امروز یکشنبه 18 مرداد 1405

Sunday 09 August 2026

تئاتر برای ما یا دیگران؟


1401/08/01
کد خبر : 46014
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 66 نفر
این روزها تئاترشهر به عنوان قطب اصلی تئاتر ایران اسلامی، به محلی برای اجرای معجونی از نمایشنامه های خارجی یا آثار الگوبرداری شده از متون غربی تبدیل شده است. بدون این که فکر شود که این کارها دارای چه محتوایی است و یا چه تاثیری در رشد فرهنگی نمایشی ما دارد. در این چند سال اخیر رشد اقبال به متون خارجی، متاسفانه متون فارسی نمایشی را به حاشیه رانده است. از اولین روزهای مدیریت بر مرکز هنرهای نمایشی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا به حال یک معضل همیشه آزاردهنده پیش روی هنرهای نمایشی خودنمایی می کرده و آن ضعیف بودن نمایش نامه های فارسی بوده است. برای تقویت این هنر تصمیمی که در اوایل انقلاب گرفته شد این بود که رویکرد جشنواره های ما براساس متون فارسی باشد و البته قرار این بود که به نویسنده های جوان مشاوره های مطلوب داده شود تا به تدریج شاهد رفع این نقصان باشیم. ولی گویا آن دوران خیلی زود به دست فراموشی سپرده شد و بی آنکه مشخص شود نتایج آن بها دادن به جوانان چه بوده است به شرایطی رسیدیم که یکه تازی با متون خارجی است و اکثر هنرمندان تئاتر ما هم نویسندگان برجسته خارجی را تاج سر اهالی دنیا می نامند. به گونه ای که در دهه فجر انقلاب اسلامی و در جشنواره ای تحت همین نام باز هم این متون خارجی است که رویکرد اصلی هنرمندان ما را تشکیل می دهد. اما سؤال این است که با این وضعیت، تکلیف فرهنگ اسلامی و ایرانی در تئاتر چه می شود؟ چرا این نقطه ضعف عمده آسیب شناسی نشده است؟ چرا برای رفع آن و پویایی نمایشنامه نویسی در کشورمان اقدامی به عمل نیامده است. همیشه وقتی می پرسی، جوابت این است که نمایش نامه نویس خوب نداریم! خوب حالا راه حل برای رفع این معضل چیست؟ آیا با حفظ وضع موجود می توان به آن رسید؟ اگر وضع موجود خوب است چرا بر آیندش ناقص است؟ اگر برآیندش به خصوص در عرصه نمایش نامه نویسی ناقص است پس چرا رضایت؟ باید اعتراف کرد که آموزش تئاتر در مملکت ما اشکال اساسی دارد و آن اشکال این است که دانشجویان جوان را صرفاً با مفاهیم بیگانه از فرهنگ ما آشنا می کند. این دردی است که چند وقتی تحت عنوان معضل غرب زدگی علوم انسانی در جامعه مطرح شده است. ولی راه حل این معضل چیست؟ آیا باید سالیان سال صبر کرد تا بتوان محتوای بیگانگی را از آن جدا نمود؟! آیا برای ملت ما که انقلاب اسلامی خویش را به عنوان محبوب ترین انقلاب مستضعفین جهان بار دیگر و باشکوه هرچه تمامتر و در سی و یکمین سال پیاپی قاطعانه مورد تایید و تمجید قرار داد، وقت گرانبها نیست؟ پس چه باید کرد؟! چگونه می توان رویکرد فرهنگی اسلامی را جایگزین رویکرد فرهنگی غربی نمود؟ می توان در کوتاه مدت تحول ایجاد نمود؟ اگر ممکن نیست پس چه باید کرد؟ باید سرشت محتومی را که فرهنگ غرب در استحاله فرهنگ و تمدن درخشان ایران اسلامی برای ما رقم زده پذیرفت؟ حال که ما در مملکت بعد از گذشت سی سال از انقلاب، نهادهایی داریم که به راحتی می توانند موجبات این دگرگونی سریع را فراهم آورند، باید با شعار بازگشت به خویشتن به بازیابی توانایی های خویش و اجتناب از سلیقه گرایی های به شدت متفاوت و از تعاریف کلی دست کشیده و جزئیاتی را که می تواند در آسیب رسانی به فرهنگ و هنر ما موثر باشد شناسایی و این موانع فرهنگی را از سر راه برداریم. دوران اتکای صرف به هنرمندان تقدیس شده و پایبندی به آرمان های نامعلوم آنان را کنار بگذاریم، تابوهای ساخته شده توسط آنان را بشکنیم و بار دیگر و این بار با یک انقلاب هنری، روح انقلاب اسلامی را در پیکره هنر بدمیم. هنر ما، به خصوص تئاتر، نیازمند یک حرکت انقلابی است. وقتی مردم- به لطف خدا- همچنان پایبند به این انقلاب هستند، وقتی نظام ولایی این مملکت مقتدرانه در عرصه سیاست جهانی مقابل مستکبران ایستاده است، اینها خود برای هنر ما می تواند پایه های یک انقلاب هنری را در برداشته باشد. اگر غرب می خواهد با ایجاد شک و تردید، اصالت های ما را زیر سؤال ببرد، چرا ما ایده ها و تفکرات آنان را زیر سؤال نبریم؟! غرب می داند آنچه موجب تقویت بنیه شخصیتی مسلمانان ایرانی شده فرهنگ اسلامی است، پس با آغاز جنگ نرم و ایجاد ناتوی فرهنگی و رعایت اصل «بهترین دفاع حمله است»، تهاجم خویش را این بار در سر و شکل فرهنگی سامان داده است. فرهنگ اغواگرانه غرب به اندازه کافی دلفریب است، آنوقت ما از ظرفیت های بی شمار خویش که یکی از آن ها هنر نمایش است استفاده نمی کنیم. رویکرد هنرمندان ما به متون خارجی یک هشدار است مبنی بر اینکه خلاقان پیشین این هنر در دمیدن روح ایرانی در آن موفق نبوده اند. در واقع هنوز نسل انقلاب نتوانسته در بدنه و مهمتر از همه روح و محتوای این هنر رسوخ کند. این نسل که سی سال لنگ لنگان این هنر را با روحی غیرخالص مرکب از معجونی شرقی و غربی تا اینجا پیش آورده است نشان می دهد که توانایی یک حرکت انقلابی وسیع و همه جانبه را در این عرصه نداشته و ناچاراً باید تحول پذیری را در هدایت این هنر فاخر بپذیرد و جای خود را با نسل بعدی عوض کند و اشتباهات گذشته، دیگر جای تکرار نداشته باشد. ما الآن باید پنجاه سال آینده را دیده و افق های دیدمان را به اصالت ها نزدیک گردانیم. اصالت هایی که هنر تئاتر نتوانست آنها را دغدغه های روزمره خویش نماید. نتوانست آن را در پیکره خویش بدمد، شجاعت آن را نداشت، فاقد جسارت لازم بود. آری! اگر هنرمندان تئاتر، به طور جدی در پیام امام راحل(ره) و پیام های مقام معظم رهبری تامل می نمودند و به خود این جسارت را می دادند که طرحی نو در اندازند، الآن این شرایط را پیش روی نداشتیم. شرایطی چون عدم وقوف بر توانایی های خویش، وام گیری فکری از غربی ها و دریافت آموخته های فرهنگ لیبرالیستی و نومارکسیستی به جای کشف زوایای پیدا و پنهان فرهنگ خویشتن و... نتیجه چنین شرایطی این شده که شاهدیم، تئاتر شهر، محل تجلی فرهنگ و اندیشه های غربی است و جای خالی فرهنگ خودمان در آن خیلی احساس می شود. یک بار دیگر باید از خودمان بپرسیم که تا چند سال دیگر باید منتظر ماند و این شرایط را دید؟ برای تغییر و تحول این وضعیت، باید مثل مردم بپاخاست و با شور انقلابی به صحنه آمد که فردا دیر است!
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/46014
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید