که همسرتان احساس شرمندگی کند.
ـ اگر تا پیش از این هر دو باهم کار میکردید اکنون طوری رفتار نکنید که گویا نان آور خانه هستید و همه مسیولیتها را به دوش دارید. فراموش نکنید که ممکن بود این وضعیت برای شما پیش بیاید.
ـ مثبت فکر کنید و به همسرتان نیز امیدواری بدهید.
ـ ارتباط عاطفی با همسرتان را ادامه بدهید.
ـ پرخاش نکنید. با دعوا و درگیری همسرتان کاری پیدا نمیکند.
ـ همیشه میتوانید طوری برنامه ریزی کنید که با پول کم لذت بیشتری ببرید.
ـ برای پیدا کردن کار برنامه ریزی کنید. با همسرتان درباره پیدا کردن شغل جدید گفتگو کنید. طوری برنامهریزی کنید که پیدا کردن کار همسرتان، زندگی شما را به هم نریزد.
ـ تا وقتی از شما کمک نخواست پیشنهادهای تان را به او تحمیل نکنید. چون این کار ممکن است یک نوع احساس تحمیل در همسرتان ایحاد کند.
ـ به همسرتان روحیه بدهید. تواناییهایش را به او یادآوری کنید به او بگویید در گذشته چه موفقیتهایی داشته است. چه کارهایی بلد است و چه موفقیتهایی به دست آورده است.
ـ با او صحبت کنید. از نظر روانشناسی در چنین موقعیتی همسرتان نیاز به ارتباط دارد پس سعی کنید با او حرف بزنید اما باید دقت داشته باشید که این کار را در زمان مناسب انجام دهید زیرا ممکن است همسرتان وضعیت روحی مناسبی نداشته باشد.
ـ از او نخواهید که با جزئیات در مورد تمام جستجوهایش حرف بزند. از میان حرفهایش در مورد کار و حالت روحیش در زمان صحبت میتوانید متوجه شوید که ملاقات کاری اش خوب پیش رفته است یا نه.
ـ ممکن است در این زمان بازار کار مورد نظر همسرتان خوب نباشد و شما مجبور شوید تغییراتی در جستجوهایتان بدهید. به طور مثال کمی توقع تان را در مورد موقعیت شغلی او پایین بیاورید و زمینههای کاری دیگر را نیز جستجو کنید و یابرای مدتی دنبال کار موقتی بگردید تا کار دایم خوبی را پیدا کنید.
ـ باید به خودتان بگویید که این یک موقعیت قابل کنترل و موقتی است و شما نباید کنترل احساسات خودتان را از دست بدهید تا بتوانید به همسرتان کمک کنید، ترس، نگرانی و احساسات منفی میتواند به شما آسیب بزند. دیدگاهی مثبت داشته باشید و امیدوار باشید. ممکن است در مقاطعی همسرتان بخاطر مشکلاتی که دارد کمکهای عاطفیتان را پس بزند اما این نباید باعث شود که دیگر به او کمک نکنید.
ـ هیچگاه از او نپرسید هنوز کاری پیدا نکردی؟ میتوانید به جای آن در یک موقعیتی آرام و در آرامش از او در مورد بهبودی که در جستجویش داشته است با جملاتی مثبت پرسش کنید.
ـ با همسرتان در مورد نعمتهایی که دارید و خوبیهای که در زندگیتان وجود دارد صحبت کنید. به او بگویید که این وضعیت نیز در نهایت باعث میشود شما درسهایی در زندگیتان بگیرید. تمام زندگی کار نیست و این موقعیت نیز تمام میشود. پس شما باید در هر موقعیتی از زندگی لذت ببرید.
ـ هیچوقت غر نزنید. موقعیتی که همسرتان دارد به خودی خود برای او بسیار سخت است پس شما نباید با غر زدنهایی که شاید به جا هم باشد موقعیت را برای او سختتر کنید.