امروز شنبه 07 شهریور 1405

Saturday 29 August 2026

به یاد مهدی اخوان ثالث‌


1401/08/01
کد خبر : 73150
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 61 نفر
مهدی اخوان ثالث‌ [م.امید]، شاعر معاصر، در روز یکشنبه چهارم شهریورماه ۶۹، به سن ۶۲ سالگی روی‌ در نقاب خاک تیره کشید و جامعه ادب معاصر پهن‌دشت‌ ایران را به سوگ نشاند. با مرگاخوانیکی از درخشان‌ترین چهره‌های شعر نو ایران از میان ما رفت. این «لولی وش‌ مغموم» و «سنگ تیپا خورده دوران» که شعرش سراسر شکایتی بود از زندگی و روزگار و حدیث‌ درد بی‌درمان او و نسل او، فرزند خراسان و شعر خراسانی بود؛ اما به گفته خودش از خراسان به مازندران رفت و با نیما آشنا شد و پیوندی میان زبان و بیان شعر خراسانی و بینش‌ و روش نو نیمایی زد که از او چهره‌ای بسیار برجسته ساخت. اخوانکه در انجمن‌های ادبی‌ مشهد درس شاعری آموخته بود، با هوش تند و طبع بلند پروازش، در همان جوانی از آشیانه شعر سنتی پر کشید تا در افق‌های تازه شعر، که نیما گشوده بود، پرواز و طبع آزمایی کند. اخوانافزون بر توانمندی‌های ذاتی شاعرانه، پژوهنده‌ای پرکوش بود و نمونه‌ای درخشان از این‌ اصل که هیچ شاعر و هنرمندی بی‌پژوهشگری و جویندگی در هنر به جایگاهی بلند نمی‌رسد. بیان بلند حماسی شعر او درآمیخته با نوآوری‌ها در قالب شعر و ترکیب کلام، حاصل این سفر «از خراسان به مازندران» و درس آموختن در دو مکتب بود. البته، هنوز زود است که بتوانیم دربارهاخوانو مانا و میرای شعر او داوری کنیم؛ اما در اینکه او یکی از سه چهار چهره بزرگ شعر نو فارسی است، تردیدی نمی‌توان داشت و چه بسا می‌توان گفت که بخش بزرگی از شعرش وی را در شمار جاودانان شعر فارسی جای‌ می‌دهد. در کنار شعراخوان، مقاله‌های تحلیلی او درباره وزن شعر نیمایی در ارتباط با عروض شعر کلاسیک، و نیز کاوندگی‌هایش در دیوان و تذکره‌های قدیم برای روشنگری و توجیه نوآوری‌های‌ نیما برای دوستداران شعر فارسی همیشه آموزنده خواهد بود. اخوان چهره‌ای چندوجهی داشت: نخستین چهره اخوان، چهره سنتی و کلاسیک اوست که تا قبل از آشنایی با نیما با آن انس و اندیشه فراوان داشت. شهرهای نخستین مجموعه او«ارغنون» [۱۳۳۰] یادگار آن ایّام است. اخوان هرچند گاه و بیگاه در مشی و مشرب قدمایی تفنّن‌هایی دارد، امّا به اقتضای زمان و با ملاحظه بخش عظیم و سترگ آثارش، آنچه او را به‌ عنوان شاعری صاحب‌سبک معرفی می‌کند، شعرهای‌ جدید او و در کل شعرهایی است که در بحور نیمایی‌ سروده است که آغاز آن را می‌توان در مجموعه «زمستان» [۱۳۳۵] جست‌وجو کرد. در واقع، همین‌ «زمستان» است که او را به عنوان شاعری نوپرداز معرفی‌ می‌کند. اخوان، مبدع و مبدأ شعر «نوحماسی/ اجتماعی» معاصر است و در این قلمرو، بی‌گمان وی‌ شاعری بزرگ بود. اخوان پس از زمستان، مجموعه آخر شاهنامه را در سال ۱۳۳۸ و کتاب «از این اوستا» را با موخّره شناخته شده‌اش که در واقع بیانیه و جان‌مایه آراء و عقاید شاعر است، در سال ۱۳۴۵ منتشر می‌کرد و پس از آن «پائیز در زندان» را، که مجموعه‌ای از شعرهایی‌ است که شاعر از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۷ سروده است. اخوان از پیشکسوتان شعر معاصر بود. او را می‌توان‌ در میان جمع شاعران معاصر، نخستین شاعری دانست‌ که با گویایی و رسایی تمام، به تحلیل و تأمل دقیق شعر نیمایی، خاصه از جهت وزن و قالب پرداخت و در درک‌ آن، توفیق رفیقش شد. اخوان، «وزن» را جوهر و گوهر و ذات شعر می‌پنداشت و نه عرض و حادث بر آن. او هرگز وزن را از شعر جدا نکرد و این به رغم آن است که وی تجربه‌ها و پرسه‌هایی نیز در شعر بی‌وزن دارد؛ مقوله‌ای که اخوان‌ هرگز آن را جدّی نگرفت. اگرچه اخوان، قالب و اسالیب را از نیما می‌آموزد، امّا برای خود، زبانی از بن و بیخ مستقل، متفاوت و تازه فراهم می‌آورد؛ زبانی که‌ خاص خود اوست و معاصر است. زبان «امید»، زبانی است حماسی‌ و شکوهمند و این قولی است که جملگی برآن‌اند. شعر اخوان، شعری روایی و تمثیلی است؛ چراکه قصه و روایت برای او نه هدف و مقصود، که وسیله بیان است. شعر اخوان از همان اوج و ابتدا، راوی قصه است و در واقع، مسئله‌ای اجتماعی یا فلسفی را مطرح می‌نماید و در هر مکانی، در پس پشت روایت و قصه، جهان‌نگری‌ و اندیشه‌ای اجتماعی یا فلسفی نهفته است. همه‌جا در شعر اخوان باید به دنبال مفاهیم اصلی، تمثیلی و نمادین آن رفت. امّا اخوان بی‌گمان، طرفه شاعر نغزگو و نکته‌یاب‌ محتوی و مایحتواست. نخاع و عصب شعر اخوان، همانا اندیشه و تفکر است؛ او در همیشه ایام، به محتوا و معنا بیش از صور و اسباب شاعری اهمیت داد و این مضمون‌ و درونمایه در شعر او، هماره رو سوی کمال یافتن و پختگی دارد. حرکت از جهت و جنبه شخصی و فردی و عاشقانه به سوی چکاد و ستیغ بلند بالای اجتماع و حماسه و فلسفه. سایر آثار اخوان عبارت‌اند از: شکار [۱۳۴۵]، بهترین‌ امید [۱۳۴۸]، عاشقانه‌ها و کبود [۱۳۴۸]، برگزیده شعرها [۱۳۴۹]، دوزخ امّا سرد، مجموعه مقالات‌ [جلد اوّل ۱۳۵۰]، نقیضه و نقیضه‌سازان، بدعت‌ها و بدایع‌ نیما یوشیج‌ [۱۳۵۷]، عطا و لقای نیما یوشیج ‌[۱۳۶۱]، یک کتاب قصه برای کودکان به نام«درخت پیر و جنگل» و سرانجام مجموعه «ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم»[۱۳۶۸]. شعر«امید»، در شمار توانمندترین و تناورترین‌ بدنه‌های شعر معاصر است و از یاد نرفتنی و ماندنی، به‌ تاریخ ادب ایران زمین پیوسته است و برای ختام این‌ مختصر، چه مناسب‌تر از بازخوانی بندی از یک شعر او. روانش شاد و یادش گرامی باد. مردم!ای مردم! من همیشه یادم است این یادتان باشد نیمه‌شب‌ها و سحرها، این خروس پیر می‌خروشد، با خراش سینه می‌خواند گوش‌ها گر با خروش و هوش با فریادتان باشد مردم! ای مردم! من همیشه یادم است این، یادتان باشد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/73150
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید