یکی از مسئولیت های بشر در قبال دیگران دعوت آنان به سوی ایمان و کارهای صالح است. این مسئولیت انسان را می بایست در ادامه خط رسالتی پیامبران تعریف کرد. بنابراین دعوت، استمرار خط رسالت پیامبرانی است که از سوی خداوند برای راهنمایی بشر فرستاده شده اند.
در آموزه های قرآنی، اهدافی چند به عنوان رسالت پیامبران بیان شده است که از جمله آن ها تبلیغ می باشد. با این همه نمی توان مراد از دعوت را در تبلیغ صرف خلاصه کرد، زیرا اگر چه تبلیغ و بلاغ از مهم ترین وظایف رسالتی پیامبران دانسته شده، ولی این رسالت، زمانی به پایان و کمال خود می رسد که اهداف اصلی تبلیغ برآورده شده باشد. از این رو مسایلی چون تعلیم و تزکیه قیام به عدالت و اجرای حدود الهی در جامعه به شکل نظام سیاسی، به عنوان اهداف دعوت و رسالت مورد توجه قرار گرفته است.
برای این که درک درستی از اهداف رسالت داشته و با موانعی که در راه دعوت و رسالت ایجاد می شود آشنا شویم، تحلیل قرآن را در این باره نیاز داریم. نویسنده در این مطلب بر آن است تا این اهداف و موانع را براساس آموزه های قرآنی شناسایی و معرفی نماید تا این گونه بتوانیم اهداف و مسئولیت های خود را نیز دانسته و از موانع پیش رو آگاه شویم. اینک با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
● اهداف مشترک انسان ها
نگاه قرآن به هستی و انسان بر این پایه استوار است که برای آنها اهداف عمومی و خاص است که باید آن را به دست آورند. شاید بتوان گفت اهدافی که خداوند برای انسان بیان داشته و آن را فلسفه آفرینش و حکمت ایجادی بشر دانسته است، اهدافی در چند سطوح است. به این معنا که اهدافی به عنوان اهداف ابتدایی و مقدمی مورد توجه بوده و اهدافی هم به عنوان اهداف میانی و نهایی درنظر گرفته شده است.
دست یابی به مقام عبودیتی که بنیاد آن بر ربوبیت طولی بشر و خلافت انسان از خداوند می باشد، شاید مهم ترین و اساسی ترین و غایی ترین آن اهداف باشد. با این همه راه رسیدن به این هدف غایی تنها از میان همان اهدافی می گذرد که از آن به اهداف ابتدایی و میانی یاد شده است از این رو همه انسان ها برای دست یابی به عبودیت ربوبی و خلافت الهی، می بایست به مقام تعلیمی و تزکیه ای دست یابند که فرصت دست یابی به این هدف غایی را فراهم می آورد.
بنابراین باید اهداف مشترک همه انسان ها را در همان هدف و حکمت آفرینش انسان جست وجو کرد که در آیه ۵۶ سوره ذاریات به مقام عبودیت آگاهانه تعبیر شده است که بر پایه روایت تفسیری معصوم(ع) کنه و ذات چنین عبودیتی همان ربوبیت است.
بنابراین رسالت و مأموریتی که از سوی خداوند، نخست بر دوش انسان های کاملی به نام پیامبران(ع) و سپس پیروان و شیعیان آنان به عنوان ربانیون و در مرحله سوم بر دوش همگان نهاده شده است، چیزی جز تبیین و تعیین سازوکاری برای رسیدن به این اهداف در سطوح مختلف نیست. از این رو می توان گفت که اهداف مشترک همه انسان ها، چیزی جز دست یابی به هدف غایی و حکمت آفرینش انسان نخواهد بود.
خداوند در آیاتی چون ۲۱۳ سوره بقره و ۸۱ سوره آل عمران ونیز ۹۰ سوره انعام برای تبیین اهداف مشترک پیامبران الهی در حوزه رسالت الهی، به این اهداف توجه می دهد.
به نظر می رسد که این اهداف همه سطوح را دربرمی گیرد، چنان که از همه ابزارها برای رسیدن به این مهم بهره می جوید. به این معنا که مسئله قضاوت و حکومت نیز به عنوان یکی از سازوکارهای مهم دست یابی به این هدف مورد توجه است؛ زیرا ماموریت و مسئولیت پیامبران تنها هدایت طریقی نیست بلکه هدایت ایصالی نیز برعهده پیامبران نهاده شده است. در همین آیه ۲۱۳ سوره بقره افزون بر تبیین قوانین دست یابی به محیط کمالی برای رسیدن به مقام عبودیت، به مسئله اجرای قوانین و اعمال آن و قضاوت و حکومت توجه می دهد و آن را رسالت همه پیامبران بر می شمارد که البته به اسبابی این امکان برای برخی نیز فراهم نیامده است تا به این مسئولیت و ماموریت خویش جامه عمل بپوشانند.
بر این اساس می توان گفت که ایجاد جامعه مدنی و قانون گرا و دولت و حکومتی که این قوانین الهی را اجرایی کرده و شرایط عمومی را برای دست یابی همه بشر به عبودیت فراهم آورد، از مهم ترین اهداف رسالتی همه پیامبران از جمله پیامبر اسلام(ص) و به تبع آنان همه شیعیان و مومنان آنان می باشد.
بی گمان دست یابی به چنین شرایط مطلوب، با دشواری های بسیار و تحمل مشکلات زیاد ممکن و شدنی است، زیرا یکی از عناصر اصلی ایجاد چنین شرایط، تحقق عدالت همه جانبه است که بسیاری از انسانهای مستکبر و ظالم آن را برنمی تابند. از این رو خداوند در آیه ۳۴ سوره انعام به مومنان هشدار می دهد که تحقق اهداف رسالتی همواره مستلزم تحمل مشکلاتی است. لذا همه کسانی که در این مسیر گام برمی دارند می بایست با افزایش صبر و شکیبایی خویش، آماده هرگونه جانفشانی و تضحیه باشند؛ زیرا بسیاری از مستکبران از انسان و جنیان این اهداف و تحقق آن را برنمی تابند و اجازه نمی دهند تا انسانها به سادگی به این اهداف دست یابند.
● اهداف رسالتی پیامبران و امت
قرآن مهم ترین اهداف رسالتی پیامبران و امت را، دعوت مردم به سوی حق و حقیقت برمی شمارد و خواهان ابلاغ کامل این معنا از سوی دعوت گران به همه مردم می شود.
از آن جایی که هر انسانی نیازمند آن است تا از موقعیت خویش در جهان و جامعه آگاه باشد و مسئولیت های خود را بشناسد، مسئله اتمام حجت به عنوان یکی از مهم ترین اهداف رسالتی مطرح می شود. خداوند در آیاتی چون ۱۶۵ سوره نساء و ۱۹ سوره مائده و ۱۳۰ و ۱۳۱ سوره انعام و آیات بسیار دیگر، مسئله اتمام حجت را مسئله مهم در دعوت و رسالت بیان می کند؛ زیرا هنگامی شخص را می توان در دنیا و آخرت مجازات و تنبیه کرد که شخص نسبت به قانون و اهداف زندگی و آفرینش خویش و جهان آگاهی داشته باشد.
به این معنا که اگر شخصی نسبت به حقیقت آفرینش و حکمت آن آگاهی نداشته باشد و زندگی خود را صرف امور لغو و بیهوده نماید و آن را به تباهی کشد، نمی توان وی را مقصر دانست و تنبیه و مجازات نمود. بنابراین یکی از مهم ترین وظایف رسالتی آن است که مردم را نسبت به حکمت آفرینش آگاه کرد و قوانین و سنت های الهی را به آنان گوشزد کرد. دراین صورت می توان آنها را به سبب تمرد و طغیان و یا کوتاهی و قصور، مقصر دانست و در دنیا و آخرت به مجازات سخت تنبیه کرد.
از این جا مساله توحید و دعوت به آن مطرح می شود، زیرا هستی شناسی و جهان بینی اسلامی مشخص می دارد که هستی بر مدار توحید می گردد. بر این اساس دعوت به توحید به معنای دعوت به حقیقت اصلی جهان است.در نتیجه آن، نفی طاغوت ها و هر گونه تعدد و شرک، به عنوان لازمه توحید خود را بر دعوت تحمیل می کند.
به این معنا که دعوت به توحید همه جانبه و محض به مفهوم نفی طاغوت هاست و اثبات توحید، مستلزم نفی همه طاغوت ها می باشد. از این رو از مهم ترین اهداف رسالتی، اثبات توحید و دعوت به آن و نفی طاغوت ها است که در آیه ۳۶ سوره نحل مطرح می شود.
در حقیقت پیامبران و شیعیان آنان، می بایست مسیری را نشان دهند که مردم را به سوی پذیرش توحید و نفی طاغوت بکشاند و جز خداوند به کسی تکیه و توکل نکنند و از غیر نخواهند و به غیر نپیوندند.
براین اساس دعوت و راهنمایی مردم به صراط مستقیم که انسان را به هدف غایی یعنی عبودیت و تقرب الهی می کشاند، به عنوان یک ماموریت و مسئولیت بر دوش پیامبران سنگینی می کند. (بقره آیه۲۱۳)
این راه راست و صراط مستقیم، افزون بر این که راه است، از ویژگی های دیگری نیز برخوردار می باشد، زیرا به انسان کمک می کند تا خود را بشناسد و هم چنین خود را چنان بسازد که زمینه تقرب و عبودیت محض و در نهایت ربوبیت و خلافت طولی فراهم آید.
از این رو راه مستقیم را راه تقوا و درست کاری (اعراف آیه ۳۵) و راه اصلاح و تزکیه دانسته اند. (همان و نیز انعام آیه ۴۸) ولی از آن جایی که به دلایل و عوامل درونی و بیرونی چون هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی نمی توان به سادگی در مسیر تقوا و درست کاری گام برداشت اصلاح و تزکیه نفس انسان ها به عنوان یک هدف و ماموریت اصلی برای پیامبران و مومنان تعریف شده است.
پیامبران می بایست شرایطی را فراهم آورند تا همگان بتوانند به این آگاهی برسند که راه رسیدن به حقیقت یکی است و تنها راه راست است که به آنان کمک می کند تا در مسیر درست گام بردارند و هدف خلقت و آفرینش را تحقق بخشند. بر این اساس آنان ماموریت یافتند تا خود به عنوان الگوی زندگی بشر درآیند و با پیشگامی در ایمان کامل و اعمال نیک و صالح، زمینه مساعدی را برای سرمشق قرار گرفتن فراهم آورند.
از آن جایی که ترس مردم در زندگی، ترس فقدان سعادت و خوشبختی است، پیامبران به مردمان نشان می دهند که چگونه می توان با ایمان و عمل صالح به خوشبختی دست یافت و امنیت خاطر فراهم آورد به گونه ای که دیگر ترس از آینده نداشته باشند و غم گذشته بر دوش آنان سنگینی نکند. زندگی پیامبران، سرشار از امید به زندگی و خوشبختی و رهایی از ترس و خوف است.
خداوند در آیه ۴۸ سوره انعام یکی از ماموریت های پیامبران را نشان دادن این حقیقت می داند که آنان با ایمان و عمل صالح خویش، شرایطی را فراهم می آورند که احساس خوشبختی واقعی در آنان نمودار می شود، به گونه ای که دیگران نیز در عمل، خواهان دستیابی به آن می شوند.
در حقیقت پیامبران با رفتار و زندگی خود، دیگران را آموزش می دهند و تربیت می کنند و راه رسیدن به آرامش و آسایش یعنی خوشبختی را نشان می دهند.
از آن جایی که برای رسیدن به هدف غایی آفرینش تنها وجود مقتضی کفایت نمی کند بلکه موانع را نیز از سر راه برداشت، مسئله عدالت گرایی به ویژه درحوزه اجتماعی به عنوان مهمترین وظیفه و مسئولیت تعریف شده است؛ زیرا در هر جامعه ای گروههایی هستند که عدالت خوار می باشند و اجازه نمی دهند تا هرکسی به حق خویش برسد. از این رو لازم است تا پیامبران و پیروان آنان، برای ایجاد جامعه ای عدالت محور تلاش و کوشش کنند. خداوند در آیه ۲۵ سوره حدید عدالت را به عنوان هدف رسالت تبیین می کند و توضیح می دهد که تحقق آن تنها با همکاری جمعی امت، امکان پذیر است. به این معنا که زمانی در یک جامعه عدالت برپا خواهدشد که توده های مردم در صف تحقق آن پیشگام باشند.
بنابراین، پیامبران تنها می توانند حقیقت عدالت و آثار آن را به مردم بشناسانند ولی این توده های مردم هستند که می توانند آن را در جامعه استوار کرده و عینیت می بخشند.
البته پیامبران و پیروان واقعی آنان که جزو نخبگان جامعه می باشند می بایست برای مدیریت جامعه دراین مسئله پیشگام باشند، زیرا مدیریت جامعه برای تحقق عدالت نیازمند علوم و توانایی های خاص است. از این رو پیامبران مسئولیت قضاوت و داوری و نیز حکومت و حاکمیت را برعهده دارند. آنان به عنوان نخبگان جامعه باید در این مسئولیت خطیر قرار گیرند و عدالت را در جامعه با کمک توده های مردم تحقق بخشند، زیرا بی وجود عدالت در جامعه امکان دستیابی عمومی به هدف آفرینش یعنی خلاقت ربوبی شدنی نیست.
به سخن دیگر، حکومت نخبگان ایمانی و مدیریت آنان به عنوان یک وظیفه و مسئولیت مطرح می باشد (بقره آیه ۲۱۳) و خداوند از ایشان پیمان گرفته است تا به این مسئولیت بپردازند و از زیر آن شانه خالی نکنند.
● موانع رسالت
چنان که گفته شد، مسئولیت خطیر دستیابی به عبودیت ربوبی برای تک تک انسان ها کاری سخت است. هرکسی به علل درونی و بیرونی چون هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی با مقاومت های بسیار مواجه است که به وی اجازه رسیدن به این مقام و هدف را نمی دهد.
این مشکل زمانی دو چندان می شود که انسان بخواهد افزون بر خود، دست دیگری را نیز بگیرد و او را به سوی این هدف و مقام بکشاند. از این رو پیامبر(ص) پس از این که ماموریت یافت تا دست دیگران را گرفته و امت را نیز به هدایت ایصالی به هدف برساند، احساس سنگینی مضاعف کرد و فرمود که این مسئولیت سنگین و خطیر موهایش را سپید کرد.
به این معنا که انسان می تواند خود را درمسیر مستقیم نگه دارد ولی این که دیگران را نیز در این مسیر نگه داشته و آنان را به مقصد و مقصود برساند بسیار سخت تر و دشوارتر می باشد که پیامبر(ص) با آن عظمت و سعه وجودی اش احساس سنگینی آن را یادآور می شود.
درفرآیند اجتماعی شدن دین واهداف آن، مشکلات و دشواری های بسیار و سخت وجود دارد.
مقاومت به سبب آن که جمعی و گروهی انجام می شود، فشار مضاعفی را وارد می سازد و کار دعوت و رسالت را سخت می کند.
خداوند در تبیین موانع رسالت و دعوت، از مانع عمده هواپرستی که درهمه انسان ها نهفته است (بقره آیه ۷۸ و مائده آیه ۷۰) و اغواگری های شیطانی (نحل آیه ۶۳) سخن به میان می آورد؛ زیرا این دو مانع در همه انسان ها مشترک است و همه از این مشکل رنج می برند. براین اساس نیاز است تا زمینه به گونه ای فراهم آید تا تک تک انسان ها با هواهای نفسانی خود در درون و وسوسه ها و اغواگری های بیرونی شیطان مبارزه کنند تا درمسیر راست قرارگیرند.
دراین میان برخی از مردم به اسبابی چند نسبت به دعوت و رسالت، واکنش منفی نشان می دهند و با آن که حقانیت دعوت را می دانند و راه رسیدن به خوشبختی را تنها همین راه می شناسند، ولی دارای نوعی لجاجت هستند و حاضر نمی شوند زیر بار دعوت شخص و یا اشخاصی بروند.
بارها درجامعه با اشخاصی مواجه شده ایم که تنها به سبب مخالفت و از روی لجاجت حاضر نمی شوند تا زیر بار حق بروند و می گویند چون فلانی این دعوت را کرده و این مطلب از اوست نمی پذیریم و اگر کسی دیگر بود قبول می کردیم.
لجاجت مردم اشکال و ابعاد مختلفی دارد که خداوند در آیات ۱۸۳ و ۱۸۴ سوره آل عمران لجاجت را یکی از موانع عمده گسترش اسلام و دعوت و رسالت آن برشمرده و نسبت به آن هشدار داده است.
آیه هائی چون ۹۱ سوره انعام و ۹۴ سوره اسراء و ۳۳ سوره مومنون و ۶سوره تغابن، ظاهر نگری و بهانه جویی ها را مانع دیگری برای پـذیرش دعوت و رسالت برمی شمارد و توضیح می دهد که چگونه شماری از مردم به سبب این رویه و رفتار ضدهنجاری و رفتاری، از مسیر حق و حقانیت دور می افتند و گمراه می شوند و زندگی خود را تباه می سازند.
درحوزه عمل اجتماعی، مهم ترین مشکل از سوی دو گروه اجتماعی پدید می آید. خداوند در آیه ۸۷ سوره بقره رویه استکباری کسانی را که دارای روحیه تکبر هستند معرفی کرده و آن را عامل مهم درعدم پیشرفت دعوت و رسالت پیامبران برمی شمارد.
به این معنا که اهل استکبار اجازه نمی دهند تا قوانین الهی و عدالت فراگیر درجامعه تحقق یابد و مردم در مسیر کمالی گام بردارند. جامعه ایمانی همواره با چنین گروه ها و اشخاصی مواجه است که سد راه رشد و کمال آنان هستند. مبارزه با آنان نیز می بایست درسرلوحه کارها قرارگیرد.
گروه دوم اجتماعی که به شدت با رسالت پیامبران به مخالفت می پردازند، گروه اشراف هستند که اجازه دعوت به پیامبران و پیروان آنان نمی دهند. از این رو خداوند در آیه ۳۴ سوره سبا و ۲۳سوره زخرف آنان را به عنوان دشمنان اسلام و دعوت های الهی معرفی می کند.
بنابراین لازم است نسبت به مستکبران و اشراف هوشیار و بیدار بود، زیرا آنان به عناوین مختلف اجازه نمی دهند تا رسالت پیامبران به درستی تبیین شود و یا به مورد اجرا گذشته شود. درهمه جوامع، مستکبران و اشراف هستند که با عدالت و دولت اسلامی مخالفت می کنند و نظریه و عمل اسلامی را از درون و بیرون به چالش می کشانند، لذا لازم است با هوشیاری، آنان را شناسایی و به مبارزه با آنان اقدام کرد.
آنچه گفته شد شماری از اهداف و موانعی است که بر سر راه دعوت ها و رسالت های الهی قرار می گیرد و امت مومن باید بداند که این موانع همواره موجود است و دیگر آن که اهداف پیش گفته همواره باید به عنوان یک ارزش در دولت و ملت نهادینه شود واجازه داده نشود تا کم رنگ و یا بی اهمیت جلوه داده شود.