یکی از بستگان ما به تازگی دچار مشکل جدیای شده است. این آقای ۴۵-۴۰ ساله، چند ماهی است که از خواب و خوراک افتاده، به شدت وزن کم کرده و نمیتواند صورت خود را اصلاح کند، از شستن صورت خود در عذاب است و حتی میترسد به صورتش دست بزند! وی به پزشکان و دندانپزشکان مختلفی مراجعه کرد تا شاید بتوانند بیماریاش را تشخیص دهند...
در نهایت معلوم شد به نورالژی تریژمو مبتلاست. نام این بیماری به زبان سادهتر «درد عصب سهقلو» است.
سختترین درد شناختهشده در انسان! دردی مانند یک شوک الکتریکی که در فواصل کوتاهمدت، بیشتر در یک طرف صورت رخ میدهد. گاهی چند حمله پشتسر هم طی چند دقیقه بروز میکند و گاهی بین حملهها، روزها و هفتهها یا ماهها فاصله میافتد، اما به طور غیرقابل پیشبینی، درد ناگهان بازمیگردد. نورالژی تریژمو، بیماری نادری است. از هر ۱۰ هزار نفر، یک نفر دچار آن میشود. شیوع آن در زنان بیشتر است و بیشتر افراد در سنین بالای ۵۰ سال را دچار میکند اما در جوانترها هم گزارش شده است.
در نوشتههای ارسطو، حدود ۲۰۰۰ سال پیش، گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد این بیماری قدمتی بسیار طولانی دارد. در آن زمان از باندهای حاوی آرسنیک، جیوه، سم زنبور و مارکبری برای کمکردن درد استفاده میشده است. در قرن ۱۸ میلادی، یک جراح فرانسوی، این بیماری را «تیک دولوره» نامید که به معنی «گرفتگی دردناک» است، اما طی سالیان اخیر، اسامی دیگری نیز بر آن گذاشته شده است؛ یکی از این نامها «بیماری خودکشی» و دیگری «شلیک درد در صورت» است، اما نام «نورالژی تریژمو» معمولتر است. «نورالژی» به معنی درد عصب و «تریژمو» نام عصب مغزی شماره ۵ است. در بعضی گزارشها، این بیماری را از دردناکترین بیماریهای انسانی دانستهاند.
● نگاهی به عصب سه قلو یا تری ژمو یا تریژمینال
عصب تریژمو یا سهقلو یا عصب شماره ۵، از بزرگترین اعصاب جمجمهای است. این عصب پیامهای عصبی لامسه، درد، فشار و درجه حرارت را از صورت، لثهها، فکها، پیشانی و اطراف چشم به مغز میرساند. یک جفت عصب سهقلو وجود دارد. یکی در طرف راست و یکی در طرف چپ صورت. علت نامگذاری آن به عصب سهقلو، این است که به سه شاخه مجزا تقسیم میشود و هر کدام از شاخهها به قسمتی از صورت عصبدهی میکنند. شاخههای این عصب شامل فک بالا، فک پایین و چشم است.
● نقشه درد
در بیماری درد عصب سهقلو، گاهی یک شاخه و گاهی دو یا سه شاخه عصب درگیر میشوند. البته در بیشتر موارد فقط یک شاخه، بهخصوص شاخه فک بالا یا پایین، درگیر میشوند و درد شدیدی در منطقه فک، بینی، لب و دندانها و حتی گوش به وجود میآید. شاخه چشمی معمولا کمتر درگیر میشود بنابراین دردها در اطراف پیشانی و چشم کمتر بروز میکنند. این درد در بیشتر موارد (۹۷درصد) یک طرفه است و فقط در یک طرف گونه یا فک حس میشود اما در موارد نادری بیماران درد را در هر دو طرف صورت حس میکنند.
● شروع حمله درد
اولین حمله درد معمولا بدون هیچگونه علامت هشداردهندهای رخ میدهد و سپس دردهای بعدی آغاز میشوند. در دورههای اول شاید حملههای درد چند هفته یا چند ماه طول بکشند سپس برای مدتی دردها قطع میشوند اما بیشتر مواقع در آینده دوباره آغاز میشوند. گاهی درد چند سال ناپدید میشود اما به علتهای نامعلومی دوباره بروز میکند. در مواردی که حملههای درد پشتسر هم تکرار میشوند همه امور روزمره بیمار را مختل میکند و فرد را از زندگی عادی بازمیدارد.
● چگونگی درد
بیمار درد را همچون سوزشی تیز، ناگهانی و شدید حس میکند و خیلی از بیماران آن را به شوک الکتریکی یا درد چاقو تشبیه میکنند. درد حدود چند ثانیه یا چند دقیقه طول میکشد و سپس از بین میرود. در فواصل بین حملهها معمولا دردی وجود ندارد و پزشک هم در معاینه وضعیت غیرعادی مشاهده نمیکند. به همین دلیل دردهای مداوم صورت معمولا نمیتواند علامت نورالژی تریژمو باشد.
● علایم همراه
افراد دچار این بیماری در اعمال روزمره خود مثل خوردن و خوابیدن دچار مشکل میشوند. آنها مدام دچار ترس از شروع حملهها هستند و در نتیجه دچار انواع اختلالهای خواب میشوند. این شرایط گاهی باعث تحریک، اضطراب شدید و حتی افسردگی میشود و در مواردی که بیمار از خوردن و آشامیدن خودداری میکند، سوءتغذیههای شدید و خطرناک بروز میکند. افسردگی شدید ناشی از این بیماری گاهی باعث خودکشی بیمار خواهدشد.
● علتها و عوامل
این بیماری علت کاملا مشخصی ندارد. بعضی متخصصان معتقدند به دلیل صدمه به عصب ایجاد میشود. آنها معتقدند اگر به محلی که عصب از جمجمه وارد عضلات صورت میشود، صدمهای وارد شود، عصب تحتفشار قرارمیگیرد و لایه محافظ آن از بین میرود و در نتیجه این دردها رخ میدهند. عدهای دیگر معتقدند علت آن تغییرات بیوشیمیایی در بافت عصب است و نظر دیگر این است که بعضی رگهای خونی به ریشه عصب فشار میآورند و عصب صدمه میبیند. البته گاهی به ندرت، نورالژی تریژمو، علامت یک بیماری دیگر است. مثلا یک تومور یا اماس یا اختلال در قاعده جمجمه یا به دلیل عواملی مثل کیست، تصادف، سوراخکردن زبان و... در بعضی موارد هم علت آن مشخص نمیشود.
● تداخل درد و زندگی
یک تماس ملایم در قسمت میانی صورت، میتواند آغازگر شروع حملهها باشد؛ مثلا شستن صورت، مسواکزدن، تراشیدن ریش، سیگارکشیدن، صحبت، آرایش صورت، خوردن و جویدن، برخورد باد با صورت و لمس صورت. معمولا بیماران از ترس شروع درد، از مسواک زدن، شستن صورت یا تراشیدن ریش امتناع میکنند. عدهای به قدری نگران شروع حملهها هستند که حتی خوردن و نوشیدن را هم کنار میگذارند و به همین دلیل دچار سوءتغذیه و از دست رفتن آب بدن میشوند و گاهی نیاز به بستری شدن در بیمارستان پیدا میکنند. عدهای هم برای کنترل درد به بستری در بیمارستان نیاز دارند. به این ترتیب میتوان گفت بسیاری از فعالیتهای روزمره بیمار مختل میشود. به دلایلی که هنوز معلوم نیست، بیشتر افراد هنگام خواب دچار حملههای درد نمیشوند در حالی که احتمالا در طول شب منطقه حساس صورت با بالش تماس خواهد داشت. یک نوع نورالژی تریژموی دیگر هم وجود دارد که به آن نوع ۲ میگویند. در این شرایط علاوه بر این درد شوکمانند، بیماردردی مشابه میگرن را هم احساس میکند.
● تشخیص و درمان
در بسیاری موارد، دردهای صورت را به دندان نسبت میدهند. بیماران بیشتر از درد در منطقه فک و دندانها شکایت دارند و به همین دلیل به دندانپزشکان مراجعه میکنند. گاهی هم این دردها با درد سینوزیت اشتباه گرفته میشود اما لازم است تفاوت میان این درد با دردهای دندان و سینوس مشخص شود. بعضی نشانگانها با نورالژی تریژمو مرتبط هستند. مثلا درد عصب بعد از بیماری زونا و درد عصب ناشی از اماس. پس هنگام تشخیص پزشک باید این بیماریها را هم در نظر بگیرد. این بیماران معمولا به نورولوژیست (متخصص اعصاب) ارجاع میشوند. گاهی پزشک در صورت مشاهده: علایم نامشخص و تردید در تشخیص درد، وجود بیماری در افراد جوان (زیر ۴۰ سال)، احتمال وجود تومور، بهبودنیافتن شرایط بیمار با دارودرمانی و نیاز به جراحی، امآرآی درخواست میکند، اما در غیر این صورت تشخیص بیماری، براساس توضیحات بیمار و علایم مشخص آن انجام میشود.
● دارودرمانی
نورالژی تریژمو بسیار دردناک است اما کشنده نیست. پس هدف درمان، کمکردن عوارض جانبی خطرناک آن است. گاهی داروهای ضدصرع برای درمان به کار میروند. این داروها فعالیت عصبی را مهار میکنند. مسکنهای معمولی مانند استامینوفن کدیین در کنترل درد اثر ندارند. از معمولترین داروهای مصرفی در این مورد «کاربامازپین»، «گاباپنتین»، «فنیتویین» و «بکلوفن» هستند. بکلوفن بیخطرترین آنهاست اما اثربخشی کمی دارد. بسیاری از پزشکان درمان را با این دارو شروع میکنند اما «کاربامازپین»، سالهاست داروی اصلی برای درمان این بیماری محسوب میشود به حدی که بسیاری از محققان معتقدند اگر بعد از ۲ روز مصرف، درد از بین نرفت، باید در مورد تشخیص بیماری، تجدیدنظر کرد. این دارو بیشتر در درمان صرع کاربرد دارد و در نورالرژی تریژمو نیز با ساکتکردن پیامهای عصبی، در کنترل درد صورت موثر است.
● روش درمان دارویی
معمولا این دارو طی ۲-۱ روز علایم بیماری را کاهش میدهد. دارو معمولا با دوز پایین شروع میشود و به تدریج مقدار آن افزایش مییابد تا به حدی برسد که درد متوقف شود. سپس پزشک توصیه میکند دارو مدام مصرف شود تا از برگشت دردها جلوگیری شود. مقدار لازم این دارو برای هر بیمار متفاوت است و دوز مشخصی برای آن وجود ندارد و با توجه به نظر پزشک، باید مصرف شود. معمولا مصرف این دارو باید تا ۱ ماه بعد از اتمام دردها ادامه مییابد و سپس دوز آن کاهش یابد کمکم قطع شود. بعد از مصرف دارو، دردها مدتی متوقف میشوند اما معمولا در آینده دوباره بازمیگردند و باید دوباره درمان را شروع کرد.
● عوارض درمان دارویی
بعضی بیماران میگویند این دارو ابتدا موثر است اما به تدریج طی سالهای بعد اثربخشی کمتری دارد. کاربامازپین هم مثل همه داروها عوارضی دارد. به خصوص در افرادی که دوز بالای آن را مصرف میکنند عوارض بیشتر است و باید بیمار را از آنها مطلع کرد. عوارض آن شامل گیجی، خستگی، گلودرد، زخمهای دهانی، خونریزیهای بیدلیل، زردی پوست، رنگپریدگی، درد شکم، تهوع و استفراغ است اما باوجود این عوارض باید مصرف آن را ادامه داد. البته در بعضی موارد نادر مشکلهای جدی خونی و کبدی ایجاد میکند که در این صورت باید از داروهای دیگر استفاده کرد.
● تحریک مغزی
اگر نورالژی تریژمو شدید باشد یا به دارو جواب ندهد، پزشک از تحریک مغزی استفاده میکند. در این روش به بیمار بیحسی موضعی یا داروی خوابآور داده و به کمک یک پروب (وسیلهای کوچک) یک پیام الکتریکی به قسمتی از مغز فرستاده میشود. البته باید به کمک امآرآی یا سیتیاسکن مطمئن شد پروب درست در محل قرار دارد. این درمان جدید است و مزایا و معایب آن هنوز در حال بررسی است.
● جراحی
اگر دارو جواب نداد یا آثار جانبی شدیدی داشت، گزینه جراحی مطرح میشود. جراحی دو نوع است:
جراحی برداشتن فشار: این روش برای برداشتن فشار روی عصب انجام میگیرد. در این جراحی، فشار از روی رگ خونی که به عصب فشار میآورد، برداشته میشود و در نتیجه علایم از بین میروند. البته جراحی گسترده است و به بیهوشی عمومی نیاز دارد و جراح مغز باید ریشه عصب را در مغز پیدا کند. اشکال کار در اینجاست که ممکن است این عمل عوارضی مانند کری را به دنبال داشته باشد اما با وجود این درصد موفقیت آن بالاست.
جراحی کاهنده: در این روش ریشه عصب تریژمو را تخریب میکنند. گاهی در آن از چاقوی گاما استفاده میشود که با کمک اشعه ریشه عصب سهقلو را هدف قرار میدهد و تخریب میکند. انجام آن از روش اول آسانتر است و عوارض خطرناکی ندارد اما احتمال بازگشت دردهای عصبی پس از آن بیشتر از روش اول است.
علاوه بر روشهای درمانی ذکر شده، نورولوژیستها از روشهای دیگری هم استفاده میکنند، مثلا با تزریق، درد را کم یا حذف میکنند. در این روش ابتدا با کمک روشهای رادیوگرافی محل دقیق عصب را در جمجمه پیدا و سپس با سوزنی باریک، داروی بیحسی یا کورتون را در محل تزریق میکنند. بعضی درمانهای دیگر شامل «کایروپرکتیک» و «هیپنوتیزم» است که با توجه به مورد، پزشک در مورد آنها تصمیمگیری میکند.