پانتهآ بهرام را بیش از هر چیز باید بازیگر حرفهای تئاتر دانست زیرا دستاوردها و موفقیتهای مهم و قابل تحسین او بر صحنه تئاتر ایجاد شده است. او فضای تئاتر و بازیگری تئاتر را خیلی خوب میشناسد. بازیهای خوب او در تئاتر «مرگ یزدگرد»، «زمستان ۶۶»، «پس تا فردا»، تئاتر «رازها و دروغها»، تئاتر «شکلک» و بسیاری از تئاترهای دیگر او خود گواهی بر این مدعا ست. حالا این بازیگر تئاتری به تلویزیون پا گذاشته و توانسته در سریالهایی بازی کند که آنتن را میگیرد و بیننده پرتوقع صدا و سیما را پای تلویزیون میخکوب میکند.
● همسو شدن با فضای سینما و تلویزیون
او بازیگری است که توانسته با وجود شیوه بازی تئاتریاش در تلویزیون و سینما موفقیتهای در خور تامل و قابل توجهی کسب کند. به عبارت دیگر تلاش کرد تا خود را با فضای تلویزیون و سینما همسو کند و آثاری را انتخاب کند که جنس بازیاش در آنها شیوه درشت نمایی شده و غلو آمیز و آموزههای تئاتریاش در آنها نمایان باشد تا سرنوشتی که در خصوص برخی بازیگران تئاتر رخ داده در باره او شکل نگیرد. اتفاقی که باعث سرخوردگی و حضور همیشگی آنها در عرصه تئاتر شده است. در حقیقت بهرام با بازی پر توانی که از خود دارد، اجازه این را نمیدهد تا کسی بتواند او را بد بداند و از بازی او تعریف نکند... شاید بهرام ویژگی بصری خیلی از بازیگران این روزهای قاب تصویر را نداشته باشد اما با کارنامه کاریاش نشان داده که استعداد امر مهمتری در هنرمند بودن هنر هفتم است تا زیباییها و ویژگیهای بصری.
● مسافر نقطه عطف بازی در تلویزیون
پانتهآ بهرام در تلویزیون کارش را با مجموعههایی چون «وکیل»، «پلیس جوان»، «سکوت»، «چهره به چهره»، «بحران معنویت » و «مسافر» آغاز کرد اما نقطه عطف این حضور به سریال «مسافر» باز میگردد. نقشهای او در سریال وکیل و پلیس جوان چندان محوری نبود و برای او شاید تنها جنبه همکاری مجدد با کارگردان سریال قبلیاش را داشت و در وکیل هم شاید بتوان گفت که جنبه شناخت بازی در قاب تصویر برای او مهم بود، اما مسافر بهخاطر نقش، شیوه بازی آن دختر معتاد و لحن و گونه خاص ادای دیالوگ و نیز همبازی بودن با بازیگری مانند ابوالفضلپور عرب در آثار تلویزیونی او جایگاه متفاوتتری یافت.
او در بسیاری از مواقع بازی همسطح و در پارهای موارد بالاتر ازابوالفضلپور عرب به نمایش گذاشت. در مسافر بهرام خیلی خوب توانست، نقش زن معتادی را ایفا کند که بهخاطر این اعتیاد همهچیز را از دست خواهد داد. او چهره جدیدی در تلویزیون بود و همین امر هم به او کمک کرد تا نقش را برای بیننده باورپذیر کند. راستی جالب است بدانید که نام بهرام در سریال مسافر سیروس مقدم هم منیژه بود، یعنی همین اسمی که در سریال زیر هشت دارد اما این منیژه کجا و آن منیژه کجا. هر دوی نقشها متفاوت است و به جرات میتوان گفت هیچ ربطی بههم ندارند.
● بازی تحسین بر انگیز در چهار شنبه سوری
پس از بازی در این سریال شرایط خوبی برای حضور او در سینما فراهم شد. اگرچه فیلمهای نخست او تا فیلم «چهارشنبه سوری» چندان باب میل مخاطبانش نبود اما بازی تحسین برانگیز او در فیلم «چهارشنبه سوری» دوره جدیدی از بازی او را در سینما نوید داد. دورهای که در آن بازیهای خوبی در فیلمهایی مانند اقلیما، پستچی سه بار در نمیزند، هیچ و بدرود بغداد را به همراه داشت. بازی پانتهآ بهرام در چهارشنبهسوری بهقدری دیدنی است که بیننده تا ساعتها بعد از خارج شدن از سینما میتواند لحظه بهلحظه بازی او را در ذهنش مرور کند و او را بهخاطر این همه باهوشی در ارائه نقشش تحسین کند.
● اقلیما، پستچی سهبار در نمیزند و هیچ
اقلیما اگر چه داستان آشنایی برای مخاطبانش داشت اما بازی خوب و سرشار از نگرانی و ترس و وحشت پانتهآ بهرام را نمیتوان فراموش کرد. در این جنس بازی بهرام باید مخاطب را با خود همراه میکرد و با بازی سرشار از اضطراب و استرس و تشویش او ترحم مخاطب را برانگیخت.
در پستچی سه بار در نمیزند نقشآفرینی و کلام آهنگین پانتهآ بهرام از نقاط قوت فیلم بهحساب میآمد. دیالوگ سهم بسزایی در ایفای نقش و انتقال حس به مخاطب دارد. در چنین شرایطی اگر دیالوگ برای مخاطب و بازیگر نامفهوم باشد تلاش بازیگر و گروه بینتیجه خواهد ماند. پانتهآ بهرام در فیلم «هیچ» باوجود اینکه برخی از دیالوگهایش بهخاطر لکنت زبان نامفهوم بود اما توانست حس نقش را به تمامی درک و آن را به مخاطب خود منتقل کند. بهطوری که هم لحظات جذاب نقش برای مخاطب جلوه کرد و هم مخاطبانش در لحظات سخت و تلخ با او ابراز هم دردی میکردند. در مجموع حس مخاطب را نسبت به خود بر انگیخته بود. او در هیچ آنقدر خوب بود که میتوان او را نمونهای درست و دقیق از زنان اینچنینی جامعه دانست.
● عشق زنی عرب
در فیلم بدرود بغداد نیز او با وجود نامانوس بودن زبان عربی و دیالوگهای آن توانست در کنار همراه کردن حس بازی با دیالوگ عربی حالات روحی یک زن عرب را نیز به تمامی به مخاطب غیرعرب خود منتقل کند. صحنهای که او به دوربین خیره میشود و نزدیک به دو دقیقه با زبان عربی مونولوگگویی میکند، دیدنی است.
چرا که تنها ادای دیالوگ و القای حس برای این نقش بهخصوص کافی به نظر نمیرسید. بلکه در وهله اول حالات، زندگی، خواستها، دغدغهها، تنهایی، نیاز و عشق یک زن عرب را درک کرده و قادر به اجرای آن شده. کاری که پانتهآ بهرام بهخاطر آموزههای بازیگریاش در تئاتر به خوبی از پس آن برآمده است.
● بازیگر نقشهای خاص و پیچیده
شخصیتهایی که پانتهآ بهرام بهخوبی قادر است از پس آن برآید باید دارای وجوه خاصی باشند، به عنوان مثال این شخصیتها نباید اشخاصی بهمعنای تام رئال باشد. یعنی زنان ساده با دغدغههای زنانه که در حال زندگی عادی هستند نقشهای مناسب برای بازی این بازیگر نیستند، باید وجوهی غیر زنانه یا غیره عادی در دل شخصیتشان نهفته باشد تا بهرام در پس جستوجوی لایههای درونی نقش آن را برونی کند. نقش بهرام در مسافران، بدرود بغداد و بسیاری از نقشهای موفق او از این شاخصه مهم پیروی میکردند این اما جدای از علاقه او به جستار در لایههای درونی نقش به نوع بازی تئاتری او نیز بازمیگردد. او باید حالات غلوآمیزی در نقشهایش بیابد و گونه بازیگریاش را در آن بگنجاند. اگر در سریالی شخصیت فاقد این وجوه پنهان و پیدا باشد بهرام چندان موفقیتی را کسب نخواهد کرد. به عنوان مثال سریالهای نخست او از جمله این بازیهای نهچندان موفق او هستند.
● منیژه شخصیت پیچیدهای خواهد بود
بازی اخیر بهرام در سریال «زیر هشت» با وجود اینکه در آغاز او را دختر معمولی که مایل به داشتن یک زندگی ساده است میبینیم اما رمز و رموزی در دل این شخصیت دیده میشود که این مفهوم را به مخاطب منتقل میکند که این کوه آتشفشان خاموش تا انتها خاموش باقی نخواهد ماند و با جلو رفتن داستان شاهد اتفاقها و تغییرات اساسی در نقش منیژه خواهیم بود.
از سوی دیگر سیروس مقدم کارگردانی است که این ویژگی بازی بهرام را به تمامی میداند، چرا که یکی از بهترین نقشهای بهرام در تلویزیون با سریال او رقم خورده است از این رو به سراغ این شخصیت رفته که دارای پیچیدگیهای فراوانی است و از این رو او میداند که بازیگر دیگری جز بهرام قادر به نمایش کشیدن این ویژگیهای منحصر به فرد نیست...
بیشک بازی پانتهآ بهرام در لحظات حس و اوج و فرودها یا انتقام جوییهایی که در دل داستان پیش خواهد آمد نقشی مهم و محوری خواهد داشت. به عبارت دیگر اگر او درایفای نقشش به درستی برآید مجموعه زیر هشت در رسیدن به آنچه کارگردان، نویسنده و دیگر بازیگران برای رسیدنش میکوشند موفق خواهد بود. شاید پانتهآ بهرام برای ایفای نقش منیژه در
زیر هشت کمی بزرگتر از سن واقعی دختر جوانی باشد، اما سیروس مقدم معتقد است هیچکس بهجز او نمیتوانست این نقش را بازی کند. به همین دلیل هم بهرام بازی در این سریال را پذیرفت وقبول کرد تا بعد از چیزی قریب به هشت سال به تلویزیون باز گردد و نقشی راتجربه کند که میتواند ریسک بزرگی برای او باشد. از آن جهت که اگر این نقش پذیرفته و مقبول نشود، میتواند در زندگی کاری او تاثیر داشته باشد. به هرحال این را نباید فراموش کنیم که پانتهآ بهرام تا بهحال موفق شده چندین بار از جشنواره فیلم فجر و جشن خانه سینما، سیمرغ بلورین و تندیس خانه سینما را به خانه ببرد و هم از جشنوارههای جهانی صاحب افتخارات شود.