عطش حضور در اتفاقات بینالمللی معمولا در همه جای دنیا امر انکارناپذیری است که تنها به سینماگران ختم نمیشود، همواره دیدهایم که ورزشکاران، هنرمندان، دانشمندان و حتی سیاستمداران هم قادر به پنهان کردن علاقه خود برای حضور در عرصه اتفاقات بینالمللی نیستند؛ قرار گرفتن در کانون توجه جهانی و داشتن این شانس که یک محصول هنری یا علمی یا یک تفکر و ایدئولوژی بتواند خود را از یک تریبون بینالمللی به جهانیان بشناساند، امری نیست که به سادگی بتوان از آن گذشت و معمولا هم کسی از آن نمیگذرد. اما در این مقطع خاص، تمرکز صحبت ما روی مسائل علمی، ورزشی یا سیاسی نیست بلکه قصد داریم با نگاهی به جوایز بینالمللی اسکار سال ۲۰۱۲ گذری داشته باشیم به نماینده امسال کشورمان در بخش اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان.
● داستان ما و آقای اسکار
هرساله جهتگیریهای متفاوتی در کشور ما درباره معرفی فیلم ایرانی به جوایز اسکار منتشر میشود که بهتنهایی میتواند موضوع یک کتاب چندصد صفحهای قرار گیرد. معمولا سینماگران ایرانی، فارغ از هرگونه جهتگیری سیاسی میل و علاقه خود را برای تجربه این حضور بینالمللی پنهان نکردهاند درصورتیکه این اعلام نظر از سوی مسئولان سینمایی کشورمان همواره به یک شکل نبوده است؛ بهطوریکه با نزدیک شدن به زمان معرفی نماینده ایران به جوایز اسکار، اخبار مربوط به اظهارنظرها و تحلیلهای درباره این موضوع در صدر اخبار فرهنگی قرار میگیرد و کوچک و بزرگ درباره آن به بحث و ابراز نظر میپردازند، چندین مسئول سینمایی و سینماگر هیئتی تشکیل میدهند و آماده انتخاب نماینده اسکار میشوند و از سوی دیگر برخی از مسئولان و اهالی سینما، جوایز اسکار که با محوریت هالیوود در کشور آمریکا برگزار میشود را اتفاقی میدانند که نباید در سطح کشور، این همه روی آن تبلیغات کرد. البته این جمله اخیر را آقای «جواد شمقدری» درحالی در روز ۲۶ شهریورماه گفته بود که پیش از آن اعلام کرده بود نظرش نسبت به اسکار منفی نیست و در ادامه عنوان کرده بود که «اسکار یک اتفاق سینمایی است که در کشور آمریکا اتفاق میافتد و جنس آن شبیه به جشن سینمای گچساران در چند روز اخیر است.». بههرصورت و باوجود چنین اظهارنظرهایی باید بپذیریم که جوایز اسکار در کشور ما هم مانند سایر نقاط جهان دارای اهمیت بسیاری است، اما آنچنان که از ظواهر امر پیداست، ما ایرانیها، هم میخواهیم در آن شرکت کنیم و هم نمیخواهیم.
خوشبختانه برخلاف سال گذشته که آقای «سجادپور» در مقام مدیر کل اداره نظارت و ارزشیابی و نظارت حرفهای معاونت سینمایی وزارت ارشاد طی تماسهای تلفنی و مشورت با دستاندرکاران و اهالی سینما از بین گزینههای موجود، فیلم «بدرود بغداد» ساخته «مهدی نادری» (به تهیهکنندگی مرکز سینمای مستند و تجربی) را انتخاب کرده بود، امسال هیئتی متشکل از اهالی سینما مسئولیت این انتخاب را برعهده گرفتند که به یقین، روش پسندیدهتری بود.
هیئت انتخاب فیلم ایرانی اسکار امسال که متشکل از «رویا تیموریان»، «پوران درخشنده»، «محمد بزرگنیا»، «شهرام جعفرینژاد»، «محمد داودی»، «علیرضا شجاعنوری»، «مهدی صباغزاده»، «رسول صدرعاملی» و «امیر اسفندیاری» بود اعلام کرد که پس از بررسی فهرست رسمی ۶۰ فیلم اکران شده از تاریخ نهم مهرماه سال ۸۹ تا هشتم مهر ماه سال ۹۰، پنج فیلم «آلزایمر» ساخته «احمدرضا معتمدی»، «اینجا بدون من» ساخته «بهرام توکلی»، «جدایی نادر از سیمین» ساخته «اصغر فرهادی»، «مرهم» ساخته «علیرضا داوودنژاد» و «ورود آقایان ممنوع» ساخته «رامبد جوان» را به منظور بررسی و ارزیابی نهایی انتخاب کرده و نتیجه این بررسی نهایی به انتخاب فیلم تحسین شده فرهادی (جدایی نادر از سیمین) منتهی شده است.
● انتخابی که همه را راضی کرد
پیش از نمایش فیلم جدید اصغر فرهادی، هنوز تمام تماشاگران در سایه فیلم «درباره الی» قرار داشتند، فیلمی که به نظر بسیاری از مردم و منتقدان، باب تازهای از سینمای ارزشمند را در زمانهای به روی سینمای ایران گشوده بود که هجمه آثار بیارزش بهاصطلاح کمدی، کمکم داشت پایههای سینما را به لرزه میانداخت و در یک چنین موقعیتی، نمایش «درباره الی» یک غنیمت بود و همین موضوع سبب شد تا تماشاگران با این سئوال به تماشای «جدایی نادر از سیمین» بروند که «آیا این اثر جدید میتواند فرهادی را از زیر سایه درباره الی خارج کند؟» همه میدانستند که اگر فیلم جدید فرهادی از فیلم قبلیاش ذرهای عقبتر باشد بهمعنی یخ زدن هویت سینمایی او در یک اثر خاص است و این یعنی درجازدن و کمکم به محاق فراموشی فرو رفتن. اما این اتفاق بههیچوجه نیفتاد. فرهادی موفق شد یک بار دیگر تماشاگر را همراه خود کند. جدایی نادر از سیمین فیلمی بود که به سبب بهرهگیری از بازیگران قدرتمند، فیلمنامه منسجم و کارگردانی آگاهانه توانست نهتنها مخاطبان داخلی را با خود همراه کرده و منتقدان سختگیر را راضی نگه دارد بلکه در عرصه بینالمللی نیز به پرافتخارترین فیلم تاریخ سینمای ایران بدل شد؛ از اکرانهای گسترده جهانی گرفته تا مطرح شدن در مهمترین جشنوارههای مستقل بینالمللی. البته اگر این فیلم موفق شود که به جمع پنج نامزد نهایی نیز راه پیدا کند، داستان آن میتواند گواه خوبی باشد بر غلط بودن این مدعا که «فقط فیلمهایی از ایران موردتوجه جشنوارههای خارجی قرار میگیرند که نمایشگر فقر و بدبختی مردم و کودکان ایرانی هستند.»
● برشی از واقعیت
جدایی نادر از سیمین به محلههای پایین شهر محدود نمیشود، نوجوان فیلم در فقر و نداری دست و پا نمیزند، در آن صحبت از خیانت و توطئههای زن و شوهری نمیشود، پای آن به مسائل حساس سیاسی و اعتقادی باز نمیشود و واقعیتهای جامعه در آن به صورت وارونه عرضه نمیشود. شاید این نقطه قوتی برای جدایی نادر از سیمین باشد که بدون دستآویز قرار دادن موضوعاتی مانند فقر و بدبختی اثری را به مخاطب عرضه میکند که او را به فکر وا میدارد و ما با همین مقدمه برای فرهادی و فیلمش آرزوی موفقیت میکنیم.
خانواده محوری فیلم از قشر متوسط و تحصیلکرده جامعه هستند. در خانه خود زندگی و از خودروی شخصی استفاده میکنند، دخترشان را به مدرسه خوبی میفرستند و برای آینده زندگیشان برنامهریزی میکنند و همین برنامهریزی موضوع اصلی اختلاف نظر آنها است.
فیلم از تماشاگرش نمیخواهد به قضاوت بنشیند و با انتظار به پایان رسیدن فیلم، قضاوتها و حدسهای خود را بیازماید، تماشاگر جدایی نادر از سیمین به سیر فیلم توجه دارد و به خود اجازه میدهد تا با هرکدام از شخصیتهای داستان حس همذات پنداری پیدا کند. تماشاگر بسته به نوع نگاهی که زندگی دارد میتواند یک شخصیت را دوست بدارد و از شخصیت دیگر متنفر شود، شخصیتهایی که گاهی بر سر اعتقادشان میایستند و گاهی دروغ میگویند، گاهی مهربان هستند و گاهی خشم میگیرند، درست مانند یک انسان واقعی که در گوشهای از یک زندگی روزمره واقعی که با یک اتفاق ساده درگیر شده و این درگیری زمینهساز یک ماجرای بزرگ میشود.