امروز جمعه 23 مرداد 1405

Friday 14 August 2026

از رضا زاده تا آرنولد!


1401/08/01
کد خبر : 52889
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 74 نفر
حیات سیاسی غامض تر از آن است که تراش نخورده و تمرین نکرده به میدانش آیی و آن را به سان میدان زورآزمایی با آهن سرد بپنداری و سریری بر سر نهی و روز بروز افول خود را مشاهده ننمایی و انتظار داشته باشی دیگران نیز از تو و از عملکردت داد بر سر نیاورند. حکایت عجیبی است ورود ورزشکاران به عرصه سیاست! محبوبیت و شهرتِ دوره میدان‌داری در عرصه ورزش، بعضا می‌تواند ویران کننده باشد و در برخی مواقع می تواند موجبات افزایش محبوبیت و ماندگاری در تمامی وجوه یک جامعه را به ارمغان بیاورد. در جامعه ایرانی نیز ورزشکاران نشان داده اند که علاقه خاصی به سیاست و حوزه آن دارند و امر سیاسی را طبق نظریه بازی‌ها نگریسته و در آن ورود عقلانی می کنند که شاید منجر به اعتلا و ارتقاء روز افزون آنان شود. برادران خادم، علیرضا دبیر و ساعی از نمونه های متاخری هستند که هیچ وقت آن عملکرد و شهرت ورزشی را در عرصه سیاسی کسب نکردند و در حاشیه هایی به نظرورزی و عمل ورزی پرداختند. اما حکایت حسین رضازاده و ورود او به عرصه سیاسی حکایت دیگری است. و خطاب من نیز پهلوان دوست داشتنی ایران زمین دیروز و مدیر اجرایی پرحاشیه امروز است. حسین چند سالی در اوج دوران پهلوانی خود محبوب همه بود. ارمغان آوردن شادی و افتخار و غرور که نشئه تاریخی آن همیشه ما ایرانیان را سرمست کرده چیز کمی نبود که بتوان زود آن را فراموش کرد. اما در همان بحبوحه قهرمانی نیز تمایلات سیاست ورزانه خود را در سطح بومی نشان داد. به خاظر دارم در شهر اردبیل زمانی از یک کاندیدای شورای شهر حمایت کرد و زمانی با اعلام حمایت از نمایندگی مجلس شورای اسلامی توجهات و تعجبات را متوجه خود کرد. اما این میل را پس از بازنشستگی خود از دنیای ورزش بیشتر به نمایش گذاشت و در عرصه انتخابات ریاست جمهوری در قامت یک کمپین ورزشی به تبلیغات احمدی نژاد پرداخت. چندی نگذشت که هوس سیاستگذاری ورزشی بر سرش اوفتاد و خود را به آوردگاهی کشاند که به قول دوستان از وضعیتی بحرانی برخوردار بود و سرپرست فدراسیون وزنه برداری شد. اما در این چند ماه خبرهای خوبی را از این قهرمان ملی و دستگاه تحت مسئولیتش به گوش ما نرسید که روز بروز اخبار ناامیدکننده‏ای را خواندیم و حسرت خوردیم. قصدم از این نوشتار بازنمایی مجدد این اتفاقات نیست، بلکه می خواهم به این مهم اشاره نمایم که ورود به عرصه سیاسی را نمی توان با میدان ورزشی انفرادی یکی پنداشت. عرصه ورزش به خصوص در حوزه‏ای که او بدان می پرداخت، قائم به فرد است، و نتیجه اش بر گرفته از معادلات روشنی است که در صورت در کنار هم قرار دادن آنان همچون تمرین مداوم، تغذیه مناسب، مربی کارآمد و .... بتوان از آینده ای روشن سر برآورد. اما سیاست را با عرصه ورزشی جز از طریق شبیه سازی به یک مسابقه و رقابت ارتباطی نیست. عناصر دخیل در سیاست و سیاست ورزی متنابه نیست. مطالعه فرآیندهای ساری و جاری در جامعه برای تصدی موقعیت برتر به خصوص در یک فرآیند مستمر از عهده هر کسی برنمی آید. تصمیم گیری و تصمیم سازی در نقاط بحرانی جز از طریق تجربه و دانشی وثیق که بهترین آن را اتخاذ کند، حتی از عهده سیاست خوانان قهار نیز شاید برنیاید و اشتباه آنان را از عرصه رقابت سیاسی حذف نماید. حتی تمرکز بر مدیریت اجرایی در نظام بوروکراتیک کشور ما که وابستگی تام به دولت و نهادهای عالی آن دارد از این قاعده مستثنی نیست. اما سئوال این است که چرا در برخی کشورها ورزشکاران و حتی هنرمندان از عهده عرصه مبارزه سیاسی برمی آیند و حتی در آن عرصه بیشتر از دوره ورزشی خود می درخشند؟ به عنوان نمونه می توان به آرنولد آلویس شوارتزنگر فرماندار ایالت کالیفرنیا اشاره کرد. زمانی که نامزد کسب کرسی فرمانداری پنجمین اقتصاد دنیا شد، از سواد سیاسی و یا تجربه خاص سیاسی برخوردار نبود. اما در سال ۲۰۰۳ فرماندار این ایالت ثروتمند شد و در سال ۲۰۰۵ بهترین و محبوبترین سیاست‌مدار سال انتخاب شد. در حال حاضر او سیاستمداری است که به عنوان فرشته نجات کالیفرنیا از او نام می‌برند که همانند ترمیناتور با مشکلات مبارزه می‌کند. قصدم ستایش وی نیست بلکه کالبد شکافی ساختاری است که از یک ورزشکار پرورش اندام مدیری می سازد که توانایی مدیریت عرصه حساس و استراتژیکی چون کالیفرنیا را دارد و بالعکس در جامعه ایرانی "اسطوره را در شیب تند سرسره اعتبار" قرار می دهد. نمی خواهم دلایل و امارات متعدد سیاسی و اجتماعی را در این جا احصاء نموده و کالبد شکافی نمایم. فقط به یک عنصر می پردازم و آن را از اتهام قیاس مع الفارق مبرا می نمایم. جواب کوتاه به کارکرد حزبی در جامعه ما و جامعه آمریکایی بر می گردد. فرماندار کالیفرنیا از یک پشتوانه فکری، تجربی، مشاوره ای و سیاسی به نام حزب جمهوریخواه آمریکا برخوردار است که کارکردهای آموزش سیاسی و جامعه پذیری سیاسی آن متوجه تمام اعضای آن حزب می باشد. حزب دارای اساسنامه، اهداف و چشم اندازها و اصول راهنمایی می باشد که هم به لحاظ اقتصادی- سیاسی و هم به لحاظ اجتماعی برنامه کلانی را برای اعضای خود در جای جای کشور آمریکا ارائه می نماید تا از آن اصول استفاده کرده و در نقش یک رهبر و یا یک مدیر موفق ظاهر گردند. در مبارزات انتخاباتی و یا در بحبوحه های سیاسی حزب نقش مشاوری موثق را بر عهده می گیرد تا مدیر ورزشکار خود را در عرصه مدیریت سیاسی و اجرایی تنها نگذارد و یاری گر تصمیم گیری های مهم او باشد. لذا در این ساختار حزبی کافی است در قالب حزبی خوب آموزش ببینید و خوب عمل نمایید تا بتوانید حداقل های عرصه مدیریتی را حائز شوید. تا آرنولدی که زمانی ورزشکار و زمانی هنرمند و بازیگر بود را به یک مدیر و سیاستمدار قوی تبدیل نماید. اما آیا ورزشکاران یا جامعه ما عرصه ای را برای رشد و نهادینه سازی فرهنگ حزبی و یا مدیریتی به خود راه داده است و یا آن را ضروری پنداشته است؟ حسین رضازاده چه زمانی خواسته و یا درک کرده که در صورت فعالیت در قالب یک حزب سیاسی قدرتمند که فرآیند چرخش قدرت به صورت مسالمت آمیز را از طریق آموزش سیاسی و فرهنگ سازی سیاسی فراهم می نماید، بهتر می تواند موفق گردد. حتی سئوالی اساسی تر از این آیا جامعه سیاسی ما بالضروره به کارکردهای حزب سیاسی پی برده است؟ آیا در جامعه ما یک حزب نه قدرتمند بلکه ضعیف وجود دارد؟ جواب مطمئنا منفی است. چرا که بازخورد این جواب را به راحتی در نبود احزاب قدرتمند در کشور و یا نحیف بودن آن به راحتی می توان درک کرد. حزب در ایران بیشتر به صورت فصلی و آن هم در مواقع انتخاباتی فعالیت می نماید تا یک کارکرد مستمر داشته باشد و این امر در تاریخ سیاسی ما در دوران جنگ و پس از آن نیز مشهود بوده است. من حسین را بهانه ای کردم تا به ۲ نکته اشاره نمایم. نکته اول اینکه این ورزشکار عزیز در صورت عدم چرخش و تغییر در فرآیندهای حیات سیاسی و اجرایی خود و عدم اتکا بر داشته های تجربی مدیران و سیاستگذاران دیگر نمی تواند موفقیت چندانی را کسب نماید که هیچ، چه بسا دستاوردهای دوران ورزشی خود را نیز در کوتاه مدت به باد دهد و نکته دوم اینکه نگاه سیاستمداران ما در حوزه کلان به نقش حزب و کارکردهای آن در جامعه بایستی کاملا تغییر بابد. حزب و تحزب دکور یا ویترینی زیبا بر دموکراسی نوپای جمهوری اسلامی نیست، بلکه بایستی بر انقطاع دولت از ورود به جامعه مدنی و کمک به نفس کشیدن آن حمایت کامل صورت گیرد تا هم مدیران کارکشته ای را تحویل جامعه نمایند و هم جایگاه مدیریت اجرایی را به عرصه میدان ورزش تقلیل ننمایند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/52889
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید