امروز دوشنبه 12 مرداد 1405

Monday 03 August 2026

به‌نام نکو گر بمیرم رواست


1401/08/01
کد خبر : 40120
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 104 نفر
آن دسته از شاهکار‌های ادبی که برای قرن‌های متمادی همچنان زنده می‌مانند و شاید سال‌ها پس از شهرتشان، عده‌ای دانشمند به اهمیت آن پی می‌ببرند، در عین حال که مورد نقد‌ها و پژوهش‌های گوناگون قرار می‌گیرند، مهجور نیز می‌مانند و شاهنامه از این گروه مستثنا نیست. فردوسی اثری آفریده است که به گفته خودش از گزند باد و باران محفوظ می‌ماند و ثمرات آن برای همیشه در اختیار مردمان قرار خواهد گرفت: یکی میوه داری بماند ز من / که بارد همی بار او بر چمن اما متاسفانه در بررسی‌ها تنها به کلی گویی‌هایی از شاهنامه پرداخته‌ایم و بدین جهت اگر اثری عظیم است اما آنقدر ظاهرش را بزرگ کرده‌ایم که کمتر به جزئیات دقیق آن می‌توانیم دست یابیم و این باعث می‌شود که آثار شاهنامه‌پژوهی گاهی تنها در حد توصیف عظمت آن محدود بماند. به‌جای آنکه با استقصا و بررسی متون ایران باستان به فهم نکته‌هایی در باب واژگان شناسی، اندیشه‌ها و اسطوره‌ها در شاهنامه بپردازیم و ریشه‌های روایات آن را از متون کهن‌تر مثل یشت‌ها و یسناها و پس از آن روایات تاریخی دوران اشکانی و ساسانی و سپس تکاملش در دوره اسلامی بیابیم. اگرچه فروغی در سال ۱۳۱۳ هزاره فردوسی را اعلام کرد و برای اولین بار همایش‌های متعدد به‌طور همزمان در شهرهای ایران و خارج از کشور برگزار شد اما هنوز هم گاهی از شاهنامه چیزی نمی‌دانیم جز این که کتابی حماسی است که عنوان «قرآن عجم» را نیز به آن می‌دهند و صفت «سهل ممتنع» شایسته آن است و نظامی عروضی در چهار مقاله درباره کلام استاد توس می‌گوید: «الحق هیچ باقی نگذاشت و سخن را به آسمان علیین برد و در عذوبت به ماءمعین رسانید» و نیز می‌گوید: «من در عجم سخنی به این فصاحت نمی‌بینم و در بسیاری از سخن عرب هم» یا سخنان شرق‌شناسان را دائم یدک می‌کشیم. مثلا یان ریپکا دانشمند بزرگ چک می‌نویسد: فردوسی در سراسر عرصه ادبیات فارسی چون تهمتن قد بر افراشته است. اما حقیقتا چند گروه به بررسی کنه مطالب او از حیث‌های مختلف اثرش از جمله: واژگان، تطبیق با اساطیر، داستان پردازی و خرد‌ورزی ایرانیان و.... می‌پردازند؟ در حالی که خود می‌گوید: هر آن‌کس که دارد هش و رای و دین / پس از مرگ بر من کند آفرین به‌تازگی از دکتر محمدجعفر یاحقی کتابی باعنوان «از پاژ تا دروازه رزان» توسط نشر سخن در بازار عرضه شده است. این کتاب مجموعه‌ای از مقالات ایشان است که تقریبا از حدود سال ۵۶ تا سال ۸۷ در مجلات و نشریات گوناگون به چاپ رسیده است. (البته به استثنای چند مقاله که برای اولین بار در این اثر به شاهنامه دوستان ارائه شده است.) وی نیز با اشاره به دغدغه‌های جهانی شدن که گریزی از آن نیست، معتقداست: «در آغاز این هزاره دوم که اینک ما درآنیم و از رویارویی با هنجارهای نو آیین و واژونه کاری مانند «جهانی‌شدن» گزیری نداریم، سزاوار چنان است که فردوسی و شاهنامه را از نو بشناسیم و این شناخت را به جبران گذشته‌ها به نسل نو انتقال دهیم. نسل نو باید بداند که... دیگر شاهنامه نه تاریخ افسانه‌ای قوم ایرانی و نه صرفا یک حماسه داستانی که شاهکار اندیشه و هنر نیاکان خود اوست... .» مولف معتقد است که نیاز به نگاهی نو داریم اما دست‌یافته‌های ایشان از همان سال ۵۶ تاکنون ثابت باقی‌مانده و تنها راهگشایی می‌تواند باشد برای کسانی که در اولین قدم نیاز دارند به خواندن بررسی‌های علمی و کلی از سوی استادی که سال‌ها در این زمینه مشغول به فعالیت بوده است و البته نویسنده را نمی‌توان مورد مواخذه قرار داد که چطور قدیمی‌ترین مقالات او در کنار جدیدترین آنها در یک جا گردآوردی شده است. زیرا یاحقی خود صریحا در مقدمه اعلام می‌کند که این کتاب تنها به‌عنوان تجربه‌ای در اختیار شاهنامه‌پژوهان جوان قرار گرفته است اما این خرده را می‌توان بر صاحب کتاب گرفت که مجموعه حاضر با ادعای «شناخت نو از شاهنامه» هماهنگی چندانی ندارد. مقالات سال‌های ۵۶ گاهی متن‌هایی ساده هستند که در آنها به کلی‌گویی‌ها یا سطحی‌نگری‌هایی از شاهنامه اشاره شده است. مثل اینکه فردوسی شاعری مردم نواز و رعیت‌پرور است و ابیاتی که حاکی از این گرایش اوست به‌عنوان نمونه بیان شده‌اند. در مقاله «نیکویی و مردمی» با شاهد آوردن ابیاتی از شاهنامه که نشانگر تمدن در ایران باستان و حکمت و خردورزی آنها بوده، گویی تنها ابیاتی با موضوعاتی واحد گردآوری شده اما آیا فهم نو از شاهنامه تنها به چنین مسائلی محدود می‌شود؟ مسلما خیر. مولف در مقاله‌ای مانند «در قلمرو ایزد بهرام» بررسی‌های راهگشایی برای خوانندگان ارائه کرده یا در مقاله «بژ در لغت و اسطوره» با بررسی کلمه «بژ» در ترجمه‌های قدیمی قرآن و اساطیر هندی و یونانی جرقه‌هایی را برای فهم سرگذشت این واژه اصیل ساقط شده از فرهنگ‌ها بیان کرده‌اند اما از استادی شاهنامه‌پژوه که خطر مهجور ماندن فرهنگ ایرانی را دریافته‌اند، انتظاری بیش از این می‌رود. صاحب «فرهنگ اساطیر و داستان واره‌ها در ادبیات فارسی»، مقالات خود را در پنج بخش مجزا تفکیک کرده است. مقالاتی مثل «فردوسی و فروغی» و نیز «فردوسی در دانشگاه فردوسی» اطلاعاتی نسبتا منسجم در اختیار خوانندگان قرار می‌دهد تا با روند بسیار کلی تلاش‌های شاهنامه شناسی و زنده کردن نام فردوسی بزرگ مانند: برگزاری اولین هزاره فردوسی، تغییر اسم خیابان‌ها و میدان‌ها به نام او، آرامگاه جدیدش،روند تغییر نام دانشگاه مشهد به دانشگاه فردوسی، مجلات و جشن‌های توس و... آشنا شوند. از طرف دیگر در بخش «مکان و زمان» نیز با مقاله «فردوسی در تاریخ و رمان» به بحث رمان‌های تاریخی پرداخته شده است به‌خصوص آن دسته از رمان‌ها که درباره شخص فردوسی یا داستان‌های اوست. یاحقی به‌طور خلاصه کتاب «فردوسی» از ساتم‌الغ‌زاده به زبان تاجیکی و به خط فارسی را که در حقیقت یک «تاریخ داستانی» است، معرفی کرده و با نقدی کلی و بررسی واژگان قابل تامل در این نوشته، فرا ایرانی بودن فردوسی را نشان داده‌اند. امید است که پژوهش‌های جدید شاهنامه‌شناسی باعث اعتلای حقیقی فرهنگ ایرانی و نه ادعای آن شود. همان‌گونه که محمدجعفر یاحقی در مقدمه «از پاژ تا دروازه رزان» می‌نویسد: «امروز باید از زاویه‌های دیگری به شاهنامه نگریست و حرف‌های برازنده خلقیات و اندیشه این روزگار مطرح کرد. باید بر نکته‌های مثبت و معنادار شاهنامه تاکید داشت و با هیات و لباسی نو به ارائه تازه‌های این کتاب پرداخت.»
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/40120
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید