دشواری ترجمه متون اسلامی بخصوص به اشعارشان برمیگردد که برای قرنهای متوالی از قالبهای سنتی مشخص، قاعدهمند، محکم و متمایزی در سرودن آنها استفاده میکردند. آنچه در جهان عرب مرسوم بود نثرهایی بودند که درست مانند شعر از قواعد مشخصی پیروی میکردند و مانند آنها ریتم و وزن داشتند
شکوفایی فرهنگی اسلام درست زمانی آغاز شد که اروپا، به جز قسمت روم شرقی، در دوره سیاه خودش به سر میبرد و در حال تجزیه شدن بود. وقتی بالاخره اروپا از آن رکود و افسردگی خارج شد، تا حد زیادی مدیون تلاش مسلمانانی بود که در این مدت کتابهای فلسفه و تاریخ و علمی یونان قدیم را جمعآوری و به زبان عربی ترجمه کرده بودند. اگرچه اروپاییان در قرون وسطی هم از مقالههای کشورهای اسلامی در زمینههای پزشکی، جغرافی، ریاضی، ستارهشناسی و فلسفه بهره زیادی برده بودند، اما هنوز با سرچشمههای ادبی جهان اسلام آشنا نبودند. حتی همین امروز هم میراث غنی ادبیات اسلامی در غرب چندان شناخته شده نیست، به جز چند نمونه مانند قرآن، کتاب مقدس مسلمانان که از لحاظ ادبی هم اثر برجستهای است و «هزار و یک شب» یا «شبهای عربی»، «رباعیات عمر خیام» و آثاری که جبران خلیل جبران در قرن بیستم آنها را تالیف کرده است. بخشی از این ناآشنایی قطعا به این دلیل است که بیشتر آثار ادبی جهان اسلام به زبانهایی نوشته شدهاند که ترجمه از روی آنها بسیار سخت و دشوار است. بخصوص که در نوشتن برخی از آنها از الفبای زبان سامی استفاده شده است.
● گونههای ادبی اسلامی
دشواری ترجمه متون اسلامی بخصوص به اشعارشان برمیگردد که برای قرنهای متوالی از قالبهای سنتی مشخص، قاعدهمند، محکم و متمایزی در سرودن آنها استفاده میکردند. نثر، به عنوان چیزی که در جهان غرب شناخته میشد مانند رمانها، داستانهای کوتاه و نمایشنامهها تا دوره جدید در جهان اسلام شناخته شده نبود. آنچه در جهان عرب مرسوم بود نثرهایی بودند که درست مانند شعر از قواعد مشخصی پیروی میکردند و مانند آنها ریتم و وزن داشتند. (منظور همان آرایه سجع است). این تاکید روی فرم و سبک تا قرن نوزدهم بر ادبیات اسلامی حکمفرما بود که البته گاهی اوقات پافشاری روی آن باعث از دست رفتن مضمون و محتوا میشد.
شعر کلاسیک جهان عرب برپایه قاعده قافیه بنا شده بود. قافیهها در همه اشعار به کار میرفتند، چه شعرهای بلند و چه کوتاه. با توجه به این قافیهها اشعار به پنج گروه تقسیم شدند که هر کدام متر و معیار خاص خودشان را داشتند و شاعر حق نداشت در طول شعر از آن معیارها تخطی کند. گونههای اصلی ادبی اشعار عبارت بودند از:
قصیده: که توسط اعراب پیش از اسلام به کار گرفته میشد و در طول تاریخ ادبیات عرب همیشه مورد توجه بوده و تا همین امروز هم مورد استفاده قرار میگیرد. در این قالب که شعر گفتن در آن کار بسیار دشواری بود و استادی و مهارت زیادی میخواست، ابیات بین ۲۰ تا ۱۰۰ هستند و در تمام طول شعر ابیات با هم یک قافیه یکسان دارند. قصیده غالبا با یک مقدمه آغاز میشد که معمولا محتوای عاشقانه داشت تا نظر خواننده را به خودش جلب کند، بعد سفر شخصی شاعر شروع میشود که در آن از وقایع، از اسبش یا شترش یا تجربیاتش سخن میگوید. معمولا در پایان قصیده تم اصلی ادای احترام شاعر به مرادش یا قبیلهاش یا حتی خودش است. بعد از آمدن اسلام،کارکرد قصیده تغییر کرد و این قالب بیشتر برای ستایش پروردگار، ادای احترام به حضرت محمد و معصومان به کار میرفت.
غزل: شعر عاشقانهای که از پنج تا ۱۲ بیت است. و در حقیقت از مقدمه همان قصیده سرچشمه میگیرد. محتوای آن میتواند عاشقانه یا عارفانه باشد.
قطعه: قالبی است که برای موضوعات کمتر جدیتر زندگی روزمره به کار میرفت. ممکن بود بازی با کلمات، طعنهآمیز و تمسخر کننده یا کد و نشانهای برای رمزگشایی باشد.
مثنوی: از ایران وارد ادبیات اسلامی شد. کشوری که خودش سنتهای ادبی کهنی داشت. اصل کلمه به معنای زوج قافیه بود یعنی هر بیت قافیه خاص خودش را داشت. مثنوی قالب شعری بسیار محبوبی در جهان اسلام شد چون این قابلیت را داشت که شاعر صدها و هزاران بیت بسراید و در آنها هر چه را میخواهد روایت کند. شبیه به رزمنامههای جهان عرب بود اما خود اعراب رزمنامه را به عنوان یک قالب شعری قبول نداشتند اما مثنوی جزو قالبهای موردعلاقه مسلمانان شد.
رباعی: رباعی هم ریشه در ادبیات منظوم ایرانیان قبل از اسلام داشت. چهار بیتی که در آن مصرع اول و دوم چهارم هم قافیه هستند و مشهورترینشان هم بعد از اسلام «رباعیات خیام» است.
مقامات: در حقیقت روح اعراب در این قالب شعری بود. اما به دلیل پیچیدگیهای زیادی که داشت خیلی مورد استفاده قرار نمیگرفت و بعد هم کاملا منسوخ شد. ترجمه آن به دلیل ساختار دشوارش تقریبا غیرممکن بود.
● گستره ادبیات اسلامی
امپراتوری مسلمانان، بسیار گسترده بود و افراد زیادی تحت پوشش آن قرار داشتند. بسیاری از آنها مانند ایرانیان زبان و تمدن کهنی داشتند. برای مدت زمانی طولانی، زبان عربی، زبان غالب ادبی اکثر نقاط تحت حکومت مسلمانان شد. اما با گذشت زمان، فرهنگ و زبان هر منطقه دوباره خودش را نشان داد و دوباره مردم شروع به استفاده از زبان مادریشان کردند. این امر بخصوص در ایران به شکلی جالب از همان ابتدا صورت گرفت. ایرانیان الفبای عربی را با زبان فارسی منطبق کردند.
در قرن یازدهم منطقه شمال غربی هند که امروز پاکستان در آنجا قرار دارد، مرکز ادبی جهان اسلام به زبان فارسی بود. فارسی تا دهه ۱۸۳۰ همچنان زبان مسلمانان هندی بود که بعدها به زبان اردو تبدیل شد که خود اردو هم از زبان فارسی قرن هجدهم نشات میگرفت. آسیای مرکزی بخشی از امپراتوری مسلمانان شد که مراکز فرهنگی آن بخارا و سمرقند بودند. مناطق جغرافیایی که مرکز ادبیات اسلامی و فضل و کمال مسلمانان شدند. بیشتر مطالعات آنها به زبان عربی بود تا اینکه در قرن نوزدهم روسها به آن بخش حمله کردند. یکی از چالشهای همیشگی آن منطقه جغرافیایی نوشتن به زبان ترکی بود بخصوص وقتی در قرنهای بعدی سلجوقیان و ترکها بخش اعظمی از امپراتوری مسلمانان را تصرف کردند، در برخی مناطق زبان ترکی جای زبان عربی را گرفت. به عنوان مثال بعد از قرن چهاردهم ادبیات کلاسیک ترکی تحت تاثیر قالبها و کلمات فارسی پیشرفت چشمگیری داشت. در اسپانیا، که از غرب انتهای قلمرو حکومتی اسلام بود، مسلمانان فرهنگ پیچیده و فلسفهای را بنیان گذاشتند که گستره و نفوذ آن تا قرن دهم هم وجود داشت و تا پایان قرن پانزدهم که مسلمانان از اسپانیا خارج شدند، رشد و شکوفایی فرهنگ و ادبیات اسلامی در آن محدوده هم ادامه یافت. در اسپانیا بود که بسیاری از رهیافتهای علمی و ادبی مسلمانان که به زبان عربی بود، بعدها به فرهنگ و علوم اروپایی راه پیدا کرد.
شکوفایی ذوق مذهبی مسلمانان از دو اثر برجسته مشخص الهام گرفته بود. مجموعههایی که در طی قرون متوالی تکمیل شدند. مهمترینشان احادیث بود که شامل مجموعه گفتهها و رفتارهای پیامبر اسلام میشد. بعد از رحلت پیامبر و رهبر مسلمانان، تازه دریافتند که میبایست تمام آن سخنان را گردآوری کنند. کلماتی که مسلمانان از آنها الهام میگرفتند. تا قرن نهم احادیث تنها بدنه ادبی بود که هیچچیز دیگری به آن اضافه نشد. امروزه احادیث یکی از منابع مهم قوانین مذهبی و راهنماییهای اخلاقی بعد از قرآن هستند. مجموعه دیگری که در ادبیات عرب و جهان اسلام تاثیر زیادی داشت، مجموعه گفتههای حضرت علی، داماد پیامبر و از ائمه معصوم بود که در کتابی به نام نهجالبلاغه جمعآوری شده بود.
اگر چه اسپانیا از مقر اصلی حکومت مسلمانان فاصله زیادی داشت اما این کشور هم توانست موازی با دوره مسلمانان در ادبیات رشد چشمگیری داشته باشد. فرهنگ غرب امروزه شامل بسیاری از نامهای بزرگ ادبیات اسلامی است. به ویژه در زمینه فلسفه آثار ابوعلی سینا پیشگام شکلگیری تمدن در اسپانیا بود. آثار برجسته وی در فلسفه، علوم و پزشکی در بقیه اروپا هم مورد احترام و ستایش قرار گرفت.
یکی دیگر از اسطورههای پیشگام ادبیات اسلامی، ابن العربی بود که در فرهنگ و تمدن اسپانیا بزرگ شده بود اما اشعار و اندیشههای اسلامیاش تا قرنها بعد تاثیر زیادی روی نسلهای بعدش گذاشت.
جهان اسلام در شمال آفریقا هم فضایل خودش را نشان داد. ابن بطوطه احتمالا بزرگترین جهانگرد زمان خودش بود. از اهالی شمال آفریقا بود و کاشف بخشی از هند و همچنین نیجریه در آفریقا شد که تا قبل از وی پای هیچ جهانگردی به این سرزمینها باز نشده بود. او چیزی حدود ۷۵هزار مایل(معادل ۱۲۰هزار کیلومتر) سفر کرد و تقریبا همه قلمرو مسلمانان را زیر پا گذاشت. بعدها دیدههای خودش از این مناطق را در یک کتاب جمعآوری کرد. اعراب و مسلمانان شمال آفریقا به طور کلی بیشتر در زمینه جغرافی فعالیت داشتند و اولین نقشههای جغرافیایی آن زمان توسط مسلمانان در شمال آفریقا کشیده شد. ابن خلدون تونسی هم یکی از بزرگترین دانشمندان حوزه جامعهشناسی در طول تاریخ است. شاهکار وی به نام «مقدمه» سرشار است از مشاهدات درخشان او در زمینه تاریخ، اقتصاد، سیاست و تحصیلات. کتاب وی به عنوان یکی از بهترین آثار تاریخ فلسفه در جهان هنوز هم مورد تحسین و شگفتی است. اما نباید تاثیر ادبیات فارسی را هم بر ادبیات اسلام و اعراب نادیده گرفت. در همان اوایل اسلامآوردن ایرانیان فردوسی شاهکار بزرگ خودش «شاهنامه» را سرود که شرح حال اسطورههای ایرانی بود. مولانا جلالالدین مثنوی معنوی را سرود که برای مسلمانان از اهمیت ویژهای برخوردار است.
پیوند اسلام و ایران نتایج درخشانی در تاریخ ادبیات جهان به جا گذاشت که هنوز هم همه جهانیان از ثمرات آن بهره میبرند.