به تبع رشد فرهنگی و دگرگونیهای پدید آمده در جامعه ایران که حاصل سیاست گذاریهای فرهنگی دولتها در سه دهه گذشته است، لزوم واکاوی این تحولات در آثار تلویزیونی به وضوح احساس میشود. این دقت نظر در کنکاش تحولات اجتماعی میتواند در بهبود مناسبات، آسیب شناسی ضعفها و ارائه راهکارها موثر باشد. از اینرو در بررسی دغدغههای اجتماعی از یکسو باید به عمق گرفتاریها و معضلاتی که رفتارهای فردی در سطح جامعه پدید میآورد دقت کرد و از سوی دیگر به اصل سیاست گذاریها و تاثیرات مثبت و منفی آن بر روند حرکت جامعه به سوی پیشرفت یا درجا زدن توجه ویژه ای را مبذول داشت. با عنایت به این پیش زمینه اگرچه تلویزیون را یک رسانه سرآمد و موثر در ارائه راهکار برای رفع معضلات اجتماعی میبینیم و رویکرد برنامهسازی این نهاد را در حوزه تولید مجموعههای نمایشی، مستندهای اجتماعی و برنامههای گفتگو محور معطوف به ارزیابی دغدغههای عمومیدیدهایم اما گاه نگاه سطحی برنامه سازان و برآورده نساختن مطالبات مدیران سیما سبب شده تا تولیداتی خنثی، بیبار و ثمر و هزینه بر به روی آنتن رود که با آنچه در جامعه به عنوان یک نیاز روحی و مطالبه به حق مطرح است فاصله زیادی را داشته باشد.
از اینروست که برخی مجموعههای نمایشی سیما به دلیل برآورده ساختن همان مطالبه عمومیبار ماندگاری بیشتری را در ذهن مخاطب مییابند و برخی دیگر از مجموعهها به دلیل پرداخت به موضوعاتی که جزو دغدغههای عمومی نیستند یا در برخی مواقع به دلیل پرداخت سطحی یک سوژه مهم تنها به عنوان سایه ای محو در باورعمومی در میآیند. برهمین مبنا آنچه در مجموعههای تولیدی سالیان اخیر بسیار پر رنگ دیده ایم توجه کمیک یا ملودرام به زمینههایی مشخص از باورهای عوامانه یا خالصانه در حوزه مباحث ماورایی یا تحلیل چالههای اساسی زندگی امروز جامعه در پرتو تبیین ادبیات انتقادی مسلط بر زبان گفتار جامعه نسبت به برخی از سیاست گذاریهاست که با هوش و درایت مدیران سیما در کنترل شیوههای اجرایی کارگردانها برای بازتاب این انتقادات به نتایج سازنده ای نیز رسیده است. در این زمینه میتوان با تفکیک سوژهها و نتایج حاصله از تولید و پخش یک برنامه نمایشی، مستند یا گفتگو محور میزان توفیق هر یک را بررسی کرد. در این گزارش به بررسی مجموعه های نمایشی می پردازیم.
● مجموعههای نمایشی
اصلی ترین فعالیت تلویزیون در بازتاب دغدغههای ملموس اجتماعی به تولید و پخش سریال بازمیگردد. در این حوزه آنچه اهمیت به سزایی دارد لزوم در نظرگیری تنوع مضمونی، پرداخت دغدغه مند سوژهها، نقد آسیبها و ارائه راهکار جهت رفع آنها و در نهایت شخصیتپردازی به دور از تصنع این دست آثار برای نزدیک سازی جامعه به پیام اصلی اثر است. در این باب توجه به مسایل روان شناختی جامعه(زیر تیغ)، تحلیل فراز و نشیبهای ایدئولوژیهای سیاسی و مکاتب فکری(گیلعاد)، ارزیابی عمیق و دقیق مساله ای چون بی پولی(راه طولانی)، تحلیل اثرات سوء بیکاری بر رفتارهای اجتماعی(مرد دوهزار چهره)، تورم ناشی از اجرای طرح هدفمند کردن یارانهها(پایتخت)، ازدواجهای نارس و طلاقهای زودهنگام(همسفر)، مسایل مربوط به دانشگاه و سربازی(به دنیا بگویید بایستد و روزگار جوانی)، مهاجرت از شهری به شهر دیگر یا خروج از کشور به قصد گرفتن اقامت در کشورهای دیگر(خانه به دوش)، کودکان کار(معما)، جرایم اجتماعی(بچههای خیابان)، کلاهبرداری اینترنتی(هوش سیاه)، بازتاب حضور خدا در لحظات زندگی انسانها(رستگاران)، اثرات سوء دوری از مکتب قرآن(صاحبدلان)، ترانزیت مواد مخدر(شلیک نهایی)، دارالتادیب، اختلافات زناشویی(آشپز باشی)، مقوله دختران فراری(دوران سرکشی)،بحث لقاح مصنوعی(ساعت شنی)، پرداخت به زندگی معصومان و یارانشان، نگاهی برچرایی شکل گیری پدیده چند همسری، ازدواج مجدد والدین(دردسر والدین)، گرههای زندگی بازنشستگان(نقطه سرخط) و بسیاری دیگر از دغدغهها و مسایل مهم، کانون توجه آثار نمایشی بوده است که در زیر به نمونههای برجسته اشاره میکنم.
توجه به مسایل روان شناختی جامعه: در این باب دو نمونه روشن را میتوان مثال زد.عصیان زدگی و نظم ستیزی مشهود در رفتارهای عطا به عنوان شخصیت اصلی مجموعه زیر هشت به درستی بازتابی از تلخیهای موجود در جامعه ایرانی را منعکس کرد و چارچوب رفتاری یک جامعه بحران زده از منظرخصایص روان شناختی در قالب رفتارهای عطا، منیژه و منصور کارخانه بازتاب یافت. نمونه کمیکی هم که میتوان در این مورد ذکر کرد شبهای برره است. انتقاد صحیح مهران مدیری از صفات نکوهیده جامعه ایرانی و تمرکز درست بر سیر تحول ایرانیها در تاریخ از جمله ویژگیهای کمدی ساختار شکن شبهای برره است؛ نمادها بسیار دقیق در این اثر به کار گرفته شد و دغدغهها و علایق اجتماعی از جمله فرهنگ شهروندی، بوروکراسی اداری، نبرد همشهریها در فوتبال، سپندار مزگان(روز عشق ایرانی)، تحولات صنعتی و هسته ای، کارکرد درستی در اثر داشته اند. حالات روان شناختی افراد برره نیز مماس با ویژگیهای جامعه ایرانی است و یکی از دلایل ماندگاری اثر در باور عمومی نیز همین مساله است زیرا در آینه حقیقت نمای مجموعه خود حقیقیمان را مشاهده کردیم.
تحلیل فراز و نشیبهای ایدئولوژیهای مذهبی- سیاسی و مکاتب علمی- فکری: در این مورد نمونههای زیادی را از ابتدای انقلاب تاکنون میتوان برشمرد. مجموعههای ابن سینا با تحلیل فراز و نشیبهای زندگی این پزشک مطرح ایرانی، روشنتر از خاموشی(حسن فتحی) با زوم بر زندگی ملاصدرا ، مدار صفر درجه(حسن فتحی) با دقت بر روند تاریخی شکل گیری تفکر صهیونیستی، گیلعاد به عنوان اثری در بازتاب نژاد پرستی صهیونیستها ، چشمان آبی زهرا(جواد شمقدری) با تمرکز بر ددمنشی صهیونیستها، فرستاده(جواد شمقدری) به عنوان اثری برای انعکاس فرهنگ والای ایثار و شهادت ، شیخ بهایی و مریم مقدس(شهریار بحرانی)، نردبام آسمان و صاحبدلان(محمد حسین لطیفی)، مختارنامه و امام علی(ع) (داود میرباقری)، تنهاترین سردار و ولایت عشق(مهدی فخیم زاده)، سربداران(محمد علی نجفی)، باران عشق(مجموعه ۱۵ اپیزودی- احمد امینی) تجربههای ارزنده تلویزیون در این زمینه به شمار میآیند.
بی پولی و بیکاری: جدیدترین نمونه تولیدی در بازتاب این دو دغدغه مهم اجتماعی، مجموعه راه طولانی ساخته رضا کریمی است. اثر به زیبایی معضلات اصلی جوانان امروز و عدم ایجاد مفاهمه نسلی میان والدین و فرزندان را در سرنوشت تلخ نیما و بهاره بررسی میکند. بی پولی و بیکاری نیما در کنار زیاده خواهیهای بهاره سبب تصمیم احساسی آقا مرتضی در پذیرش درخواست رئیسش میشود و بدینگونه بنیان یک خانواده گرم به دلیل این دو آفت اقتصادی از هم میگسلد که البته پایان خوش مجموعه آبی بر آتش زیر خاکستر است و هشدارهای مطرح شده در آن به نظر وجهی کارا در باور عمومی داشته است.
ازدواجهای نارس و طلاقهای زودهنگام: مجموعه اپیزودیک همسفر به زیبایی مساله عشقهای ملتهب و زودگذر، ازدواجهای غیرمنطقی و احساسی و به تبع آن رشد روز افزون طلاق را بررسی کرد. افزودن جنبههای ژورنالیستی بر این مجموعه با دو کاراکتر خبرنگاری که نامزد یکدیگر بودند و سناریوی قوی که ابعاد مختلف این مساله را بررسی میکرد سبب شد تا مجموعه از حیث تاثیرگذاری آموزشی بسیار موفق باشد. در قالب این مجموعه بود که ازدواج مرد پولدار و زن فقیر یا بالعکس، عشقهای خیابانی، عدم تفاهم میان زوجین به دلیل نشناختن روحیات یکدیگر و نیز اختلاف سنی بالای زوجین ازعوامل به بن بست رسیدن زندگی آدمها برشمرده شد و همین رویکرد آسیب شناسانه مجموعه باعث شد تا چنین ازدواجهای غیرمنطقی و نامتعارفی که منجر به افزایش طلاق در جامعه میشد با روند کاهشی مواجه شود و خانوادهها و جوانان هوشیارانه تر به امر ازدواج بنگرند.
مهاجرت: در موضوع مهاجرت میتوان دو گونه اثر را در نظر آورد. مجموعههایی که مهاجرت از شهری به شهر دیگر را به عنوان تم اصلی خود برمیگزیند و چالشها و گرفتاریهای یک خانواده مهاجر را بررسی میکند که در این باب میتوان مجموعه پایتخت را مثال زد. تم چالشهای مهاجرت ازعلی آباد به کلان شهر تهران به خوبی در قالب گیر و گرفتهای خانواده معمولی به تصویر کشیده شد و شمایی حقیقی از تفاوتهای دو سبک زندگی روستایی و شهری را نشان داد. سادگی، مهر، ایثار، صداقت و رفاقت نیز به عنوان مولفههای گم شده در زندگی شهری بازتابی درست در رفتارهای نقی و خانواده اش یافت. دسته دیگر آثار، موضوع مهاجرت به کشورهای دیگر را جهت ارتقا بخشیدن بر کسب و کار مد نظر قرار میدهند که در اینجا میتوان خانه به دوش را به عنوان نمونه مثال زد که نقدی بر این رویکرد وارد میآورد. مجموعه برجسته رضا عطاران با یک تمهید روایی هوشمندانه این مساله را بررسی کرد که آیا واقعا هیچ راهی برای حصول درآمد مناسب در کشور وجود ندارد و تنها راه باقیمانده، مهاجرت به جنوب شرق آسیا برای کار است؟ مسیر روایت با زوم بر سرگذشت ماشاءالله مرزوقی با بازی درخشان حمید لولایی و پیچ و تابهایی که زندگی این فرد را دچار گرههایی کرده بود علاوه بر آنکه نتیجه مهاجرت برای کار را در یک نگاه نمادگرایانه، خانه به دوشی ارزیابی کرده است بلکه ایستادگی درمقابل مشکلات و خدا باوری را از جمله دلایل توفیق در زندگی برمیشمارد. ماشاءالله پس از کلاهبرداری صورت گرفته از او و احمد در کارگاه کفشدوزی حاجی مشغول به کار میشوند و به یک شغل مناسب و آبرومند دست مییابند و این همان نکته مهمی است که خانه به دوش بر آن تاکید میکند. در وطن بمان و زندگی کن اگرچه به تو سخت بگذرد اما حداقلش آن است که غریب نیستی و کسی هست که دستگیر و یاور تو باشد.
کودکان کار: قسمتی از مجموعه اپیزودیک معما ساخته قابل قبول محمد رضا آهنج به بررسی زندگی خواهر و برادری پرداخت که با وجود سن کم در کنار هم زندگی میکردند. فضای تلخ این قسمت، توجه به پستوهای کناره ای شهر تهران، تحلیل دقیق جرایم اجتماعی مرتبط با کودکان ، سنجش فداکاری برادر برای مراقبت از خواهرش و پایان تلخ این دو کودک بی سرپرست اندوهی بسیار را برای مخاطبان به وجود آورد. قتل برادر و ناپدید شدن خواهر چنان تکان دهنده بود که کار را به رسانهها رساند و پلیس امنیت اجتماعی در یک طرح دقیق برای استقرار امنیت روانی در جامعه، جایگاههایی را که در مجموعه به عنوان پستوهای جرم خیز مطرح شد پاکسازی کرد و با تاسیس گرم خانهها سعی شد تا افراد بی خانمان را در یک محیط سالم تحت نظارت قرار دهند.
اختلافات زناشویی و سرانجام فرزندان طلاق: مجموعه آشپزباشی یکی از نمونههای جدیدی است که به مقوله اختلافات زناشویی پرداخته است. نمایش چگونگی به بن بست رسیدن یک زندگی صمیمانه و با دوام از نکات مثبت این مجموعه است که البته ریتم شکل گیری وقایعش بسیار کند بود اما دغدغه ملموسی که شرایط زندگی فرزندان پس از جدایی والدین از یکدیگر را بررسی میکرد سبب همراهی مخاطب با مجموعه شد.
کلاهبرداری اینترنتی: هوش سیاه مجموعه ای قابل اعتنا است. بدمن بسیار باهوشی دارد که برای رسیدن به مقصود ازهر ابزار درهمان مسیر مورد نیاز بهره میگیرد. یک قدرت ریسک پذیری بالا دارد که حتی به او جرات گروگان گرفتن فرزند سرگرد را میدهد و طعمههای خود را با روشهایی گیر میاندازد که تاکنون در مجموعههای تلویزیونی نشان داده نمیشد.
ترسیم اثرات سوءدوری از مکتب قرآن: صاحبدلان زندگی دو برادر به نامهای جلال و جمال را نشان میدهد. یکی مرد خدا و مانوس با قرآن و دیگری درگیر دنیا و هویت باخته؛ مجموعه در کنکاش وضعیت این دو برادر و تطبیق آن با آیات قرآن توانست تا به توفیق مناسبی برسد. اثرات همراهی با قرآن که آرامش و ابتلای توامان است در وضعیت آقا جلال به زیبایی قابل رهگیری است. آرامش ظاهری و شوکت و مقام دنیوی نیز حاصل جمالی است که اعتقادات ناب خود را از دست داده است. نمادگرایی خاص اثر در وصل داستان آدمهای مجموعه به سرگذشت امتها و تمدنها در قرآن کریم، یکی از مجموعههای خوب معناگرا را به مخاطبان عرضه کرد.
ترانزیت مواد مخدرو جعل اسناد: شلیک نهایی هنوز هم با کاراکتر مستاصل جمشید جعلی در یادها مانده است. بررسی دو موضوع ترانزیت مواد مخدر و جعل اسناد و خلق بدمنهایی جالب در این مجموعه سبب ماندگاری آن شد.
مقوله حساس دختران فراری و آسیب شناسی بزه آنها: دوران سرکشی و رستگاران در دو شیوه روایی مستقیم وغیر مستقیم جریان دختران فراری را بررسی کردند. درمجموعه رستگاران این ربط موضوعی جریان اختلاس به زندگی یک دختر است که شرایط به خطا افتادن و لغزیدنش را فراهم میکند. اما در مجموعه دوران سرکشی بحث اصلی ارزیابی شرایطی است که به فرار دختران از خانه منجر میشود. شخصیت روناک و عمویش به عنوان دوعنصررویارو موقعیتهای جذابی را میسازند که هنوزهم در صورت پخش مجدد تامل برانگیز است. این مجموعه برای اولین بار مکانی را به عنوان کانونهای نگهداری از این دختران نشان داد و تاثیرات برخورد ارشادی درست و نادرست بر اصلاح و کجروی افراد را به زیبایی بازتاب داد. بازی تماشایی رضا کیانیان در کنار حضورهای قابل قبول لادن مستوفی، رحمان باقریان و بازیگر نقش روناک(عاطفه نوری) هنوز هم عامل اصلی در جذب مخاطب به این سریال است.
کانون اصلاح و تربیت: بچههای خیابان اگرچه نتوانست به سکوی پرتاب جوان نقش اولش تبدیل شود اما به خوبی بحث بزه نوجوانان و شرایطی که زندگی آنها را به لب تیغ میرساند بررسی کرد. پایان تلخ شخصیت نوجوان هنوز هم در یادها نشسته است.
لقاح مصنوعی(رحم اجاره ی): مجموعه جنجالی ساعت شنی با دست گذاشتن بر یکی از خطوط قرمز رسانه ملی و پرداخت به موضوع لقاح مصنوعی سر و صداهای بسیاری را ایجاد کرد و ندای انتقاد نسبت به آن حتی در صحن علنی مجلس نیز به گوش رسید. رفتار صدا و سیما در این باره اگرچه ستودنی است اما اعمال ممیزی بر مجموعه سبب افت جذابیت آن شد. اتفاقی که در بزنگاه نیز تکرار شد و فشارهای بیرونی منجر به جدایی یک هنرمند شایسته از تلویزیون شد.
ازدواج مجدد والدین: مقوله ازدواج مجدد والدین از موضوعات بسیار مهمی است که جنبههای روشن تربیتی، رفتاری و اجتماعی را تحتالشعاع قرار میدهد. حضور فرزندان زن و مرد در کنار هم سبب شکل گیری تنازعاتی میشود که بیش ازهرچیز ناشی ازناآشنایی با سلایق یکدیگر و عدم درک نسبت به شرایط است. در این زمینه دو مجموعه کمدی دردسر والدین و ترش و شیرین را میتوان مثال زد که به درستی این شرایط ویژه را منعکس کرده اند.