شما با کودک درون خود آشنا هستید؟ شاید خیلی از شما از وجود بخشی از درون خود ناآگاه باشید. اخیرا در سینما و تلویزیون یا مطبوعات اشاراتی به کودک درون شده است. کودک درون یکی از قویترین حسهای وجود هر انسان است که با کمی فکر کردن میتوان تشخیص داد که کودک درون در چه موقعیتی قرار دارد. اگر شما فردی جدی هستید و از زندگی لذت نمیبرید یا با دیدن فیلمهای کمدی نمیخندید و آن را مضحک میپندارید، بدانید که کودک درون شما مریض است و برای رهایی از این قبیل مشکلات که به دلیل بیماری این کودک در شما مشکل گرفته، کافی است این مقاله را بخوانید و به توصیههای دکتر اصغر کیهاننیا متخصص روانشناسی عمل کنید.
● کودک درون چیست؟
کودک درون مبحثی مهم در روانشناسی است که در درمان رفتارهای ناهنجار، عادات و اضطرابهای بهجا مانده از دوران کودکی به روانشناسان کمک میکند. کودک درون، بخشی از وجود ماست که گاهی ناسازگار است و گاهی دوست دارد بچگی کند و مانند یک بچه پرنشاط و سرزنده دست به هیجاناتی بزند که ظاهرا با منطق و استدلال سازگاری ندارد. کودک درون عاشق بازی، شادی، شوخی و سبکسری است ولی بیشتر اوقات والد آگاه، جدی و دارای رفتار تکلیفگرا بر او مسلط میشود و اجازه نمیدهد خود را نمایان کند که در این صورت بلوغ عاطفی شخص رشد نمیکند.
● مشاهده کودک درون
برای اینکه کودک درون خود را شناسایی کنید خود را در موقعیتی آرام قرار داده و چشمهایتان را ببندید، ۳۰ دقیقه خود را در کودکی بین سه تا هشت سال تصور کنید. خود را شکل این کودک و ابتدا در تبادل با اعضای خانواده و سپس در ارتباط با همبازیهایتان که در همسایگی یا مدرسه شما هستند، ببینید. توجه کنید چگونه به اعضای خانواده عکسالعمل نشان میدهید و با دوستان و همبازیهای خود کنار میآیید و از بازی با آنها لذت میبرید یا نه. سرانجام خود را در محیط خانواده تصور کنید. آیا شما شاد و پرانرژی و هیجانزده هستید و از زندگی لذت میبرید؟ آیا شما جدی، غمگین و ناامید از زندگی هستید؟ اگر کودکی غمگین و جدی هستید سعی کنید آخرین تجربه شادی را که به عنوان یک کودک داشتید، به یاد آورید. این آخرین خاطره از شما به عنوان کودک شاد (کودک درون) است که در درون شما وجود دارد تا از عهده استرس برآید. ما میتوانیم به کودک درون خود بگوییم در زندگی خیلی جدی و سختگیر نباشد و به اشتباهاتش بخندد و سعی کند از چیزهای کوچک در زندگی لذت ببرد.
● چگونه کودک درون را کشف کنیم؟
بچهها تقریبا هر کاری که بخواهند انجام میدهند و شادند. شما هم باید کودک درون خود را کشف کنید تا شادتر باشید. با سکوتهای طولانی و یادآوری خاطرات کودکی و لحظاتی که شاد بودهاید، میتوانیم دوباره او را زنده کنیم. همچنین وقتی عاشق میشوید، شیدایی پیشه میکنید باید بدانید که کودک درون شما فعال شده و از سلطه والد آگاه شما بیرون آمده است. وقتی به مهر و محبت احتیاج دارید، وقتی افسرده میشوید، وقتی به امنیت و پشتیبانی و احترام نیاز دارید، یعنی کودک درون شما زنده شده و با زبان بیزبانی نیازهای خود را مطرح کرده است. زمانی که سرگرم بازی میشوید، زمانی است که کودک درون شما به حرکت درآمده و بالاخره وقتی با بچهها به بازی میپردازید یا به تماشای کارتون مینشینید، بدانید که به کودکی خود برگشتهاید و کودک درون شما فعال شده است.
● ارتباط با کودک درون
اگر با کودک درونمان ارتباط برقرار نکنیم او تنها و منزوی میشود و خود را پنهان میکند. اگر به احساسها و علاقهمندیهایش اهمیت ندهیم او سرکوب میشود و آسیب میبیند. متاسفانه بسیاری از افراد وقتی با کودک درونشان مواجه میشوند درمییابند نیاز کودکشان به مهر و محبت و اعتماد، امنیت و پشتیبانی برآورده نشده است. افرادی که از زندگیشان ناراضی هستند باید توجه کنند که مدتهاست پیامهای کودک درونشان را نادیده گرفتهاند، اما نکته مثبت این است که هر لحظه اراده کنند میتوانند به کمک ارتباط برقرار کردن با کودک درونشان و آشنا شدن با آن راهی جدید به سوی زندگی تازه و شاد و پرانرژی باز کنند. پس مرحله شناخت کودک درون و نشان دادن جهان به او و دعوت کردن او به زندگی میتواند به طرز معجزهآسایی مسیر زندگی و نحوه انتخابهایتان را تغییر دهد و شما را به سمت انتخابهای بهتر هدایت کند.
● پیامدهای منفی سرکوب کودک درون
وقتی در مقام یک بزرگسال تمایلات، خواستهها و نیازهای کودک درون را سرکوب میکنید، در معرض خطرات زیر قرار میگیرید. هرگز یاد نمیگیرید چگونه احساس طبیعی داشته باشید، بازی کنید و لذت ببرید. هرگز یاد نمیگیرید چگونه آرام باشید و استرسهای خود را کنترل کنید. از اینکه به اندازه کافی خوب نیستید احساس گناه میکنید و از بودن در کنار خانواده و کودکتان لذت نمیبرید. نسبت به افرادی که از زندگی لذت میبرند، بدبین میشوید. از صمیمی شدن با دیگران میترسید و منزوی میشوید.
● با چه کارهایی کودک درون خود را نمایان کنیم؟
جایگاه کودک درون در ضمیر باطن است، چون متعلق به دوران کودکی ماست بعدها توسط بایدها و نبایدها که دستورات جدی ضمیر آگاه ماست پوشیده شده، پس لایههای زیر ذهن ما جایگاه اوست و اگر میخواهید فعال شود، باید برایش اقدامهایی کنید مثلا گاهی به خود اجازه دهید که مثل بچهها رفتار کنید، مثلا زود قهر و زود هم آشتی کنید، دست به هیجاناتی که برای شما شادی میآورد، بزنید و سایر اقدامهایی که اشخاص بالغ، کمالطلب و جدی به آن دست نمیزنند.
سعی کنید آخرین خاطرات شادیافزای خود را به یاد بیاورید و او را به صحنه ضمیر آگاه بکشانید و از آن لذت ببرید. سختگیری نکنید، خود را رها کنید، روی اشتباهات خود تعمق نکنید و سعی کنید از کوچکترین وقایع اطراف خود لذت ببرید. وقتی احساس غم، شادی، ترس و لذت میکنید، یعنی کودک درون شما دست استمداد به طرف شما دراز کرده دست او را بگیرید و برای او کاری کنید تا احساس خوبی در شما پدیدار شود.
● از کجا میفهمیم کودک درون فردی خواب است؟
بازی نمیکند و از بازی کردن لذت نمیبرد. هیچگاه خودش را لوس نمیکند. با زبان بچگانه حرف نمیزند. از نزدیک شدن به دیگران برای آشنایی میترسد. قادر نیست استرس و خشم خود را کنترل کند. وقتی به پارک میرود فقط قدم میزند و مثل آدمهای خیلی جدی به اطرافش نگاه میکند و به بازیهای بچهها چندان توجهی ندارد. از احساسات طبیعی خود مثل گریه کردن، خوشحالی همراه با قیل و قال خودداری کرده و هیجانات خود را کنترل میکند. دست به ابتکارات، خلاقیت و خلاصه هر کاری که ریسکپذیر است نمیزند و سعی میکند به کارهای تکراری که هیجانآفرینی ندارد، بپردازد.
● برای اینکه کودک درونمان فعالتر شود، چه باید کرد؟
سعی کنید از چیزهای کوچک، پیش پا افتاده و حتی بیارزش به هیجان بیایید و لذت ببرید. به آسمان نگاه کنید. به لکههای سفید ابر در آسمان آبی نگاهی بیندازید. از قهقهه کودکان به نشاط بیایید و از صدای پرندگان لذت ببرید تا کودک درون شما فعالتر شود. از پاییز، بهار، گلهای بهاری، دشتها و کوهها لذت ببرید تا حس بهتری پیدا کنید، یعنی آشتی با طبیعت سرلوحه برنامههای شما باشد. کودکانه به جست و خیز بپردازید. دست از رسمی بودن، کمالگرایی بردارید و خود را رها کنید، نترسید که شما را احمق بپندارند. نگرانی از آینده و رنجش از دیگران را به فراموشی بسپارید و خود و دیگران را ببخشید تا آزاده، رها، سرزنده باقی بمانید. در بعضی از مواقع و در بعضی از لحظات سعی کنید دست از جدی بودن بردارید، دنبال ارزشهای کاذب، بودنها و داشتنها نباشید. در این صورت است که کودک درون رها میشود و شما قادرید دست به ابتکار و خلاقیت بزنید. و در آخر برای شفای کودک درون خود باید باورهای کهنه، آداب و سنن دست و پاگیر، ارزشهای عصبی و باید و نبایدهای عصبی را به کناری گذاشته، صبر، شکیبایی، عشق و محبت را جایگزین آن کنید. در این صورت است که این کودک هوشمند و شفایافته زنده شده و بر خیلی از مشکلات روز شما غلبه خواهد کرد.