امروز شنبه 24 مرداد 1405

Saturday 15 August 2026

امثال و حکم و تفاوت آنها با ضرب المثل ها


1401/08/01
کد خبر : 53446
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 75 نفر
بی گمان ساختار فرهنگ نوشتاری و گفتاری هر قوم و ملتی متاثر از عناصری است متعدد که در طول تاریخ هویّت زبانی آنها را بوجود می آورد و طبعا از آنجایی که زبان ساختاری زنده دارد ، مانند موجودی زنده حاوی تغذیه ، تبادل ، شادابی ، بیماری و زایندگی است و حتا دست آخر میتواند مرگ را به همراه داشته باشد. از نشانه های زنده بودن یک زبان زایش دائمی جملات مختصری است که به تدریج شکل گرفته و بین همگویان آن زبان رواجی ریشه دار می یابند که نام آنها بطور اجمال «ضرب المثل » میباشد . ضرب المثل های هر زبان نزد هر ملتی در طول تاریخ روندی را طی می کنند که میتوان آنها را تبلوری از ادبیات ، احساسات ، ارزشهای اخلاقی و اجتماعی و بطور کل فرهنگ و روحیات آن ملت قلمداد کرد . این جملاتِ مختصر اغلب هشدار دهنده ، آموزنده و یا در برخی موارد کنایه و طنزی زیرکانه و حتا تلخ و گزنده را به همراه دارند بطوری که در لابلای مکالمات روزمره و حتی مطالب نوشتاری آن قوم و ملت جایگاهی جدی به خود اختصاص می دهند . از سوی دیگر باید به این نکته مهم اشاره کرد که علیرغم تفاوت های فرهنگی در بین ملل مختلف میتوان به فصول مشترک و مشابهت هایی بین مَثل ها و ضرب المثلهای ملل مختلف دست یافت که البته ردگیری و تاثیر پذیری آنها از یکدیگر در بین اقوام مختلف کاری است مجزا که نیاز به پژوهشی ویژه دارد . ● تفاوت بین امثال و حکم و ضرب المثل ها بسیاری از آحاد مردم و حتی برخی نویسندگان و فرهیختگان از مفاهیمی چون امثال و حکم و ضرب المثل تلقی واحدی دارند و تفاوتی بین آن دو قائل نیستند وحال آنکه بین آنها اگر چه مشابهت هایی وجود دارد ولی نوعا با یکدیگر متفاوت می باشند . گذشته از عموم مردم ، شاید برای برخی از خبرگان و دانشمندان این حوزه نیز جدایی و تفکیک آنها به سختی میسر باشد و به همین دلیل است که شاید تا کنون از بدست دادن معیارهایی برای شناسایی مرز امثال و حکم از ضرب المثل ها پرهیز شده است بطوری که استاد دهخدا که کتاب امثال و حکم ایشان یکی از معتبرترین و معروف ترین اثرها در این حوزه است از نوشتن مقدمه برای این دائره المعارف بزرگ پرهیز کرده و در این خصوص چنین می گویند : «...در زبان فرانسوی هفده لغت پیدا کردم که در فرهنگهای عربی و فارسی همۀ آنها را مثل ترجمه کرده بودند و در فرهنگهای بزرگ فرانسوی تعریف هایی که برای آنها نوشته اند مقنع نیست و نمی توان با آن تعریفات آنها را از یکدیگر تمیز داد . ناگزیر توسط یکی از استادان دانشکدۀ حقوق نامه ای به فرهنگستان فرانسه نوشتم و اختلاف دقیق مفهوم آن هفده لغت را خواستار شدم . پاسخی که رسید تکرار مطالبی بود که در لغت نامه های فرانسوی آمده بود و به هیچوجه مرا اقناع نکرد ، از اینرو از نوشتن مقدمه و تعریف مثل و حکمت و غیره خود داری کردم و کتاب را بدون مقدمه منتشر ساختم ...» اما به نظر می رسد که باید برای جلوگیری از ایجاد خدشه و اغتشاش در این شاخه ی زنده از زبان فارسی اقداماتی به عمل آید تا به تدریج افراد صاحب نظر اندیشه ها ، گفتارها و نوشته های خود را در جهت تعالی و پاکیزه سازی آنها به میدان آوردند . زبان فارسی که شاخۀ تنومند و محوری فرهنگ ایرانی است هم اکنون دچار آفت ها و آسیب های جدی است ، از یک طرف هجوم واژگان و کوته نوشته های(Acronym) زبانهای بیگانه بدون ساماندهی ، معادل یابی به موقع و اقداماتی از این دست به دریای زبان و ادب فارسی سرازیر شده اند و از سوی دیگر گویی متولیان و مسئولین امر در خوابی نوشین از غافله عقب افتاده و فاقد انگیزه های لازم در این زمینه هستند . بهر روی تلاش این مقاله در دو جهت است . یک اینکه تا آنجایی که ممکن است حد فاصلی بین امثال و حکم و ضرب المثلها قائل شود و دو دیگر منفذ و راهی برای نقد و پالایش گنجینه ی ضرب المثلهای زبان فارسی باب کند تا به تدریج زوائد و شاخه های ناسالم از میان آنها زدوده شوند . در دانشنامه های فارسی و عربی اَمثال جمع مَثَل و مِثل به معنای همتا و مانند آمده است و به عبارتی امثال یعنی مانندان . امثال به معنای مطلقِ سخن و پند و عبرت نیز آمده است . حِکَم جمع حِکمَت است یعنی کلامی که با حقیقت سازگار و در عین حال عدالت و بردباری در آن لحاظ باشد . فردوسی سخنسرای بزرگ زبان فارسی چنین می گوید : جهان سر به سر حکمت و عبرت است چرا بهرۀ ما همه غفلت است اما در این میان استاد احمد بهمنیار در خصوص امثال و حکم تعریفی دارد که بسیار پخته و جامع است : «جمله یا ترکیبی است مختصر و مفید ، مشتمل بر تشبیه یا مضمونی حکیمانه که به سبب روانی لفظ ، روشنی معنا و لطف ترکیب ، قبول عام یافته است و همگان آن را بدون تغییر یا با اندک تغییری در موارد مشابه به کار می برند .» با عنایت به تعریف یاد شده می توانیم بگوئیم که امثال و حکم مانند دو قلو های به هم چسبیده اند یعنی مانند ظرف و مظروف باید با یکدیگر باشند یعنی حکایت و مَثَل از یک سو و پند و اندرزی حکیمانه از سویی دیگر به هم گره خورده اند که در جوهرۀ خود هدایت و راه گشا یی را برای انسانها به ارمغان می آورند . اگر بخواهیم ویژگی های امثال و حکم را دسته بندی کنیم باید به موارد زیر اشاره کنیم : ▪ مختصر بودن (ایجاز) ▪ گویا و روشن بودن (روانی ) ▪ معنایی حکیمانه و پند آموز داشتن . ▪ نداشتن تعارض با سایر عناصر فرهنگی نزد آن قوم و ملت . ▪ نداشتن بار منفی . ▪ ریشه در آثار معتبر دینی ، فرهنگی و اتفاقات تاریخی داشتن . ▪ حُسن تشبیه داشتن . ▪ مورد قبول و استفادۀ همگانی آن ملت یا قوم بودن . حال آنکه ضرب المثلها لزوما اینچنین نیستند یعنی همه ی ویژگی های هشت گانۀ یاد شده را یکجا در بر ندارند هر چند که در برخی موارد مشترکاتی با امثال و حکم داشته باشند ولی با دقت و توجهی اندک به تفاوت آنها پی می بریم . برای به دست دادن نمونه هایی از امثال و حکم و ریشه های آن در زبان فارسی با قید آنکه معیارهای یاد شده در درون آن لحاظ شده است متوسل به آثار چهار سخنسرا و ادیب بزرگ زبان فارسی میشویم یعنی فردوسی ، مولانا ، سعدی و حافظ و از آنها مواردی را ذکر می کنیم : فردوسی : ـ من و گرز و میدان افراسیاب ـ نمانی همی در سرای سپنج مولانا : ـ تا صدف قانع نشد پر دُر نشد ـ با همه سالوس و با ما نیز هم ـ آدمی مخفی است در زیر زبان سعدی : ـ آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است . ـ عطایش را به لقایش بخشیدم . ـ مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان . حافظ : ـ در کار خیر حاجت به استخاره نیست . ـ حسابش با کرام الکاتبین است . ـ هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد . ضرب المثل ها : چنانچه وجوه اشتراکی برای ضرب المثل ها و امثال و حکم قائل باشیم که باید باشیم ، آنگاه می توانیم به وجوه تفریق و یا جدایی آنها نیز نظری بیافکنیم . وجوه اشتراک : ـ هر دو آنها مختصر و گویا هستند . ـ هر دو آنها ریشه در متون دینی ، ادبی ، هنری و یا اتفاقاتی دارند که در گذشته ها رخ داده اند . ـ هر دو آنها در فرهنگ عمومی مردم جا افتاده و همۀ مردم آنها را ضمن درک و فهم ، بکار می گیرند . ـ هر دو آنها بطور مخلوط و ممزوج مورد استفادۀ عموم مردم و نویسندگان و هنرمندان است . وجوه اختلاف : اما ضمن مشابهت های یاد شده باید توجه کرد که بین امثال و حکم و ضرب المثلها وجوه اختلافی نیز وجود دارد از این قبیل : ـ امثال و حکم عموما حاوی بار معنایی بسیار عمیقی هستند که لزوما در ضرب المثل ها اینچنین نیست . مثلا مقایسه کنید « هرکه بامش بیش برفش بیشتر » را که جزء امثال و حکم است با « دل دادن و قلوه گرفتن » که ضرب المثل است . ـ خاستگاه کلی و عمومی امثال و حکم متون دینی ، فرهنگی و یا اتفاقات ریشه دار تاریخی است که میتوان آنها را در عناصر فرهنگی رد یابی کرد ، در حالی که ضرب المثل هل لزوما اینچنین نیستند و میتوان گفت که اغلب آنها نتیجه ی روابط و اتفاقات عادی مردمی است که در اثر استفاده ی مکرر و بجا در بین مردم ریشه دوانیده است . مثلا مقایسه کنید « نابرده رنج گنج میسر نمی شود » را با ضرب المثل « پاتو از گلیمت درازتر نکن » ـ امثال و حکم همواره حاوی باری مثبت بوده و طبعا اندرز و یا هشداری به همراه دارند در حالی که ضرب المثل ها لزوما اینچنین نیستند و حتی بعضی وقتها گمراه کننده نیز هستند . مثلا مقایسه کنید « به گرسنگی مردن بهتر که نان فرومایگان خوردن » را با این ضرب المثل که می گوید : «بگرد تا بگردیم » ـ از دیگر ویژگی های امثال و حکم حُسن تشبیه بوده و از رکاکت به دور هستند در صورتی که برخی ضرب المثل ها حاوی نکاتی غیر اخلاقی هستند . مثلا « آدمی از زبان خود به بلاست » را مقایسه کنید با ضرب المثلی که میگوید : « از تنبلی به خر میگه دایی » ـ دست آخر اینکه ضرب المثل ها عموما کوچه بازاری هستند در صورتی که امثال و حکم وجهی از فرهنگ متین و فرهیختگی به همراه دارند . مثلا مقایسه کنید « نوش دارو بعد از مرگ سهراب آوردن » را با ضرب المثلی اینچنین که میگوید : « خر رو با پالونش می خورن » اما در بین ضرب المثل های زبان فارسی مواردی وجود دارند که ضمن داشتن ویژگی های ضد اخلاقی ، در تعارض با سایر عناصر و ساختار فرهنگی مردم ایران قرار دارند و اگر چه همگی آنها بخشی از فرهنگ کوچه و بازاری ما ایرانیها شده است ولی با همه ی این احوال باید در بکار گیری آنها احتیاط لازم را به عمل آورد : ـ از نخورده بگیر بده به خورده . ـ اصل بد نیکو نگردد چونکه بنیادش بد است. ـ اگر شریک خوب بود خدا برای خودش انتخاب می کرد . ـ اگر بگه ماست سفیده من میگم سیاهه . ـ اگر لر بازار نره بازار میگنده . ـ با یک گل بهار نمی شود . ـ بالاتر از سیاهی رنگی نیست . ـ بخور و بخواب کار منه خدا نگه دار منه . ـ بدبخت اگر مسجد آدینه بسازد ، یا طاق فرود آید و یا قبله کج آید . ـ به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است . ـ تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو و خر . ـ تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است . •ـ ترک عادت موجب مرض است . ـ جوابِ های ، هویه . ـ چار دیواری اختیاری . ـ چو فردا شود فکر فردا کنیم . ـ حرف مرد یکی است . ـ خدا خر رو شناخت شاخش نداد . ـ خدا یه عقل زیاد به تو بده و یه پول زیاد به من . ـ در چهل سالگی طنبور می آموزه ، در گور استاد میشه . ـ دستی را که نمی توان برید باید بوسید . ـ دنیا پس از مرگ ما ، چه دریا چه سراب . ـ دوری و دوستی . ـ دیگی که برای من نجوشه ، میخوام سر سگ توش بجوشه . ـ رفتی شهر کورا تو هم کور . ـ سگ باش کوچیک خانه نباش . ـ عقد پسر عمو ودختر عمو را توآسمونا بستن . ـ علی دارم چه غم دارم . ـ کلوخ انداز را پاداش سنگ است . ـ کوفت باشه مفت باشه . ـ گربه را باید دم حجله کشت . ـ نگذار پیراهن تنش دو تا شود . ـ گلیم بخت کسی را بافتند سیاه ، به آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرد . ـ نرود میخ آهنین در سنگ . ـ هر چه پیش آید خوش آید . ـ هر که خر شد ما پالونیم . و مواردی از این دست .
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/53446
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید