تئودور دئوداتوس ناتانیل بسترمن[۱] ، کتابشناس برجسته، ولترشناس، و دوستدار کتابخانهها و کتابداران، در ۱۸ نوامبر ۱۹۰۴ در لهستان بهدنیا آمد؛ در انگلیس پرورش یافت؛ و سپس به لندن نقل مکان کرد.
بیشتر تحصیل او در خانه انجام گرفت و تحصیلات رسمی مدرسهای چندانی نداشت و هرگز به دبیرستان و دانشگاه نرفت. در دوره نوجوانی، علاقه او به جنبشهای جوانان سبب عضویت وی در نهضتی عرفانی به رهبری آنی بسانت[۲] شد. کتابشناسی آنی بسانت نخستین کتاب بسترمن بود که در ۲۰ سالگی منتشر کرد. آنی بسانت زنی برجسته بود و، قبل از گرایش به عرفان، درباره موضوعهای متعدد مورد علاقهاش کتابهای بسیاری در مباحث دنیاگرایی، کنترل موالید، مقام زنان، و اتحادیهگرایی تجاری منتشر کرده بود. وی پس از عرفانگرایی، بهسوی ملیگرایی هندوها گرایش یافت. کتابشناسی بسترمن حاوی بیش از ۴۰۰ مدخل بود. بسترمن در سال ۱۹۲۷ کتاب <افکار آنی بسانت> [۳] را که کتابی سیاسی بود به مناسبت بزرگداشت هشتادمین سال تولد آنی بسانت منتشر کرد؛ ولی کتاب دیگر او به نام <خانم آنی بسانت: پیامبری نوین> [۴] اثر عارفی سرخورده و خطاکار بود که دیکتاتوری هولناک این خانم را محکوم میکرد.
دلمشغولی بسترمن به عرفان علاقهای تقریبآ مشابه به فراهنجار[۵] در وی ایجاد کرده بود بهطوری که در سالهای ۱۹۲۷ تا ۱۹۳۵ یکی از کارکنان محقق انجمن تحقیقات فرا روانشناختی[۶] شد. در همین ایام، سردبیر مجله و کتابدار این انجمن گردید و یک فهرست و چهار پیوست آن را نیز منتشر کرد. انتشار کتاب <برخی واسطههای جدید> [۷] در ۱۹۳۰، سردبیری و سخنرانیهای او در گفتوگوهای "بی.بی.سی." تحت عنوان <تحقیقی در ناشناختهها> [۸]در ۱۹۳۴، و تدوین <کتابشناسی سر اولیور لاج> [۹] در سال ۱۹۳۵ پیامدهای
اشتغال بسترمن در انجمن بود. البته، وی قبلا نیز کتابهای تخصصیتری ارائه کرده بود که نخستین آنها <خیره شدن بر بلور، مطالعهای در تاریخ، اشاعه، نظریه، و اجرای بلورنگری> [۱۰] در ۱۹۲۴ بود و اشاره به قدرت پنهان و ناشناخته "ادراک" داشت. کتاب <عصای پیشگویی: پژوهشی تجربی و روانشناسانه [۱۱] زمانی آماده شد که بسترمن دستیار سر ویلیام بارت[۱۲] بود، ولی پس از درگذشت بارت، در سال ۱۹۲۶ منتشر شد و <پیشگویی با آب: حقایق و نظریههای جدید> [۱۳] (۱۹۳۸) پیوستی بر بخشی از آن بود. در این کتابها، وی تقریبآ بهصورتی آشکار، بر این ادعا بود که پیدا کردن هرگونه بیان معمولی برای پدیدههای گمانهزنی[۱۴]ناممکن است.
در سال ۱۹۲۷، بسترمن ویرایش جدیدی از اثر ارنست کراولی[۱۵] با نام <گل سرخ اسرارآمیز: مطالعهای در زناشوییهای بدوی> [۱۶] که در سال ۱۹۰۲ منتشر شده بود ارائه کرد. علاقه دیگر او اینبار در انسانشناسی تجلّی کرد. ویرایش جدید این اثر نمایهای بسیار مفصلتر و کتابشناسییی با ۸۰۰ مدخل بههمراه داشت. این ویرایش به سر جی.جی فریزر[۱۷] اهدا شده بود. بسترمن <کتابشناسی سر جیمز جورج فریزر> را در سال ۱۹۳۴ منتشر کرد. موفقیتی که ویرایش اثر ارنست کراولی به ارمغان آورد، او را به گردآوری مقالات کراولی که پیش از آن بهصورت کتاب منتشر نشده بود ترغیب کرد. وی این مجموعهها را در ۱۹۲۹ و ۱۹۳۱ منتشر ساخت. سپس کوشید تا با انتشار کتاب <مردان علیه زنان: مطالعهای در روابط جنسی> [۱۸] که نوعی بررسی کوتاه تاریخی بود، پلی میان مردمان بدوی و امروزی ایجاد کند.
بسترمن، با آغاز تدریس در مدرسه عالی کتابداری دانشگاه لندن در سال ۱۹۳۱ و با انتشار کتاب <مبادی کتابشناسی نظامیافته>[۱۹] در چهار سال بعد، علاقه وافر خود را به کتابشناسی نشان داد. دومین ویرایش این کتاب در سال ۱۹۳۶ و سومین آن به زبان فرانسوی در ۱۹۵۰ منتشر شد. این کتاب را، که به معرفی کتابشناسیهای منتشرشده در قرن هفدهم میپردازد، میتوان مقدمهای بر کتابشناسی جهانی کتابشناسیها دانست. مقالهای نیز با عنوان >کتابشناسی جدید کتابشناسیها< دارد که آن را در سال ۱۹۳۶ در همایش انجمن کتابداران بریتانیا ارائه کرد. در همان سال ویرایشی از این مقاله با تجدید نظری جزئی بهصورتی جداگانه منتشر شد و سپس ویرایش تجدیدنظرشده دیگری از آن بهصورت پیشگفتار نخستین جلد >کتابشناسی جهانی <انتشار یافت.
بسترمن >کتابشناسی جهانی کتابشناسیها، فهرست کتابشناسیها، گاهشمارها، چکیدهها، نمایهها، و جز آن< را برای نخستین بار در سالهای ۱۹۳۹-۱۹۴۰ منتشر کرد. ویرایش دوم این اثر در ۱۹۴۷-۱۹۴۹ (و تجدید چاپ در ۱۹۵۰)، ویرایش سوم آن در ۱۹۵۵-۱۹۵۶ (تجدید چاپ در قطع کوچکتر در ۱۹۶۰)، و چهارمین ویرایش آن در چهار جلد همراه با یک جلد نمایه جداگانه در ۱۹۶۵-۱۹۶۶ منتشر شد. تنظیم آن بهصورت الفبایی موضوعی است. چهارمین ویرایش آن تا سال ۱۹۶۳ را در بر میگیرد و فقط حاوی اطلاعات کتابشناسیهایی است که بهصورت کتاب منتشر شده و جنبه بینالمللی دارند. منابعی که به زبانهای شرقی منتشر شده از مجموعه حذف گردیده، ولی منابعی که درباره مشرق زمین نوشته شده در مجموعه آمده است. این اثر بیش از ۱۱۷۰۰۰مدخل دارد. گردآوری این اثر عظیم حاصل بررسی شخصی حدود ۸۰۰۰۰ جلد کتاب در کتابخانه کنگره امریکا و کتابخانه موزه بریتانیا بوده است. این اثر به کارکنان کتابخانه موزه بریتانیا اهدا شده است.
بسترمن طی دهه ۱۹۳۰ در اسلیب[۲۰] خدمت کرد و سردبیری انتشارات آن را از ۱۹۴۴ تا ۱۹۴۶ برعهده داشت. سردبیری موقت مجله <سندپردازی> [۲۱] در سال ۱۹۴۵، و برنامهریزی برای تولید فهرستگان ادواریهای بریتانیا [۲۲] را نیز عهدهدار بود.
بسترمن احساس خود را درباره ولتر، ادیب و فیلسوف بزرگ فرانسوی، در پایان پیشگفتاری که بر زندگینامه پر از جاهطلبی خود نوشت و در سال ۱۹۶۰ منتشر کرد (سومین ویرایش تجدیدنظرشده آن در ۱۹۷۶)، بدینگونه بیان میکند: "من همه عمر ستایشگر او بودهام. سالهای زیادی زندگی او را دقیقآ و با دید انتقادی مطالعه کردهام، بیش از ده سال در خانه او زیستهام، در کتابخانهاش کار کردهام، و در اتاقش خوابیدهام. بنابراین، اگر اظهار بیطرفی کنم خلاف عقل خواهد بود." وی سالیان متمادی آثار ولتر و درباره ولتر را گردآوری میکرد و پس از تلاشی برای دایر کردن مرکز ولترشناسی در فرانسه، سرانجام بهجای فرانسه به سوئیس روی آورد. پس از مذاکراتی طولانی، مؤسسه و موزه ولتر در خانه خود او به نام "شادمانهها"[۲۳] در ژنو تأسیس شد و در ۱۹۵۴ رسمآ افتتاح گردید. کتابهای متعدد و بینقصی، تحت راهنماییهای بسترمن، از این طریق منتشر شد که ۱۰۷ جلد مکاتبات ولتر که بیشتر آنها از منابع دستنویس استنساخ شده از جمله آنهاست. بسترمن، سرانجام، فعالیتهای انتشاراتی خود درباره ولتر را به انگلیس انتقال داد و بنیاد ولتر را در دانشگاه آکسفورد دایر کرد. وی این بنیاد را به مؤسسه تیلور وابسته به آن دانشگاه وقف کرد و درآمد ملک خود را نیز به آن اختصاص داد.
بسترمن در مقالهای که در همایش مشترک انجمنهای کتابداری امریکا و انگلیس در سال ۱۹۷۳ تحت عنوان >پنجاه سال با کتاب< ارائه کرد خود را مردی که در طول زندگی، ارتباطی عاطفی با کتاب داشته است معرفی کرد؛ جملهای مناسب برای سنگ آرامگاه مردی که فعالیتهای کتابشناختی و ادبی او تقریبآ باور نکردنی است. وی روز دهم نوامبر ۱۹۷۶ در بنبوری در نزدیکی آکسفورد دار فانی را وداع گفت.
دانشگاه آکسفورد و دانشگاههای دیگر درجات افتخاری متعددی به وی اهدا کردند. انجمن کتابداران انگلیس در سال ۱۹۶۹ عضویت درجه اول افتخاری به وی اعطا کرد و همه ساله با اهدای نشان بسترمن به هر کتابشناسی برجسته یا راهنمای متون ادبی که یک سال قبل برای نخستین بار در انگلیس منتشر شده باشد یاد او را زنده نگاه میدارد.