امروز یکشنبه 18 مرداد 1405

Sunday 09 August 2026

اسلام و فلسفه جهانی شدن


1401/08/01
کد خبر : 46940
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 82 نفر
موضوع تحقیق که عبارتست از اسلام و فلسفه جهانی شدن با تاریخچهای از جهانی شدن آغاز میگردد و این نکته را متذکر میشود که جهانی شدن ریشه در تاریخ بشر دارد، از ابتداییترین آن که عبارت بودند از افراد بیابانگرد و کوچ رو تا رو به زمان بعد، از جاده معروف ابریشم که اروپا و آسیا را به هم مرتبط ساخت که علاوه بر مبادله کالاها، مبادله اندیشهها و افکار نیز به حساب میامد تا تجار عرب در دوران تمدن اسلامی که به عنوان مروجان دین اسلام نیز بودند؛ و بیان میگردد که تفاوت عخده جهانی شدن در عصر فعلی و عصر قدیم سرعت کنونی آن است. سپس تحقیق با مروری بر تفاوتهای میان جهانی (WORLD ) و جهانی شدن (globalization ) میپردازد و به این نکته توجه مینماید که سرزمین، کشور، منطقه و قاره و جهان(WORLD ) همگی مفاهیمی هستند که بار فضایی ویژهای را حمل مینمایند و محدوده جغرافیایی معینی را مجسم میسازند حال آنکه جهانی شدن ریشه در مناسبات معین میان افراد و انسانها و جلوهای از سیستمهای ارزشی فرهنگی و اجتماعی است. بخش بعدی تحقیق که مروری بر ادبیات تحقیق است به ذکر آراء و اندیشه مروجان جهانی شدن میپردازد. بعد از ادبیات تحقیق، فلسفه جهانی شدن از دیدگاه اسلامی را از نظرهای مختلف فقهی و سازمانی مورد بررسی قرار میدهد، و فلسفه جهانی شدن از دیدگاه اسلامی را به مفهوم تکوین، هدایت، و همگرایی چرخه بی انتهای استدلال منطقی بر اساس اصل توحید و وحدت افکار و اندیشهها میداند. بعد از این قسمت، تحقیق به جمعبندی منتقدین و مدافعان جهانی شدن میپردازد و در قسمت پایانی و نهایی تحقیق به نتیجهگیری و ارائه پیشنهادات میپردازد، و این نکته را یاداروی مینماید که جهانی شدن اسلام بر اساس مفهوم کلمه امت میباشد که در آن برتری قومی، نژادی، ملیتی، فرهنگی جایی ندارد، و در بخش پیشنهادات نتیجهگیری و پیشنهاد شده است که کشورهای اسلامی بایستی پرچم دار علم و دانش گردند تا بتوانند فاصلههای عظیمی که با کشورهای غربی و مروجان اندیشه جهانی شدن در عصر حاضر دارند را پر نمایند. ● مقدمه برای هر عصر واژگان خاصی نشان دهنده ماهیت فعالیتهای آن مقطع تاریخی است. امپریالیسم واژه مشهور و معروف اول قرن بیستم و توسعه نیز شکل دهنده عرصههای گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در اوایل نمیه دوم قرن بیستم بوده و در عصر حاضر واژه جهانی شدن یا جهانی سازی نشان دهنده ماهیت عرصههای گوناگون انسانی است، پدیده جهانی شدن رویدادی ناگهانی و جدیدی نیست بلکه از گذشته وجود داشته و اکنون سرعت آن بیشتر شده است. از هر منظری که به پدیده جهانی شدن بنگریم اسباب و ابعاد گوناگونی را در پس آن نهان مییابیم که بدان استعداد و قابلیت تسری و تجلی چهرهها و صور مختلف را میدهد به بیانی دیگر جهانی شدن از یک سو بر فرآیندهای دیالکتیکی پیچیده و مقطعی دلالت دارد که توسط یک رشته از سببهای متمایل و در عین حال متقاطع به پیش میروند و از جانب دیگر در برگیرنده طیف وسیعی از دگرگونیها همه جانبه است که از مرزهای سیاست، اقتصاد، تکنولوژی و فرهنگ و علوم و حتی سبک زندگی و خلقیات انسانها را نیز تحت تأثیر قرار داده است. به قول مالکوم واترز « جهانی شدن فرآیند اجتماعی است که در آن قید و بندهای جغرافیایی که بر روابط اجتماعی و فرهنگی سایه افکنده از بین میرود و مردم به طور فزآیندهای از کاهش این قید و بندها آگاه میشوند. موضوع جهانی شدن هر چه که باشد یک واقعیت زندگی امروزی است و به قول علامه اقبال لاهوری اندیشمند و شاعر بزرگ اسلامی : «همانطوریکه تکنولوژی و علم، جادههای ما را عریض میکند افکار ما بایستی رشد و گسترش یابد.» ● تاریخچه موضوع جهانی جهانی شدن در واقع دارای سابقهای به اندازه قرنها میباشد، اما با این عنوان و مفهوم در طی سالهای اخیر در رسانهها مطرح شده است. به طور ساده انگارانهای میتوان جهانی شدن را به عنوان پدیدهای دانست که فقط مدت کوتاهی از آن میگذرد اما در حقیقت جهانی شدن ما را به صدها سال پیش و به جاده ابریشم میکشاند. جاده ابریشم که مسافران و تجار از اروپا تا آسیا و برعکس در آن در رفت و آمد بودند و در حقیقت علاوه بر مبادله کالاها و تجارت، افکار و اندیشهها نیز رد و بدل میگردید که نمونه معروف آن سفر مارکوپولو در قرن ۱۳ بود. حتی نزدیکتر از آن میتوان به مسافرت مسافران و تجارت عرب به اندونزی به عنوان نمودی در جهانی سازی در آن دوران اشاره کرد و باز هم میتوان قلمرو فرمانروایی کوروش کبیر فرمانروای کشور بزرگ ایران اشاره کرد که بر قسمت بزرگی از جهان آنروز حاکمیت داشت و در سراسر آن پیکهای سریع السیر آن امپراطوری بزرگ را از آخرین خبرها و گزارش ها با خبر میکردند، و در حرکت به جلو سفر کریستف کلمب در سال ۱۴۹۲ که در نهایت منجر به ارتباط اروپا با هند گردید نیز دنباله همین روند است. اما جهانی شدن در عصر کنونی به مفهومی که اکنون رایج گردیده است ریشه در تحولات فکری و مادی غرب دارد. پدیدهای که بروز آن در عصر حاضر موجب تغییرات و تحولات بسیاری در زمینههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در روابط بین المللی شده و کشورهای جهان را با چالش بزرگی روبرو کرده است. تأسیس سازمان ملل متحد، انتشار نظریه دهکده جهانی مارشال مک لوهان، انتشار نظریه موج سوم الوین تافلر، پایان جنگ سرد، اتحاد پولی یازده کشور اروپایی، گسترش روز افزون سازمانها و اتحادیههای اقتصادی نظر آسه؛ آن، نفتا و اکو، ادغام بازارهای مالی، ادغام بانکهای بزرگ جهانی، تأسیس گات و در پی آن سازمان تجارت جهانی در سال ۱۹۹۵ همگی از پیش زمینههای بروز پدیده جهانی شده است که هر چه زمان پیشتر میرود شدت و قدرت آن بیشتر میشود. به علاوه رشد و پیشرفت شگفتانگیز فناوری در زمینههایی مانند حمل و نقل و رایانه و انقلاب انفورماتیک در دهه ۱۹۸۰ بسیار تأثیرگذار بوده است. ۲) مفاهیم جهانی و جهانی شدن در دوران کنونی یکی پنداشتن مفاهیم جهانی (WORLD )و جهانی شدن (globalization ) بهابهامات فراوان در روند شناخت از روندهای کنونی جهان و اهمیت ساختارهای گلوبال (global ) دامن زده است. برخی از منتقدین، گسترش تجارت جهانی و همکاریهای بین المللی را به شکلگیری روندهای گلوبال یگانه پنداشته و از این طریق نقش اساس ساختارهای گلوبال را در تغییر زندگی فردی و اجتماعی نادیده گرفته شده است. مهاتیر نخست وزیر مالزی روندها و سیاستهای گلوبال با سیاست صندوق بین الملل پول را در همه جا یکی دانسته و از اینرو مخالف با جامعه گلوبال است. سرزمین، کشور، منطقه، قاره و جهان(WORLD ) همگی مفاهیمی هستند که بار فضای ویژهای را حمل کرده و محدوده جغرافیایی معینی را مجسم میسازند، حال آنکه قومیت ، ملت و انسان گلوبال ریشه در مناسبات معینی میان انسانها و جلوهای از سیستمهای ارزشی فرهنگی و اجتماعی بوده و در قالبهای معینی حیات مییابند. مناسبات بین المللی بر بستر میان دولتها و نهادهای ملی مفهوم مییابد در حالیکه سیستمهای ارزشی و نهادهای گلوبال در ساختار فراملی و بر اساس گسترش همکاری کمونهای گلوبال خارج از محدودیتها و حوزههای دولت ملی جلوهگر میشوند بدین ترتیب در حالیکه انسان جهانی تنها با حذف هویتهای انسانی، در تنها و در انتزاع شکل میگیرد انسان گلوبال به عنوان عضوی از جامعه مشخصی زمینی پا به عرصه وجود می نهد. استفاده از واژه جهان شمول در توضیح پدیدههای اجتماعی و حقوقی گلوبال نیز با مشکلات فراوان روبرو خواهد گردید. زیرا پدیدههای جهان شمول تنها زمانیکه بر پایه قوانین و علوم طبیعی قرار گرفته معنی مییابند زیرا تنها در آن چارچوب حذف خصوصیات و واژههای مکانی و جغرافیایی تا حدودی میتواند منطقی جلوهگر شود، حال آنکه موضوع سیستمهای پیچیده ارزشی حاکم بر ساختارهای گلوبال از طریق گفتمان عمومی میان شرکتکنندگان در ساختارهای گلوبال به دست خواهد بود. در عرصه اقتصادی نیز میان اقتصاد جهانی و اقتصاد گلوبال تفاوتهای اساسی در حال شکلگیری است. اقتصاد جهانی به صورت شبکهای از اقتصادهای ملی که از طریق مراوده و تجارت سیستمهای جهانی درمناسبات وابستگی با یکدیگر فراگرفتهاند. به عبارت دیگر نکته اساسی در روند فهم توسعه و روندهای اقتصاد جهانی در دوران کنونی شناخت از سیستم گرایش و سیستم بهم وابستگی اقتصادهای ملی است. سقوط سوسیالیسم در دهه ۹۰ آخرین سدهای مقابل روندهای بهم وابستگی را از میان برده و امکان رشد و گسترش سرسام آور اقتصاد جهانی را فراهم میآورد. حال آنکه اقتصاد گلوبال ساختارهای اقتصادی معینی است که فرای ساختارهای ملی شکل گرفته و امکان یکپارچگی ساختارهای اقتصادی را خارج از محدودیتهای مکانی و مرزها پدید آورده است. سیستم توزیع اینترنت نمونه خوبی از اینگونه سیستم های اقتصادی را نشان میدهد. پروسه تداخل سیستم های ارزی اروپا شکلگیری ایرو نیز نمونه دیگری در این مورد به دست میدهد. ۳) مروری بر ادبیات تحقیق آلن دورشویتس در کتاب عدالت و مذهب به بررسی رابطه تنگاتنگ مذهب و قوانین پرداخته و با طرح این سؤال که چرا تورات با داستان خلقت آغاز میکند؛ مینویسد، قوانین زمانی قابل فهم میگردند که بر تجربیات تکیه کند. در نگاه او قوانین مذهبی و دینی تنها زمانی نهادینه میگردند که در فرهنگ و اخلاق فضای لازم را برای خویش باز کرده باشند. ارجون اپارو دای نیز مانند دورشوستین بر این باور است که برداشت انسان از خود و هویتش قبل ازهر چیز در حوزه اخلاق و فرهنگ توسعه مییابد. او درکتاب خود به بررسی تحولات فرهنگی و نگرش در شکل گیری هویتهای انسانی پرداخته و بر این باور است که چنین روندی زمینههای لازم را برای پیدایش آنچه که او آنرا جهان ایدهآلی یا جهان خیالی مینامد پدید آورده و چنین جهانی بنیاد عملکرد و مرز آرزوهای انسان را جلوهگر میسازد. به دیده او چنین جهانی خود دائماً مؤثر از تغییرات اساسی در حوزههای گوناگون زندگی است، وی چنین حوزهای را به ۵ قسمت تقسیم میکند : ۱) حوزه چشم انداز قومی ( مهاجرت و مسافرت منظر نوین به درک گلوبال از قومیت انجامیده است. ) ۲) حوزه چشم انداز رسانه های گروهی ۳) حوزه چشم انداز تکنولوژی ( تأکید بر پیدایش امکانات انتقال تکنولوژی دارد.) ۴) حوزه چشم انداز مالی ۵) حوزه چشم انداز نظری و بر این باور است که تحولات جهانی در دو دهه گذشته با ایجاد تغییرات اساسی در چشم اندازهای فوق منظر گلوبال را به یکی از منظرههای اساسی دوران کنونی تبدیل کرده است. امانوئل ریختر جهانی شدن را شکل گیری شبکهای میداند که طی آن اجتماعاتی که پیش از این در کره خاکی دورافتاده و منزوی بودند در وابستگی متقابل و یگانگی جهان ادغام میشود. بنابر نظر او جهانی شدن محیطی برای کشورهای جهان به وجود میآورد که در آن پیوندهای بین المللی به اوج میرسد و دراین محیط قوانین جهان شمول است و جامعه جهانی مجبور به پیروی از این قوانین خواهد بود. مانوئل کاستل با اشاره به عصر اطلاعات، جهان گرایی را ظهور نوعی جامعه شبکهای میداند که در ادامه حرکت سرمایهداری، پهنه اقتصاد، جامعه و فرهنگ را در بر میگیرد. دیوید هلد در کتاب دموکراسی و نظم جهانی با وجود داشتن نگاه آسیب شناسانه به جهانی شدن این پدیده را حرکت به سوی نوعی دموکراسی جهان شهری ارزیابی میکند که کثرت فرهنگی و اقتصادی را نیز در بر خواهد داشت. مواردی که ذکر گردید نوعی نگرش به جهانی شدن و دفاع از آن بوده ولی در مقابل آن بسیاری از اندیشمندان به مخالفت و رویارویی با این پدیده پرداختهاند. پل سوئیزی اقتصاددان مشهور معاصر در مقالهای با عنوان کاهش یا افزایش جهانی شدن این پدیده را تداوم حرکت سرمایهداری میداند که از زمانی پیشتر آغاز شده است. بخش دیگر از مخالفتها با پدیده جهانی شدن متأثر از نگرش فراصنعتی پست مدرن است که در آثار دانشمندانی مانند ژاک، دریدا، ژان بودریا، کنت جویت و زیگموند باومن آورده شده است. زیگموند باومن درباره جهانی شدن مینویسد : جهانی شدن، نامعلومی، سرکشی و خصلت خودرأیی جهان است یعنی نبود یک مرکزیت، یک کانون نظارت، یک هیأت مدیریت است، وی جهانگرایی را نوعی بی نظمی جهانی دانسته و چنین آورده است : بهتر است به جای جهانی شدن از واژه جهانی محلی شدن فرآیندی گفت و گو کنیم که در آن توافق و در هم بافتگی تار و پود و از هم گسیختگی و همبستگی و پراکندگی امور عرضی و حتی رفع شدنی است. محمد عابد الجابری به تفکیک دو اصطلاح جهانگرایی و جهانی شدن پرداخته است. به نظر او جهانی شدن یعنی به استقبال جهان رفتن، آشناشدن با فرهنگ های دیگر و احترام گذاشتن به نظریه دیگران است. در صورتی که جهانگرایی نفی دیگران، نفوذ در فرهنگهای دیگر و برخورد ایدئولوژیهاست. ژاک دلور، رئیس کمیسیون اروپا در سالهای ۱۹۸۵-۱۹۹۴ در واکنش به نظریه برخورد تمدنهای هانتینگتون گفته بود : در گیری های آینده به وسیله عوامل فرهنگی شعله ور خواهد شد نه عوامل اقتصادی یا ایدئولوژیک. ۴) جهانی شدن از دیدگاه اسلامی ۴-۱) مقدمه خصوصیات منحصر به فردی که جهانی شدن عصر فعلی را بازمان از هم متمایز میسازد همانا سرعت تغییرات زیاد درعصر حاضر است. امام خصوصیت مشترک تعاملات میان افراد و ملل درگیر در این فرایند است. میگویند یکی از دلایلی که انسان بیابانگرد پیش از دیگران پی به وجود وحدانیت خداوند برد، همانا گردش و تغییر مکانی این افراد بود چون به هر مکانی که میرفتند خداوند را نیز در آنجا حس میکردند پس نه خداوند را در وجود یک درخت، صخره، یا یک بت که ساکن در یک منطقه خاص بود بلکه آنها خداوند را در تمام مکانها و درمیان تمام مللی که آنها برخورد میکردند مییافتند. تمدن اسلامی درواقع نقش اصلی را در آغاز فرایند جهانسازی داشته است، حضور تجار مسلمان در اقصی نقاط جهان، از اسپانیا گرفته تا آسیای دور و آفریقا علاوه بر مبادله کالاها و خدمات نقش اصلی را در اشاعه اسلام و تبادل افکار و اندیشهها را نیز داشتند. ۴-۲) -فلسفه جهانی شدن از دیدگاه اسلام فلسفه جهانی شدن اسلام یک فرایند منحصر به فرد تعاملی و منسجم میان همه عوامل سیستم اندیشهها، افکار و نظم علمی – اجتماعی به وسیله اصل وحدت و یگانگی خداوند ( توحید ) است. مفهوم این اصل منحصر به فرد ( شناخت شناسی ) یک درک ایستا از یگانگی خداوند نیست در عوض این وحدت به عنوان فرایند پویای کاهش همه سیستمها بر پایه یکپارچگی آنها بر مبنای قوانین اسلامی ( شریعت ) است. فرایند جهانی شدن در این محتوای فلسفی به مفهوم تکوین ، هدایت ، و همگرایی چرخه بی انتهای استقلال منطقی میان همه عوامل سیستمهای متفاوت برای درک عمیقتر واقعیت شریعت میباشد و این در حالی است که اصل بدیهی توحید بعنوان یک اصل تغییر ناپذیر در سیستمهای پویا باقی میماند. به عنوان مثال اینچنین فهمی از جهانیسازی زمانی که برای موضوع بهبود منابع انسانی به کار میرود میتواند به مفهوم توسعه شناخت شناسی تکمیلی، هم کنشی کامل در نظم، مهارت و آموزش باشد این حالت شناخت شناسی است که از ماهیت پویای توحید مشتق میشود و پس از آن از طریق وسایل مربوط به فرایند دانش برای تقویت شناخت توحید کامل میشود. در زمینه بهبود منابع انسانی هنجار شناخت توحید با اصل مثبتگرایی متدها و اصول یادگیری ادغام میگردد این اصل هنجاری آیین فرد یا دانش اجباری مینامند. ارتباط درونی بین این موارد به سمت چرخههای تقویتی حرکت مینماید بنابر این این حذف تضاد، حالت تکمیلی و تکاملی سیستمهای درونی و مقابل به عنوان علت و معلول فرایند دورانی سیستمی از شناخت شناسی تکاملی میباشد . ۴-۳) جنبه سازمانی فلسفه جهانی شدن در دیدگاه اسلام در هر نوع سیستم ما دارای نص صریح اولیه که به شریعت برمیگردد میباشیم به طوری که با تفضیل اصول آن میتوان برای هرنوع مشکل و مسئلهای که سیستم با آن روبرو میگردد راه حل پیدا کرد. این نص صریح ( مرجع متنی اولیه ) را میتوان به عنوان مرجع تفسیر شورا که به عنوان تشکیلات مذهبی شورا۳۰ از آن یاد شود ارجاع داد پس مفهوم شورا ماورأی سیاست است. این مورد به طور گستردهای سیستمهای متعامل و داخل اولیه را دربرمیگیرد ( قرآن کریم سوره شوری آیات ۵۲-۵۱ ) وظیفه اول شورا توسعه قوانین مربوط به زندگی برای مسائل ارائه شده میباشد. این مورد را احکام۳۱ می نامند. در نتیجه احکام نشان دهنده برتری تشکیلات شورایی بر مبنای سطح دانش کسب شده در مورد درک، تفسیر و ارائه قوانین میباشد، شورا و احکام را نمیتوان به زور تحمیل کرد آنها را فقط میتوان ایجاد کرد و از طریق قبول واقعیت و سعادت ( اصلاح و فلاح ) و به وسیله مجموعه کلی سیستم تقویت نمود. اولین بخش سیستم با تشکیل شورا آغاز میشود و قسمت دیگر نظم اجتماعی – علمی۳۲( مثلاً بازار به عنوان زیر مجموعه اکولوژی ) است. این سیستم احکامی به عنوان ارجحبت تشکیلات شورایی دریافت می نماید که دارای هدف تغییر فعالیتهای اصولی و رفتار نظم اجتماعی – اقتصادی۳۳ است. پس فعالیتهای مصرف، تولید و توزیع با تأثیر احکام دارای هدف تغییر هستند بنابراین نظم اجتماعی – علمی کالای اجتماعی را ارائه میدهد، در این روش ترجیحات تشکیلات مذهبی ( شورا ) با وضع اجتماعی – علمی بررسی میشود که نتیجه آن پذیرش، اصلاح یا رد آن است. ۴-۴) کار به عنوان فرایند شورایی برای جهانی شدن در اینجا سومین وظیفه فرایند شورایی برای جهانی شدن از طریق تجارت و سودمندی مؤسسات بازرگانی ( نهادگرایی ) است. مرجع نص صریح که برای آزادی تجارت کالاها که عدالت، حقیقت و سعادت را به وجود میآورد را میتوان از احکام قرآن بدست آورد. و هو الذی سخر البحر لتا کلوا منه لحماً طریا و تسخر جوامنه حلیه تلبونها و تری الفلک مواخر فیه و لتبتغو من فضله و لعلکم تشکرون۳۴( سوره نحل آیه ۱۴ ) و هم او خدایی است که دریا را برای شما مسخر کرد و کشتیها را در آن برانید تا تجارت و سفر از فضل خدا روزی طلبید، باشد که شکر خدا را به جا آورید. حوزه تفسیر این احکام به توسعه تنوع مفیدی اشاره دارد که ذات اقدس الهی را نشان می دهد. و ما ذرالکم فی الارض مختلفاً الوانه و ان فی ذالک لایه لقوم یذکرون ( سوره نحل آیه ۱۳ ) و در زمین آنچه را که برای شما آفرید به انواع گوناگون درآورد، در این کار هم آیه و نشانه الهی برای مردم هوشیار پدیدار است.۳۵ شورا در این رابطه یک سازمان تجارت اسلامی جهانی است که به اندازه نامشخص گروههای بزرگ شورا که به بالا وصل میشود از پایین به بالا و مجدد به پایین به هم مرتبط میشود. کوچکترین سطح این سازمان شورا مردم عادی هستند که برتریشان از نظر شورا با فرایند مشابهی آشکار میشود و در رده بالاتر شورا نشان داده شده میشود علاوه بر این احکام سازمان تجارت اسلامی در برتری هم کنشی – تکمیلی گروههای شورا منعکس میشود. این حالت فرایند متقابل شورا را در این تشکیلات اسلامی منعکس میکند. وضع علمی، اجتماعی تجارت خارجی با در نظر گرفتن تعادل، هدف، واقعیت و سعادت و به مفهوم وحدت این اصول از طریق مدل امتی ۳۶تکمیل میگردد. این مدل در مقایسه با مدل غربی که اساس تجارت بر مبنای تضاد و تخاصم است. در اسلام بر مبنای اتحاد است. بنابراین سیستم تجارت کنترل شده آزاد با تعرفه مورد نیاز توسعه داده میشود. ابزارهای دیگر عبارتند از: ابزارهای مالی و مشارکت تأمین مالی تجارت خارجی که به عنوان ابزارهای ثانویه شناخته میشوند. تجارتی که از طریق نظم تکمیلی، تنوع، یکپارچگی و پویایی شناسی در اثر مشخصههای رابطههای تکاملی تغییر تکنولوژی به خوبی به پیش میرود در امت به حداکثر خود میرسد. آنگاه تجارت باقیمانده در جهان غیر اسلامی انجام میشود اما هنوز هم از نظر شالوده فرعی دارای اصول شورایی مشابهی میباشند. حضرت علی (ع) در قسمتی از نحج البلاغه در قسمتی از خطبههای خود به یکی از کارگزاران خود در خصوص تجار و کسبه میفرماید : به سفارشات در خصوص تجارت و صنعت گران توجه کن و درباره آنها توصیه نمای، اینان یا در شهر اقامت دارند یا در شهرهای دور برای کسب و کار میروند و یا با نیروی بدنی تلاش میکنند همگی منبع تولید درآمدند و فراهم کننده سرمایهها از مناطق دور در خشکی و دریا، در بیابانهای هموار و یا در کوهستانها و یا نقاطی که مردم را به آنجا دسترسی نیست. از احتکار جلوگیری کن، خرید و فروش باید سهل و آسان و بر موازین عدل باشد و نرخها را برای طرفین معامله بدور از بی انصافی تعیین میگردد و اگر کسی خلاف این موارد عمل کرد مجازاتی در حق استحقاق و نه بیشتر تعیین کند. ۴-۵) پارادایمهای ۳۷اسلامی در فلسفه جهانی شدن زیربناهای اعتقادی اسلام بر طبق نظر اکثریت دانشمندان اسلامی شامل موارد ده گانه زیر است : ۱) توحید۳۸ یا یگانگی۳۹ ۲) خلافت۴۰ یا سرپرستی۴۱ ۳) عبادت۴۲ یا پرستش۴۳ ۴) علم۴۴ یا دانش۴۵ ۵) حلال۴۶ یا ستودنی۴۷ ۶) حرام۴۸ یا نکوهیدنی۴۹ ۷) عدل۵۰ یا عدالت اجتماعی۵۱ ۸) ظلم۵۲ یا خودکامگی۵۳ ۹) استیصلاح۵۴ یا منفعت عامه۵۵ ۱۰) دیه۵۶ یا تبذیر۵۷ توحید وحدت اسلامی را در خصوص افکار، اعمال وارزشها را برای انسانها، افراد، طبیعت و خداوند را برقرار میسازد. خلافت ۵۸ تصریح مینماید که خداوند مالک زمین است و وظیفه انسانها به عنوان کارگزاران امین بودن به این سرمایه و مواظبت از زمین و نه نابودی آن است. هدف از نگرش جهانی اسلامی عدل و عدالت اجتماعی است که بر مبنای نیازهای وسیعتری از افراد یعنی استیصلاح است. به منظور رسیدن به این اهداف عبادت، پرستش یا تعمق و تفکر از قدمهای ضروری است. در تفکری عمیقتر مشاهده درونی و بیرونی از خود و از دیگران و از طبیعت منجر به علم یا دانش میگردد. موارد دیگر حلال و حرام میباشند که عبارتند از : انجام اعمال قابل تحسین و اجتناب از اعمال نکوهیدنی است به علاوه در این چارچوب دیه ( تبذیر ) یک عمل بالقوه فردی و جمعی اجتناب از ظلم است. خودکامگی که عبارتست از قدرت عدهی محدودی بر روی اکثریت یا یک ایدئولوژی کوچک بر روی اکثریت اجتماع، اسلام امت را از آن نهی مینماید. مفهوم امت که متحد کننده تمامی موارد گفته شده است یک اجتماع جهانی است که جهانی سازی جایگزینی برای جهانیسازی فعلی تمدن غرب است. شکل گیری امت نه بر مبنای غالب و مغلوب بلکه بر مبنای اتحاد اندیشهها و افکار است. انور ابراهیم ۵۹ یکی از رهبران زندانی مسلمان میگوید : ما بایستی قادر باشیم که فراتر از ویژگیهای فرهنگی و عادتی محدود ایدههای جهانی برویم. جهانی شدن دارای ابعاد جهانی شدن اقتصاد، جهانی شدن تکنولوژی و همچنین شامل : جهانی شدن آگاهی از موقعیت انسان، جهانی شدن در پاسخ به بازار، جهانی شدن طرز حکومت و سرانجام جهانی شدن و در هم تنیدگی زمان است. اما سؤال این است که جایگاه جهانی شدن از منظر اسلام در کدام یک از حالات فوق است؟ اسلام در دنیا جهانی شده یک تعریف منحصر به فرد برای خود دارد زیرا در منظر اسلام جهانی شدن بر مبنای وحدت افکار و اندیشهها است که این دیدگاه یک شناخت شناسی جایگزین است ▪ جمعبندی دلایل مخالفین و موافقین جهانی شدن ۵-۱) مقدمه : « جهانی شدن » فراگفتمان و یا فراروایت عصر ماست همچون هر گفتمان دیگری جهانی شدن نیز ترکیبی از : « قدرت » « معرفت » « حاشیه » « درون » « برون » « گزارههای جدی » « گزارههای غیر جدی » « واقعیت » « اسطورهای » است. از منظر امنیتی نیز جهانی شدن از نظیر هر پدیده دیگر ترکیبی از « تهدید » و « فرصت » است. به بیان دیگر جهانی هم میتواند مقوم امنیت ملی یک جامعه محسوب گردد و هم مخرب آن. جهانی شدن با آمدن خود نظم اجتماعی و محیطی را در معرض تغییر و تحولات ژرف و گسترده قرار داده است در فرایند هویت سازی فرد را جایگزین دولت قرار داده، مرجعهای اجتماعی را متنوع کرده، هویت سازی سنتی را دشوار ساخته، احساس موقتی و متغیر بودن را بر ذهن انسان چیره گردانیده، امنیت و آرامش ناشی از وحدت و تداوم را با نا امنی مواجه نموده، تردید و عدم قاطعیت را به همه حوزهها زندگی فرهنگی و حتی حوزه شناخت علمی رسوخ داده ترس و نا امنی فراگیری را پدید آورده، قلمرو و روابط اجتماعی را گسترش داده، دنیای اجتماعی افراد بسیار بزرگتر از گذشته ساخته و احساس کنترل ناپذیر بودن چنین دنیایی را به وجود آورده، تغییرپذیری و سرعت را به مهمترین عوامل ویژگی بخش زندگی اجتماعی مدرن تبدیل نموده، مرزداران و مرزپسندان را با دنیای بدون مرز مواجه نموده، اصحاب هویتهای شفاف را مواضع شدید و مستحکم را با هویتهای کدر و موزائیکی روبرو نموده . . .و این همه یعنی تهدید « امنیت هستی شناسی » انسانهای این عصر. ۵-۲) دلایل مخالفت نیروهای سیاسی با روندهای جهانی شدن در چند سال گذشته روندهای گلوبال و شکلگیری ساختارهای اجتماعی آن مانند تمام پدیده های نوین با مخالفت و مقاومت بسیاری از نیروهای اجتماعی و همچنین برخی از روشن فکران روبرو گردیده است. در کشورهای در حال رشد بسیاری از روشنفکران آنرا « توسعه بزرگ سرمایهداری » میدانند در کشورهای پیشرفته نیروهای افراطی آن را « خیانت » شرکتهای بزرگ به ملتشان دانسته که نتیجه آن نابودی فرهنگ غرب است. برعکس سوسیالیستها ملی اروپا آن را برنامهای برای تسلط فرهنگ آمریکا بر جهان اعلام میکنند.۶۰ برخی از محققین اسلامی نیز بر این باورند که بعد فرهنگ جهانسازی مستلزم تخریب سنت ها و هویتهای فرهنگهای ملی و جایگزین ارزشها مصرفگرا و فردگرای آمریکایی و مفاهیم اجتماعی غربی به طور کلی میباشد.۶۱ نیروهای ضد گلوبال علل مخالفت خود را با روندهای گلوبال به سه نکته خلاصه کردهاند : ▪ بیکاری در کشورهای پیشرفته محصول روندهای گلوبال است. ▪ فرهنگهای ملی مورد تهاجم کشورهای خارجی قرار گرفته است. ▪ نهادهای فراملی در جهان به تضعیف دولتها انجامیده و استقلال کشورها را به خطر انداخته است. ۵-۳) دلایل دفاع نیروهای سیاسی ۱) به واسطه فنآوری بسیار پیشرفته و کارآمد ارتباطی و جدایی فضا ازمکان این مکان فراهم شود که زندگی اجتماعی در فضایی بسیار گسترده شکل بگیرد و توانایی مکان در محدوده مقید ساختن روابط اجتماعی و بنابراین گسترده زندگی اجتماعی بسیار کاهش مییابد. ۲) در چنین دنیای بدون مرز امکان گفتگوی فرهنگها و گفتمان ها بیشتر فراهم شده و اجزاء و عناصر مختلف فرهنگی به صورت گریز ناپذیر با هم برخورد میکنند و در کنار یکدیگر قرار گیرند، و دنیاهای بسته باز میشوند. ۳) به رغم دشوار شدن فرایند هویتسازی بستری مهیا برای تکثیر و خاص گرایی فرهنگی و شکل گیری هویتهای محلی فراهم میشود. ۴) دولتهای ملی میتوانند با استفاده از این تکنولوژی بر قدرت خویش بیافزایند. و حاکمیت خود را بیشتر تحکیم بخشند. ۵) روند جهانی شدن و ادغام اقتصادی کشورها را وادار به همکاری گستردهای نموده و وابستگی بین ملتها افزایش یافته است. نتیجه چنین وضعیتی آن است که برای به دست آوردن نیروی انسانی تولید کننده و سرزمینهای حاصلخیز و یا منابع مهم اقتصادی همانند گذشته جنگی صورت نخواهد گرفت و لذا پتانسیل صلح افزایش چشم گیری می یابد. ۶) ایجاد جامعه مدنی، پیش شرط مردم سالاری واقعی است و جامعه مدنی با افزایش امکانات ایجاد ارتباط و شبکههای ارتباطی مردم سالاری را پیش میراند. ۷) برای نخستین بار توزیع سازمانهای گلوبال این مکان را برای کشورهای در حال رشد فراهم آورده که در عرصه جهانی به گسترش فرهنگ خود بپردازند. در این مورد می توان به هزاران سایت اینترنتی اشاره کرد که در چند سال گذشته برای ترویج فرهنگهای ملل مختلف شکل گرفتهاند. ۸) به دلیل خورد شدن انحصارات فرهنگی « ملی » کشورهای پیشرفته و پیدایش اهرمهای توزیع فرهنگی گلوبال ، فرهنگهای ملی کشورهای ضعیفتر امکانات رقابت در عرصه جهانی به دست خواهند آورد.۶۲ ۶) نتیجهگیری و پیشنهادات ۶-۱) نتیجه گیری اسلام دینی برای تمام افراد با هر پیشینه قومی و نژادی است. تمدن اسلام بر مبنای اصولی است که مخالف هر گونه تبعیض نژادی و قومی است. اقوام متعددی از قبیل اعراب، ایرانیان، ترکها، آفریقاییها، هندیها، چینیها، مالزیها و اقوام کوچکتری به تمدن اسلامی پیوستند و در شکل گیری آن کمک کردند. هر گروه قومی و نژادی که به اسلام پیوست کمکهای شایانی را به تمدن اسلام که خود نیز جزئی از آن بود نمود. احساس برادر وخواهر بودن که در اسلام خیلی بر آن تأکید شده است فراتر از هر پیوند نژادی، زبانی و قومی دیگر است. در تمدن اسلامی اقوام غیر مسلمان نیز حق زندگی داشتند و در بعضی موارد نیز منشاء خدمات مفیدی گردیدند و در اثر همین تمدن بود که اسلام مشعل دار علم و فرهنگ گردید. اسلام نه تنها یک تمدن جهانی را برای مردمی با اقوام و نژادهای مختلف ایجاد کرد بلکه همچنین نقش اساسی در پیشبرد دنیای تفکر و اندیشه که قبل از آن به این سابقه نبود ایفا نمود. اهمیت علم و دانش در اسلام به اندازهای است که سفارش شده مسلمانها دنبال علم باشند حتی اگر در چین باشد.۶۲ توصیههای بهداشتی اسلام در زمینههای مختلف خانوادگی، ارتباطی، غذایی، روحی و روانی، میتواند در جهانی شدن نقش اساسی داشته باشد و از بسیاری از بیماریهای واگیردار که امروزه گریبانگیر بشر شده و میرود که ارتباطات جهانی را با مشکل مواجه سازد جلوگیری نماید.۶۳ جهانی شدن در دیدگاه اسلامی نه حاکمیت یک فرهنگ، کشور، قوم، نژاد، اقتصاد و . . . بر بقیه ملل بلکه وحدت افکار و اندیشهها و آزادی بشر از هر نوعی قید و بند فرهنگی و اقتصادی است . کان الناس امه واحده فبعث ا... النبیین مبشرین و منذرین ( قسمتی از آیه ۲۱۳ سوره بقره ) مردم همگی یک گروه هستند ( امت واحد ) ۶۴، پس خداوند رسولان را فرستاد که نیکان را مژده دهند و بدان را بترسانند. ۶-۲) پیشنهادات در خصوص جهانی سازی اسلام سه رویکرد عمده وجود دارد : ۱) رویکرد نخست بر عقاید مکتب لیبراها مبتنی است که این رویکرد جهانی سازی فرایندی مثبت و غیر قابل اجتناب میپندارندکه همگی باید در آن ادغام شوند در بین کشورهای اسلامیتر که مدافع اصلی این دیدگاه است. ۲) رویکرد دوم : دیدگاهی انتقادی است که از سوی گروهی گرایشهای سیاسی مستقل رایج پذیرفته شده که بر تأثیر منفی جهانی سازی تأکید و تمرکز دارد. ماهاتیر نخست وزیر مالزی و بسیاری از روشنفکران اسلامی از جمله محمد و جمال البنا از طرفداران این نظریه هستند. ۳) رویکرد سوم : مبتنی بر همکاری است بر این باور است که چون جهانی سازی بر ماست، باید با آن کنار بیاییم، اگر چه این کنار آمدن به این مفهوم نیست که تمام جنبههای آن به طور کامل پذیرفته شود و کنار آمدن با جهانی سازی با این معنی عبارتست از مشارکت و گفتگوهای علمی و واقعی با قدرتهایی که حامی و مدافع این پدیده میباشند به منظور به کاهش رساندن این خسارتها و به حداکثر رساندن مزایا. این رویکرد در مواضع کشور مصر و جمهوری اسلامی ایران دیده می شود . در عرصههای مختلف جهانی شدن در قلمرو عمل چهار سطح وجود دارد. ۱) سطح داخلی ( ملی ) ۲) ادغام مشترک بین کشورهای اسلامی ۳) ارتباط بین کشورهای اسلامی و همتایان خود ۴) رابطه بین کشورهای اسلامی و طرفداران جهانی سازی کشورهای اسلامی باید روابط خود را با یکدیگر تقویت نمایند. اولویتهایی که این کشورها باید مورد توجه قرار دهند عبارتست از :حذف موانع تجاری- انتقال فن آوری قانونگذاری در مورد حقوق مالکیت معنوی و ارتقای کار مشترک. آنها همچنین باید روابط خود را با کشورهای همتای خود از نظر اقتصادی و سیاسی تقویت نمایند و روابط سازنده ای با حامیان جهانی سازی از طریق مشارکت بیشتر در سازمان ها و موافقت نامه های بین المللی بخشند. جهانی سازی مسائل سیاسی و امنیتی مستلزم این است که کشورهای اسلامی به مقولات حقوق بشر و مردم سالاری توجه بیشتری بنمایند و دیگر آنکه آنها یک الگو سیاسی را بر اساس مشارکت عمومی و همگانی را ایجاد نمایند و بجای الگوهایی که جهانی سازی سیاسی ارائه می دهد یک الگوی امنیتی- سیاسی اسلامی بین کشورهای اسلامی اعمال شود.در این زمینه سازمان کنفرانس اسلامی میتواند در جهت حل اختلافات عمل کند و نقش خود را در امنیت جمعی کشورهای اسلامی افزایش دهد. در سطح فرهنگی کشورهای اسلامی به تدوین طرح هایی برای رفع بیسوادی، ارتقای آموزش و فعال کردن جامعه مدنی اقدام نمیاند. آنها باید از روابط بین یکدیگر در جهت تسهیل حال اختلافات نوعی گفتمان فرهنگی – مذهبی را برقرار نمایند و از همه موارد ذکر شده مهمتر کشورهای اسلامی دارای سابقه درخشان تمدن اسلامی که به نوعی جهانی سازی دنیای آن روز بوده میباشند. خصوصیات عمده و اصلی که موجب شکلگیری این تمدن گردید مشعلدار بودن کشورهای اسلامی در پیشبرد علم و دانش بوده است و اگر کشورهای اسلامی خواهان دستیابی به تمدن عظیم از دست رفته خود میباشند بایستی مجدداً پرچمدار علم و دانش باشند زیرا تنها از این طریق است که میتوان فاصلههای عظیم اقتصادی و تکنولوژی خود را با دنیای غرب پر نمایند و این امر نیازمند ایجاد یک رنسانس فکری و احیای اندیشیدن و تفکر میباشد که خوشبختانه تمامی منابع اسلامی تشویق کننده به این امر میباشد و از جمله در قرآن کریم خداوند به علت اهمیتی که برای علم قائل است به قلم قسم یاد مینماید. ن والقلم و ما یسطرون ( سوره قلم آیه ۱ )
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/46940
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید