ما در دنیایی زندگی می کنیم که دائما در حال تغییر است. سرعت تغییرات در دهه های اخیر بیشتر شده و در آینده شدت بیشتری خواهد یافت اگر شما به کالا هایی که تولید می شوند نظری بیندازید متوجه خواهید شد که چقدر در حال دگرگونی هستند.
هر روز شما می بینید که یک کالایی تازه وارد بازار می شود که قبلا وجود نداشته است یا اینکه تغییراتی در آن اعمال شده که برای شما تازگی دارد. این مساله نه تنها به تولید کالا ها اختصاص داشته بلکه در سایر عرصه ها نیز این تغییرات قابل مشاهده هستند. سازمان ها نمادهایی هستند که برای ماموریت یا هدف خاصی تشکیل شده اند. تولید کالا ها و خدمات یا اندیشه های جدید در این نهادها شکل می گیرد.
این سازمان ها در یک عرصه متنوع و مختلف هستند و با یکدیگر ممکن است رقابت نمایند. هر سازمانی که بتواند این تغییرات را در دست گرفته و با آن خود را همگام سازد خواهد توانست به حیات خود ادامه دهد در غیر این صورت راهی به جز شکست و نابودی را طی نخواهد کرد باید توجه داشت که سازمان ها نباید تنها هرچند مدت یک بار وضع خود را تغییر بدهند بلکه باید متوجه باشند که پدیده تغییر امری دائمی است و باید مرتب و پیوسته ادامه داشته باشد.
سازمان های کنونی باید در مسیر نوآوری و تغییر گام بردارند و این نه بدان سبب است که بخواهند بر رونق و موفقیت خود بیفزایند ولی بدان سبب که در دنیای پر رقابت بنای آنان در گرو داشتن چنین رویه ای خواهد بود. خلا قیت یکی از ابعاد مهم رفتار در داخل سازمان است. سازمان ها بدون خلا قیت و نوآوری هرگز تغییر نمی کنند، کارکنان آن به حالت رکود درمی آیند. با بیان این مقدمه ضمن تعاریف مربوط به خلا قیت و نوآوری، فرآیندها و تاثیرات آن بر جامعه مشخص و تشریح خواهد شد.
● خلا قیت و نوآوری
خلا قیت و نوآوری آن چنان به هم عجین شده اند که شاید به دست دادن تعریف مستقلی از هر کدام دشوار باشد اما برای روشن شدن ذهن می توان آنها را به صورت مجزا از هم تعریف کرد.
خلا قیت پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر نو است در حالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است. به عبارت دیگر خلا قیت اشاره به قدرت ایجاد اندیشه های نو دارد و نوآوری به معنی کاربردی ساختن آن افکار نو و تازه است.
خلا قیت creativity را می توان یک فرایند تکامل بخشیدن به دیدگاه های بدیع و تخیلی درباره موقعیت های مختلف تعریف کرد. رفتارهای خلا ق کلید موارد زیر را شامل می شود:
۱) خلق یک محصول با خدمت جدید
۲) پیدا کردن مورد استفاده جدید برای یک محصول یا خدمت موجود
۳) حل یک مشکل
۴) رفع مجادله
متاسفانه خلا قیت یک فرآیند مکانیکی نیست تا بتوان آن را روشن و خاموش کرد. تفاوت های فردی بین افراد در این مورد نیز مصداق دارد و آن این که بعضی از انسان ها از انسان های دیگر خلا ق تر هستند و از طرف دیگر هیچ کس برای همیشه خلا ق باقی نمی ماند.
برخی خلا قیت را ایجاد آنچه قبلا وجود نداشته می دانند و برای آن ماهیتی جدید خواه در ذهن خواه در عین قائل هستند و برخی دیگر خلا قیت را درخشش یک اندیشه و به وجود آمدن نظر و ایده نو می دانند و بر این اساس خلا قیت کشف چیزی است که موجود بوده اما به علت کورذهنی ناشی از عادت دیده نمی شده است. خلا قیت نگاهی کنجکاو و کاوشگر به پدیده ای قدیمی است که آن را می یابد و آشکار می کند.
آقای آلبرت رنت گیورگی اعتقاد دارد که خلا قیت عبارت است از نگاهی متفاوت به پدیده هایی است که سایر مردم نیز آنها را می نگرند.
ادوارد نیز بر این عقیده است که خلا قیت ارتباط بین تصویر و اندیشیدن ایده های نو و ارائه محصول، فرآیند و خدمات نوآورانه است.
ویلیام جی ریف (استاد و مدیر مهندسی سیستم های کارخانه ای جنرال موتورز) معتقد است که خلا قیت واکنشی اکتسابی در برابر موقعیت است که انرژی اطلا عات و دیگر منابع ضروری برای یک مساله نشات می گیرد.
همانگونه که از تعارف نتیجه می شود خلا قیت لا زمه نوآوری است و تحقق نوجویی وابسته به خلا قیت است. اگرچه در عمل نمی توان این دو را از هم متمایز ساخت ولی می توان تصور کرد که خلا قیت بستر رشد و پدیدایی نوآوری هاست.
از خلا قیت ها تا نوآوری معمولا راهی طولا نی در پیش است و تا اندیشه ای نو به صورت محصول یا خدمتی جدید درآید زمانی طولا نی می گذرد و تلا ش ها و کوشش های بسیار به عمل می آید. گاهی ایده و اندیشه نو از ذهن فرد می تراود و در سال های بعد آن اندیشه نو به وسیله فرد دیگری به صورت نوآوری در محصول یا خدمت متجلی می گردد.
در اینجا بی مناسبت نیست به این نکته اشاره شود که نوآوری نوعی تغییر را ایجاد می کند اما هر تغییری را نمی توان نوآوری نامید. نوآوری تغییری بدیع و تازه است که براساس اندیشه ای نو که سابقه قبلی نداشته به وجود می آید و از این رو اگرچه نوآوری تغییر است، اما هر تغییری به معنی نوآوری نیست.
در زندگی سازمان باید توجه داشت که توانایی های لا زم برای خلق ایده های نو همانند توانایی های لا زم برای به حقیقت پیوستن این ایده ها نمی باشد.
جهت کاربرد تمام کمال ایده ها، سازمان به کارکنان خلا ق و نوآور نیازمند است.
به علا وه خلا قیت به تنهایی تاثیر بسیار جزئی و شاید هیچ اثر بخشی سازمانی نقش داشته باشد، مگر اینکه ایده های خلا ق بتواند به طریقی به کار برده شده یا اجرا شوند. بنابراین در سازمان ها فرایندهای خلا ق باید شامل عناصر خلا ق و نوآور هر دو باشد. ایده جدید در حقیقت باید خلق شود. اما بایستی همچنین قابلیت اجرا داشته باشد و بررسی منافع سازمان به مرحله اجرا درآید.
خلا قیت در همه افراد با شدتی متفاوت وجود دارد اما چگونه می توان آنرا رشد و ارتقا داد؟ محیط های آموزشی نظیر مدرسه، جایی است که شخصیت و اندیشه های افراد شکل می گیرد و نقش معلمان و مدرسان در شناخت و رشد آن بسیار حائز توجه است.
● جایگاه آموزش در بروز خلاقیت
آموزش و پرورش نیروی انسانی نقش انکارناپذیری در افزایش مهارت ها بروز استعدادهای افراد دارد. وجود یک نظام آموزشی هدفمند خواهد توانست که در شکوفایی توانایی های نهفته افراد نقش بسیار موثری داشته باشد. برنامه های آموزشی برای بروز خلا قیت ها برای دانش آموزان وجود دارد. اگر محیط های آموزشی و مدارس بتوانند روش های شناخت و ارتقای خلا قیت و نوآوری را در افراد بشناسند، خواهند توانست نقش انکارناپذیری در پیشرفت جامعه ایفا کنند.
ایجاد محیط هایی که در مدارس، از ارائه خشک و بدون روح دروس به صورت تئوری خودداری شود و در کنار آن باید از دروس علمی و کاربردی نیز استفاده شود تا بتواند خلا قیت افراد را برانگیزانند.
● تقسیم بندی براساس میزان خلاقیت و توجه به توسعه و تغییر
سازمان ها را براساس میزان توجه و تاکیدشان بر توسعه و همپایی با تغییرات محیط و میزان خلا قیت به چهار گروه تقسیم کرده اند:
الف) سازمان هایی که به توسعه و تغییرات محیط توجه بسیار داشته و از جهت خلا قیت نیز در حد بالا یی قرار دارند خلا ق و نوآور هستند.
به این معنی که هم به خلا قیت پرداخته و هم برای پاسخ به تغییرات و تحولا ت محیط نوآوری را پیشه می کند.
ب) سازمان هایی که از جهت توجه به امر توسعه و تغییر و همچنین از نظر خلا قیت ضعیف می باشند این سازمان ها محافظه کار و سنتی باقی می مانند و نه خلا ق می شوند و نه نوآور.
ج) سازمان هایی هستند که توجه به توسعه و تغییر دارند اما چون خلا ق نیستند برای پاسخ به محیط خود دست به تقلید زده و نوآوری مقلدانه را انجام می دهند.
د) سازمان هایی بسیار خلا قی که چندان تاکیدی بر توسعه و تغییر ندارند. این گروه از سازمان ها به خلا قیت می پردازند و نظریه ها و تئوری های نو و خلا ق ارائه می کنند اما چون نیازی به نوآوری عملی نمی بینند از نوآوری غفلت می ورزند و ایده های آنان کاربردی نمی شوند.
● نحوه ظهور اندیشه های نو و بدیع
در چگونگی خلق نظریه ها و اندیشه های نو، اندیشمندان به گونه های متفاوتی نظر داده اند.
برخی از علما چون بیکن و هیوم شیوه استقرایی را راهآفریدن نظریه های جدید دانسته اند. بیکن معتقد بود که علم عبارت است از انباشتن و رده بندی کردن مشاهدات و سپس یک کاسه کردن آن ها و تعمیم از موارد جزیی به حکم کلی است. بدین ترتیب اکتشاف و نوآفرینی می تواند روزی خودکار باشد چنان که گویی با ماشین انجام می گیرد.
بیکن تمام جنبه های نظری و علم را فرد می گذارد و نقش تخیل خلا ق Imagination Creative را در تکوین مفاهیم جدید نادیده می گیرد ولی به هر حال این گروه از صاحبنظرن و اخلا ف آن ها یعنی پوزیتیویست ها از شیوه استقرا طرفداری می کردند و سنت اصالت را در نظریه آفرینی، اصل می پنداشتند.
گروهی دیگر به شیوه قیاسی تاکید ورزیده اند که رسیدن به جز» از به کل است. قیاس ذهن را از کلی به جزیی یا از اصل به نتیجه و از قانون به موارد و الحاق آن می رساند. مثلا زمانی که از این مقدمه کلی که انسان فناپذیر است به این نتیجه می رسیم که من نیز فناپذیرم به قیاس پرداخته ایم. به شیوه قیاسی نیز می توان به افکار و نظریه های جدید رسید. مصادیق تازه ای را کشف کرد و از قوانین یکی به نتایج نوینی دست یافت.
اندیشمندانی چون میدآوار mebawar B.P نظریه های استقرایی در اکتشاف و ابداعات علمی را مردود شمرده و به نوعی قیاس در خلا قیت معتقد می باشند. میدآوار کشفیات جدید در علوم را زائیده فرضیه سازی قیاسی bebucation - hypothetico می داند. دانشمند فرضیه می سازد، این عمل وی کاری خلا ق است. به این معنی که او دنیای ممکنی را خلق می کند، یا بخشی از آن را فرض می نماید.
تجربیات وی بعدا برای آن است که دریابد آیا آن دنیای فرضی واقعی است یا خیر؟ بدین ترتیب دانشمند از قیاس بهره می گیرد تا فرضیه ای بسازد و با استقرار به آزمون فرضیه می پردازد.
در این میان نقش ذهن خلا ق محقق، عامل و رکن اساسی که قابل رویارویی نیست و نمی توان برای آن راه و روشی منطقی جستجو کرد، در حالی که اثبات و نفی فرضیه فرآیندی منطقی و قابل تبیین علمی و تجربی است و این دو راه کاملا با هم متفاوت هستند. برای آزمون فرضیه ها منطق و مبنایی وجود دارد، ولی برای آفرینش آنها وجود ندارد. برای کشف اصل علمی، نسخه ای در کار نیست و این مساله ما را به شیوه تخیل خلا ق در آفرینندگی و نوآوری رهنمون می شود.
قبل از آن که به تعریف شیوه تخیل خلا ق بپردازیم باید به یکی دیگر از منابع خلا قیت و نوآوری که در به وجود آوردن نظریه های بدیع علمی سهم به سزایی داشته اشاره کنیم و آن تمثیل و مدل سازی است.
به کمک مدل ها بسیاری از تئوری های جدید زائیده شدند، فی المثل نظریه موجی نور عملا به عدد تمثیل و قیاس نور با خواص موجی صوت تکوین یافت.
اما به کارگیری و استفاده از مدل باید با تامل و احتیاط صورت گیرد و محقق در نظر داشته باشد که تمثیل یا قیاس فقط حاکی از وجود بعضی از شباهت ها است نه همسانی در همه خصایص و خواص و همچنین مدل ها فقط فرضیه های ممکن را مطرح می کنند و این فرضیه ها باید محک بخورند و آزموده شوند. این نکات در تقلید از طبیعت برای خلا قیت و نوآوری نیز مصداق دارد.
خطرات کاربرد مدل ها محقق را به صرافت انداخت که از آن ها به عنوان یک نوع دستاویز فکری و کمک روانی در راه شکل دادن به نظریه ها استفاده کرده و آن ها را محتاطانه به کار برند. قیاس و استقرا و تمثیل هر کدام به گونه ای نقش ذهن انسان و تخیل او را در شکل دادن به نظریه ها و دیده های نو نشان می دادند. به طوری که می توان گفت اندیشه های آفرینش گر و خلا ق تابعی از نیروی تخیل خلا ق انسان است.
در تخیل خلا ق، اندیشه نو در ذهن فرد می جوشد و شکل می گیرد و این فرآیندی شخصی و خاص است که تنها محصول ذهن فرد است. اکنون مسلم شده که خلق نظریه های نو صرفا متکی به قواعد و قوانین ثابت نبوده بلکه به تخیل افراد خوش قریحه و برخوردار از موهبت خلا قیت مبتنی است.
اشراق در آفرینش نظریه های جدید نقشی عمده دارد. منظور از اشراق (در معنی تابش) آن است که نحوه اندیشیدن نه چندان تابع براهین ثابت و به اثبات رسیده، بلکه منبع از جهش های درون و ارائه های جوشان است. ذهن خلا ق آدمی از قید و بند قوانین ثابت علمی فراتر رفته و در عرصه های ناشناخته به جولا ن می پردازد و آثار آن به صورت اندیشه های نو و خلا ق ظهور پیدا می کند. البته باید در نظر داشت که آمادگی ذهنی محققان از نظریه پردازان و تهیه مقدمات علمی در ذهن آنان مسلما در ایجاد جرقه های اندیشه نو بی تاثیر نیست تجربه های علمی و تخصصی را در این میان نباید انکار کرد.
فرزانه ای در زمینه پیدایی اندیشه های بکر می گوید: علم به صورت جوانه هایی است که در اذهان این جا و آن جا می روید. ما می توانیم برای داوری درباره این جوانه ها و گل های اولیه که در اذهان می روید معیارهایی به دست بدهیم اما اصل پیدایش آن ها بر طبق قانون و ضابطه ای که در اختیار ما باشد و قابل تکرار و تجربه باشد صورت نمی پذیرد.
برای کشف شدن فرمول و ضوابطی که به ما میآموزد چگونه می توان اندیشه های نو و تازه ابداع کرد وجود ندارد و چنین فرمول و چنین گوهر شب چراغی در اختیار ما نیست.
اما این نظرات منابع را از خلا قیت ها و ابداع بازدارد و چون قانون و قاعده ای برای این کار در اختیار ما نیست از نوآوری منصرفمان سازد. باید بدانیم که استعداد و قدرت خلا قیت و نوآوری بعد از یکی در همه انسان ها موجود است. به عبارت دیگر استعداد خلا قیت، استعدادی همگانی است بدین معنی که همه ما با درجات مختلف دارای این استعداد هستیم. تجربیات نشانگر آن است که درجه موثر بودن خلا قیت ما با بازده انرژی فکری ما، پشتکارمان در به کارگیری مغز، ارتباط بیشتری دارد تا با استعداد درون مان، کشفیات علمی مملو از موارد نامحدودی است که در آن افرادی عادی قدرت خلا قیت خارق العاده ای نشان داده اند. اندیشمندان سازمان و مدیری با اتکا بر این انتقادات که قدرت خلا قیت و نوآوری در همه انسان ها وجود دارد به بیان فنون و تکنیک هایی پرداخته اند که این استعدد را باور ساخته و نوآوری در همه انسان ها وجود دارد. به بیان فنون و تکنیک هایی پرداخته اند که این استعداد را باور ساخته و نوآوری را تحقق می بخشد.
● فرآیند خلا قیت:
با وجود اهمیتی که برای خلا قیت قائل شده اند ولی در عرصه سازمانی تحقیقات زیادی درباره آن به عمل نیامده است. با این وصف طرح گسترده ای از فرآیند خلا قیت در پذیرش همگانی قرار گرفته است.
▪ آمادگی: preparation
اولین مرحله از فرآیند خلا قیت آمادگی است. آمادگی چیزی فراتر از نشستن و منتظر وقوع چیزی ماندن است. آمادگی فرآیندی فعال است که نیازمند کوششی مستمر و پیگیر است.
به عنوان مثال بسیاری از نویسندگان به مسافرت های گسترده دست می زنند، در جستجوی کسب تجربه های جدید برمی آیند و با اشخاص مختلف گفت وگو می کنند. تحصیلا ت و آموزش جدید نیز برای بالا بردن خلا قیت لا زم است.
هنگامی که یک خواننده اپرا زیر نظر مربی صدا تمرین می کند، یک دانشمند ساعت های متوالی وقت خود را در آزمایشگاه می گذراند و یک هنرپیشه کلا س های تئاتر را می گذراند، همه این افراد در حال آماده شدن برای انجام فعالیت های خلا ق هستند. تصمیم گیرندگان خلا ق موضوعاتی را که در حاشیه یک تصمیم قرار دارند مطالعه می کنند و به صورت گسترده در جلسه های گروهی مانند جلسه هایی که عقاید و نقطه نظرهای مختلف به فراوانی در آنها پیدا می شود شرکت می کنند.
▪ نهفتگی Incudation
دومین مرحله از فرایند خلا قیت نهفتگی است. در این مرحله نوبت تراوش فکر، تفکر و تامل (اغلب ناخودآگاه) فرا می رسد. طی این مرحله توجه مستقیم خود را به گونه ای مختلف مثلا ، رفت و آمد با دوستان، مشارکت در فعالیت های سرگرم کننده مانند ورزش از شکل منحرف می شود. در این بین عقاید مرتبط با موضوع اصلی رو به تکامل می گذارند و ممکن است عقاید جدیدی در ذهن شخص شکل بگیرند.
پیآمد چیزی جدید مثل عقیده نو یک تصمیم یا یک عملکرد است. شکوفاشدن خلا قیت را به هر شکل که صورت پذیرد، به اصطلا ح بینش می نامند.
▪ بینش Insight
بینش جهشی است که به عنوان نتیجه مراحل آمادگی و نهفتگی تحقق می یابد. فرض کنید از مدیری خواسته شده است برای صرفه جویی در بودجه دو نفر از کارکنان خود را اخراج کند.
مدیر مزبور می خواهد راهی برای حفظ کارکنان خود پیدا کند. او برای تجزیه و تحلیل همه اطلا عاتی که می تواند درباره بودجه به دست آورد و بررسی سوابق عملکرد هر یک از کارکنان، خود را آماده می سازد. وی سپس برای تفکر درباره مسائل با یکی از دوستان به سینما می رود. او ناگهان در یک لحظه که ممکن است هنگام استراحت در بین دو بخش فیلم، یا در حال خوردن عصرانه یا روز بعد هنگام رانندگی به طرف محل کار باشد راهی برای نگهداشتن هر دو کارمندش پیدا کند. این تشخیص را بینش می نامند.
▪ تحقیق و مخبری Verification
آخرین مرحله از فرآیند خلا قیت تحقیق و مخبری است. در این مرحله فرد اعتبار منش ایجاد شده را مخبری می کند. به عنوان مثال، مدیر مورد بحث در بخش قبلی، ممکن است لا زم ببیند که راه حل مورد نظر خود را به اطلا ع رییس خود برساند. اگر رییس نظر او را تصویب کند در حقیقت عمل مخبری انجام گرفته است و راه حل مورد نظر می تواند به مورد اجرا گذارده شوند. اگر پیشنهاد مورد پذیرش قرار نگیرد ممکن است مدیر مورد نظر مجبور شود برای پیدا کردن نظرها و راه های جدید به جست و جوی خود ادامه دهد. دانشمندان نیز باید موفقیت هایی را که در آزمایشگاه به دست میآورند آزمایش کنند. یک نویسنده باید کار خود را برای تایید به ویرایش گران تحویل دهد.
هر یک از این بررسی ها نوعی مخبری است. بسیاری از سیستم های مخبری دارای نقص هایی نیز می باشند.
▪ روش ارتباط اجباری association Forceb
یکی دیگر از شیوه های آشکار ساختن خلا قیت و ظاهر ساختن توانایی آفرینندگی موجود در افراد شیوه ارتباط اجباری است. در این شیوه همان طور که از نام آن مستفاد می شود باید بین دو گروه از پدیده ها ارتباطی اجباری ایجاد کرد. برای روشن شدن طرز کار با این تکنیک به مثال زیر توجه کنید. یک تولید کننده محصولا ت شیشه ای به دنبال طراحی یک فرآورده جدید است او برای یافتن این محصول جدید از تکنیک ارتباط اجباری به این گونه استفاده می کند که فهرستی از محصولا ت ساخته شده از شیشه مانند حباب چراغ، لیوان، آینه، بطری جام شیشه ای و مانند آن ها قید کرده و در مقابل آن ها سیاهه ای از بازی های مختلف را می نویسند. سپس از اعضای گروهی که برای یافتن محصول جدید گرد هم آمده اند خواسته می شود که بین اقلا م این دو فهرست رابطه ای ایجاد کنند گروه ممکن است در ایجاد این ارتباط به ایده جدید در مورد محصول شیشه ای برسد و مثلا طرحی را پیشنهاد کند که روی آن ها شکل هایی نقش می بندد و می توان با آن ها بازی خاصی را انجام داد. یا شیشه ای را تولید کرد که در مقابل ضربه های توپ مقاوم بوده و نمی شکند یا آیینه چند تکه ای تولید نمود که برای سرگرمی بچه ها می توان از آن استفاده کرد.
به طور خلا صه در تکنیک ارتباط اجباری اعضای جلسه برای یافتن یک رابطه دو زمینه ای که با یکدیگر مانوس ومرتبط نیستند دست به تلا شی فکری زده و در این راه به ایده ها و نظرات جدیدی دست می یابند البته در آغاز جلسه هدف ایجاد ارتباط اجباری برای شرکت کنندگان بیان می شود و آنها ضمن ایجاد ارتباط همواره در نظر دارند که هدف اصلی چیست و باید به دنبال چه چیزی باشند از مثال گذشته هدف یافتن محصولا ت جدیدی بوده که از شیشه تولید می شد و ایجاد ارتباط اجباری باید منتج به یافتن این فرآورده جدید می گردید.
▪ تجزیه و تحلیل مرفولوژیک analysis morphological
تکنیک تجزیه و تحلیل مرفولوژیک یا ریخت شناسانه فنی است که براساس آن پدیده مورد نظر از نظر ریخت ساختار کلی و ابعاد مختلف موجود در آن مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. بدین منظور ابتدا سطوح و ابعاد مختلف موجود در پدیده مورد نظرمان را تبیین و تدوین می کنیم. فی المثل می خواهیم بررسی بازاریابی در مورد یک کالا راههای جدید و بدیعی بیابیم. ابتدا ابعاد مختلف کالا را تبیین و تدوین می کنیم. ابعاد گوناگون - شکل ظاهری آن از قبیل اندازه - رنگ، حجم، وزن...، ابعاد مختلف کاربرد وظایف آن، ابعاد خواص و فوائد آن، چگونگی وضعیت مشتریان بالقوه این کالا از قبیل شخصیت، روحیه و درآمد آنان ابعاد مختلف بازار این کالا ... در این مرحله باید کوشش می کرد تا ابعاد بیشتری از موضوع مورد نظر احصا» مشخص گردد و کلیه متغیرهای مرتبط به آن ثبت گردند. حال باید در مورد هر بعد به اندیشه پرداخت و در ارتباط میان ابعاد مختلف به شیوه های جدیدی برای تحقق هدف تعیین شده نائل گردید. در مثال بالا با برقراری ارتباط و بین ابعاد مختلف کالا وضعیت مشتریان و بازار می توان در مورد شیوه های بازاریابی به نتایج جدید و بدیعی دست پیدا کرد.
برای آنکه بتوان ابعاد مختلف یک موضوع و اجزای متشکله آن را با یکدیگر مقایسه کرد و می توان ابعاد اصلی یک مساله و اجزای آنها را بر روی دایره های متحدالمرکزی نوشت، با چرخاندن دایره ها ابعاد مختلف و اجزای آنها را با هم مقایسه کرد و ارتباط بین آنها را حدس زد.
▪ گردش تخیلی excursion Speculative
در سال ۱۹۶۱ روانشناسی به نام گوردون نتایج پژوهش های ۱۰ ساله خود را در مورد افراد خلا ق منتشر کرد و ضمن آن اعلا م داشت که ذهن آدمی به هنگام ابراز خلا قیت و ابتکار در یک حالت خاص روانی است که اگر بتوانیم آن حالت را ایجاد کنیم خلا قیت امکان وجود می یابد. او در گروه هایی ایجاد خلا قیت اعضای گروه را از طریق به کارگیری یک جریان تمثیلی و استعاره ای به گردشی تخیلی ترغیب می کرد و در این حالت ایده ها و نظرات بدیعی را کشف می کرد.
ذهن افراد در این گردش خیالی با دستاویز استفاده ها به نکاتی نو که هدف جلسه خلا قیت بود می رسید و رابط تازه ای را بین پدیده ها پیدا می کرد. آنان پدیده هایی را که چندان تجانسی با هم نداشته تلفیق و ترکیب می کردند و به ایده های جدیدی دست می یافتند. در جلسات خلا قیت به کمک استعاره و تخیل کار تلفیق و ترکیب در ذهن افراد انجام می گرفت و از این دو روش گوردون را شیوه تلفیق نامتجانس ها synectics نیز نامیده اند.
در جلسات خلا قیت تعداد اعضا ۶ تا ۸ نفر می باشند. فردی رهبری جلسه را عهده دار است بحث ها را هدایت کرده و ایده های ابراز شده را ثبت می کند. برای ثبت ایده ها می توان از یک منشی نیز استفاده کرد.
فرد دیگری نیز در جلسه حضور دارد که او را صاحب مشکل یا مشتری می نامند.
وی مشکل و مساله را مطرح ساخته و ایده های ارائه شده را از جهت حل مشکل نقد کرده و آنها را می پذیرد یا رد می کند. وی ابتدا ایده های مطرح شده در مورد مشکل را ارزیابی کرده و تعدادی از آنها را می پذیرد یا رد می کند. وی ابتدا ایده های مطرح شده در مورد مشکل را ارزیابی کرده و تعدادی از آنها را که بهتر می یابد انتخاب می کند و مجددا برای تنقیح و تکمیل به گروه ارائه می کند تا بهترین ایده ایجاد شده و انتخاب شود. گروه برای ایده یابی به تفکر و تحلیل ترغیب شده و رهبر جلسه با طرح استعاره ها و تمثیل هایی کار تخیل را ساده تر می کند. در این روش نقش رهبر و مشتری بسیار حساس بوده و تجربه و دانش آنها در ثمربخش بودن جلسه تعیین کننده است.
▪ سوالا ت ایده برانگیز
تکنیک سوال های ایده برانگیز نیز یکی دیگر از روش های تقویت و بروز استعداد خلا قیت است. سوالا ت می تواند در زمینه امکان جایگزینی، امکان افزایش یا کاهش، امکان تغییر، امکان ترکیب، امکان تعویض، امکان شبیه سازی و امکان کاربردهای دیگر و زمینه های مشابه طرح شده و فرد را به سوی اندیشه های نو سوق دهند. مثلا می خواهم در مورد ماشین تحریر به ایده های جدیدی دست بیابیم، یک دسته از سوالا تی که مطرح می کنیم در مورد امکان جایگزینی قطعات و اجزا و مواد متشکله ماشین تحریر با اقلا م مشابه است.
آیا می توان تکمه ما را از ماده دیگری ساخت؟ آیا می توان نرده فلزی را تبدیل به پلا ستیک کرد؟
آیا می توان حروف را از آلیاژ دیگری تولید کرد؟ دسته دیگر سوالا ت می توانند در مورد افزایش یا کاهش قسمت هایی به ماشین تحریر باشند، آیا می توان حافظه ای به ماشین تحریر اضافه کرد؟ آیا می توان امکان رسامی و گرافیک را به آن افزود؟ آیا می توان برخی از تکمه ها را حذف کرد؟ و همین طور با طرح سوالا ت دیگر و کوشش در یافتن پاسخ برای آنها می توانیم به ایده های جدید در مورد این وسیله دست پیدا کنیم.
نکته مهم در این شیوه آن است که طراحی سوالا ت ایده برانگیز خود نیاز به خلا قیت و نوآوری دارد و طراح سوالا ت اگر فاقد این توانایی باشد نتیجه ای از این شیوه حاصل نخواهد شد. نکته دیگری که در سوالا ت ایده برانگیز قابل ذکر است طرح سوالا ت کودکانه است. پرسش های کودکانه در مورد اشیا و ابزارها و چراهای آنان که اغلب ساده لوحانه به نظر می رسد. اگر با دقت مورد توجه قرار گیرند می توانند ما را به سوی ایده های نو رهنمون شوند. مثلا این سوالا ت کودکانه که یقه برای پیراهن چه فایده ای دارد؟ یا چرا ساعت دو عقربه دارد؟ ممکن است شی را به صرافت بیندازد که ممکن است به انتخاب های دیگر هم در این موارد انجام دارد نوآوری هایی را ایجاد کرد.