اگر مروری بر سینمای ایران و سازه هایش داشته باشیم و به داستان ها توجه کنیم، خواهیم فهمید، سینما همواره با سوژه های محدودی روبه رو بوده است که همیشه با اندکی تغییرات در بسته بندی نو و جذاب به مخاطب عرضه می شود.
اما در این میان موضوعاتی وجود دارد که بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفته و نسخه های زیادی بر اساس آن ساخته شده است.
سوژه دو قلوها سال هاست که در سینمای جهان مورد استفاده قرار گرفته است و همچنان طرفداران خاص خود را نیز دارد.
در سینمای ایران، نمونه هایی هم چون «خواهران غریب» اثر(کیومرث پور احمد)و «دو نیمه سیب» به کارگردانی کیانوش عیاری (کارگردان موفق سریال پرمخاطب و دوست داشتنی دکتر قریب) با استفاده از این فرمول قدیمی ساخته شده است و در زمان خود بسیار مورد استقبال تماشاگران نیز قرار گرفت.
این دو فیلم، نشان می دهد که هنوز تماشاگر نسبت به این سوژه علاقه دارد و می توان با پرداخت داستانی به همین محوریت به فروش خوبی دست یافت.
مقوله دو قلوهای همسان و دنیای پر رمز و رازشان، همیشه مورد توجه و کنجکاوی مردم بوده است، «محمد بانکی» نیز این بار با مدد گرفتن از ایده ای جذاب فیلمی خارجی سینمایی «دوخواهر» را بر همین پایه و اساس ساخته است و ماجرای کلاهبرداری جوانی زیرک و خوش چهره را سینمایی می کند.
این روزها سینما فردوسی، سینمایی «دوخواهر» را اکران کرده است که این اتفاق بهانه ای شد تا با کمی کنکاش و دیدن فیلم به سراغش برویم تا مو را از ماست بیرون بکشیم.
● شخصیت ها و کاراکتر های فیلم
متاسفانه مخاطب برای هم ذات پنداری با شخصیت ها در فیلم «دوخواهر» باید سطح آگاهی و شعورش را پایین بیاورد و به تعبیری کاراکترها ی این فیلم چنان دم دستی و سطحی هستند که مخاطب بدون هیچ گونه تفکر و تعقل بی اراده به مسخره بودنشان اعتراف می کند.
(بعضی از فیلم ها چنان بی محتوا و سطحی هستند که به شعور مخاطب توهین می کنند) عوامل با معما سازی ها و داستان پردازی ها لورفته و سطحی، نه تنها جذابیتی ایجاد نمی کنند، بلکه به تدریج موجب پایین آمدن سطح توقع و شعور مخاطب می شوند. (ساخت هر فیلمی در جامعه کنونی، مسئولیتی عظیم به همراه دارد)
● شخصیت امیر(با بازی محمد رضا گلزارقهرمان فیلم و نقطه اتکای کارگردان برای تصاحب گیشه)
جوانی خوش لباس و خوش تیپ است که با یک بنز مدل بالا سراغ خانواده هایی که تازه عزیزشان مرحوم شده اند می رود و با این ادعا که مرده شان پیش از مرگ از گالری او تابلوی نقاشی خرید کرده است، از آن ها پول تابلو را می گیرد.
به حواشی این شخصیت پردازی، یک خودروی آخرین مدل دیگر و یک دختر شیک هم اضافه و بعد تصور کنید قهرمان قصه با این همه برو بیا و تشکیلات، محتاج پول آب، برق، گاز و حقوق عقب افتاده منشی و طلب معوق دوست نقاشش است.
(قضاوت کنید چه جنبه ای از این شخصیت با دیگر جوانب همخوانی دارد)
● ستاره (با بازی الناز شاکردوست): یکی از شخصیت هایی است که پول از پارویش بالا می رود
حالا لطفا دختری به نام ستاره را مجسم کنید که صاحب یک شرکت بزرگ محصولات ورزشی، خانه باغی چند هزار متری و سه چهار خودروی آخرین مدل است که شوهرش را طلاق داده است و با وجود این همه پول خواستگاری ندارد.
● مهتاب (با بازی نیکی کریمی): خواهر شخصیتی که پول از پارویش بالا می رود
به این اوضاع بی سر و سامان و معجون به ظاهر طنز، مهتاب را نیز که استاد دانشگاه است و مانند خواهر گرامی اش در پول غلت می زند را اضافه کنید.
او به دلایلی نامعلوم تا به حال ازدواج نکرده و در آرزوی همسری روشنفکر است. (این آرزوی مهتاب را داشته باشید، تا به تناقضی دیوانه وار اشاره کنیم)
● جلال (با بازی حامد کمیلی): یک بچه پولدار دیگر
این طور که از روند فیلم مشخص است بهتر است اگر از طبقه متوسط هستید قید دیدن سینمایی «دو خواهر» را بزنید و خیال نکنید لحظات خوشی با آن خواهید داشت، جلال یک انسان مرفه است که دلباخته این خواهران پولدار است و برخلاف چهره داش منشی اش، مدرن نیز هست و همیشه دو نوچه همراهش هستند.
● کاراکترهایی که تکلیف شان با خودشان مشخص نیست
به همه این شخصیت ها یک تعداد بچه میلیونی خوش تیپ و بی درد را هم اضافه کنید که وسط فیلم بدون هیچ هدفی و ول می خورند و مخاطب تا آخر کار هم نمی فهمد این ها برای چه خلق شده اند.
کاراکترهایی که صرفا در رفت و آمدند و در صورت حذف هیچ اتفاقی رخ نمی دهد.
● بررسی کلی شخصیت ها (داستانی که در اوج ساده انگاری است)
به طور کلی در فیلم، داستان و ماجرایی کوچک خلق می شود و بدون هیچ ثمر و نتیجه ای به بدترین و سطحی ترین شکل ممکن به پایان می رسد، معلوم نیست چرا عاشق می شوند و چرا فارغ، چرا همدیگر را دوست دارند یا چرا ازهم متنفرند؟!
آیا مسئله امیر، پرداخت قبض آب و برق و... یعنی پول است، یا مشکل ستاره یک شوهر زیادی غیرتی، یا درد مهتاب ازدواج با مردی روشنفکر نماست؟ اگر چنین است چرا امیر پشت یک خودروی ۲۰۰میلیونی می نشیند یا مهتاب دست آخر با لودگی ها و همه دروغ های امیر کنار می آید و عاشقش می شود.
به جرأت می توان گفت هیچ کدام از کاراکترها هیچ نیستند، نه بچه پولدار، نه نقاش، نه استاد دانشگاه و نه هیچ چیز دیگر .
فیلم، حتی موفق به خلق تیپ های ساده اجتماعی هم نشده است،(کاری که فیلم فارسی های دهه چهل آن را به درستی و منطبق با ذائقه مخاطب آن روزگار انجام می داد).
● نگاهی به دوقلو های تقلبی فیلم (یک روح در دو بدن)
امیر خود را هم زمان به جای دو شخصیت (خود و برادر تقلبی اش افشین) جا می زند.
او با استفاده از یک عینک و یک کش مو از امیر به افشین و برعکس بدل می شود.
وقتی موهایش را از پشت جمع می کند و عینک ندارد، امیر حقه باز است و وقتی عینک می زند و مویش را می بندد می شود افشین نقاش روشنفکر.
جالب تر این جاست که هیچ کس به این قضیه حتی شک هم نمی کند، حتی وقتی لباس های این دو نفر یکی است.
پنهان کردن حقه های امیر در طول فیلم آن چنان بی خود و غیر قابل باور است که هر مخاطبی را از این میزان تحمیق مخاطب به زانو در می آورد.
● کسانی که سعی کرده اند در جلوی این کاراکترها فرو روند (نگاهی به بازیگران)
به این شخصیت های معلوم الحال و موقعیت های بی نقص (!) بازی های لج درآور بازیگران را هم اضافه کنید.
به احتمال زیاد،این برترین بازی کارنامه کاری نیکی کریمی و الناز شاکردوست است به ویژه نیکی کریمی که کاراکتر مهتاب را به کلیشه ای ترین شکل ممکن به تصویر کشیده است، البته بازی نیکی کریمی در چنین فیلمی با توجه به سخت گیری هایش در مورد انتخاب (به خصوص این اواخر) بسیار تعجب برانگیز بود و جز دستمزد بالا دلیل مهم دیگری نمی تواند داشته باشد.
گلزار هم که به غیر از بازی اش در بوتیک (که حاصل زحمات نعمت ا... بود) باقی بازی هایش به همین روال بوده است .
گلزار با بازی سرد و بی روحش با لبخندهای همیشگی، کاراکتر متفاوتی را خلق نکرده و فقط نام دیگری را به کارنامه سینمایی اش اضافه کرده است.
حامد کمیلی هم همان بازی های تکراری درسریال های سیروس مقدم را ارائه کرده است.
● «دو خواهر»همان «دو تا هم زیاده»(tow much)
کپی برداری از فیلم های موفق خارجی مورد جدیدی نیست، اما همین تماشاگران آسان پسند امروزی دیگر شباهتی با تماشاگران دور از جریان های سینمای جهان ۲۰سال پیش ندارند و قادر به تشخیص کپی از اصل هستند.
«محمد بانکی» برای نگارش فیلم نامه اش زحمت زیادی به خود نداده و فقط با تهیه کپی فیلم «دوتا هم زیاده» ساخته «فرناندو تروبا» فیلمی به نام «دو خواهر» را ساخته است.
این فیلم نه چندان شناخته شده (به طور کلی اصل فیلم یعنی همان «دوتا هم زیاده» دچار مشکلات فاحش است) که در اواخر دهه ۱۹۹۰ ساخته شده است، داستان کلاهبرداری جوانی با بازی آنتونیو باندراس است که از روی آگهی های ترحیم ، نشانی متوفی را پیدا می کند و با یک تابلوی نقاشی به سراغشان می رود و پول تابلو را از آن ها می گیرد (کپی برداری به این شدت تا به حال دیده بودید؟) در یکی از این کلاهبرداری ها با دو خواهر آشنا و به یکی از آن ها علاقه مند می شود و...
حال می رسیم به فیلم «دو خواهر» که متاسفانه کار را از اقتباس گذرانده و به بازسازی نمابه نما روی آورده است و جالب این که در تیتراژ فیلم نیز اثری از این موضوع به چشم نمی خورد.
تصادف خودروی مینا با امیر به شکل غریبی به فیلم مورد نظر شباهت دارد و رنگ تیره الناز شاکردوست و خودروی گلزار بغل به بغل و بدون سرسوزنی تغییر مانند همان فیلم بازسازی شده است.
در فیلم «دوتا هم زیاده» باندراس نیز با باز وبسته کردن موهایش دوقلوها را خلق می کند، اما حرکات او و تغییر در نوع بازی دو شخصیت به قدری جذاب است که مخاطب، بودن دو فرد را باور می کند.
در «دو خواهر» نیز از همین ترفند، بدون هیچ خلاقیتی استفاده شده و گلزار خواسته است تا باندراسی وطنی را خلق کند، اما به هزارو یک دلیل نتوانسته است، چرا که نویسنده و کارگردان از شوق به دست آوردن فیلم نامه برای فروش، دیگر به روابط گرم و جذاب کاراکترهای فیلم tow much توجه نکرده و مثلث گلزار، کریمی و شاکردوست را برای رکورد شکنی کافی دانسته است.(حضور حامد کمیلی نیز به همین دلیل توجیه دارد)
اما اگر کارگردان برای این نقش کپی شده با دقت بیشتری عمل و فرد دیگری به جز «محمد رضا گلزار» را انتخاب می کرد شاید با توفیقی افزون مواجه می شد.
در بخش هایی از فیلم اصلی بخشی از جذابیت های داستان به هول و ولای باندراس برای لو نرفتن باز می گردد که این امر در «دو خواهر» و بازی خشک و عصا قورت داده گلزار دیده نمی شود.
سخت گیری های از دست رفته: در سال های گذشته در سیاست های معاونت سینمایی در بخش تولید، بندی وجود داشت مبنی بر توقیف فیلمی که بازسازی کاری غیر ایرانی بود.
در اواسط دهه ۱۳۷۰ فیلم «قرمز»ساخته فریدون جیرانی با چنین مشکلی مواجه و تشابهات آن با فیلم «ماتیک»دردسرساز شد که با رایزنی های تهیه کننده و اثبات شدن ادعای آن، مشکل حل شد و فیلم نیز مورد استقبال عمومی قرار گرفت.
حال تکلیف با فیلمی چون «دو خواهر» که کپی بغل به بغل فیلمی هالیوودی است، چیست؟
اگر این کپی برداری از فیلمی معتبر صورت می پذیرفت شاید نتیجه این نبود که اکنون است یا اگر نامی از فیلم اصلی و زحمات خالق آن برده می شد، کمی این سازه بدون خلاقیت پذیرفتنی تر بود.