مقام معظم رهبری از فاصله علمی موجود با کشورهای توسعهیافته، با نگاهی واقعبینانه و دلسوزانه آگاهاند و تاکید میکنند «وضع موجود حقیقتا راضیکننده نیست و ما از لحاظ علمی بسیار عقبایم»
تاریخ پرعظمت و پرافتخار علم در دیار ایران زمین از دوره پیش از اسلام مایه مباهات ایرانیان بوده است. اما با وجود برتری علمی ایرانیان در دورههای اسلامی و پیش از اسلام، با حرکت رو به جلوی اروپاییان در قرنهای اخیر، فاصلهای قابل توجه در علوم و فنون بین جامعه ما و کشورهای توسعه یافته ایجاد میشود که انکارنشدنی است و به واقع تا حدودی جوامعی همچون کشور ما را (با تمام پیشینه درخشان و پرافتخارش) به جامعهای مصرفکنننده علم تبدیل میکند. طی یکی دو سده اخیر تلاشهایی در جهت پر کردن شکاف علمی ایجاد شده بین حوزه دانش کشور ما با کشورهای توسعهیافته صورت گرفته، اما به واقع آیا این فاصله در حال حاضر از بین رفته است؟ آیا وجود بیش از ۵/۳ میلیون نفر دانشجو و استاد در سطح دانشگاههای کشور، ایران را به کشوری مطرح در زمینه تولید علم تبدیل کرده است؟ و آیا جنبش تولید علم که طی چند سال اخیر به کرات مورد تاکید قرار گرفته به اهداف مورد نظر خود دست پیدا کرده است؟
متاسفانه برخلاف ادعاهای تعجببرانگیز و احساسی برخی از مقامات بلندپایه دولتی (که صد البته از روی میهنپرستی آنهاست) مبنی بر اینکه «امروز به لحاظ علمی جزو کشورهای برجسته دنیا هستیم» (در گفتگو اختصاصی با نشریه vip روسیه)، مقامات عالیه نظام و به ویژه مقام معظم رهبری از فاصله علمی موجود بین کشور ما و کشورهای توسعهیافته، با نگاهی واقعبینانه و در حقیقت دلسوزانه آگاهاند و تاکید میکنند که «وضع موجود حقیقتا راضیکننده نیست و ما از لحاظ علمی بسیار عقبایم». مقام معظم رهبری تاکید کردهاند «گزارشاتی که ذکر میشود البته خوب است و در سایه انقلاب به وجود آمدهاند، ولی پیشرفت تازه شروع شده و هنوز کار زیادی داریم.» منابع موثق و «مبتنی بر شواهد» با آمار و ارقام قابل استناد و معتبر نیز حاکی از آن است که وضعیت علمی کشور هنوز در سطح جهان چندان قابل افتخار نیست.
متاسفانه در طبقهبندیهای موجود نامی از دانشگاهها و مراکز تحقیقات کشورمان در میان دانشگاههای معتبر جهان به چشم نمیخورد. به طور مثال در رتبهبندی حرفهای دانشگاههای دنیا که توسط مدرسه عالی معدن پارسبنیان انجام شده و شاخص اصلی آن تعداد مدیران اجرایی ارشدی که از هر دانشگاه فارغالتحصیل شده و در ۵۰۰ کشور مطرح دنیا از لحاظ سودآوری مشغول به کارند، هیچ یک از دانشگاههای ایران حضور ندارند. رتبهبندی دانشگاه ووهان چین که توسط مرکز تحقیقات ارزیابی علم این کشور صورت میگیرد و به ارزیابی دانشگاهها براساس تعداد مقالات چاپ شده و ارجاعات در بیش از ۱۱ هزار مجله علمی در سراسر دنیا و در ۲۲ حوزه علمی مختلف میپردازد هم نامی از ایران را در فهرست خود نمیبیند. آمار و ارقامی همچون شواهد «وبومتریک» که نه تنها به وضعیت دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی ما میپردازند، بلکه معیار قابل اتکایی برای مقایسه با همتایان به دست میدهند نیز متاسفانه از وضعیت نامطلوب ما خبر میدهند.
● وبومتریک چیست و چه میگوید؟
وبومتریک (Webometrics) علمی است که به شبکه جهانی اطلاعات میپردازد تا ساختار آن، تعداد و نوع استنادات و ارجاعات و نیز الگوی استفاده از آن را مورد بررسی قرار دهد. در واقع وبومتریک به مطالعه جنبههای کمی ساختار و به کارگیری منابع اطلاعاتی میپردازد. بر این اساس طبقهبندی و رتبهبندی دانشگاهها بر پایه شاخصهای وبومتریک و با انگیزه ترغیب نشر در فضای شبکه صورت گرفت. طراحان این سیستم طبقهبندی معتقدند این روش به یک دلیل بسیار ارزشمند است و آن اینکه رتبهبندی وبومتریک دانشگاهها تنها براساس طراحی صفحات سایت یا تعداد دفعات مشاهده و صفحه یا سایت صورت نمیگیرد، بلکه به کارایی کلی، قابلیت دسترسی و منبع مراجعه بودن دانشگاهها میپردازد. در واقع دیگر روشهای رتبهبندی دانشگاهها همچون رتبهبندی شانگهای تنها به شاخصهای محدودی نظیر نتایج پژوهشها میپردازند، اما وبومتریک نمای کلی و تصویر کامل یک دانشگاه را از سوی مخاطبان به نمایش میگذارد.
در رتبهبندی وبومتریک پارامترهایی همچون حجم اطلاعات موجود روی وب، قابلیت دسترسی و نسبت اطلاعات منتشر شده از دانشگاه مزبور در وب نسبت به میزان لینکهای برگشتی خارجی آن مورد استفاده قرار میگیرند تا میزان فعالیت علمی وبگاههای آموزشی دانشگاهها به صورت دورهای ارزیابی گردد. این رتبهبندی که توسط آزمایشگاه سایبرمتریک (CiNDoc) به عنوان واحدی از انجمن ملی تحقیقات اسپانیا (CSIC) تهیه شده، متشکل از یک پایگاه دادهای، شامل ۱۵ هزار دانشگاه و بیش از ۵ هزار مرکز تحقیقاتی است که نسبت به اطلاعات موجود در طبقهبندیهای شانگهای و تایفر که تنها حدود دو هزار دانشگاه را در برمیگیرند، منبعی بسیار جامعتر محسوب میشود.
شاید برخی معتقد باشند هدف اصلی ردهبندی دانشگاهها براساس وبسنجی یا وبومتریک تنها ترویج نشریات اینترنتی، حمایت از دسترسی آزاد به اینترنت و دسترسی به نشریات علمی الکترونیک باشد، اما واقعیت این است که این طبقهبندی تنها براساس تعداد بازدیدکنندگانی که وارد یک سایت دانشگاهی شدهاند بنا نشده، بلکه براساس قابلیتها و میزان معروفیت دانشگاهها در سطح جهان هستند. علاوه بر این، اهمیت این طبقهبندی و رتبهدهی را میتوان از تاکیدات مسوولان علمی کشور در مورد آنها متوجه شد. در همین سال جاری بود که محمدمهدی زاهدی، وزیر علوم تحقیقات و فناوری در دومین روز اجلاس روسای دانشگاهها در سازمان سنجش کشور از روسای دانشگاها به علت بیتوجهی نسبت به معیارهای وبومتری و قرار نگرفتن اطلاعات لازم روی سایت دانشگاهها انتقاد کرد و اعلام کرد، «وضعیت کلی دانشگاههای کشور در زمینه وبومتریک اصلا مناسب نیست». وی با تاکید بر اهمیت این طبقهبندی گفت: «ضعف در وبومتریک تاثیر جدی در بحث رتبهبندی دانشگاههای کشور، در رتبهبندی جهان اسلام و نیز رتبه جهانی دارد.»
طبقهبندی وبومتریک برای نخستین بار در سال ۲۰۰۴ منتشر شد و هر ساله در تیر و دی ماه ویرایشهای به روز شده آن انتشار پیدا میکند. تا سال ۲۰۰۷ نام هیچ یک از دانشگاههای ایران در میان هزار دانشگاه اول این ردهبندی نبود. در سال ۲۰۰۷ برترین دانشگاه، دانشگاه تهران بود که رتبه ۱۳۷۲ را به دست آورده بود و دانشگاههای صنعتی شریف، علوم پزشکی تهران، امیرکبیر و صنعتی اصفهان به ترتیب با رتبههای ۲۲۵۵، ۲۴۷۰، ۲۷۲۳ و ۲۷۵۲ جهانی در رتبههای بعدی قرار داشتند.
در واقع در خاورمیانه دانشگاه تهران پس از دانشگاه فهد عربستان در رتبه دوم قرار داشت. دانشگاههایی از لبنان، امارات و فلسطین سوم تا پنجم بودند و دانشگاه علومپزشکی تهران ششم بود. در سال ۲۰۰۸ رتبه دانشگاه تهران به ۱۰۴۵ میرسد و باز هم ایران در بین هزار دانشگاه نخست جایی ندارد و این در حالی است که دانشگاه کینگ فهد عربستان با یک صعود خیرهکننده در این سال به رتبه ۶۳۷ دنیا رسیده است. در سال ۲۰۰۹ در میان ۱۰۰ دانشگاه برتر جهان، ۷۱ دانشگاه از آمریکای شمالی، ۲۱ دانشگاه از اروپا، ۵ دانشگاه از آسیا، ۲ دانشگاه از آمریکای لاتین و یک دانشگاه از اقیانوسیه بوده و هیچ دانشگاهی از کشورهای غربی آفریقا و ایران در این بین مشاهده نمیشود. در سال ۲۰۰۹ در میان دانشگاههای آسیایی، دانشگاههای توکیو و کیوتوی ژاپن با رتبههای جهانی ۳۸ و ۵۲ و دانشگاه ملی تایوان با رتبه جهانی ۹۳ در رتبههای اول تا سوم قرار دارند و در میان ۱۰۰ دانشگاه برتر جهان در سال ۲۰۰۹، ۷۱ دانشگاه از آمریکای شمالی، ۲۱ دانشگاه از اروپا، ۵ دانشگاه از آسیا، ۲ دانشگاه از آمریکای لاتین و یک دانشگاه از اقیانوسیه بوده و هیچ دانشگاهی از کشورهای غربی آفریقا و ایران در این بین مشاهده نمیشود.
در میان هزار دانشگاه برتر هم ۳۳۴ دانشگاه از آمریکای شمالی، ۴۱۷ دانشگاه از اروپا، ۴۷ دانشگاه از آسیا، ۵۸ دانشگاه از آمریکای لاتین، ۳۵ دانشگاه از اقیانوسیه، ۴ دانشگاه از کشورهای عربی و ۵ دانشگاه از آفریقا مشاهده میشود و این در حالی است که در سال ۲۰۰۹،به طور کلی ۱۷۰۳۶ دانشگاه در وبومتریک مورد بررسی قرار گرفته بودند که از میان آنها ۳۵۳۷ دانشگاه در آمریکای شمالی، ۴۷۵۲ دانشگاه از اروپا، ۴۶۹۷ دانشگاه از آسیا، ۳۰۴۲ دانشگاه از آمریکای لاتین، ۱۳۵ دانشگاه از اقیانوسیه، ۵۲۸ دانشگاه از کشورهای عربی و ۳۴۵ دانشگاه از آفریقا بودند. در این سال رتبه دانشگاه تهران (به عنوان برترین دانشگاه ایرانی در این فهرست) به ۹۹۰ ارتقا پیدا میکند و در سال ۲۰۱۰ نیز با سه رتبه صعود به ۹۸۷ میرسد. پس از دانشگاه تهران، علومپزشکی اصفهان با رتبه ۱۰۳۵، علوم پزشکی تهران با رتبه ۱۱۳۵، صنعتی اصفهان با رتبه ۱۹۲۴، فردوسی مشهد با رتبه ۱۹۳۲، صنعتی شریف با رتبه ۱۹۷۷، علوم پزشکی شیراز با رتبه ۲۰۳۵، شیراز با رتبه ۲۱۶۰، علوم پزشکی مشهد با رتبه ۲۳۵۰ و صنعتی امیرکبیر با رتبه ۲۳۶۴ به ترتیب دانشگاههای دوم تا دهم ایران براساس طبقهبندی وبومتریک ۲۰۱۰ را تشکیل میدهند.
امیدواریم با اندیشیدن تدابیر لازم و اقدامات مناسب، در سالهای آتی شاهد ارتقای سطح و جایگاه دانشگاههای کشور در این طبقهبندی هم باشیم و روز به روز علم و دانش در کشور ما به جایگاه پیشین خود بازگردد تا دوباره مایه فخر ایرانیان باشد.