خیزشهای شیعی در چند دهۀ اخیر مورد توجه بسیاری از محافل سیاسی قرار گرفته است. این توجه به ویژه از زمانی تشدید شد که بحث هلال شیعی به میان آمد؛ ترفندی سیاسی که سردمداران کشورهای عربی ــ ملک عبدالله (پادشاه اردن) و در پی او حسنی مبارک (رئیسجمهوری سابق مصر) ــ برای مقابله با گسترش تشیع در خاورمیانه مطرح کردند و آن را خطری بالقوه برای جهان تسنن به شمار آوردند. هدف آنها از طرح این موضوع به خطر انداختن موقعیت شیعیان در خاورمیانه و متمرکز کردن ذهنها بر اقدامات چند کشور ــ ایران، لبنان، عراق و سوریه ــ بود تا احیاناً در تبلیغات نامی از کشورهایی چون بحرین و یمن ــ که شیعیان در آنها اکثریت داشتند، ولی سهم چندانی در قدرت نداشتند و به دلیل محدودیتها و تبعیضهای طبقۀ اقلیت حاکم امکان اوجگیری فعالیتهای شیعی در آنها وجود دارد ــ به میان آورده نشود.
● شیعیان بحرین؛ اکثریت خانهنشینشده
در بحرین ۴۹۰ تا ۵۰۰ هزار نفر از جمعیت این کشور شیعه هستند، که در مقایسه با کل جمعیت این کشور (که حدود هفتصد هزار نفر است) اکثریت چشمگیری به شمار میآیند. این شیعیان از شیعیان اولیه و عربتبارند که طی حیات تاریخی خود، حکومتها آنها را به منظور ترک تشیع تحت فشار قرار دادند، اما حکومت خاندانهای شیعهتبار چون عیونیان، آل عصفور و جنبشهای امروزی این شیعیان گویای قدرت و تداوم حیات و استواری مذهبی این اکثریت منتقد است.
بر کشور کوچک بحرین، که از ۳۲ جزیره تشکیل شده است، از هنگام استقلال از ایران در سال ۱۳۵۰ (۱۹۷۱م) به کمک استعمار انگلیس، اقلیت سنی آل خلیفه حکومت کرده است. اقلیت حاکم در بحرین طی سه دهۀ اخیر همواره در پی اعمال محدودیتهای مدنی، سیاسی، آموزشی و اجتماعی برای شیعیان بوده که مهمترین اقدام آنها مهاجرت اهل سنت و تابعیت دادن به با هدف بر هم زدن تعادل جمعیتی بین شیعه و سنیهاست. شیعیان این کشور، پس از انحلال مجلس به دست عیسی بن سلمان (امیر بحرین ) در سال ۱۳۵۴، به مدت سی سال انتخابات فرمایشی را تحریم کردند، که این اوج اختلاف بود. به این ترتیب ۸۰ درصد از جمعیت بحرین عملاً در انتخاباتی که برای تعیین چهل نمایندۀ پارلمان برگزار میشد شرکت نمیکردند. پس از آن و در ۲۷ شهریور ۱۳۶۳، راهپیمایی حقوق و کرامت، به دعوت چهار جمعیت سیاسی ــ جمعیتهای الوفاق اسلامی، العمل الاسلامی، وعد، و تجمع قومی و با حمایت مجلس اسلامی علمای بحرین ــ و با هدف طرح تقاضاهای خود مبنی بر تساوی حقوق و به رسمیت شناختن واقعی حق شهروندی و اعتراض به وضع موجود برگزار شد. در دهۀ ۱۳۷۰ (۱۹۹۰م) نیز درگیریهای خونینی میان شیعیان و حکومت درگرفت، به گونهای که فقط در سالهای ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۷ طی این قیامها بیش از ۳۸ نفر کشته و صدها نفر زندانی شدند. شیعیان در زندانها به شدت آزار میدیدند. رهبری این قیامها در آن دوره بر عهدۀ شیخ عبدالامیر الجمری، روحانی آگاه شیعه، بود.
با روی کار آمدن شیخ حمد بن عیسی آل خلیفه (امیر فعلی بحرین) در سال ۱۳۷۸ (۱۹۹۹م) و پس از اقدام او در اتخاذ سیاستهای اصلاحی، برای نخستینبار و با تأثیرپذیری شیعیان این کشور از تجربۀ موفق پیروزی شیعیان در عراق، پس از حدود سی سال، یعنی در سال ۱۳۸۱، گروهی از شیعیان همزمان با اعلام پادشاهی بحرین حاضر شدند در انتخابات شرکت کنند. هرچند بعضی از جریانهای شیعی با این انتخابات مخالفت کردند، ولی در همان دوره دوازده نماینده از شیعیان برای عضویت در مجلس چهل نفری جزیرۀ بحرین انتخاب گردیدند. این وضع در دورههای بعد نیز ادامه یافت. درحالحاضر شیعیان با احزابی مانند «جمعیت وفاق ملی اسلامی» و «حرکه الحق» در صحنۀ سیاسی حاضرند و در آخرین انتخابات، بزرگترین و مهمترین حزب شیعیان ــ حزب وفاق ملی ــ به رهبری شیخ علی سلمان توانست هیجده کرسی از چهل کرسی مجلس را در اختیار بگیرد.
شیعیان به حضور فعال و منتقدانه در عرصۀ سیاسی ادامه دادند تا با این رویکرد دیپلماتیک، نظام حاکم را به پذیرش خواستههای مشروع خود وادارند، ولی همچنان محدودیتها و تبعیضهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شدیدی بر اکثریت شیعه تحمیل میشود که از جمله عوامل آن حکومت سعودی و نفوذ سلفیان و تأثیرات آن بر طبقۀ حاکم در بحرین است. حکام عرب درعینحال مراقب بودهاند شیعیان را به طور کامل طرد نکنند؛ زیرا بیشتر آنها نزدیک چاههای نفتی، مانند رأس تندره، ساکناند؛ به همین دلیل است که همکاری با شیعیان برای حفظ امنیت ملی بحرین حیاتی بهشمار میآید. اما عواملی چون استبداد داخلی و استعمار خارجی باعث مشکلات کنونی طبقۀ حاکم در بحرین و خیزش شیعیان خانهنشینشدۀ آن گردیده است، که موقعیت کشورهایی چون امریکا و عربستان را تحتتأثیر خود قرار میدهد.
دولت امریکا با نگرانی تحولات بحرین را زیر نظر دارد؛ زیرا این کشور پایگاه ناوگان پنجم نیروی دریایی امریک ــ مهمترین یگان راهبردی امریکا در خلیج فارس ــ است که وظیفۀ دفاع از منافع امریکا در این منطقه، بهویژه عراق و افغانستان را برعهده دارد. اکنون مهمترین دغدغههای مشترک امریکا و عربستان کشیده شدن اعتراضها به «استان الشرقیه» در عربستان است که بیشتر ساکنان آن شیعه هستند و ۱۰ درصد تولید روزانۀ نفت جهان را برعهده دارند. شیعیان بحرین و عربستان در اصل یکی هستند و روابط عمیق و مستحکمی با هم دارند. جدا از عامل مذهب عوامل مشترکی چون سرکوب سیاسی و محرومیتهای اجتماعی و اقتصادی ــ که با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، ترس از وفاداری این شیعیان به انقلاب تشدید گردید ــ این شیعیان را بیش از پیش به یکدیگر نزدیک کرده است. حکام سعودی با هر تغییری در بحرین که به نفع شیعیان باشد به دلیل تأثیر آن بر شیعیان شرق عربستان، یعنی قطیف و احساء، مخالفت میکنند و خواهان سرکوبی شیعیان بحرین هستند. ساخت پل ملک فهد، بین عربستان و بحرین، بیش از آنکه جنبۀ تجاری یا دیپلماتیک داشته باشد، دارای بُعد استراتژیک است؛ زیرا در زمان لازم این امکان وجود دارد که سربازان و نیروهای نظامی سعودی به بحرین انتقال یابند.
در پی خیزشهای اخیر در کشورهای عربی، در بحرین نیز شیعیان و سایر اقلیتهای مذهبی اعتراضهای خود را نسبت به سیاستهای نظام حاکم و تبعیضهای دینی در میدان لؤلؤ ابراز مینمایند و خواستههای خود مبنی بر تقسیم قدرت و احترام به ارزشها را پیگیری میکنند. در همین حال در پی سرکوب خشن و کشتار معترضان شیعه توسط نیروهای خارجی همۀ نمایندگان شیعۀ مجلس بحرین از سمت خود استعفا کردند. حکومت بحرین میکوشد اعتراضهای مردم را در طایفهای نشان دهد تا با این سیاست از اتحاد آنها جلوگیری کند. این در حالی است که از جمله شعارهای معترضان «لاشیعه لا سنیه بل وحده وحده اسلامیه» است. با توجه به جایگاه بحرین در منطقه و کرانۀ جنوبی خلیج فارس، این بحران به بحرانی جهانی تبدیل شده و حکومتهای جهانی ازجمله سعودیها و امریکا را به تکاپو واداشته است. امید است با توجه به وضع موجود در جهان و پایداری مردم بحرین در مقابل حکومت و پافشاری در احقاق حق خود، این حرکت نیز به نتیجۀ مطلوب برسد.