در آستانه انتخاباتی که عراقیها آن را مهمترین رویداد پس از سقوط حکومت صدام میدانند ذهن اغلب دولتمردان بغداد به یک مانع عمده معطوف شده است و آن تحرک سازمان یافته بازماندگان جریان بعث در دو عرصه امنیتی و سیاسی است. از گزارش منابع امنیتی عراق چنین پیداست که توان اغلب گروههایی که به عنوان اژدهای هفت سر تروریسم، سرنوشت خونبار شش سال اخیر را برای ملت عراق رقم زدند تحلیل رفته است. چنانکه وزارت کشور و وزارت دفاع دولت نوری المالکی گزارش دادهاند، دو جریان تکفیریها و سلفیهای افراطی که استانهایی مثل الانبار، دیاله و نینوا را در این مدت جولانگاه فعالیت براندازی خویش ساخته بودند به شدت در حاشیه ماندهاند. اما ضلع سوم از مثلث دهشتافکنی که رشته هدایت آن را نیروهای بازمانده بعثی دردست دارند هنوز به صورت سازمان یافته در صحنه عراق حضور دارد.
آنها در عرض سه ماه اخیر دو عملیات مرگبار را در مهمترین مقر دولتی عراق طراحی و اجرا کردند؛ اولی در حوالی وزارت خارجه عراق و دومی در قلب وزارت دادگستری. دو عملیات مزبور از حیث تلفات و حجم تخریب و نیز تأثیرات روانی، بی سابقه ارزیابی شدهاند. در واقع این دو حرکت بزرگترین نمایش قدرت معارضان مسلح عراق بود. پیام واحد دو حادثه این بود که طرح ملی دولت مالکی برای برگزاری مهمترین انتخابات عراق در ماه ژانویه با چالش روبهرو است. بعثیها برای بر هم زدن بازی انتخابات از همان مسیری وارد شدهاند که طالبان در افغانستان آزمودند یعنی تزریق رعب و خشونت در کالبد جامعه خسته عراق به اندازهای که شهروندان این کشور عطای انتخابات را به لقای آن ببخشند.
اکنون دولت نوری المالکی فقط دو ماه فرصت دارد تا کانونهای تحرک و سازماندهی جریان بعث را مهار کند. او گام اول را هفته گذشته با تصمیم همزمانی که وزارتخانههای کشور و دفاع به اجرا گذاشتند برداشت. در این مرحله نیروهایی که بعثیها را در انجام جریان براندازی پشتیبانی میکنند از مناصب دولتی بویژه جایگاههای حساس اطلاعاتی و امنیتی و پلیسی تسویه خواهند شد. اما دشواری مالکی در برخورد با سرشاخهها و عقبههای سیاسی جریان بعث است. این جریان اکنون زیر تابلو برخی از احزاب، ائتلافها و شخصیتهای سرشناس سیاسی به صحنه آمدهاند و چنانکه منابع آگاه در بغداد توصیف کردهاند سازماندهی آنها در اردوگاههای انتخاباتی به گونهای است که حتی خطر تسخیر بخشی از کرسیهای پارلمان آینده از جانب این گروه میرود. طیف سیاسیون بعثی به پشتیبانی گرم شماری از دولتهای عربی همسایه عراق مستظهر هستند و آنگونه که از خبرها برمیآید بخش قابل توجهی از سرمایهگذاری که دولتهای عربی معارض مالکی برای انتخابات انجام میدهند به سمت همین جریان سوق پیدا میکند. بنابراین فاز اصلی رویارویی حاکمیت عراق با بعثیها به میدان سیاست خارجی کشیده شده است.
● عقبههای حمایتی جریان بعث
از ابتدای تهاجم ائتلاف تحت رهبری ایالات متحده به عراق در ماه مارس سال ۲۰۰۳ میلادی، اولین گروه از صدها هزار عضو و هوادار گروه بعث که نزدیک سی سال قدرت را در این کشور در دست داشتند راهی کشورهای همسایه عراق شدند. شماری از کادر شناخته شده آنها که فرزندان و بستگان صدام جزوشان بودند در اردن مأمن گزیدند و بخش دیگری نیز همراه موج گسترده مهاجران عراقی در سوریه، عربستان و دیگر کشورهای عربی منطقه مستقر شدند.
اکنون با گذشت شش سال از جنگ، شمار مهاجران عراقی در کشورهای همسایه به بیش از ۵/۱ میلیون نفر میرسد که در اردن و سوریه آنها به بخشی از جامعه این دو کشور تبدیل شدهاند. گفته میشود بخشی از جامعه مهاجران یعنی ۴۰۰ هزار نفری که به نوعی با حاکمیت صدام پیوندهایی داشتند هنوز در امتداد مرزهای عراق فعالیتشان را دنبال میکنند.
از همین روست که بعثیهای پیشین ساکن دمشق یا امان و ریاض به محور اصلی تشدید تنشها بین دولتهای عراق با همسایگان عربی تبدیل شدهاند. دولت عراق در این شش سال تلاشهای گستردهای را برای بازگرداندن این شبکه یا خاموش ساختن کانون تحرک آنها انجام داد اما این تلاشها تاکنون راه به جایی نبرده است. حتی اختلاف ناشی از این ماجرا روابط بغداد با سه کشور عربی را به تیرگی کشاند، البته در این میان باید میان دو بخش از نیروهای بعثی که در کشورهای عربی اتراق کردهاند تفاوت قائل شد. در واقع آنها به لحاظ کارکردشان به دو طیف تقسیم میشوند دسته اول که گرایشاتی تند و افراطی دارند توسط عزت ابراهیم الدوری، معاون رئیس جمهور پیشین عراق رهبری میشوند یا تحت حمایت و رهبری دختران صدام در اردن قرار دارند و جناح دیگر که میانهرو اما ضعیف تر است را محمد یونس، از مشاوران صدام در شورای بعثی سابق رهبری میکند.
جناح یونس در سال ۲۰۰۷ میلادی دست آشتی به سوی دولت عراق دراز کرد و با برگزاری کنفرانسی به بررسی اشتباهات رژیم صدام پرداخت، ایدئولوژی حزب بعث را رد کرد. برخی از احزاب سیاسی عراق نیز در پی جذب همین شاخه سیاسی بعثیها بودهاند.
نکته قابل تأمل این است که همه نحلههای بعثی در کشورهای عربی در ضدیت با جریان شیعه حاکم در عراق اشتراک نظر دارند. وفاداری به عروبت یا ناسیونالیسم افراطی چنان که میشل عفلق پایه گذار این جریان در کالبد آن دمیده بود هنوز حلقه پیوند این جریان است. به همین دلیل آنها به شدت مخالف مودت و دوستی بغداد با ایران هستند. نظار سمرا، سخنگوی غیررسمی این گروه اوایل ماه جاری میلادی در مصاحبه با هفته نامه امریکایی تایم به صراحت میگوید: «بیش از آنکه نگران خروج نیروهای امریکایی از عراق باشد دغدغه افزایش نفوذ ایران در بغداد را دارد.»
نیروهای بعثی بیش از آنکه یک سازمان سیاسی باشند یک تشکیلات امنیتی است. آنها دارای ایدئولوژی مشخص که همانا به قدرت رساندن اقلیت تندرو اعراب غیر شیعی هستند میباشند. بر همین اساس مرجعیت و علمای عراق بعثیها را خط قرمز هر طرح آشتی و ائتلاف سیاسی خواندهاند.
● بعثیها در آستانه انتخابات
هم اکنون در آستانه انتخابات عراق در عرصه سیاسی این جریان را در داخل عراق ایاد علاوی چهره سکولار شیعه و نیز صالح مطلک نمایندگی میکنند که اتئلافی را به نام جنبش ملی عراق تشکیل دادهاند، این ائتلاف نه فقط رقیب دولت مالکی بلکه رقیب همه نیروهایی است که در پی هویت اسلامی عراق هستند.
ایاد علاوی نخست وزیر اسبق عراق با نادیده گرفتن جنایات سران حزب بعث منحل شده علیه ملت عراق و همسایگان، آمادگی خود را برای دیدار با «عزت ابراهیم الدوری» معاون صدام دیکتاتور پیشین این کشور در صورتی که آشتی ملی ایجاب کند، اعلام کرده است. او حتی اقرار میکند که با همه اعضا و شبکه این جریان در ارتباط است. بیشترین جریانی که مالکی را در مواجهه با این گروه یاری میکند مجلس اعلا و جریان صدر است یعنی همان نیروهایی که بیشترین زخم را از حاکمیت بعثیها متحمل شدهاند.
«صلاح العبیدی» سخنگوی رهبر جریان صدر درباره بازگشت بعثیها به عرصه سیاسی عراق هشدار داده و میگوید: این تماسها در بغداد در چارچوب سیاست آشتی ملی ارزیابی شده ولی دولت عراق اعلام کرده است که براساس قانون اساسی حزب بعث نمیتواند به صحنه سیاسی این کشور بازگردد.
از موارد بسیار پیچیده در فرایند مبارزه با بعثیها روابط آنها با طرفهای غربی بویژه امریکا است. نظار سمرا از گردانندگان جریان بعث چندی پیش چراغ سبز همکاری به سمت واشنگتن روشن کرد، وی تأکید کرد اگر امریکا خواهان اعاده ثبات و آرامش به عراق است به همکاری رهبران سیاسی پیشین و افسران نظامی با تجربه سابق عراق که هماکنون در سوریه سکنا گزیده اند، احتیاج دارد.
شواهد نیز نشان از این دارد که سران پیشین حزب بعث پس از ۶ سال اقامت در کشورهای عربی اکنون آماده مذاکره با طرفهای امریکایی برای بازگشت به عراق هستند. جالب اینجا است که آنان برای بازگشت یک شرط دیگر هم دارند و آن لغو قانونی است که فعالیت اعضای پیشین حزب بعث را در ادارات دولتی و برعهده گرفتن مشاغل رسمی منع میکند. دولت امریکا بویژه در دو سال گذشته که بحث واگذاری امور امنیتی به دولت مالکی مطرح شد درصدد برآمد تا دولت بغداد را به آغاز روند آشتی ملی با هدف کاستن از خطر درگرفتن خشونتهای قومی و مذهبی پس از خروج کامل نیروهای امریکایی از این کشور ترغیب کند اما تصمیم مالکی برای معرفی یونس به عنوان یکی از عوامل پشت پرده حملات انتحاری ماه اوت و پافشاری بر استرداد او توسط سوریها نشان داد مالکی و مجموعه دولت عراق تمایلی به مذاکره با بعثیهای سابق ندارند. مالکی و دوستانش دریافتهاند که بازماندگان بعثی حرفهایترین و خشنترین شاخه از مخالفان حکومت این کشور هستند و در ۶ سال دوره اشغال نیز کمابیش در وقایع تروریستی این کشور نقش داشتند اما این بار آنها رأساً کارگردانی تحولات خونین این کشور را در دست گرفتهاند.
نباید از نظر دور داشت تحرک خطرناک طیف وفاداران نظام منحله بعثی در فاصله دو انتخابات مهم عراق رخ میدهد. اولین رشته از این انتخابات که شوراها و شهرداریها را شامل میشد با پیروزی مالکی و لیست شیعه پایان یافت. این انتخابات اولین آزمون دولت مالکی در تثبیت امنیت بود و نتیجه آن نیز مهر تأیید بر عملکرد او بود. از ابتدا پیشبینی میشد که با پیروزی مالکی مخالفان سرسخت او بویژه در صف بازماندگان رژیم صدام روش تازهای را برای مقابله با نظم موجود در پیش خواهند گرفت.
برای نیروهای متعصب عراق که به چیزی جز برتری قومی خویش نمیاندیشند اکنون تنها فرصت انتخابات آینده باقی مانده است، واقعیتهای تاریخی عراق میگوید تئوری کودتا در اذعان بعثیها نهادینه شده است و آنها اعتقادی به فرایندهای دموکراتیک بویژه انتخابات ندارند.