گیس های سیاه و براقش از زیر روسری گلدار رنگ و رو رفته سرک می کشیدند. نگاهش آن قدر معصومانه بود که واقعا چهره اش را زیبا می کرد. فقط ۸ سال داشت و ساکت ترین شاگرد کلاسم بود. در «دالان» از توابع باغ ملک خوزستان خانواده ها رضایت چندانی به تحصیل بچه ها نداشتند.
بادی که از سمت کوه ها می آمد در چمن زارهای اطراف می پیچید و از سر دام ها و چوپانان کوچک و معصومشان می گذشت. دشت فراخ بود، اما از آن همه محرومیت و تمنای این نگاه های پاک دلم می گرفت. هر چه می گفتم همه بچه ها با علاقه تکرار می کردند، الا فریبا! متعجب بودم که چرا همراهی نمی کند؟! عصبانی شدم، با صدای بلند گفتم: «فریبا، چرا تکرار نمی کنی؟!» از جایش بلند شد و سر به زیر انداخت.
یکی از بچه های حاضر جواب به جای او گفت: «خانم، فریبا ناشنواست. نمی تواند کلمات را کامل بگوید.» تا آمدم جمله ای بگویم، رفتار عجولانه ام را توجیه کنم، فریبا دوان دوان از در کلاس به سمت دشت گریخت. مثل آهویی به نظر می رسید که خیلی رنجیده باشد. پشت سرش دوان دوان روانه شدم. بالاخره خسته شد و ایستاد. نفس نفس می زد، گویی پرنده ای از دام صیاد می گریخت. هیچ نگاه نمی کرد و هیچ نمی گفت. دستش را به سمت خودم آوردم و کف دستش با نوک انگشتم نوشتم: «من دوست تو هستم.» دستهایمان در هم گره خورد و به سمت کلاس برگشتیم.
اگر بخواهیم از خاطرات معلمان بنویسیم میلیون ها ورق صرف عشق و مجاهدت این سربازان شجاع و بی ادعا می شود. وقتی هر چند فصل یک بار پشت درهای بسته با تغییر مدیران، سیاست های آموزشی نیز به طور ناگهانی و مقطعی تغییر پیدا می کند، هستند معلمانی که در دور افتاده ترین نقاط کشور نظیر بشاگرد، خاف، روستاهای بوشهر و خوزستان و... بی توجه به مبلغ اندک فیش حقوقی شان، بی توجه به سیاست ها و سیاست بازی ها و تغییرات غیرکارشناسانه و مقطعی با تکیه بر خلاقیت و محبت در کلاس اعجاز می آفرینند. حال که بحث ها بر سر چندساله شدن مقاطع مختلف است، آقایان توجه کنند که هدف آموزش و پرورش در نظام اسلامی نیروی متعهد و کاردان است. لذا زمان آن رسیده تغییرات مطابق مد روز را فراموش کرده و بودجه ها را صرف برقراری عدالت آموزشی در سراسر کشور کنیم.
● عدالت آموزشی در سایه ایثارگری معلمان
داستان گسترش آموزش و پرورش مجازی در اقصی نقاط کشور به منظور برقراری عدالت آموزشی به کجا انجامید؟ محتوای کتب که سال هاست قرار است کاربردی، بومی و اسلامی شوند، در چه راستایی تغییر داشته اند؟ آیا بالاخره با پیگیری معوقه های معلمین توانستیم شأن و جایگاه معلم را به نقطه اوج برسانیم؟
سیدعلی یزدی خواه رئیس آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران می گوید:
«اعتقاد ما این است که براساس آموزه های دینی و انقلابی اگر نظام تعلیم و تربیت کشور اصلاح بشود، کشور به سمت صلاح، فلاح و رستگاری حرکت رو به رشدی خواهد داشت. آموزش و پرورش به عنوان اثرگذارترین و گسترده ترین نهاد اجرایی کشور که در همه خانه ها، محلات، روستاها و دورافتاده ترین مکان های جغرافیایی هم حضور دارد، شبکه بسیار گسترده ای است که می تواند با بهره گیری از توانمندی های بومی، محلی و منطقه ای در راستای محرومیت زدایی و فراهم کردن زمینه های ایجاد عدالت و نهایتا پیشرفت و توسعه کشور گام های بسیار موثری بردارد.»
وی به ویژگی های بارز معلمین اشاره کرده و می گوید: «معلمی نیاز به پیش نیازهایی دارد که این ها در وجود قریب به اتفاق معلم های ما دیده می شود. معلم های ما عاشق دانش آموزانشان هستند و آنها را فرزندان خود می دانند، لذا عاشقانه برای موفقیت آنها تلاش می کنند و در راه انجام وظیفه از یک سعه صدر مثال زدنی بهره می برند. به جز این صبر و تحمل بی پایان، نیاز است که دائماً خودشان را در معرض یافته های جدید و پژوهش های نو قرار بدهند. این اهداف و حرکت ها وقتی در پرتو رسالت دینی و انقلابی قرار می گیرد، راه های چندین ساله در مدت زمان کمتری پیموده خواهدشد. در رابطه با جهاد عاشقانه معلمین بارها و بارها مصادیقی در اخبار کشور ذکر می شود. برای مثال همین چند مدت قبل معلم فداکار اسلام شهری در کلاس درس ابتدایی وقتی بچه ها براثر شیطنت های خاص کودکی یکی از میزها را هل دادند و نزدیک بود نیمکت آهنی روی یکی از دانش آموزان بیفتد، معلم فداکار اسلام شهری با قراردادن دستش در زیر نیمکت آهنی، آن دانش آموز را نجات داد، هرچند این حادثه به از دست دادن یکی از بند انگشت های دست معلم انجامید.
در خراسان جنوبی یک معلم ورزش به زیر دروازه درحال سقوط رفت و دچار مرگ مغزی شد. در ارومیه یک معلم ماحصل چندین سال تلاش خود را برای عمل جراحی دانش آموزش پرداخت می کند. باید توجه کرد که بسیاری از این موارد و اخبار به دلیل این که معلمین نمی خواهند عمل خالصانه شان آلوده به ریا شود از اذهان عمومی مخفی می ماند.»
وی ادامه می دهد: «این واقعیتی غیرقابل انکار است که همه آحاد مختلف کشور از معبر و دالان طولانی تعلیم و تربیت عبور کرده اند. همه مسئولان روزی شاگرد بوده اند. وقتی معلم بازنشسته در مراکز اداری، بانکی، درمانی و... شاگرد سابقش را می بیند، به وضوح درمی یابد که عشقی که سال ها قبل به دانش آموزش داده، امروز درپی افتادگی او و خم و راست شدن ها و شادی چهره اش کاملاً هویداست. این عشق متقابل هرگز نمی میرد و تا پایان راه حیات می بخشد.»
یزدی خواه در تکمیل صحبت هایش افتتاح بیمه طلایی معلمین در سال۸۹ را مژده می دهد و می گوید: «این بیمه به زودی در شهرستان ها فراگیر خواهد شد و براساس آن بخشی از هزینه های درمانی معلمین و خانواده هایشان به ویژه درمورد بیماری های صعب العلاج به آنها عودت داده می شود.»
● انسان سازی رسالت خطیر فرهنگیان
وزارتخانه آموزش وپرورش شاید کارش در وهله اول شبیه سایر وزارتخانه هاست، ولی اساساً نباید یک شکل با آنها عمل کند. کار این نهاد بسی خطیرتر و بزرگتر است. غرق شدن در بخشنامه ها، آیین نامه ها و بی توجهی به رسالت اصلی تعلیم و تربیت اسلامی که همانا انسان سازی و رشد و بالندگی روح است، صدمات جبران ناپذیری به پیکره جامعه در همه عرصه ها وارد می کند.
رحیم زمانی معاون پشتیبانی آموزش وپرورش شهرستان های استان تهران صراحتاً می گوید: «در این امر خطیر انسان سازی که ما تلاش می کنیم برای نیم قرن آینده کشور نیروهای متعهد و کارآمد تربیت کنیم، اگرچه بخش اصلی و اساسی این رسالت بر دوش معلمان است، ولی والدین، رسانه های گروهی، ستاد اجرایی آموزش وپرورش و... نیز باید کمک کنند تا هم معلم در رسالت خود موفق باشد و هم شأن و منزلت واقعی معلم در جامعه به نقطه اصلی اش نزدیک و نزدیک تر شود.»
وی تأکید می کند: «اگرچه نمی خواهیم عملکرد دولت های گذشته را زیر سؤال ببریم، اما مصرانه از این گفته خود دفاع می کنم که در شرایط فعلی آموزش وپرورش به جایی رسیده که یک ریال هم بدهی ندارد. قبلاً بالای ۲هزار میلیارد تومان بدهی داشته ایم.»
زمانی، به توطئه های استکبار بر علیه نظام جمهوری اسلامی اشاره کرده و یکی از چالش های پیش روی بسط و تقویت نظام تعلیم و تربیت اسلامی را توطئه های فرهنگی و جنگ نرم دشمن عنوان می کند. وی معتقد است: «آموزش وپرورش نیازمند ثبات مدیریت است. باید یک برنامه روشن با مدیریتی تثبیت شده برای چندین سال متوالی در رأس امور قرار بگیرد تا نتایج منسجم و دامنه داری حاصل شود.»
وی به گستردگی کار در آموزش وپرورش شهرستان های استان تهران گریزی زده و می گوید: «در سازمان آموزش وپرورش استان تهران با جمعیت کثیری از دانش آموزان و معلمان روبرو هستیم. جمعیت دو هنرستان در این حوزه به تنهایی ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰نفر است. تغییرات بسیار زیاد بخشنامه ای، تغییرات خوبی نبوده و تغییرات باید از جنس نیازهای آموزش وپرورش باشد. در گام مؤثر دیگری باید سعی کنیم فعالیت های پرورشی رونق قابل توجهی بگیرند. در این شرایط که دشمنان تخریب کاری می کنند، ما باید سازندگی فرهنگی داشته باشیم. هنوز نتوانسته ایم نگاه خانواده ها را مبنی بر این که پرورش بالاتر از آموزش است، تغییر دهیم. خانواده ها صراحتاً عنوان می کنند که ما می خواهیم بچه مان دکتر و مهندس بشود و معدلش ۱۹ و ۲۰ باشد، اما هیچ کس نمی گوید که ما یک مهندس عاقل و یا یک دکتر متعهد می خواهیم. در مدارس کار پرورشی هم باید به روزتر و هم قوی تر ارائه شود.»
● فراز و نشیب های رابطه معلم و شاگردی
معلم، وظیفه ای فراتر از بعد زمانی که در آن زندگی می کند دارد. او تربیت کننده نسل درحال رشد و چندین نسل بعد از آن است. معلم با معلمی فرق می کند. هر کس می تواند معلم باشد، ولی معلمی فقط مخصوص کسانی است که خدا آنها را انتخاب کرده است. استاد مطهری معلمی بود که معلمی کردن را به ما آموخت و با ایثار خون خودشأن و اعتبار آنچه را که آموزش داده بود، ملی کرد. شهید رجایی چه زیبا گفت: که معلمی شغل نیست معلمی عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کرده ای رهایش کن و اگر عشق توست مبارکت باشد. اگر معلمی عشق اوست پس عاشق باید تمام حواس خود را معطوف معشوق و خواسته های او کند. معشوق معلم علم اوست. کلاس درس اوست. دانش آموزان و از همه مهمترشان و جایگاه عشق اوست. این جایگاه از طرق مختلف مثل فراهم کردن امکانات معیشتی، رفاه و آرامش روحی و تحصیلی او حفظ می شود و ترفیع می یابد.
منیره غلامی توکلی یک فرهنگی و پژوهشگر پیرامون حفظ شان و منزلت معلم در جامعه می گوید:
« امروزه دغدغه معلم احیاء شان و اعتبار کاری خود در سطح کلان جامعه است. اعتباری که اگر چه در اذهان هنوز حفظ شده، اما در دستان و زبان شکسته است. دراین میدان ابتدا پیکره نظام آموزشی باید نیروی انسانی خود را باور کند و بعد خود معلم باور آن را تقویت و حفظ نماید. بسط و گسترش این باور و اعتماد به جایگاه والای معلمی می تواند از کلاس درس، از کنار تخته سیاه و پشت نیمکت ها به دانش آموزان و والدین آنها صورت گیرد. تا جایی که والدین روز معلم را فقط با گل و هدیه ای مادی آن نشناسند و مدیران مدارس برای تجلیل از معلمان ساعات کاری آنها را ملاک کیفیت هدایا قرار ندهند.
دغدغه بعد معلمان بخصوص معلمان متعهد جامعه افزایش میزان کارآمدی حضورشان درسرکلاس است. این مهم زمانی صورت می گیرد که برای بروز کردن علم او ساعاتی را به صورت موظفی درکتابخانه ها و مراکز آموزشی کلاس و وقت مطالعه بگذارند. اگر معلم علم به روز نداشته باشد، حرفی برای دانش آموزان امروز ندارد. اگر معلمان نیز، همچون هیئت علمی دانشگاه ها ساعاتی از موظف خود را برای پژوهش دراختیار داشتند کمک بسیار بزرگی به رشد و ارتقا علمی آنها می شد.
نکته قابل تامل دیگر ارزشیابی معلمان است که به ملاک های ظاهری بیشتر مورد توجه واقع می شود. به نظر من ملاک ارزشی معلمی شیوه های جدید تدریس و پژوهش است.
وی در رابطه با تعادل ارتباط بین معلم و دانش آموز می گوید:
«ایجاد تعامل بین جایگاه معلم وارتباطش با دانش آموز یکی دیگر از نکته قابل توجه در بحث آموزشی است. با اندکی تامل می توان دریافت که چرخه علمی دریک سو معلم را محور قرارداده و در سوی دیگر متعلم را. درکلاس درسی با حضور دختر خانم ها با روحیه ای ویژه تشکیل می شود و رعایت حال هر دانش آموز و دقت در نوع برخورد با او امری علمی و روانشناسانه است.»
وی می گوید:«متاسفانه دانش آموزان مشکلات عدیده رفتاری کوچک اما قابل تامل دارند. کودک یا نوجوانی که به عنوان تک فرزند خانواده تمام امکانات و توجه والدین را از آن خود می داند، حالا در یک کلاس درس باید یاد بگیرد بپذیرد محبت و توجه معلم صرفا برای او نیست. امکانات محیطی مانند نیمکت و تخته سیاه شخصی نیست درکلاس تصمیمات گروهی و با خواست معلم است و حتی باز بودن و یا بسته بودن پنجره باید با مشورت کلاس صورت بگیرد. که درخانه حکم فرمایی مطلق است، باید فرمان پذیری از معلم را یاد بگیرد.
از طرف دیگر رادیو و تلویزیون به عنوان خلاق المعانی در زبان محاوره ای دردسر تازه معلمان هستند. دانش آموز سر کلاس باید بداند که سر کلاس نباید دوستش را به شیوه یکی از کاراکتر های تلویزیونی و طنز صدا کند.
معلم که در وقت کم کلاس نمی تواند تمامی این نکات را درحین آموزش درس یا وقت کم به دانش آموز بدهد پس راه حلی ندارد، جز اینکه این موارد را کم و بیش نادیده بگیرد. این خود خیانتی بزرگ به رکن اخلاقی جامعه است.»
● مسیر را بی راهه رفته ایم
به دور افتاده ترین مدارس فکر کنید. آن جا که یک اتوبوس فرسوده کلاس درس است و یک معلم با موتورسیکلتش امید بچه های روستا است. چرا دورتر برویم؟ مدارس همین اطراف تهران را از ذهن بگذرانید. وقتی مسئولان درپی مد روز کردن نظام آموزشی بر پایه متدهای نظام آموزشی اروپا و شرق دور هستند، چه کسی به فکر عدالت آموزشی است؟
با تغییر کوتاه مدت نظام آموزشی درهر مقطعی میلیون ها ریال بیت المال صرف می شود بی آنکه سقفی اضافه شود و کلاس درسی احیا شده و دانش آموزی حس برابری امکانات آموزشی داشته باشد.
به جای سرگردانی معلمان و والدین دانش آموزان در تغییرات نظام آموزشی، با غنا بخشیدن محتوا و گسترش آموزش مجازی در سراسر کشور آرامش را هدیه کنیم و بالندگی را رقم بزنیم.
بچه های با محبت روستا در کولاک برف و سرمای شدید به معلمشان که عازم شهر جهت تحصیل در کلاس های آموزش عالی ضمن خدمت بود، کلاه و شال گردن تعارف می کردند و پدرانشان دلسوزانه می خواستند در آن غروب های هراس انگیز و احتمال حمله گرگ های بیابان من را از رفتن منصرف کنند. تعارف های صادقانه آنها در آن روستای محروم و دورافتاده منطقه «ششتمد» از توابع سبزوار که آن روزها بخش بود، زیر برف و باران خیس ترین ترانه های مقدسی بودند که تا ابد در گوشم طنین انداز هستند.
نگاه های تشنه دانش آموزانم آنچنان صفا، صدق، سادگی و سحری داشت که مدت چهارسال بر من لباس رزم پوشاند و مرا واداشت که سوار بر موتور هر روز صبح وعصر از «کال شور» معروف که همیشه غریب و بغض آلود و طغیان کرده بود، بگذرم و عاشقانه به تحصیل علم بپردازم ودوباره به روستا بیایم و تدریس کنم .
در کلاس های ضمن خدمت بخصوص روزهای بارانی که پوتین پلاستیکی می پوشیدم و لباس نایلونی ضدآب به تن می کردم، همه مرا مرد فضایی صدا می زدند! از روزی که متوجه شدند در روستا درس می دهم و دیر آمدن هایم به دلیل مسافت است دیگر کسی به ساعتش نگاه نکرد.
امروز ۱۲ اردیبهشت و روز معلم است، سیدعلی احمدی روغنی معلم بازنشسته ضمن تعریف خاطرات شیرینش می گوید: «من و سایر همکارانم که خدمت در مناطق صعب العبور را انتخاب کرده بودیم، این گونه زندگی می کردیم، ولی باور کنید با کمال رضایت، عشق و صداقت انجام وظیفه می کردیم و آن روزها بهترین روزهای عمرم بود. زندگی راستین ورق زدن تقویم شب و روز نیست، بلکه شناخت هدف و حرکت عاشقانه در مسیر آن است. آن روزها قامت شاگردانم خیلی کوتاه بود ومن برای دیدن دست خط های زیبایشان که هنوز به یادگار نگه شان داشته ام، باید خیلی خم می شدم. اماامروز نمی دانم در کجای زندگی با چه قد و قامتی از معنویات و مادیات ایستاده اند؟ سوار بر کدام جذر و مد امواج خروشان دریای زندگی هستند؟ ولی دلم می خواهد صادقانه بگویم به یاد قامت ایستاده آنها قامت خمیده ام را هنوز راست نگه داشته ام. بگذارید با شما یک درددل خصوصی هم داشته باشم، وقتی به زندگی سی ساله یک معلم بازنشسته- که در گردو غبار فراموشی سپری شده و دوباره مثل اول جوانی جویای کار است تا سی سال دوم را شروع کند- نگاه می کنم، دلتنگ می مانم.»
● ضرورت تعامل همه سازمان ها با نظام آموزش و پرورش کشور
آموزش و پرورش سرمایه کلان و نهفته نظام و کشور است که چشم انداز کشور براساس فرمایشات مقام معظم رهبری به دست معلمان ترسیم می شود و لذا معلمان ارزش و جایگاه ویژه ای در تاریخ و جامعه داشته و دارند.
سفی ا... ملکی کارشناس ارشد حوزه ستادی آموزش و پرورش که ۲۷ سال تجربه آموزشی، اداری و پژوهشی دارد، یکی از چالش های بزرگ معلمان امروز را در فاصله اطلاعاتی بین دانش آموز و معلم عنوان می کند. وی می گوید: «معلمان ما ضمن داشتن تعهد و تخصص، بیشتر نگاه سنتی به شیوه های آموزش و محتوای آموزش دارند، اما دانش آموزان با اخذ اطلاعات و استفاده از تکنولوژی و فن آوری، بعضاً از معلمان جلوتر هستند که باید آموزش و پرورش سیستم آموزش مجازی و آموزش از راه دور را به منظور کاهش هزینه های دولت و جلوگیری از اتلاف وقت دانش آموزان و معلمان داشته باشد و با علم روز پیش برود.»
وی پیرامون بهبود وضعیت نظام آموزشی و منزلت معلمان پیشنهاداتی ارائه داده و می گوید: «تعامل آموزش و پرورش در قالب تفاهم نامه همکاری با همه ارگان ها و سازمان ها و نیز استفاده از ظرفیت های طرفین به منظور رشد و بالندگی کشور از طریق آموزش و پرورش است ، برای مثال آموزش و پرورش می تواند امکانات خودش را اعم از مدرسه، آزمایشگاه، فضاهای فیزیکی، معلمان مجرب و متعهد در اختیار همه ارگان ها، وزارت صنایع، ارشاد اسلامی و... بگذارد و متقابلا از امکانات فیزیکی و رفاهی سایر ارگان ها بهره مند بشود. این یک اصل پذیرفته شده در همه دنیاست. همه کشورها این کار را انجام می دهند. لذا آموزش و پرورش به تنهایی عهده دار رفاه معلمان و منزلت معلمان نمی تواند باشد، بلکه تامین این قشر مستلزم تعامل و همکاری متقابل است.»
این کارشناس مسائل آموزش و پرورش در باب وضعیت رفاهی معلمین ادامه می دهد: «باید نظام هماهنگ حقوقی و عدم تبعیض بین کارکنان وزارت آموزش و پرورش با سایر کارمندان ارگان ها و سازمان های دیگر به طور جدی پیگیری شود.
برای مثال کارمندان بانک از امکانات وامی استفاده می کنند و یا کارگران کارخانجات از تولیدات آن استفاده می کنند، ولی معلم بدون هیچ مزایای مادی، امکان افزایش حقوقش صرفا از طریق آموزش و پرورش است. باید سعی شود برای فرزندان این قشر در مقاطع مختلف تحصیل، استخدام و... تسهیلاتی درنظر گرفته شود.»
ملکی معتقد است که مدارس ما باید کمی هم مولد باشند. وی می گوید: «مولد بودن معلمان و دانش آموزان به طوری که آموزش و پرورش بتواند از طریق دانش آموزان و معلمان با تولید محصولات و ارائه خدمات بتواند به عنوان یک منبع، درآمدزایی هرچند کوچکی برای خودش داشته باشد. در کشورهای اروپایی و ژاپن این گونه است.»
● به دنبال مقصر نباشیم
سیدحسین میری مدیریت ارزیابی عملکرد سازمان آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران با ۲۸سال سابقه کار معتقد است آن قدر پیکره آموزش و پرورش ما وسیع است که طبعا همه به خواسته هایشان نمی رسند و چون انسان ذاتا از لحاظ روحی، مادی و معنوی خواسته های نامحدودی دارد، در سیستم آموزشی کشور تحت هر شرایطی مطمئنا افراد دغدغه هایی خواهند داشت.
وی می گوید: «در ابعاد مختلف کارهای زیادی انجام شده است. اما این که پرسیده می شود مقصر نواقص کیست؟ باید گفت، به جای پیدا کردن مقصر باید به دنبال ایجاد همکاری و هماهنگی بین معلمین، اولیا و دانش آموزان بود که در سایه این همراهی مشکلات سریعتر حل شود.»
میری ابراز خشنودی می کند که در وزارت جدید یک توجه خاص به مسائل معیشتی شده و کارهایی در دست اجراست. وی می گوید: «از لحاظ مادی چالش ها کمتر شده اند، اما از لحاظ معنوی در پیکره آموزش و پرورش باید کارهای زیادی صورت بگیرد. چون دائما از طریق وسایل ارتباط جمعی با دنیای بیرون در ارتباط هستیم و الگوهای رفتاری غرب ورود پیدا می کنند، اولین سنگر مقابله آموزش و پرورش و کلاس درس است. قبلا تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی پیش رویمان بود و حال باید در جبهه جنگ نرم توان مقابله داشته باشیم. چون دشمنان با توسل به پول و زورگویی وارد می شوند، پس ورود قدرتمندانه ای در فضای فرهنگی دارند، اینجاست که کار بسی دشوار خواهد بود و ریشه های عمیق اعتقادی را می طلبد.»
وی ادامه می دهد: «بنده به کشورهایی چون مالزی و لبنان و... سفر داشته ام. باور کنید که آنها بیشتر از خودمان قدر نعمت های جمهوری اسلامی و فضای معنوی داخل کشورمان را می دانند و بارها اظهار می کنند که به حال ایرانیان غبطه می خوریم، اما متاسفانه خودمان غافلیم. باید در سالی که به عنوان همت مضاعف و کار مضاعف نامگذاری شده همه توانمان را برای پیشرفت و رفع نواقص به کار بگیریم.»
کارنامه آموزش و پرورش تهی نیست
در کتاب های فلاسفه و دانشمندان از ابن خلدون تا فارابی و ابوعلی سینا وقتی صحبت از مدینه فاضله به میان می آید، بلااستثنا از جایگاه تعلیم و تربیت سخن به میان آمده است.
علیرضا جان بزرگی معاون پژوهش و برنامه ریزی منابع انسانی آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران به تبلیغات و حمایت رسانه ها از مسائل و حقایق آموزش و پرورش می گوید: «ما باید همگی به فکر فعال کردن امر تعلیم و تربیت و آموزش در جامعه باشیم. تنها اعضای آموزش و پرورش عهده دار این مسئولیت نیستند، بلکه نقش رسانه های مکتوب و صدا و سیما نیز مهم است. نوع سوالاتی که طراحی می شود و پاسخ هایی که می دهند، و حتی بعضا انتشار خبرهایی که شایسته انعکاس نیست و با غرض ورزی هایی همراه است، همگی بر روی نگرش های عمومی تاثیر گذارند. برای مثال در آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران ۴۱۷۵۰ کلاس درس داریم، کافی است که یک مورد اتفاقی خاص در کلاس بیفتد، بلافاصله کل سیستم زیر سوال می رود. این تعمیم جزء به کل منصفانه نیست.»
وی ادامه می دهد: «ریشه بسیاری از پیشرفت های کشور در نظام آموزشی آن کشور است. اگر بخواهیم جامعه سالمی داشته باشیم، ناگزیریم برنامه های تربیت بدنی را در مدارس با جدیت پیگیری کنیم. در زمینه پیشرفت های علمی و با توسل به این قدرت تاثیرگذاری به جهان آموزش و پرورش سنگر اول است. در زمینه مقابله با هجمه های فرهنگی باز هم آموزش و پرورش جایگاه اصلی به شمار می آید. با این همه مسئولیت های خطیر که برعهده آموزش و پرورش گذاشته شده، قطعا تعامل و همراهی همه آحاد و سازمان ها را می طلبد.»
وی به شأن معلمین در جامعه اشاره کرده و می گوید: «در احادیث معصومین از سه پدر یاد کرده اند: پدری که به دنیا آمدن فرزند از اوست، پدری که شرایط ازدواج فرزندش را فراهم می کند و پدری که می آموزد. بنابراین معلم حکم والدین را دارد.اگر از این منظر معنوی بنگریم، اطاعت از معلم احترام و حفظ منزلت او یک وظیفه شرعی خواهد بود.»
جان بزرگی کمک به یک دانش آموز نابینا را که ۹۰ درصد بینایی اش را از دست داده بوده و در کلاس پنجم ابتدایی تحصیل می کرده، یکی از بهترین خاطرات دوره معلمی اش می داند. این شاگرد در پایان سال تحصیلی با معدل ۱۹ فارغ التحصیل شده است.
● افق های بلند معنویت در سایه تلاش معلمین
این راه فقط عاشقی می خواهد. چیزی جز صبر و ایمان نمی تواند اعجاز آفریدن را به ارمغان بیاورد. معلمی اشتیاق ساختن فردایی است که شاید سازنده اش نتواند نظاره گر باشد، اما ردپای شوقی که آفریده، جمله ای که بیان کرده و تحولی که رقم زده تا نسل ها جان دارد.
معلم ها حافظ شأن اندیشه انسانی و قداست علم اند. در دنیایی که علم برده ای مظلوم در دست تاجران حیثیت بشری است، این سربازان شجاع در سنگر مدرسه افق های بلند معنویت را پیش روی علم آموزان جوان قرار می دهند.
به ماست که با یک عزم اسلامی در راستای تعالی فرهنگ و رشد همه جانبه کشور ابتدا به بهبود نظام آموزشی و در سایه آن رفع دغدغه های معلمین بپردازیم.
آیا بالاخره نظام آموزشی کشور حالت تثبیت و اقتدار مورد انتظار را بدست خواهد آورد؟