در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا،طبق معمول سینماگران این کشور نقش مهمی را در تبلیغات برای نامزدهای انتخاباتی برعهده دارند. بیشتر فیلمسازان در طول تاریخ البته نشان دادهاند که به حزب دموکرات روی خوشتری نشان میدهند اما هستند سینماگرانی مانند کلینت ایستوود که به اصطلاح راستی محسوب میشوند و از حزب جمهوریخواه حمایت میکنند. همه اینها به کنار هالیوود این روزها به شدت مشغول هزینه کردن برای انتخابات است. در ماه اکتبر چیزی حدود ۱۳ میلیون دلار توسط سینماگران برای تبلیغات باراک اوباما جمعآوری شد. آخرین مهمانی سینمایی همین هفته گذشته در منزل ویل اسمیت و جیدا پینکت اسمیت، بازیگران سیاهپوست برگزار شد که میشل اوباما در آن حضور پیدا کرد. ۳۰۰ نفر در مهمانی اسمیت شرکت کردند که بلیت حضور در آن از ۲۵۰۰دلار برای هر نفر تا ۴۰هزار دلار برای هر زوج بود. این مهمانی بعد از کنسرتی که اوباما در سالن نوکیا در آن حضور یافت و مهمانیای که بیل کلینتون به همراه اپرا وینفری برگزار کرد تاکنون بیشترین پول را برای اوباما جمعآوری کرده است. ماه قبل جورج کلونی با جمع کردن ۱۵ میلیون دلار رکورددار شد. باید گفت که میت رامنی در هالیوود حداقل از اوباما عقب مانده است. اما جالبترین نکته این است که برای سینمای هالیوود همیشه انتخابات ریاست جمهوری اهمیت خیلی زیادی داشته است شاید چون تعدادی از پرمخاطبترین و پرتعلیقترین فیلمهای هالیوودی آثاری بودند که در آنها یا رئیسجمهور نقش کلیدی داشته یا کل سوژه فیلم با محوریت موضوعی درباره وی شکل گرفته است.شاید دلیلش این باشد که روسایجمهور آمریکا چه با رسواییهایشان مثل واترگیت و چه با نحوه انتخاب یا کنار رفتنشان مثل ترور جان.اف.کندی همیشه درامهای پرتنشی در عالم واقعیت ساختهاند که به شدت قابلیت سینماییشدن دارد. به همین بهانه هالیوود ریپورتر نگاهی انداخته به چند فیلم مهم تاریخ سینما که درباره انتخابات ریاستجمهوری و کمپینهای تبلیغاتی آنها بوده است. این فیلمها طیف گستردهای دارد از کمدی «انتخابات» بگیرید که درباره انتخاب شدن یک دختر دبیرستانی با بازی ریس ویترسپون و کارهایی که او برای جذب رای انجام میدهد، است تا تصویری که جان تراولتا در فیلم «رنگهای اصلی» از هواداران کمپین تبلیغاتی بیلکلینتون ارائه میدهد.
● دیو (۱۹۹۳ - ایوان ریتمن)
یک کمدی درباره وضعیت ریاستجمهوری در آمریکا که وقتی رئیسجمهور وقت بیمار میشود و به کما میرود، کاخ سفید برای جلوگیری از شایعات تصمیم میگیرد مردی را که به شدت به او شباهت دارد، پشت میز ریاستجمهوری بنشاند. کلوین کلین یک آدم عادی است اما بعد از گذراندن مدتی در کاخ سفید تصمیم میگیرد که کمپین تبلیغاتی خودش را در شهرش به راه بیندازد.
● بولورث(۱۹۹۸ - وارن بیتی)
وارن بیتی ستاره این درام-کمدی سیاسی است و خودش در تهیه و نوشتن فیلمنامه آن هم مشارکت داشته است. او نقش یک سناتور شکستخورده و ناامید را بازی میکند که اشتیاق زیادی برای پیروزی در انتخابات ریاستجمهوری ندارد. او حتی به فکر خودکشی میافتد. اما فرصتی برای او پیش میآید که بتواند با رایدهندگانش با صداقت صحبت کند و محبوبیتش را بین مردم افزایش دهد.
● همه مردان رئیسجمهور(۱۹۷۶ - آلن.جی.پاکولا)
گرچه این فیلم مستقیما به انتخابات ریاستجمهوری نمیپردازد، تصویری از اتفاقاتی به مخاطب میدهد که در رسوایی واترگیت اتفاق افتاد و مستقیما پای رئیسجمهور وقت هم به این رسوایی باز شد. اتفاقاتی که باعث کنارهگیری ریچارد نیکسون از ریاستجمهوری شد و به جایش معاون وی جرالد فورد در سال ۱۹۷۴ اداره کشور را به دست گرفت. رابرت ردفورد و داستین هافمن در نقش باب وودوارد و کارل برنستاین در این فیلم اسکاری بازی میکنند. روزنامهنگاران واشنگتنپست که تحقیقات آنها باعث آشکار شدن ماجرای واترگیت میشود که در آن نیکسون در دزدی از کمیته ملی دموکراتها دست داشته است.
● انتخابات(۱۹۹۹ - الکساندر پین)
ریس ویترسپون در یکی از اولین و بهیادماندنیترین تجربیات سینمایی زندگیاش، نقش دختری را بازی میکند که برای به دست آوردن مقام ریاست مدرسه، کمپین تبلیغاتی به راه میاندازد اما او چنان شیفته ریاست است که بعد از مدتی برای انتخاب شدن دست به هر کاری میزند. فیلم میتواند غیرمستقیم اشارهای داشته باشد به وضعیتی که در کمپینهای تبلیغاتی سناتورها و یا نامزدهای ریاستجمهوری در آمریکا وجود دارد. رسیدن به پیروزی با هر دستاویزی، وقتی که فقط هدف مهم است و نه راه رسیدن به آن.
● نیروی هوایی یک(۱۹۹۷ - ولفگانگ پترسون)
در این فیلم اکشن-درام تقریبا آمریکا رئیسجمهورش را از دست میدهد. هریسون فورد نقش رئیسجمهور جیمز مارشال را بازی میکند که هواپیمایش طی یک عملیات تروریستی ربوده میشود. مارشال در جنگ ویتنام شرکت کرده و سعی میکند برای خودش و گروهش زمان بخرد تا ارتش به کمکشان بیاید. گری اولدمن در نقش رئیس تروریستها ظاهر میشود و مواجهه او و مارشال صحنههای جالبی را به وجود میآورد. مارشال قرار است یکجور جان اف کندی مدرن باشد که میخواهد نظام سیاست خارجی کشورش را بخصوص تغییر دهد. البته فیلم در جهت مقاصد تبلیغاتی آمریکا پایان خوشی برای رئیسجمهورش رقم میزند.
● رئیس ایالت(۲۰۰۳ - کریس راک)
پیش از اینکه حتی نامی از باراک اوباما برده شود و او بتواند صندلی ریاستجمهوری را در کاخ سفید تصاحب کند، کریس راک در فیلم «رئیس ایالت» نقش اولین رئیسجمهور سیاهپوست آمریکا را بازی کرد. البته رئیسجمهور شدن وی بیشتر براساس شانس و اقبال بود چون نامزد اصلی انتخابات ریاستجمهوری وسط کمپین تبلیغاتیاش میمیرد و خیلی غیرمنتظره این سیاهپوست جای وی را میگیرد. در حالی که اطرافیان نامتجانسش با مقامات رسمی کاخ سفید لحظههای بامزهای را در این فیلم کمدی به وجود میآورند. احتمالا اوباما اگر این فیلم را دوباره ببیند خیلی آن را نخواهد پسندید!
● نیمه ماه مارس(۲۰۱۱ - جورج کلونی)
این یکی از تازهترین و بهترین فیلمها درباره کمپینهای انتخاباتی ریاستجمهوری در آمریکاست که جورج کلونی آن را کارگردانی کرده که خودش از سینماگران فعال در عرصه سیاست است. رایان گاسلینگ مدیر تبلیغات جورج کلونی است که خودش در نقش نامزد حزب دموکرات ظاهر میشود. جالب است که در این درام سیاه سیاسی که خود کلونی هم آن را نوشته، کمپین حزب دموکرات و عملکردش زیر سوال میرود که چطور رایدهندگان را فریب میدهند. حزبی که خود کلونی از طرفداران آن است.
● مرد سال(۲۰۰۶ - بری لوینسون)
جالب است که باز هم فیلمی در ژانر کمدی به موضوع تبلیغات برای انتخابات ریاستجمهوری آمریکا میپردازد.
احتمالا فیلمسازان بر این باورند که شاید با لحن کمدی بتوانند فضای سیاه سیاسی موجود در چنین شرایطی را تلطیف کنند. رابین ویلیامز نقش جان استوارت را بازی میکند که مجری یک برنامه کمدی است و در برنامهاش شوخیهای سیاسی میکند. اما درنهایت بر اثر اصرار ۴میلیون هوادارش پا به عرصه انتخابات ریاستجمهوری میگذارد.
● کاندیدای منچوری(۲۰۰۴ - جاناتان دمی)
دنزل واشنگتن نقش قهرمان جنگی را بازی میکند که در طول دوران اسارتش شستوشوی مغزی داده شده. در مقابلش لیو شرایبر نقش یکی از همرزمانش را بازی میکند که حالا نامزد معاونت ریاست جمهوری است. شانس او برای رسیدن به این مقام البته خیلی کم است اما آنها تصمیم دارند از طریق شستوشوی مغزی به هر طریقی هست وارد کاخ سفید شوند. فیلم جاناتان اقتباسی است از رمانی که سال ۱۹۵۹ توسط ریچارد کاندون نوشته شده و البته سال ۱۹۶۲ جورج آکسلورد فیلمنامهای از روی آن نوشت که جان فرانکنهایمر آن را کارگردانی کرد. در نسخه سال ۱۹۶۲ به اقتضای آن زمان کمونیستها نقش اصلی را در شستوشوی مغزی رئیسجمهوری آمریکا و تصاحب کاخ سفید برعهده داشتند.
● آقای اسمیت به واشنگتن میرود(۱۹۳۹ -فرانک کاپرا)
فرانک کاپرا از آن فیلمسازان دستراستی بود که به مفاهیمی چون وطن اهمیت زیادی میداد. در فیلم «آقای اسمیت به واشنگتن میرود» که جیمز استوارت ستاره اصلی آن است، یک مرد سادهدل که در روستا زندگی میکند به نام جفرسون اسمیت، از سوی مقامات حیلهگر شهر به سنا فرستاده میشود به این امید که مقاصد آنها را در مجلس سنا عملی سازد اما اسمیت درستکارتر از این است که بخواهد به مقاصد آنها تن در دهد. اسمیت تبدیل به یک سناتور ایدهآلیست در مجلس میشود و کمپین حامیاش را ناامید میکند.
● رنگهای اصلی(۱۹۹۸ - مایک نیکولز)
جان تراولتا نقش یک فرماندار جنوبی را بازی میکند که سابقه و اعتبار چندان خوبی ندارد. فیلم در اصل برمبنای رمانی ساخته شده که به افتضاح دوران ریاستجمهوری بیل کلینتون و رابطهاش با مونیکا لوینسکی میپردازد. این رمان سال ۱۹۹۲ منتشر شد. هرچند، اما تامپسون بازیگر نقش مقابل تراولتا اظهار داشت که نقش او ربطی به هیلاری کلینتون ندارد اما خود تراولتا گفت که شخصیتش را براساس خصوصیات کلینتون ساخته است. فیلم کمتر از دو ماه بعد از نتیجه دادگاه لوینسکی روی پرده سینماها رفت.