محصولی هم آمد؛ یعنی نمی شد که نیاید. مگر می شود دولتی با این شرایط و پس از عبور از این همه گردنه تشکیل شود، مجتبی ثمره هاشمی دستیار ارشد باشد، محمدرضا رحیمی معاون اول و اسفندیار رحیم مشایی هم رئیس دفتر و همه کاره نهاد ریاست جمهوری، آن وقت صادق محصولی نباشد. اگر بهبهانی و دانشجو را هم به این جمع اضافه کنیم باید بگوییم جمع دوستان جمع است و با آمدن رسمی محصولی جمع تر هم می شود. نه اینکه او تاکنون در فعل و انفعالات دولت جدید محمود احمدی نژاد نقشی نداشته، که حتماً داشته؛ کردان هم اگر نیست باید به پای مریض احوالی او نوشته شود وگرنه احمدی نژاد نشان داده در مورد دوستان و وفادارانش کم نمی گذارد که هیچ، همه جوره هم در خدمت است. عدم حضور صادق محصولی در لیست اولیه احمدی نژاد برای تکمیل کابینه را هم می توان یک جور مرخصی تلقی کرد ؛ چه آنکه در آن- و شاید هم این- روزها چه کسی بیشتر از برگزارکننده انتخابات ریاست جمهوری دهم نیازمند مرخصی بوده است. خستگی که با دفاع نماینده طرفدار دولت در روز رای اعتماد از او طبیعی هم می نماید؛ «در زمانی که ایشان احساس کرد باری روی زمین مانده است بر اساس روحیه تکلیف گرایی تصدی وزارت کشور را قبول کرد.»
البته نبودن در لیست اولیه وزیران احمدی نژاد را می توان یک راهکار هم دانست برای جلوی چشم نبودن محصولی در آن فضایی که انتقادها به نتیجه اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری داغ داغ بود. احمدی نژاد زمانی که لیست اولیه وزیرانش را به مجلس می داد خیالش راحت بود که از این لیست، چند نفری حتماً رای اعتماد نمی گیرند. چه آنکه پیش بینی های اولیه هم از این حکایت داشت. به قول باهنر پیش بینی ها این بود که هفت، هشت وزیر رای نیاورند که سرانجام با «توصیه و ارشاد مقامات نظام» این لیست بیشتر از انتظار ها مورد اعتماد قرار گرفت؛ ۱۸ نفر رای آوردند تا تنها سه جای خالی در قطار کابینه باقی بماند.
● اطمینان از رای اعتماد
اینکه احمدی نژاد بعد از معرفی گزینه هایش برای وزارتخانه های باقیمانده ،مجلس را ترک کرد نشان می دهد او از اعطای رای اعتماد به برگزار کننده انتخابات ریاست جمهوری دهم و دو نفر دیگر مطمئن بوده است. خروج محصولی در زمان مخالف خوانی مطهری با او را هم به ترک مجلس توسط احمدی نژاد اضافه کنید تا به اطمینان احمدی نژاد بیشتر اعتماد کنید که رای اعتماد را در دستانش داشته و به مجلس آمده تا محصولی را به وزارت برساند، در غیر این صورت نمی توان پذیرفت در جلسه بررسی صلاحیت فردی برای تصدی یک وزارتخانه، یکی از سرشناسان اصولگرا در مجلس پشت تریبون رسمی قرار گیرد اما فرد معرفی شده مجلس را ترک کند و در پایان نطق او بازگردد، آن هم در حالی که در دولت نهم با یک رای «ناپلئونی» وزیر کشور شده و به رای تک تک نمایندگان نیازمند است. اینکه گزینه معرفی شده وزارت برای کسب رای اعتماد، انتقادها را حتی لایق شنیدن هم نداند چه رسد به جمع و جور کردن پاسخ برای آنها در نوع خود رفتار کم نظیری است؛ رفتاری که فقط از یک فرد مطمئن به نتیجه کار برمی آید.
● از نیم تا ۵/۱۶
به هرحال پنج ماه پس از اعلام محمود احمدی نژاد به عنوان پیروز انتخابات ریاست جمهوری دهم، صادق محصولی با ریخته شدن ۱۴۹ رای از ۲۶۵ رای ممکن به کیسه اعتمادش از جانب نمایندگان به وزارت رفاه و تامین اجتماعی دست یافت تا در کسب رای اعتماد نمایندگان نسبت به زمانی که به وزارت کشور رسیده پیشرفت زیادی کرده باشد. چه آنکه او اگر در جلسه رای اعتماد برای رسیدن به وزارت کشور در آبان ماه ۱۳۸۷ «نیم» رای بیش از نصف کسب کرده بود و با آن «نیم» رای بحث برانگیز از نصف آرا رد شده بود این بار ۵/۱۶ رای بیشتر از نصف به دست آورده است. جالب اینکه این «نیم» رای همچنان همراه محصولی است. عبور از « نیم » به ۵/۱۶ هم برای خودش پیشرفتی محسوب می شود؛ انصافاً کم پیشرفتی هم نیست.
البته نمی دانم این پیشرفت را باید به پای حمایت جناحی مجلس اصولگرا گذاشت یا لیاقتی که محصولی در وزارت کشور از خود نشان داده است. در هر صورت برگزاری انتخابات مهم ترین اتفاق رخ داده در زمان حضور محصولی در وزارت کشور به عنوان وزیر بوده و اگر لیاقتی در او دیده شده - که شده - مربوط به چند و چون و کم و کیف همین رویداد سرنوشت ساز است. هر چند که مخالفی چون مطهری از نمایندگان اصولگرای مجلس این گونه ادعا می کند که «رای اعتماد دادن یا ندادن مجلس به محصولی هیچ ارتباطی با سلامت انتخابات ریاست جمهوری نخواهد داشت.» گزارشی هم داده نشده که از ثروت محصولی چیزی کم شده باشد و تضاد حضور وزیر چندصد میلیاردی در کابینه مهرورزی و پابرهنگان همچنان پا برجاست. پس از آنکه مجلس وزیر کشور دولت نهم را به دلیل جعل مدرک تحصیلی در رشته حقوق از دانشگاه آکسفورد استیضاح کرد و دولت نهم کردان را از دست داد و احمدی نژاد، صادق محصولی را به مجلس معرفی کرد تا با تساهلی که ریشه در علم ریاضی دارد اعلام شود محصولی مورد اعتماد نمایندگان قرار گرفته است، کمتر کسی فکرش را می کرد که عملکرد او در برگزاری انتخابات ریاست جمهوری به گونه یی باشد که حتی بر ثروت چندصد میلیاردی او سایه بیندازد و محور بررسی کارنامه اش در آینده قرار گیرد.
● انصرافی که محصولی داد و کردان نداد
اصرار احمدی نژاد بر دیدن محصولی در قامت وزیر محدود به دولت جدید او نمی شود چرا که او در دولت نهم هم یک بار محصولی را برای وزارت نفت معرفی کرد اما وقتی محصولی دید ثروتش برای او دردسرساز شده و رسیدن به وزارت نفت خیلی هدف در دسترسی نیست، ترجیح داد از بررسی صلاحیت اش توسط مجلس انصراف دهد. این را البته باید از خصوصیات افرادی دانست که در کسب مال و تجارت موفق هستند؛ دودو تا، چهار تا تخصص این افراد است.
اشتباه محاسباتی را که کردان در آبان ۱۳۸۷ مرتکب شد صادق محصولی سه سال پیش با زیرکی از سر گذرانده بود. در آن زمان بسیاری از اصولگرایان مطلع از موضوع پرونده کردان بر این نظر بودند که او خودش استعفا دهد تا تبدیل به یک مهره سوخته نشود و این سوختن بر خرمن اصولگرایان و اصولگرایی نیفتد؛ کاری که او نکرد تا تبعات آن جعل آشکارشده و جنجال برپاشده تا مدت ها سایه اش را بر سر اصولگرایان بگستراند و از دامن شان پاک شدنی نباشد. اما محصولی زیرک تر از این حرف ها است و از وزارت نفت صرف نظر کرد تا احمدی نژاد او را در یک زمان مناسب دوباره به مجلس معرفی کند که به وزارت کشور دست یابد؛ وزارتی که هر چند اهمیت اقتصادی و قابلیت پول سازی وزارت نفت را نداشت اما برگزار کننده انتخابات بود و چه کسی در هفت ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری دهم می توانست بهتر از این یار نزدیک احمدی نژاد برگزار کننده انتخابات باشد.
● اینجا، اونجا، همه جا
احمدی نژاد در جریان مناظره با کروبی در پاسخ به این انتقاد که چرا رئیس جمهور در همه چیز و همه جا دخالت می کند، گفت او در تمام حوزه ها کارشناس ارشد است؛ ما هم اگر این ادعا را ملاک قرار دهیم دیگر دارای تخصص دانستن صادق محصولی در چند حوزه از سوی احمدی نژاد نباید برای کسی تعجب برانگیز باشد. اگر احمدی نژاد خود را در تمام حوزه ها کارشناس ارشد- و نه حتی کارشناس- اعلام می کند باید پذیرفت اطرافیانش اگر در همه حوزه ها کارشناس ارشد نباشند دیگر در چند حوزه یی کارشناس ارشد - یا دست کم کارشناس- هستند. محصولی هم از آن دست کارشناسان است؛ کسی که احمدی نژاد او را دارای صلاحیت برای وزارت نفت می دانست اما بعد از خوردن به در بسته، تبحر او در کشورداری و برگزار کردن انتخابات و حل موضوع های امنیتی به رخ ها کشیده شد و وزیر کشور دولت نهم نام گرفت. بعد هم که در دولت جدید چند روزی نامش به عنوان وزیر نیرو سر زبان ها افتاد تا سرانجام سر از وزارت رفاه درآورد. کسی که هم این توانایی را دارد که کاندیدای پول ساز ترین وزارتخانه شود، هم دستی در رتق و فتق آب و برق مردم دارد و هم می تواند به اداره استان ها بپردازد که دیگر اداره کردن وزارت رفاه برایش کاری ندارد و مثل آب خوردن می ماند.
● حکایت جالب مجلس و احمدی نژاد
به هر حال حکایت جالبی شده حکایت این مجلس هشتم و دولت جدید احمدی نژاد؛ مجلسی که اکثریت مطلق آن در اختیار اصولگرایان قرار داده شده است و دولتی که خودش را از اصولگرایان مجلس هم اصولگرا تر می داند.
حکایت این است که احمدی نژاد هر که را هر کجا می خواهد می گذارد. اول اصولگرایان مخالفت می کنند اما بعدش به هر ضرب و زوری است او به خواستش می رسد. ماجرای رئیس دفتری مشایی و معاون اولی رحیمی در میان مخالفت های آنچنانی اصولگرایان و گرفتن رای اعتماد برای ۱۸ نفر از لیستی را که در بدو معرفی شانس بسیار کمی برای کسب اعتماد نمایندگان داشتند مرور کنید تا واقعی بودن این حکایت بیشتر آشکار شود. به راستی چه کسی فکرش را می کرد صادق محصولی برگزار کننده انتخابات ریاست جمهوری دهم با توجه به جو جامعه باز هم با رای اعتماد مجلس به عنوان وزیر جلوی چشم ها قرار گیرد آن هم به این زودی. این تجربه خوبی است برای آن اصولگرایانی که رای اعتماد به محصولی را غیرممکن دانسته بودند که بدانند در این روزها هر چیزی می تواند در این مجلس ممکن شود؛ حتی اگر آنان به عنوان اکثریت مطلق مخالف باشند.
● پولدار است؛ پس می تواند
به هر صورت وزیر کشور سابق، وزیر رفاه و تامین اجتماعی جدید شده است تا به دلبری از مردمی بپردازد که احمدی نژاد نامه هایشان را در سفرهای استانی جمع می کند؛ مردمی که دست شان یا به دهان شان نمی رسد یا به سختی دهان را به دست نزدیک می کنند و صورت را با سیلی های آنچنانی و دردآور سرخ نگه می دارند آن هم چه سرخی؛ سرخی که به سیاهی بیشتر می ماند. این مردم باید مقابل دستگاه تحت ریاست پولدارترین فرد کابینه جدید محمود احمدی نژاد بنشینند و چشم شان به نحوه مدیریت او باشد.
شاید بد هم نباشد؛ چه کسی می داند شاید صادق محصولی که در انجام کارهای اقتصادی آنچنان تبحر دارد که توانسته در زمانی کوتاه و با دست خالی ثروتی عظیم جمع و جور کند، راهکاری بیابد و مردم را از این وضعیت دشوار تامین معاش رها سازد. مگر نه اینکه موافقان او در مجلس در روز رای گیری بر این نکته که او توانمند است و توانگر، پس می تواند پول بسازد و در اختیار ضعفا قرار دهد، تاکید می کردند. مگر زارعی از طرفداران دولت در مجلس در حمایت از محصولی و ثروتش نگفت؛ «ایشان در زندگی شخصی خودش با کار و تلاش ثروت ایجاد کرد نه با رانت و دیگر عوامل که برخی سخن از آن می گویند.» تا با این مقدمه سراغ موضوعی برود که یکی از نقاط چالش برانگیز کارنامه محصولی است و از قضای روزگار آن را قابل اتکا نشان دهد؛ «در مدیریت وزارت رفاه و تامین اجتماعی باید کسی حضور داشته باشد که اقتصاد را خوب بفهمد و ارزش ثروت را بداند و متوجه باشد چگونه ثروت تولید کند.» تا پاسخی باشد به مطهری که «به طور طبیعی چنین ثروتی اندوخته نمی شود و سخنان رئیس جمهور هم در رای اعتماد قبلی قابل قبول نبود.» به هر حال محصولی الان کسی است که هم به دلیل برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم، شناخته می شود و هم ثروت چندصدمیلیاردی اش.
● گریبان دریدگان
حضور صادق محصولی در قامت یک وزیر آنچنان برای احمدی نژاد مهم است که نمایندگان طرفدار احمدی نژاد در مجلس با درک این موضوع همه جوره از او حمایت کردند. از استدلال عجیب علی اصغر زارعی در مورد ثروت محصولی و نقش ثروتمند بودن او در بهتر مدیریت کردن وزارت رفاه بگیرید تا حمله کوچک زاده دیگر نماینده حامی احمدی نژاد در مجلس به «فرزند شهید مطهری» که از تریبون رسمی مجلس شورای اسلامی فریاد می کشید «ثروت مطهری از کجا آمده است؟» و افاقه نکردن آب برای اینکه آتش حمایت او از کارشناس احمدی نژاد برای چند وزارتخانه را فرونشاند و نهایتاً حمله به سمت جایگاه هیات رئیسه و لاریجانی. به هر حال صادق محصولی به دولت بازگشته است تا جمع یاران احمدی نژاد تکمیل شود. نمی شود که صادق محصولی نباشد؛ اگر کردان هم نیست ببخشید به مریض احوال بودنش.