یک زوج از بستگان خود را میشناسم که با کلی عشق ازدواج کردند. حدود ۱۰، ۱۲ سالی را با خوبی و خوشی با هم سر کردند...
اصلا قصه عشق و علاقه آنها به هم، در کل خانواده مثلی شده بود. اما خبردار شدیم که از هم جدا شدهاند! خبر، باورکردنی نبود. پس آن همه محبت و علاقه چه شد؟ بعد از مدتی، مشخص شد که علت جدایی آنها، بچهدارنشدنشان بوده است. طی این سالها، همه جور دوا و درمان انجام داده بودند اما فایدهای نداشت. هیچوقت هم مشخص نشد که مشکل از آقا بوده یا خانم. بعد از مدتی هرکدام از آنها ازدواج مجدد کردند و جالب اینکه هر دو نفرشان از همسران بعدی خود، بچهدار شدند! با دکتر مهرانگیز نادری، روانپزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم? پزشکی اراک در مورد مشکلات روحی چنین زوجهایی گفتگو کردهایم.
▪ وجود بچه در زندگی یک زوج، تا چه حد روی زندگیشان اثر میگذارد؟
- یک زن و مرد، بعد از اینکه ازدواج میکنند، بعد از مدتی، نیاز به حضور فرد سومی را در زندگی خود حس میکنند. البته این احساس نیاز را در بسیاری مواقع، اطرافیان به وجود میآورند که دایم از آنها میپرسند: «پس بچه چی؟ کی بچهدار میشوید؟ چرا آنقدر معطل میکنید؟» همین حرفها در بسیاری موارد باعث میشود که یک زوج جوان که تازه ازدواج کردهاند، بدون اینکه از آمادگی روحی- روانی برخوردار باشند، بچهدار شوند. اگر این زوج هنوز درگیر تعامل با یکدیگر باشند و مشکلات اولیه خود را برطرف نکرده باشند، با آمدن بچه مشکلاتشان تشدید خواهد شد. اما از طرف دیگر بچهدار نشدن به مدت طولانی هم، مشکلات دیگری را به وجود میآورد. مشکل بین زن و شوهر گاهی از قبل وجود داشته و حالا که مشکل بچهدارنشدن اضافه و شرایط بدتر میشود. اما در مجموع باید گفت که بچهدارنشدن و عواقب آن، بستگی به کیفیت تعامل زن و شوهر دارد. متاسفانه در ایران بافت فرهنگی طوری است که تصور میشود اگر در زندگی یک زوج، بچه نباشد، دیگر آن زندگی، زندگی نمیشود. اغلب اوقات هم همین نظر و عقیده اطرافیان، باعث ایجاد مشکل شده و با گذشت زمان حادتر هم میشود. زوجهایی که دچار تعارض با یکدیگر هستند، بچهدار نشدن برایشان عاملی میشود که این تعارضات در بینشان بارزتر شود. در اینجا تصمیم با خود آنهاست که قصد دارند به زندگی مشترک خود ادامه بدهند یا نه. البته با توجه به اینکه زن نابارور است یا شوهر، ممکن است هر کدام دیگری را محکوم کند و درنهایت کار به جدایی بکشد.
▪ آیا اینکه کدام طرف نابارور است در ایجاد و ادامه مشکلات نقش دارد؟
- بله. معمولا اگر مشکل از طرف زن باشد، او بیشتر محکوم میشود. مرد و خانواده وی کاملا به خود حق میدهند که جدایی صورت بگیرد. اما در بسیاری موارد که مشکل ناباروری از طرف مرد است، زن حاضر میشود به زندگی مشترک ادامه دهد و جامعه نیز، این کار را کاملا میپذیرد که او باید با شوهرش زندگی و سازش کند حتی اگر هرگز بچهدار نشود. گاهی که بین زن و شوهر مشکل وجود دارد، همه توصیه میکنند که اگر بچهدار شوید مشکلات شما هم حل میشود. اما در اغلب اوقات نه تنها مشکل حل نمیشود که گاه تشدید هم میشود. هر دو طرف به خاطر وجود بچه سعی میکنند دیگری را تحمل کنند و همین ادامه دادن یک زندگی پر از مشکل با حضور بچه کار را برای آنها سخت میکند. به همین خاطر ما معمولا به زوجهایی که مشکلات زیادی با هم دارند توصیه میکنیم فعلا بچهدار نشوند.
▪ اگر زوجی همه سعی و تلاش خود را کردند و بچهدار نشدند، چگونه میتوان به آنها را در قبولاندن وضعیت کمک کرد که این وضعیت را قبول کنند؟
- در بسیاری موارد، باورهای مذهبی و عرفانی کمک میکنند که به هر دو طرف بقبولانیم که خواست خدا اینطور بوده و شاید به این ترتیب برای شما بهتر باشد. اگر زوج، زندگی خوبی با هم داشته باشند، در بسیاری موارد تسلیم خواست خدا میشوند و همین امر باعث آرامش روحی آنها میشود. در کل باید گفت که بچه، به خودی خود، عاملی نیست که نبودنش یک زندگی خوب را به هم بریزد.
▪ آیا میتوان به زوجهای نابارور، توصیه کرد که کودک یا نوزادی را به فرزندی قبول کنند؟
- اگر کانون زندگی خانوادگی گرم باشد و مشکلی در ارتباط بین زن و شوهر وجود نداشته باشد، بسیار خوب است که بچهای را به فرزندی بپذیرند. اما بسیاری خانوادهها از پذیرفتن یک فرد غریبه در میان خود ابا دارند و اصرار دارند که فرزندی از پوست و گوشت خودشان داشته باشند.
▪ به افراد جوانی که قصد ازدواج دارند، چه توصیهای میتوان کرد؟
- لازم است که هم پسران و هم دختران جوانی که قصد ازدواج دارند، ارزیابی دقیقی از خود داشته باشند. توصیه میشود اگر آنها مشکلی (از نظر جسمی) دارند، قبل از ازدواج درصدد درمان آن بربیایند یا حداقل با طرف مقابل خود صادق باشند و مشکل خود را بگویند. به این ترتیب مشکل، وارد زندگی زناشویی آنها نمیشود. مثلا اگر دختری در طول دوران تجردش مشکل قاعدگی داشته احتمالا بعدها برای بچهدار شدن مشکل خواهد داشت. وی باید به پزشک مراجعه و مشکل خود را حل کند. انجام این کار قبل از ازدواج، خیلی راحتتر از بعد از ازدواج است. یا مثلا پسرها اگر مشکلی داشتهاند باید با مراجعه به پزشک از او راهنمایی بخواهند. اگر قرار است ازدواجی شکل بگیرد و چند سال بعد به هم بخورد، همان بهتر از ابتدا شکل نگیرد. متأسفانه بافت فرهنگی ایران طوری است که زن یا مرد، اگر بچهدار نشوند، احساس ناکاملی میکنند. همین امر اعتماد به نفس آنها را کاهش میدهد و نسبت به همه مسایل طرف مقابل خود، حساس میشوند همه این عوامل در کنار یکدیگر، پایه ایجاد اضطراب و افسردگی در آنها خواهد شد. آنها تصور میکنند از عهده انجام کار مهمی برنیامدهاند. البته در این وسط، گاهی طرف مقابل، کاملا شرایط را درک کرده و به همدلی با زن یا شوهر برمیخیزد اما اطرافیان، با حرفها و نیش و کنایههای خود، اوضاع بین این زوج را خراب میکنند. چنین زوجی شاید اگر به حال خویش رها شوند، زندگی خوبی در کنار هم داشته باشند اما متاسفانه اطرافیان، البته در قالب دلسوزی، با دخالتهای مداوم خود، عرصه را بر آنها تنگ کرده و آنها را مجبور به تصمیمگیریهای دیگری میکنند.
▪ آیا با کمک مشاوره، میتوان به یاری چنین افرادی رفت؟
- بله. تکنیکهای مداخله در بحران و همدلی کردن میتواند کمک زیادی به این افراد کند. میتوان به هر دو طرف آموزش داد که جو خانواده را چگونه آرام کنند تا مشکلاتشان کمتر شود. بسته به اینکه مشکل، از کدام طرف است، این شخص معمولا افسرده و گاه مضطرب خواهد شد و احساس بیکفایتی میکند. در جلسات مشاوره باید به وی فهماند که این احساس، واقعی نیست و بچهدار نشدن نشاندهنده بیکفایتی یا بیلیاقتی نیست. در جلسات مشاوره معمولا هر دو طرف، با هم شرکت میکنند اما گاهی لازم است که آنها به صورت جداگانه، مشاوره و درمان شوند که بسته به نظر پزشک دارد. البته علاوه بر دو طرف، باید به اطرافیان آنها هم آگاهی و آموزش داده شود که در زندگی آنها دخالت نکنند و به خاطر دلسوزی، تعارضات بین آنها را تشدید نکنند.