امروز یکشنبه 18 مرداد 1405

Sunday 09 August 2026

اصلی‏ترین شرط اجابت دعا


1401/08/01
کد خبر : 46615
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 74 نفر
از وعده‏های خداوند متعال اجابت دعای نیایشگران است، لیکن تحقق این وعده منوط به تحقق حقیقت دعا از سوی داعی است و حقیقت دعا عبارت است از این که «انسان خود را در برابر خداوند متعال نیازمند مطلق ببیند و با پرستش او درصدد جلب عنایت و رحمت او برآید». شناخت و جزم قلبی به این حقیقت امری ساده و تحقق آن امری آسان و سهل الوصول نیست، بلکه مقدماتی برای رسیدن به این مقام لازم است. در روایات شریفه اهل بیت علیهم‏السلام مقدماتی برای تحقق حقیقت دعا ذکر شده است که اشاره‏ای گذرا به آن سودمند است. این مقدمات عبارتند از: ۱) شناخت امام کاظم علیه‏السلام نقل می کند عدّه‏ای به [امام] صادق علیه‏السلام گفتند: دعا می‏کنیم؛ امّا دعایمان مستجاب نمی‏شود! ایشان فرمود: لِأَنَّکُم تَدعونَ مَن لا تَعرِفونَهُ؛۱ چون شما کسی را می‏خوانید که نمی‏شناسیدش. ۲) اخلاص امام علی علیه‏السلام: عَلَیکَ بِإِخلاصِ الدُّعاءِ؛ فَإِنَّهُ أخلَقُ بِالإِجابَةِ؛۲ بر تو باد اخلاص داشتن در دعا؛ زیرا چنین دعایی، به اجابت، سزاوارتر است. ۳) عمل امام علی علیه‏السلام: مَن عَظَّمَ أوامِرَ اللّه‏ِ أجابَ سُؤالَهُ؛۳ هر کس اوامر خداوند را بزرگ شمارد، خداوند درخواست او را جواب می‏دهد. ۴) پاک بودن درآمد و خوراک امام صادق علیه‏السلام: إذا أرادَ أحَدُکُم أن یُستَجابَ لَهُ، فَلیُطَیِّب کَسبَهُ، وَلیَخرُج مِن مَظالِمِ النّاسِ، و إنَّ اللّه‏َ لا یُرفَعُ إلَیهِ دُعاءُ عَبدٍ وفی بَطنِهِ حَرامٌ، أو عِندَهُ مَظلِمَةٌ لِأَحَدٍ مِن خَلقِهِ؛۴ هر گاه فردی از شما خواست دعایش مستجاب شود، درآمدش را پاک گرداند و از زیر بار حقوق مردم بیرون برود. دعای بنده‏ای که در شکمش حرام باشد، یا حقّ یکی از خلق خدا به گردنش باشد، به درگاه خداوند بالا نمی‏رود. ۵) حضور قلب امام صادق علیه‏السلام: إنَّ اللّه‏َ عز و جل لا یَستَجیبُ دُعاءً بِظَهرِ قَلبٍ ساهٍ، فَإِذا دَعَوتَ فَأَقبِل بِقَلبِکَ، ثُمَّ استَیقِن بِالإِجابَةِ؛۵ خداوند دعایی را که از روی دلِ غافل باشد، نمی‏پذیرد. پس هر گاه دعا کردی، با دلت رو کن، آن گاه به اجابت، یقین داشته باش. بررسی متون دینی و تامل در آن، خصوصا روایات مرتبط با مساله اجابت دعا، ما را به این نکته رهنمون میسازد که همه این مقدمات و نکاتی که درباره اجابت دعا مطرح شده است به یک نقطه اصلی و محوری منتهی میشود و آن چیزی جز "حال انقطاع و تهی کردن دل از امید به غیر خداوند متعال" نیست که هر چه این حال در نیایشگر تقویت شود، دعای او به اجابت، نزدیک‏تر می‏گردد ۶) حالت انقطاع مصباح الشریعة ـ در آنچه به امام صادق علیه‏السلام نسبت داده است ـ : سُئِلَ رَسولُ اللّه‏ِ صلی الله علیه و آله عَنِ اسمِ اللّه‏ِ الأَعظَمِ، قالَ: کُلُّ اسمٍ مِن أسماءِ اللّه‏ِ، فَفَرِّغ قَلبَکَ عَن کُلِّ ما سِواهُ، وَادعُهُ بِأَیِّ اسمٍ شِئتَ؛ فَلَیسَ فِی الحَقیقَةِ للّه‏ِِ اسمٌ دونَ اسمٍ، بَل هُوَ الواحِدُ القَهّارُ؛۶ از پیامبر خدا صلی‏الله ‏علیه‏ و‏آله درباره اسم اعظم خدا سؤال شد. فرمود: همه نام‏های خدا اسم اعظم‏اند. پس، دلت را از هر آنچه جز اوست، خالی گردان و آن گاه او را با هر نامی که خواستی، بخوان؛ زیرا در حقیقت برای خداوند، نام خاصّی نیست؛ بلکه او یکتای قهّار است. ● اصلی‏ترین و محوری‏ترین شرط اجابت دعا بررسی متون دینی و تامل در آن، خصوصا روایات مرتبط با مساله اجابت دعا، ما را به این نکته رهنمون میسازد که همه این مقدمات و نکاتی که درباره اجابت دعا مطرح شده است به یک نقطه اصلی و محوری منتهی میشود و آن چیزی جز "حال انقطاع و تهی کردن دل از امید به غیر خداوند متعال" نیست که هر چه این حال در نیایشگر تقویت شود، دعای او به اجابت، نزدیک‏تر می‏گردد. کسی که خود را نیازمند مطلق به بی‏نیاز مطلق می‏بیند، از غیر او منقطع می‏گردد و به او می‏پیوندد. به سخن دیگر خواندن خداوند متعال با خواندن غیر او تفاوت جوهری دارد و تا حال انقطاع به انسان دست ندهد در واقع خدا را نمی‏خواند. حال انقطاع همان حالی است که از آن تعبیر به خالی کردن دل از غیر خدا شده است، چنان که در حدیث بالا گذشت وقتی از پیامبر خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله درباره اسم اعظم سؤال کردند، ایشان به فراغت دل از غیر خدا و توجه کامل به مقام ربوبی اشاره می‏کنند. هر چه این حال در نیایشگر تقویت شود، دعای او به اجابت نزدیکتر می‏گردد، تا آنجا که ممکن است بدون دعا نیز خواسته او تأمین گردد. امام صادق علیه‏السلام: إنَّ العَبدَ لَیَکونُ لَهُ الحاجَةُ إلَی اللّه‏ِ عز و جل، فَیَبدَأُ بِالثَّناءِ عَلَی اللّه‏ِ وَالصَّلاةِ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، حَتّی یَنسی حاجَتَهُ، فَیَقضیهَا اللّه‏ُ لَهُ مِن غَیرِ أن یَسأَلَهُ إیّاها؛۷ بنده به خداوند حاجتی دارد و شروع به ثنای خداوند و صلوات فرستادن بر محمّد و خاندان محمّد می‏کند، تا جایی که یادش می‏رود حاجتی داشته است، پس خداوند حاجتش را، بی‏آن که آن را از خداوند درخواست کند، برایش برآورده می‏سازد. به سخن دیگر، اجابت دعا، یک شرطْ بیشتر ندارد و آن، تحقّق حقیقت دعا از سوی دعاکننده است؛ اما تا حال انقطاع به انسانْ دست ندهد، حقیقت دعا تحقّق نمی‏یابد. از این رو، هنگامی که انسان در مورد نیازی از نیازهای خود، بیچاره و مُضطر شود و پناهگاهی جز خداوند متعال نبیند، دعای او مستجاب می‏گردد. علاّمه سیّد محمّدحسین طباطبایی ـ رضوان ‏اللّه ‏تعالی‏علیه ـ در تبیین آیه: «أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ...»۸ می‏فرماید: «مراد از اجابت درمانده‏ای که او را می‏خوانَد، پاسخ مثبت دادن به درخواستِ دعاکنندگان و برطرف کردن نیاز آنهاست. خداوند، صفت درماندگی را آورده تا به دعا کننده، حقیقت دعا و درخواست را یادآوری کند؛ زیرا مادام که انسان در تنگنای درماندگی نیفتد و در رسیدن به خواستش آزادی عمل داشته باشد، درخواستش خالصانه نخواهد بود و این، مطلب روشنی است. اما این که اجابت دعا را به دعا کردن (درخواست کردن از خدا) مشروط کرده و فرموده است: «إِذَا دَعَاهُ؛ آن‏گاه که او را بخوانَد»، برای اشاره به این نکته است که در دعا باید تنها از خداوند پاک، طلب کرد و این، زمانی عملی می‏شود که دعا کننده، از تمامی اسباب و علل ظاهری دست بکشد و دلش را تنها به خداوند بپیوندد؛ اما کسی که دلش را تنها به اسباب و علل ظاهری و یا به آنها و به خداوند با هم پیوند دهد، پروردگارش را نخوانده؛ بلکه دیگری را خوانده است. پس هرگاه دعا کننده در دعا صادق باشد و تنها از خداوند بخواهد، خداوند والا، خواست او را اجابت می‏کند و گرفتاری‏ای را که او را به درخواست و دعا واداشته، برطرف می‏سازد؛ همان گونه که خداوند متعال فرموده است: «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ؛۹ مرا بخوانید تا برایتان اجابت کنم». در این‏جا شرط اجابت را تنها دعا کردن حَقیقی قرار داده است و این که درخواست، تنها باید از خداوند صورت بگیرد».۱۰ علامه طباطبایی، همچنین در تفسیر جمله: «وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفَاءَ الاْءَرْضِ؛۱۱ و شما را خلیفگان زمین قرار داد» فرموده است: «آنچه از سیاق کلام به دست می‏آید، این است که مراد از خلافت، خلافتی است که خداوند در زمین برای انسان‏ها قرار داده تا با آن، هرگونه که می‏خواهند، در زمین، دخل و تصرف و ساخت و ساز کنند، همان گونه که خداوند متعال فرموده است: «وَ إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الاَرْضِ خَلِیفَةً؛۱۲ و به یادآر هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: من در زمین خلیفه‏ای قرار می‏دهم» و این، از آن روست که دخل و تصرف انسان به وسیله مقام خلافت، در زمین و هر چه در آن است، مربوط به زندگی و معاش اوست. بنا بر این، گرفتاری ـ که انسان را به درماندگی می‏افکند، تا آن جا که از خداوند، برطرف شدنش را درخواست می‏کند ـ، ناگزیر، مربوط به چیزی است که انسان از تصرّف در آن و یا بخشی از آن، ممنوع شده است و درهای زندگی و ماندگاری و هر چه به زندگی مربوط است و یا پاره‏ای از درهای زندگی را به روی او می‏بندد، و برطرف شدن آن (گرفتاری) از انسان، موجب تمامیت خلافتش می‏گردد. اگر دعا و درخواست را در عبارت قرآنی «إِذَا دَعَاهُ»، اعم از درخواست زبانی بدانیم، این معنا، بیشتر و بیشتر روشن می‏شود، همان طور که از این کلام خداوند، روشن است: «وَءَاتَاکُم مِّن کُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَ إِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَا؛۱۳ و از هر چه شما می‏خواستید، به شما داد و اگر نعمت‏های خدا را بشمارید، نخواهید توانست که به تمامی بشمارید» و نیز: «یَسْاَلُهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَ الاَرْضِ؛۱۴ هر کس در آسمان‏ها و زمین است، از او درخواست می‏کند». بنا بر این، تمامی توانی که برای دخل و تصرّف به انسان داده شده و روزی او شده است، خود، نوعی برطرف کردن گرفتاریِ درمانده نیازمند، در پی درخواست اوست. پس او را خلیفه قرار داد و در پی اجابت درخواست او و برطرف ساختن گرفتاری‏ای برآمد که وی در آن، در مانده است».۱۵
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/46615
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید