با خودتان فکر میکنید همین که خوب بتوانید صحبت کنید پس آخر ارتباط هستید و راحت میتوانید ارتباط موثری با دیگران داشته باشید، اما وقتی در چند ارتباط شکست بخورید متوجه میشوید که خوب صحبت کردن تنها مهارت ارتباطی نیست! بلکه تنها یکی از مهارتهای ارتباط موثر، خوب صحبت کردن است. آن وقت است که تازه میفهمید این گوشها را خدا برای چه آفریده است! گوش دادن را خیلی از آدمها در ارتباطاتشان جدی نمیگیرند در صورتی که خوب گوش دادن، یکی از مهارتهای ایجاد صمیمیت و ارتباط ماندگار است.
● شنونده خوبی باشید
روانشناسان میگویند هر چه قدر آدمها مهارتهای ارتباطیشان قویتر باشد، بیشتر میتوانند بر اطرافیانشان تاثیر بگذارند و افراد بیشتری را به خود جلب کنند. یکی از همین مهارتهای ارتباطی درست گوش دادن است و این حتی از خوب صحبت کردن هم مهمتر است. همین که شما دو تا گوش دارید و یک دهان یعنی دو برابر صحبت کردنتان باید گوش دهید. اما این گوش دادن با گوش دادنهای معمولی فرق میکند چون گوش دادن شما باید تاثیرگذار باشد. یعنی گوش دادن شما راهی است برای درک همدلانه یکدیگر. این که طرف مقابلتان را میفهمید و با او هماهنگ میشوید. همین که میگویند با گوش جان بشنو یعنی الکی، سرسری و ظاهری به من گوش نده، بلکه با تمام وجودت حرف من را بفهم. وقتی شما درست و خوب گوش میدهید به طرف مقابلتان کمک میکنید تا منظور خودش را بهتر منتقل کند و در واقع در یک گفتوگو تنها شنونده محض نیستید بلکه مشارکت فعالی دارید. این مدل گوش دادن به شما کمک میکند ارتباطی صمیمی، موفق و با دوام با اطرافیانتان داشته باشید و آنها از این که با شما هستند و شما آنها را میفهمید احساس لذت میکنند.
● گوشت با من نیست!
همه فکر میکنند آدمهای «گوش بده» خوبی هستند! اما تنها طرف مقابل شما متوجه میشود که چه زمانهایی واقعا به حرفهایش گوش میدهید و چه زمانهایی روح و روانتان جای دیگری است و تنها سرتان تکان میخورد. موانع زیادی وجود دارند که نمیگذارند شما حرفهای دوست، همسر یا همکارتان را بفهمید و همراهش شوید این موانع موارد زیر هستند:
این که به جای گوش دادن و یافتن منظور صحبتهای یک نفر، خودتان یک برداشت و معنایی از حرفهایش توی ذهنتان ایجاد کردهاید و فکر میکنید همان درست است، میشود ذهن خوانی. مثلا با خودتان میگویید او منظورش این است که ناراحت است و بعد ذهنتان را با همین منظور خود ساخته درگیر میکنید و کلا از گوش دادن غافل میشوید. این یعنی این که شما واقعیت را رها کرده و چسبیدهاید به تصورات و ذهنیات خودتان.
این که پیشاپیش قضاوت کنید که ای بابا باز او آمد ما را نصیحت کند یا کلا این آدم منطقی نیست باعث میشود گوش دادن درستتان از بین برود. یا وقتی اصلا به حرفهای یک نفر گوش ندهید چون با خودتان فکر میکنید فلانی آدم کودن، نادان و بی خودی است. قضاوت منفی و برچسب زدن به اطرافیان مانع بزرگی است که گوش دادنتان را بی اثر میکند.
طرف دارد درباره یکی از مهمترین مشکلات زندگیاش یا درباره یکی از مهمترین تصمیمات عمرش حرف میزند و آن وقت شما توی خیالات و توهمات خودتان غرق هستید.
گاهی به خاطر اینکه صلح طلب هستید یا مهربان اصلا گوش نمیکنید او چه قدر درست حرف میزند و فقط هی سرتان را تکان میدهید و ابراز رضایت و موافقت میکنید! البته بعضی وقتها هم چون میترسید مخالفت کنید کلا دور درست گوش دادن را خط میکشید.
خیلی از آدمها موقع گوش دادن چون میخواهند ابراز وجود کنند به صحبتهای طرف مقابلشان توجهی نمیکنند و دائم در ذهنشان در حال مرور حرفهایی هستند که خودشان باید بگویند. این مانع در زوجهای جوان که دچار اختلاف شدهاند خیلی زیاد است و چون هر کدام میخواهند ثابت کنند خودشان درست میگویند، موقع حرف زدن کلا به نظر یکدیگر توجه نمیکنند و هی جوابهایی را که باید بدهند مرور میکنند.
این مانع زمانی است که شما تنها بخشی از حرفهای دوست، همکار یا همسرتان برایتان مهم است برای همین، تنها به همان بخش توجه میکنید و بیخیال سایر مطالب او میشوید و بقیه زمان گوش دادن را با بیتفاوتی میگذرانید. یا اگر به صحبتی که آنها انجام میدهند علاقهای نداشته باشید اصلا حواستان را جمع نمیکنید و واقعا گوش نمیدهید.
آدمهایی که خیلی احساس دانای کل بهشان دست میدهد، همانهایی هستند که نمیگذارند بقیه حرف بزنند و همین جو نصیحت کردن مانع میشود به حرفهای دیگران خوب گوش دهند چون هی میپرند وسط حرف دیگران و نصیحت میکنند.
مشاجره و بحث و دعوا خودش مانع بزرگی برای گوش دادن است. کسانی که بر نظر خودشان پافشاری دارند و فکر میکنند حق با آنهاست و نظرشان درستتر است، کلا به حرفهای اطرافیان گوش نمیدهند و توجهی به صحبتهای آنها ندارند.
سراپا گوش باشید!
برای اینکه شما مهارت گوش دادن موثر را یاد بگیرید باید این چند گام را بردارید:
موارد بالا را خوب بخوانید و بعد به رفتار خودتان توجه کنید تا ببینید شما به کدام یک از این موانع دچار هستید و سعی کنید آن را کنار بگذارید.
موقع گوش دادن مشارکت فعال داشته باشید یعنی از خودتان واکنش نشان دهید. به جای زود قضاوت کردن، فکر و احساستان را در مورد حرفهای طرف مقابل مطرح کنید. از صحبتهای او سوال در بیاورید و بپرسید. بعد خلاصه چیزهایی را که گفته است بگویید و ببینید که آیا منظورش همین است. اگر منظورش را متوجه نشدید یا اشتباه متوجه شدید از او بپرسید تا او بداند که دارید همراهیاش میکنید. این طوری هم وقت کمتری میبرد هم زودتر از صحبتهای هم نتیجه میگیرید.
همدلی کنید و موضع گیری نکنید. برای این که همدلی کرده باشید باید مواضع او را بفهمید و از نگاه او به موضوع نگاه کنید. برای این کار باید بتوانید موضع مادر، همسر یا دوستتان را درک کنید و منطق او را بفهمید. بعد نوع برخورد و کنار آمدن او با یک موضوع را با موضع خودتان مقایسه کنید و تنها بر مبنای احساسات خود نظر ندهید. آن وقت میتوانید موقع گوش دادن همدلی کنید.
وقتی یک نفر با شما صحبت میکند و شما شنونده هستید یعنی قرار است گوش دهید. باید بدانید که گوش دادن شما یعنی درک کردن و فهمیدن طرف مقابل. به همین دلیل موقع گوش دادن احساس و درک خود را دخالت ندهید و اجازه دهید که او تمام احساس و نظر خودش را بگوید، وسط حرفش نپرید، موقع صحبت کردن هر از گاهی نگاهش کنید تا مطمئن باشد هنوز شنوندهاید، با وسایل اطرافتان بازی نکنید تا حواسش پرت نشود، همزمان کار دیگری انجام ندهید و نگویید «شما بگو من حواسم با شماست!» در برابر حرفهایش بیتفاوت نباشید اگر تعجب میکنید، ناراحت یا خوشحال میشوید آن را در چهرهتان نشان دهید تا او هم بازخورد حرفهای خودش را ببیند. اگر ابهامی توی ذهنتان است آن را مطرح کنید. وقتی نگرانید، اضطراب دارید، عجله دارید و دیرتان شده است یا از چیزی ناراحت هستید، سعی کنید در مورد موضوع مهمی شنونده نباشید و آن را به موقع دیگری موکول کنید. چون شنونده بودن تنها به معنی گوش دادن ظاهری نیست بلکه شما باید بازخوردهای مناسب کلامی و غیر کلامی داشته باشید. ممکن است در این شرایط نه درست گوش و نه درست جواب دهید. فراموش نکنید که بیشتر از حرف زدن، درست گوش دادن میتواند رابطه شما را تداوم بخشد.