نویسنده : رحمان حسینی
پیشنوشت- نوروز ۱۳۹۱ همانگونه که پیشبینی میشد با برنامههایی پر و پیمان ویژه تحویل سال و سریالهایی پایینتر از سطح چند سال اخیر همراه بود. در میان سریالهای چهار شبکه نمایشی سیما- که شخصاً حتی به زحمت میتوانم نام آنها را به خاطر بسپرم- فقط سریال شبکه یک سیما بود که به واسطه کارگردان، گروه سازنده و بازیگرانش توانست توجه تام و تمام مخاطبان را در میان انبوه برنامههای شبکههای ماهوارهای و ترافیک دید و بازدیدها و سفرهای نوروزی به خود جلب کند.
یک- «چک برگشتی» ساخته سیروس مقدم تنها سریال نوروزی به دردخور، جالب توجّه و قابل ارزشگذاری بود. میزان بالای مخاطبان این سریال کاملاً قابل انتظار بود؛ زیرا نام مقدم در عرصه ساخت سریال خصوصا مجموعههای مناسبتی- اعم از جدی یا طنز- دیگر به یک برند تبدیل شده و میتوان او را یک کارگردان- ستاره در کنار نامهایی چون رضا عطاران و مهران مدیری به شمار آورد که تنها نامشان کافی ست تا مخاطب را پای تلویزیون بنشاند و آنها را کنجکاو کند که ببینند کارگردان مورد علاقهشان این بار چه در چنته دارد و آنها را به دنبال کدام قصه و کدام کاراکتر خواهد کشاند. پس، در بندهای بعدی به بررسی برخی جنبه های سریال نوروزی «چک برگشتی» میپردازیم.
دو- در چند سال اخیر و پس از سریال «پیامک از دیار باقی»- که مقدم با آن برای نخستین بار مدیومی تازه یعنی سریال روتین طنز و باکس پخش سیزده روزه نوروزی را تجربه کرد- او و تیم ِهمراهش تبدیل به پای ثابت شبکه یک سیما در ایام نوروز شدند و به ترتیب سریالهای «چار دیواری»، «پایتخت» و امسال هم «چک برگشتی» را به این شبکه آوردند و با هر سه سریال، بالاترین میزان مخاطب در سال پخششان را کسب کردند و شاید هر کدام مرزهای تازهای در سریالسازی طنز بر جای گذاشتند؛ علیالخصوص «پایتخت» که به نظر م فراتر از آثار مدیری و عطاران، میتواند عنوان بهترین سریال طنز سیما را در ده سال اخیر به خود اختصاص دهد. ابتدا بنا بود این گروه این سریال بسیار موفق را در نوروز امسال ادامه دهند و امسال با «پایتخت ۲» مهمان خانهها باشند؛ اما به دلایل متعدد از جمله شایعه ممیزی و مخالفت مسئولان تلویزیون با طرح و فیلمنامه محسن تنابنده و علاوه بر آن حضور تنابنده در پروژه سینمایی «حضرت محمّد (ص)» ساخته مجید مجیدی، باعث شد که «پایتخت ۲» بدون حضور نویسنده و بازیگر کاراکتر محوری «نقی» به سرانجام نرسد و شاید به آینده موکول شود. پس، مقدّم و گروهش- شاید کمی با عجله- با حضور برخی از بازیگران چون امیر جعفری، ریما رامینفر و ناهید مسلمی که پیشتر با این کارگردان در «چار دیواری» و «پایتخت» همکاری کرده بودند و بازیگران تئاتری صاحبنامی مثل هدایت هاشمی، هومن برقنورد و وحید آقاپور، پروژه «چک برگشتی» را با نویسندگی سروش صحت و امیرحسین صفایی و بر اساس طرحی از محسن تنابنده آغاز کردند. البته خود تنابنده به عنوان مشاور و احمد مهرانفر نیز به عنوان بازیگردان در این مجموعه حضور داشتند اما با این اوصاف «چک برگشتی» نه تنها همطراز «چار دیواری» و «پایتخت» از آب در نیامده بلکه فقط در مقایسه با نخستین تجربه طنز سازی کارگردان یعنی «پیامک...» سربلند به نظر میرسد؛ هرچند که هنوز هم در حد استانداردهای کار مقدم محسوب میشود و کاریست که با توجّه به فیلمنامه قابل قبول و بازیهای خوب همچنان میتواند گلیمش را از آب بیرون بکشد و در «شهر کورها»ی سریال های نوروزی امسال، «پادشاه یک چشم» باشد.
سه- فیلمنامه سروش صحت و امیرحسین صفایی از انسجام کافی برخوردار بود و شخصیتهایی جذاب، خندهدار و در عین حال دارای قابلیت جذب همذاتپنداری مخاطب مانند لطیف (امیر جعفری)، احمد (هومن برقنورد)، دکتر کریم مشرفی (هدایت هاشمی) و... را ساخته و پرداخته کرده بود. سروش صحت پیش از این نیز نشان داده در خلق موقعیتهای کمیک از دل وضعیتهای اسفبار، تلخ و تا حدودی گروتسک، تبحّر دارد؛ گرچه شخصاً نوشتن و شخصیتپردازی محسن تنابنده را در این ژانر بیشتر میپسندم اما نویسندگان «چک برگشتی» توانستهاند از پس این کار به خوبی برآیند. فیلمنامه این سریال شاید نقطه اتکا و اطمینانبخش آن نباشد امّا لااقل نقطه ضعف و نقصان کار هم نیست. تنها اشکال در پایانبندی قصه به چشم میخورد که تا حدودی «بفرموده»، «هولهولکی» به نظر میرسد و در پایان میرود که یک «هپی اِند» (پایان ِخوش) کاملاً رایج در آثار ایرانی را شکل بدهد. هرچند که در نهایت، نرسیدن «سعید» کلاهبردار به سزای اعمالش هم سایهای از واقعیات جامعه را بروز میدهد.
چهار- قصّه سریال در بحبوحه تب داغ پرداختن به مسائل سیاسی و اجتماعی روز از انتخابات مجلس و دغدغههای کاندیداها و رایدهندگان گرفته تا گرانی سکه و ارز و مشکلات خانوادهها و شهرهای کوچک (گرچه در یک مکان فرضی و بینام!) به همان شکلی که در «چار دیواری» و «پایتخت» به آنها پرداخته شده بود، شکل گرفته و روش مألوف کارگردان به آن دیکته شده بود که نشان میدهد تغییراتی از قبیل تغییر نویسنده و... نیز بر آن تأثیر چندان قابل توجّهی نخواهد گذاشت. عواطف و موقعیتهای واقعی انسانی (و نه مثل شطرنج چیده شده مانند آن چه در «تا ثریا» توسط نویسندهاش سعید فرهادی (؟!) اتفاق افتاده بود) مانند درک متقابل، نیازها، کمک به یکدیگر، گذشت، وفاداری، صداقت، حسن نیت و... جلوهای بسیار مطلوب در نگاه مخاطبان دارد و لبخند را بر لبانشان نشانده و بیهوده با اعصاب آنها بازی نمیکند!
پنج- فیلمبرداری و به کلّی نور، تصویر و قاببندیهای سریال با وجود تغییر مدیر فیلمبرداری و حضور جمال شمس- که پیش از این سابقه همکاری با مهران مدیری را نیز داشته- همچنان از المانهای همیشگی کارهای چند سال اخیر مقدم برخوردار بود. شیوهای که پس از سریال «پرواز با حباب» و با آغاز همکاری این کارگردان با «امیر معقولی» به عنوان مدیر فیلمبرداری شکل گرفت و در سریالهایی چون «اغما»، «رستگاران»، «زیر هشت» و حتی «پایتخت» ادامه پیدا کرد و در سریال آخر مقدم یعنی «تا ثریا» هم با حضور فرشاد گلسفیدی به عنوان تصویربردار، بهرغم تغییر و تحولات، همچنان ویژگیهای اصلی خود را حفظ کردهاست.
شش- بازیگران سریال بازیهای درخشانی ارائه کردهاند که تا حدود زیادی بار کمبودهای احتمالی قصّه را بر دوش کشیده و کاراکترهای بهیادماندنی و محبوبی را خلق کردهاند. امیر جعفری سالها پیش قرار بود در «مسافر» سیروس مقدم در نقش برادر «منیژه» (پانتهآ بهرام) ظاهر شود و نخستین بازی تلویزیونیاش با یک نقش جدی توأم باشد امّا این نقش را حمید مهیندوست بازی کرد تا امیر جعفری بعدها با «بدون شرح» مهدی مظلومی وارد تلویزیون شود و تا مدتها در سینما و تلویزیون با نقشهای طنز و کمیک گره بخورد اما سرانجام بعد از بازی درخشان در «میوه ممنوعه» حسن فتحی سر از کاراکترهای جدی درآورد و در «زیر هشت» به سیروس مقدم رسید و با «چار دیواری» هم کاراکتری تازه با موقعیتهای کمیک را تجربه کرد. با این حال، جعفری در «چک برگشتی» و نقش «لطیف» نه تنها خود را تکرار نکرده بلکه کاملا از نقشهای گذشته فاصله گرفته تا نشان دهد کماکان بهترین و تثبیتشدهترین بازیگر نسلش است. اتفاق خوشیمن دیگر در این سریال بازگشت موفقیتآمیز هومن برقنورد و هدایت هاشمی دو بازیگر برخاسته از تئاتر است که مدتها بود بازی دندانگیری از آنها در عرصه تصویر به چشم نیامده بود اما در «چک برگشتی» بسیار خوب ظاهر شدهاند و سایر مردهای سریال مانند «علی صالحی»، «وحید آقاپور»، «یوسف صیادی» و... نیز به خوبی از پس تیپهای مورد نظر کارگردان برآمدهاند و زنهای اصلی سریال ریما رامینفر، ناهید مسلمی، بهاره رهنما و... نیز به همین ترتیب!
و در پایان، اما پس از پشت سر گذاشتن خاطره نسبتا دلچسب لطافت «لطیف» و کرامت «دکتر کریم» در «چک برگشتی»، نویسنده این نوشته هم مانند بسیاری دیگر همچنان در انتظار «پایتخت ۲» به سر میبرد!