امروز یکشنبه 11 مرداد 1405

Sunday 02 August 2026

بازشناسی چند مفهوم در ارتباطات میان فرهنگی


1401/08/01
کد خبر : 38779
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 66 نفر
اولین بار کانت در قرن نوزدهم اسکیما را مجموعه تجارب هر فرد در حافظه او که منتهی به شکل گرفتن مفاهیم در ذهن می شود، تعریف کرد.تجربیات هر فرد در حافظه او جمع می شودو به مفاهیم درون ذهن شکل می دهد. موجودی دانش در ذهن آدمی که او را در شرایط مختلف آماده کنش می سازد محصول تجربیات و تعاملات اجتماعی است. ( نیشیدا، ۱۹۹۹ ). نیشیدا [۱]اسکیما را به عنوان مجموعه ای از دانش تعمیم یافته از تجربیات گذشته که بصورت مجموعه ای از دانش مرتبط سازماندهی می شوند و برای راهنمایی و یا رفتار در موقعیتهای عادی به کار می روند،معرفی می کند. (شریفیان،۲۰۰۰:۱) روملهارت (۱۹۸۰:۱)نیز اسکیما را بخشهای شناختی که سازمان اطلاعات را می سازند می داند. به تعبیر نیشیدا (۱۹۹۹)اسکیما ها در تعاملات اجتماعی چهره به چهره ساختار معرفتی و شناختی پیدا می کنند. وقتی ما با سایر افراد از فرهنگ دیگر و در شرایط معلوم به دفعات تعامل داریم و در مورد اطلاعات معلوم با هم حرف می زنیم، کلیشه ها در مغز تولید و ذخیره می شوند. هرچه این کلیشه ها بیشتر سازمان یابند، انتزاعی تر و بهم فشرده تر می شوند. هرچه تجربه ها مستقیم تر باشداطلاعات مربوط به کلیشه ها توسعه پیدا می کند و هرچه کلیشه ها بهم فشرده تر شوند، مورد استفاده بیشتری قرار می گیرند و به عنوان واحدهای کارآمد اطلاعاتی در بین اعضای فرهنگ ها می شوند . به نظر می رسد، در ارتباطات بین قومیتی، کارکرد کلیشه ها ایجاد مفاهیم "من" و "دیگری" است. به طوری که افرادی از قوم یکسان به علت داشتن زبان، تاریخ ، یا تبار(حقیقی یا خیالی)، مذهب، شیوه های لباس پوشیدن و آرایش (گیدنز،۱۳۷۸: ۲۶۱) از نظر فرهنگی "خود" را متمایز از "دیگران" می دانند. این افراد دارای کلیشه های ذهنی نسبت به قوم خود و سایر اقوام هستند. هنوود و فونیکس(۲۰۳: ۱۳۸۱ ) نیز عنوان می کنند:" انواع ساختارهای شناختی پایه ای( طبقه بندی اسکیما و قالبها ) به عنوان منابع اطلاعات معنی دار در نظر گرفته می شوند". بر این اساس نمی توان بی تفاوت به رویدادهای ذهنی بود زیرا اسکیما منشا نگرش و رفتار هستند. نگرش، محدوده عواطف است و رفتار به کنش به موضوعات مربوط می شود( سورین و تانکارد، ۱۳۸۱ ). اسکیما تصویر گروهی مشترکی، از گروه خاصی از مردم است. یعنی برداشت یا باوری بیش از حد ساده شده درباره افرادی که عضو یک گروه خاص هستند. در ذات کلیشه تعمیمی وجود دارد که کار را راحت تر می کند اما نتیجه گیری را به سمت نادرستی سوق می دهد. وجود اسکیما نشان می دهد که افراد برای تنظیم و مجزا ساختن تجارب خود، از طبقه بندی های ذهنی استفاده می کنند (فاولر،۱۹۹۱:۱۷). در واقع طرح واره ها به علت ساده سازی الگو های رفتاری و قاعده مند ساختن آنها به شدت از قدرت تعمیم پذیری برخوردارند که اگر چه کار را آسان می سازند اما ممکن است نتیجه گیری را به سمت و سویی نادرست سوق دهند (فاولر،۱۹۹۱:۱۷) نتیجه این طرح واره ها هر چه با شد تاثیر مستقیم بر کیفیت ارتباطات بین فرهنگی گروه ها بر یکدیگر خواهد داشت و به نوعی حساسیت بین فرهنگی گروه ها تابعی از میزان و کیفیت طرح واره های ذهنی افراد و گروه ها از یکدیگر خواهد بود . ممکن است اسکیماها نسبت به قومی چنان باشد، که موجب "ترس و احساس تهدید" (استفان و دیگران،۲۰۰۰) نسبت به آن قوم شود. این گونه اسکیماها، منفی هستند. اسکیماهای منفی منجر به پیش داوری های منفی می شوند (همان). به طوری که اعضای یک قوم به هنگام برخورد و تعامل با اعضای فرهنگ های دیگر بر اساس آن پیش داوری ها رفتار کنند.بیشترین تاثیر انگاره ها در مرحله رمزگذاری اطلاعات و رمزگشایی و یادآوری آنهاست که به نحوی نقش راهنمایی آنها را ایفا می کند. آگاهی های قبلی، تاثیر بیشتری دارد و امکان می دهد تا اطلاعات متناسب با انگاره های موجود در ذهن شکل بگیرد و در یادآوری یا رمزگشایی آنها نیز تاثیر بگذارد( هووارد و همکارش، ۱۹۸۰). وقتی مردم اطلاعات هماهنگ با انگاره ها یشان را به خاطر می آورند، نحوه داوری آنها نیز هماهنگ با انگاره های آنها خواهد بود، در حالی که وقتی اطلاعات آنها ناهماهنگ با انگاره هاست، داوری آنها چندان متکی به انگاره ها نخواهد بود(هایگینز و برق، ۱۹۸۷) " انگاره ها تعامل بین دانش سازمان یافته قبلی و اطلاعات فعلی را موجب می شوند که نهایتا در نحوه تصمیم گیری ما تاثیر عمده می گذارند"(ایروانی و باقریان، ۱۳۸۳) ● دیاسپورا ی فرهنگی لغت دیاسپورا به معنای مهاجرت بخشی ازجمعیت یک کشور به ناحیه ای دیگر است به گونه ای کهاین مهاجران به مدت طولانی در کشور مقصد سکونت گزینند اما ارتباطات شان را با وطن خویش قطع نکنند{بحرانی پور علی}.اولین نمونه هایی که موتور های جستجو بدست می دهند معمولا با واژه های یهودی همراه است. که البته این واژه امروزه منحصربه یهودیان دور از سرزمینشان نیست بلکه به جماعات مهاجر پراکنده در کشورهای مختلف اطلاق می شود. ▪ شرایط شکل گیری دیاسپورا: ۱) حفظ پیوند مهاجران با وطن خویش و داشتن علاقه بازگشت به میهن. ۲) وجود اعتقاد و علاقه به وطن مشترک در میان مهاجران. ۳) حفظ رابطه میان مهاجران و وطنشان به شکلی ملموس. ۴) نبود پیوستگی جغرافیایی وطن مهاجرین با کشور مقصد (وجود فاصله جغرافیایی قابل توجه میان دو کشور) ۵) گسترش جمعیتی مهاجران هموطن در سرزمین مقصد، همراه با انتشار فرهنگ مهاجرین در این سرزمین. اگرچه که شکل گیری دیاسپورا منوط به شرایط فوق خوانده شده است اما شاید بتوان آن را درباب هر جماعت دور از وطنی بکار برد. چنان که دکتر کوثری نیز در مقاله آنومی اجتماعی در فضای مجازی این واژه را برای اجتماعات حاشیه نشین و منزوی در داخل جوامع بکار می برند و بر این باورند که فضای مجازی به عنوان یک دیاسپورای فرهنگی عمل می کند ،چرا که این جماعات به مدد اینترنت این فرصت را یافته اند به تقویت هویت خود در در سراسر جهان بپردازند...در این فضا همزمان دو فرایند بازتولید و خلاقیت برای ایجاد فرهنگ درجریان است.از سویی با بازتولید همان فرهنگ روزمره جهان واقعی در فضای مجازی روبرو هستیم و از سویی با نوعی آزادی عمل و ابتکار فرد در بیان و شکل گیری فرهنگی که دستگاه های فرهنگی رسمی و شرایط اجتماعی و سیاسی اجازه بروز آن را در عمل نمی دهد. بنابراین اجتماعات مجازی نوعی دیاسپورای مجازی برای کسانی بشمار می رود که بدلایل مختلف به حاشیه رانده شده اند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/38779
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید