امروز چهارشنبه 11 شهریور 1405

Wednesday 02 September 2026

از ذائقه تا زیبایی


1401/08/01
کد خبر : 78999
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 52 نفر
فلاسفه قرن هجدهم همچون کانت و دیوید هیوم بر این باور بودند که وقتی زیبایی تنها به مثابه یک ذائقه شخصی انگاشته شود، امر بسیار مهمی نادیده گرفته شده است. آنها به عنوان مثال می‌گفتند که زیبایی برخی اشیا بخصوص مثل آثار ادبی یا کارهای هنری، بحث‌های دنباله داری را رقم زده و در زمینه این موارد عقل و منطق می‌توانند نقش تاثیرگذاری ایفا کنند. آنها بر این اعتقاد بودند که اگر زیبایی کاملا به تجربه افراد بستگی داشته باشد، پس نمی‌توان ارزش خاصی برای آنها قائل بود، چرا که افراد و جوامع درک متفاوتی از شیء زیبا دارند. «معیار ذائقه» هیوم و «نقد حکم» کانت تلاش دارند راه‌هایی برای بررسی آنچه برخی آن را «تضاد ذائقه» نامگذاری کرده‌اند، پیدا نمایند. در مثل است که ذائقه امری فردی و ذهنی است؛ گفته اند که «ذائقه تنازع بردار نیست»؛ اما از سوی دیگر ما اغلب در خصوص مسائل مربوط به ذائقه با یکدیگر بحث می‌کنیم یا حتی برخی را نماد خوش ذائقگی یا اصالت یا مثلا بی‌سلیقگی و زمختی می‌دانیم، پس می‌توان گفت ذائقه هم امری ذهنی است و هم عینی؛ تضادی که از دیرباز از آن سخن گفته شده است. کانت و هیوم اثر خود را با ابراز این عقیده آغاز می‌کنند که ذائقه یا همان توانایی تشخیص و تجربه زیبایی مسأله‌ای اساسا ذهنی و فردی است و در حقیقت هیچ معیار جهان شمولی نمی‌توان برای ذائقه ارائه کرد. آنها می‌گویند، اگر انسان‌ها برخی اشکال لذایذ را تجربه کنند، آن گاه هیچ زیبایی​ای در جهان متصور نبود؛ البته آنها منکر این قضیه نمی‌شوند که عقل و منطق هم می‌توانند راه خود را در امر تشخیص زیبایی پبدا کنند. همچنین این دو فیلسوف بر این گفته که ذائقه برخی افراد نسبت به دیگر انسان‌ها برتری دارد نیز صحه می‌گذارند. با این‌که هیوم و کانت از تعابیر متفاوتی برای تبیین این امر سود می‌برند، اما هر دوی آنها قضاوت در باب زیبایی را نه به طور کامل بلکه نوعی جنبه اجتماعی‌ ـ‌ فرهنگی و میان فردی را در این محاسبات دخیل می‌کنند. دیوید هیوم خود بیشتر به جنبه تاریخی و شرایط ملاحظه‌گر در حین قضاوت پیرامون ذائقه می‌‌‌پردازد. او می‌گوید: «احساسات قدرتمند که با ادراک لطیف آمیخته شده با شیوه‌های عملکرد ارتقا یافته، در قیاس با دیگر موارد مشابه به تعالی رسیده و با عدم تعصب ورزی خالص گردیده‌اند، قادرند خود به تنهایی شخصیت قدرتمندی را خلق کنند؛ برآیند همین اصول می‌تواند معیار حقیقی زیبایی و ذائقه را رقم بزند.» هیوم اضافه می‌کند رای منتقدان که خود از کیفیت‌های مذکور بهره‌مندند، با یکدیگر تشابه قابل ملاحظه‌ای داشته و در درازمدت به یک نقطه ختم می‌گردد. به این ترتیب که منتقدان مختلف اعصار گوناگون همگی آثار ادبی بزرگی چون جان میلتون و هومر را به دیده تکریم نگریسته‌اند، بنابراین محک زمان که مجموع بهترین آرا برجسته‌ترین منتقدان تاریخ است، مشابه یک معیار عینی عمل می‌‌کند. با این‌که قضاوت پیرامون ذائقه ذاتا امری ذهنی بوده و هرچند بحث‌های گسترده‌ای در خصوص برخی آثار برجسته معاصر وجود دارد، اجماع درازمدت منتقدان همچون اصل و معیار عینی عمل کرده و حتی سبب می‌شود این معیارها ضرورت و موضوعیت خود را از دست بدهند. با این‌که نمی‌توانیم معیاری از زیبایی تعریف کنیم که کیفیت‌های مورد نیاز یک شیء به منظور «زیبا بودن» را برشمارد، اما می‌توانیم کیفیت‌های یک منتقد خوب یا یک فرد خوش سلیقه را توصیف کنیم. پس از آن اجماع درازمدت این افراد را می‌توان به عنوان معیار عملی ذائقه و ابزار ارزیابی و قضاوت پیرامون زیبایی معرفی کرد. نکته: وقتی از کسی می‌شنویم که چیزی زیباست راحت‌تر می‌پذیریم تا زمانی که همان فرد بگوید چیزی لذت‌آفرین است. دلیل این امر آن است که هر چیزی شاید منحصرا برای یک فرد بخصوص لذت‌بخش باشد کانت نیز همچون هیوم می‌پذیرد ذائقه امری است اساسا ذهنی و هرگونه قضاوتی از زیبایی مبتنی بر تجارب شخصی است و این قضاوت‌ها از یک فرد تا فرد دیگر متفاوت هستند. او می‌گوید: «معیار ذائقه یعنی اصلی که تحت شرایط آن بتوانیم مفهوم یک شیء را تبیین کرده و در نهایت به واسطه فرآیند قیاس منطقی، ابراز بداریم که آن شیء زیباست؛ اما این امر مطلقا شدنی نیست! چرا که فرد باید بتواند لذت برآمده از آن شیء را ادراک کرده و به واسطه آن لذت دیگر از ارائه هرگونه دلیل و مدرک بی‌نیاز شود. با این‌که قدرت استدلال منتقدان قوی‌تر از آشپزهاست، اما این قانون در مورد آنها هم صدق می‌کند! منتقدان نمی‌توانند انتظار داشته باشند زمینه تعیین‌کننده قضاوت آنها ریشه در دلیل و برهان داشته باشد، بلکه باید بپذیرند پذیرش زیبایی تنها بازتابی از ذهن منتقد است که بر حالت لذت یا درد منعکس می‌گردد.» اما وقتی از کسی می‌شنویم که چیزی زیباست، راحت‌تر می‌پذیریم تا زمانی که همان فرد بگوید چیزی لذت‌آفرین است. دلیل این امر آن است که هر چیزی شاید منحصرا برای یک فرد بخصوص لذت‌بخش باشد. مثلا یک نوع مبلمان خاص می‌تواند برای یک فرد یادآور محلی باشد که او در آنجا کودکی خود را سپری کرده و بزرگ شده است. در این‌گونه موارد هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که یک تجربه بخصوص برای همه افراد خاطره یکسانی را رقم می‌زند. کانت این‌گونه نتیجه می‌گیرد این قضاوت که شیئی زیباست، یک قضاوت غیر جانبدارانه است، زیرا کاری با ویژگی‌های فردی منتقد نداشته و وی خود را در مقام تجربه زیبایی در آن شیئی نمی‌انگارد. مشاهده می‌کنید که کانت و هیوم در این نکته به هم رایی می‌رسند: آنها هر دو لازمه ارائه قضاوتی اصیل درباره ذائقه را عدم تعصب ورزی و داشتن انصاف می‌دانند. البته کانت به این حد بسنده نکرده و ابراز می‌دارد که قضاوت باید همچنین مستقل از امیال طبیعی انسان‌ها ـ امیالی مثل حس مال دوستی یا شهوت‌پرستی ‌ـ‌ ارائه شود. اگر کسی در حال قدم زدن در یک موزه تاریخی بزرگ باشد و زبان به ستایش نقاشی‌های آویخته به دیوارهای موزه باز کند، اما دلیل تحسین او هنگفت بودن قیمت تابلوها باشد، آنگاه به هیچ وجه نمی‌توان ادعا کرد وی در حال تجربه زیبایی تابلوها بوده است. اگر او به جای گرانبها بودن تابلوها به نمایش ذهنی‌شان و ارزش ذاتی آنها توجه می‌کرد، آنگاه می‌توانستیم بگوییم وی تجربه‌ای از زیبایی تابلوها به دست آورده است. کانت این‌گونه می‌گوید که تا وقتی فرد به تجربه کردن زیبایی یک شیء مشغول است، کاملا نسبت به وجود آن بی‌تفاوت خواهد بود. از سوی دیگر درک لذت از آن شیء کاملا منحصر به نوع نمایش آن در تجربه فرد است. او می‌نویسد: «وقتی قرار است درباره زیبایی یک شیء قضاوت کنیم، قصدمان این نیست که بدانیم آیا چیزی به وجود آن بستگی دارد یا خیر، بلکه قضاوت‌مان را صرفا به واسطه مشاهده عینی آن شیء ارائه می‌دهیم. برای ابراز داشتن این‌که شیء‌ای زیباست، ما تنها از قوه باصره خود کمک می‌‌‌گیریم، اما وقتی می‌خواهیم ذائقه خود را در معرض ارائه بگذاریم، به آن «خودی» از خود اشاره داریم که پس از مشاهده آن شیء حاصل می‌شود. هر عقل سلیمی می‌پذیرد که قضاوت درباره زیبایی حتی اگر در آن کمترین میل شخصی راه یافته باشد، باز هم بسیار جانبدارانه بوده و از قضاوت اصیل در باب ذائقه فرسنگ‌ها فاصله خواهد داشت». کنت سوم شفتسبری در کتاب «اخلاقیون» خود به بررسی مفهوم عدم جانبداری زیبایی‌شناسانه می‌پردازد. او می‌گوید اگر فردی به دره‌ای زیبا نظر کرده، اما در وهله اول متوجه ارزش مادی آن محل به عنوان یک مِلک شخصی باشد، به هیچ وجه آن منظره را برای «خودِ» آن منظره نگاه نکرده و نمی‌تواند تجربه‌ای تام از زیبایی آن داشته باشد. بنابراین شفتسبری هم زیبایی را در ظرفیت نمایی ذهن مکان‌یابی می‌کند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/78999
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید