امروز یکشنبه 11 مرداد 1405

Sunday 02 August 2026

بهره هوشی، سرمایه انسانی و رشد اقتصادی


1401/08/01
کد خبر : 39117
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 85 نفر
سرمایه‌های انسانی، نقش مهمی در نظریه رشد اقتصادی بازی می‌کنند، اما همیشه اندازه‌گیری این مفهوم انتزاعی با مشکلاتی مواجه بوده است. امروزه تست‌های مدرن هوش، ابزار مفیدی برای اندازه‌گیری این سرمایه‌های انسانی معرفی شده‌اند، زیرا ثابت شده که IQ یک متغیر موثر در رشد اقتصادی و پیشرفت این سرمایه‌ها است؛ به طوری‌که به ازای هر واحد افزایش در میانگین نمره IQ یک کشور، افزایش مداوم ۱۱/۰ درصدی در سرانه تولید ناخالص داخلی آن کشور دیده می‌شود. بنابراین با اندازه‌گیری آن، می‌توان سرمایه‌های انسانی را نیز مورد تحلیل قرار داد. در این مقاله، سعی بر این است که تا به جایگاه IQ در رشد اقتصادی کشورهای مختلف پرداخته شود. مفهوم سرمایه انسانی، جایگاه مهمی در نظریه رشد اقتصادی دارد، اما این سوال نیز مطرح است که چگونه می‌شود میزان سرمایه انسانی یک کشور را اندازه‌گیری کرد؛ مساله‌ای که به صورت یک موضوع حل نشده در تحقیقات تجربی رشد اقتصادی باقی مانده است. بررسی‌های زیادی در این زمینه انجام شده و متغیرهای مختلفی نیز مطرح شده‌اند. به طور مثال اقتصاددانان اغلب از سطح تحصیلات به عنوان معرف سرمایه انسانی استفاده می‌کنند. توانایی حل مشکلات، افکار خلاقانه، به یاد آوردن حقایق و دوباره تفسیر کردن آنها در پرتو تغییر شرایط، عناصر کلیدی هستند که به نظر می‌رسد وقتی ما درباره سرمایه انسانی صحبت می‌کنیم، اقتصاددانان به آنها فکر می‌کنند. در مطالعه دیگری ۱، به داده‌های ارایه شده از طرف Lynn و Vanhanen در مورد میانگین IQ کشورهای مختلف استناد شده و تحلیل‌های مورد نظر در مورد آنها به انجام رسیده است. نتایج حاصله شگفت‌آورند: در میان ۱۳۳۰ عامل دخیل که در رشد یک کشور در نظر گرفته شد، IQ به طور معنی‌داری بر ۸/۹۹ درصد موارد موثر بوده است. این نتایج مبتنی بر IQ، تایید کننده مطالعه دیگری است که دریافت نمرات تست ریاضیات و علوم ۳۱ کشور، ارتباط مثبت و قوی با رشد آن کشور داشته است. بنابراین به نظر می‌رسد متوسط IQ هر کشوری باید به عنوان یکی از معیارهای قوی اندازه‌گیری کیفیت کار آن کشور تلقی شود. به عبارتی ارتباط میان IQ و رشد، هم از نظر اقتصادی زیاد است و هم از نظر آماری، قوی و اطلاعات و نتایج قابل اعتماد بیشتری نسبت به دیگر معیارهای اندازه‌گیری سرمایه انسانی به دست می‌دهد. وجود چنین شاخص اندازه‌گیری آسان از سرمایه انسانی، باید به خوبی برای سیاستگذاران و اقتصاددانان (که برای سیاستگذاران نیز توصیه‌هایی دارند) اثبات شود. در این صورت است که هر گاه سیاستگذاران سوال می‌کنند: «برای به حداکثر رساندن سرمایه انسانی به دنبال چه باید بود و بر چه متغیری باید تمرکز داشت؟‌» شاید اکثر اقتصاددانان زبده توصیه ‌کنند: «متوسط IQ هر کشور.» در این رابطه، توجه به بعضی سیاست‌ها، از جمله توجه ویژه به تغذیه دوران کودکی، محیط زیست سالم‌تر، گسترش فرصت‌های تحصیلی و آموزشی و سواد والدین لازم و ضروری است تا سرمایه‌های انسانی افزایش یابند. ● پدیده فلین موضوعی مهمی که ذکر آن لازم است، توجه به درون‌زایی IQ در طول زمان است. شاید باید در این میان، «پدیده Flynn» را که مدعی است در هر دهه، ۲ تا ۳ نمره افزایش در IQ افراد کشورهای پیشرفته دیده می‌شود، در نظر داشت. این پدیده به محققان فرصت می‌دهد تا باور داشته باشند که افزایش کیفیت و کمیت تحصیلات، کاهش فقر و تنگدستی و افزایش کلی در آگاهی مردم یک کشور می‌تواند به بالا رفتن میانگین IQ یک کشور کمک کند و این یعنی افزایش سرمایه‌های انسانی و به دنبال آن رشد اقتصادی بیشتر و داشتن کشوری غنی‌تر. اگر بخواهیم از IQ به عنوان یک عامل مقایسه‌ای میان رشد اقتصادی کشورهای مختلف استفاده کنیم، باید روشی را یافت تا بتوان از تست‌های استاندارد و غیرکلامی برای یکسان‌سازی داده‌ها استفاده کرد در این میان متخصصان روان‌پزشکی انواع مختلفی از این آزمون‌ها را طراحی کرده‌اند که به طور قابل قبولی، از اشکال تصویری و نمونه‌ها برای به حداقل رساندن اثرات تفاوت‌های زبان و فرهنگ استفاده شده است. یکی از مهم‌ترین مزایای استفاده از این نوع تست‌های غیرکلامی، به عنوان اندازه‌گیری سرمایه انسانی به جای استفاده از معیار توانایی‌های آکادمیک، این است که در جوامعی که بی‌سوادی بیشتر باشد، با کاربرد این نوع آزمون‌ها، تخمین دقیق‌تری از سرمایه انسانی قابل انتظار است. ● عوامل محیطی و ژنتیک هر چند کاملا واضح است که هوش عمومی قویا تحت تاثیر عوامل ژنتیکی قرار دارد، عوامل محیطی بسیاری نیز روی IQ و رشد مغز موثر هستند، بنابراین قابل قبول است که سیاستگذاران یک جامعه می‌توانند تغییراتی را برای به حداکثر رساندن توانایی‌های شناختی افراد آن کشور به‌کار برند. در این میان، بسیاری از جوامع این کار را برای دهه‌های متوالی با موفقیت انجام داده‌اند. در بعضی از کشورها مانند نروژ، دانمارک و سوئد که اطلاعات خود را در زمینه میانگین IQ مردم کشور مرتب به روز می‌کنند، طی نیمه دوم قرن بیستم، در هر دهه، ۲ تا ۳ نمره افزایش در متوسط IQ داشته‌اند، یعنی همان پدیده‌ای که تحت عنوان Flynn Effect نامیده می‌شود. عوامل محیطی موثر بر IQ (که گاهی تا ۱۰ نمره باعث افزایش IQ می‌شود) را می‌توان به طور کلی در ۲ گروه قرار داد: ۱) افزایش آگاهی کودکان با اختصاص منابع بیشتر به آنها ۲) رشد مطلوب مغزی از راه تغذیه بهتر، مراقبت‌های بهداشتی و سیاست‌های سلامت عمومی برای کودکان و مادران‌شان. عوامل اختصاصی که اثر کمتر، اما قابل توجه بر هوش دارد، عبارت‌اند از: کاهش مواجهه با توکسین‌های محیطی، مانند سرب و جیوه، کاهش تماس با قارچ‌ها، انگل‌ها و پاتوژن‌هایی که باعث بیماری‌‌های رایج دوران کودکی خواهند شد، تغذیه با شیر مادر، دریافت مکمل‌های غذایی، بهبود رفتار والدین که محرک توانایی‌های شناختی و احساسی فرزندان در خانه است، افزایش سطح تحصیلات والدین، افزایش درآمد خانواده، کاهش تعداد فرزندان در یک خانه، ساختار با ثبات خانواده، کم کردن تک والدینی و کاهش میزان بارداری در سنین کم. یک درس کلیدی در اینجا، این است که سلامت و توان مغز انسان، احتمالا تعیین‌کننده اصلی عملکرد اقتصادی یک کشور محسوب می‌شود. اقتصاددانانی که تمایل دارند علت اختلاف‌های بزرگ و پایدار را میان اقتصاد کشورهای مختلف دریابند، باید لااقل کمی از وقت و انرژی خود را مصروف این موضوع کنند که چرا فاصله میانگین IQ میان کشورها، تا این حد زیاد است. از سویی، اقتصاددانان و سیاستگذاران که مایل‌اند شکاف موجود میان استانداردهای زندگی ملل مختلف را کم کنند، باید اول بدانند که چگونه می‌شود اختلاف IQ‌ای که بین کشورها وجود دارد را کم کنند. اگر اقتصاددانان ابزار قدرتمند نظری و اقتصادسنجی خود را برای بررسی ارتباط میان IQ و عملکرد اقتصادی بنا کنند، شاید بتوان امید داشت که سوال‌های اساسی در این حوزه، روزی جواب‌هایی پیدا خواهند کرد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/39117
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید