امروز شنبه 17 مرداد 1405

Saturday 08 August 2026

تب بالای ۴۰ بازار هنر


1401/08/01
کد خبر : 45075
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 76 نفر
خیلی پیش تر از ما انسان هایی دانستند که ظروف گلی دست سازاگر به نقش و نگار رمزین شود به تعداد بیشتری خریداری می شود. قریحه هنری از همان ایام در خون انسان شریان داشت و مصنوعات دست ساز به نقش و نگار آذین شد. تا جایی که هنر برای هنر داعیه هنرمندان سنت شکنی شد که آن را به عنوان تنها یک اثر هنری برخاسته از ذوق هنرمند به جهانیان شناساندند و بر نگاه صرف کاربردی آن خط بطلان کشیدند. ایران نیز از این قاعده بی نصیب نبود. همواره نقاشان در کلونی های کوچک نزدیک به امرا و سلاطین به تصویر کتابت و نقش بر دیوار بنا مشغول بودند تا روزی محدود و دائم یابند و از همین روست که با تورقی در نگارگری های فریبنده و نقوش در و پیکر ابنیه، رد پای شاهان و داستان خودکامه گی های آنان را روایت می سازد. تا شاهنامه های متعددی که جملگی همه قصهشاهان و شرح خوشی و دلاوری های آنان است. در زمان فتحعلی شاه قاجار نقاشی به عنوان یک تابلوی مستقل بر روی دیوار نصب می شود و جایگاه خود را به عنوان اثری مستقل می یابد. از همان اواخر دوره سلطنت ناصرالدین شاه که نقاشان به فرنگ رفته و فرنگیان مستقر در ایران نگاه اروپایی خود را وارد نقاشی ایرانی کردند، این نگاه ویژه نیز دنبال شد و با حضور کمال المک نقاشی مستقل ایرانی جایگاه ویژه ای یافت و پس از آن شاگردان کمال ا لمک تا حضور نقاشان مکتب سقاخانه و زان پس بنیان گذاری اولین گالری هنری در ایران پیش رفت. در تمامی این دوره ها نقاشان همزمان با خرید رنگ و لوازم نقاشی به فرجام و فروش آن می اندیشیدند و سلیقهروز و نگاه نقاش دو بازویی بود که با نوسانی مکمل یکدیگر پیش رفت. با این توصیف کمال الملک زمانی به نقاشی عکاسانه خویش پرداخت که نگاه امپرسیون در آن سوی مرزها، اروپا را فرا گرفته بود اما سلیقه خریداران آثار کمال الملک به نقاشی های رئال کشیده می شد. پس از او نیز کوبیسم پیکاسو به خصوص کوبیسم تحلیلی براک در اروپا قد علم کرده بود. لیکن سلیقه هنرمندان ایرانی با حضور حسین زنده رودی نقاش سقاخانه را باب جامعه هنر آن دوره ساخت و این روند تا قرن ۲۱ و همه گیر شدن سبک های مختلف و ورود مدعیان آوانگارد ادامه یافته است. ● التهاب بازار هنر... از سال ۱۳۸۰ در زمان وزارت آقای مهاجرانی،کریستی بازار تازه ای با شناسایی منطقه ای ایران پیشنهاد کرد. حراج کریستی از سال ۱۷۶۶ در لندن شروع به کار کرده بود و با خریداری یک فرانسوی در سال ۱۸۲۳ در خیابان کینگ استریت لندن و با هشتاد و پنج شعبه در چهل و سه کشور جهان ، هنرمندان دنیا را دستخوش تغییراتی محیر العقول کرد. این شعبه با شناسایی ایران، به عنوان یک پایگاه خاورمیانه وارد مذاکرات تازه ای شد اما به دلایل بسیار، مایوسانه به ناچار در سال ۱۳۸۴ در دبی مستقر شد و تا سال ۱۳۸۷ چهارمین حراج خود را در دبی برگزار کرد. ● کریستی و... همای اقبال بر فراز بازوی هنرمندان تجسمی به پرواز درآمد و در سال ۱۳۸۴ همزمان با برگزاری اولین حراج کریستی در دبی بر بازوان آنان نشست. به یکباره ارقام و اعداد رقم صعودی یافتند و هنرمندانی که آثار خود را با رقمی نازل و تعداد صفرهای چهار رقمی می فروختند. با چک هایی رو به رو شدند که چشم از شمردن صفرهای آن سیاهی می رفت. هنرمندانی از جمله: فرهاد مشیری، حسین کاظمی، فرح اصولی، مسعود عربشاهی، پرویز تناولی، شیرین نشاط، رضا مافی، کوروش شیشه گران، ابوالقاسم سعیدی و غلامحسین نامی و آیدین آغو اشلو و بسیار بیشمار هنرمندان دیگر در این حراج به ارقام نجومی رسیدند که به معنای برنده شدن در بلیط بخت آزمایی بود. ● کشتی نوح به سرزمین موعود رسید... نقاش پیر زبردست که با آموزش نقاشی و فروش نازل آثار خود نرم نرمک ازپس توقعات زندگی بر می آمد به یک باره سر از مرزهای خارج از ایران در آورد و تمام خواسته های پشت سر گذاشته اش را تحقق بخشید. او که تا دیروز دل و رمق به دست گرفتن قلم نداشت و قوطی رنگ هایش در حسرت توجهش خشک می شدند به یکباره پویا تر از پیش به تولید انبوه دست زد. کریستی او را به سلامت به ساحل رفاه رساند و شریان بی وقفه در خون نقاش به وی دم مسیحا بخشید. ● ولوله ای در هنر تجسمی ... ناقوس بلندی در گوش گالری داران، دلالان هنری و اقتصاد دانان طنین انداخت و بر این اقتصاد نو رسیده چشمان از حدقه در آمده گشوده شد. در این بین چند تن از گالری داران به فکر ارتقای هنر ایران از طرفی و فروش بی شائبه از سوی دیگر هم صدا شدند و هفت نگاه اکسپوی ایرانی را آغازیدند. در سوی دیگر اکسپوی تجسمی به جوش و خروش در آمد اما زهی خیال باطل! رقم هنرمندان یک شبه ره صد ساله رفته به قدری رشد یافته بود که سرها سوت کشید و دستان در جیب ها اسکناس های حقیر را مچاله کرد. دیگر امکان خرید آثار هنری برای حتی کلکسیون داران ناممکن بود در همین اثنا تنها یک بانک با خرید آثار یکی از اکسپوهای هفت نگاه، ملامت مدیر عاملان خود را به دنبال داشت اما بازی از جای دیگر شروع شد و تعدادی از همین سهام داران در کریستی بعد شرکت جستند و با افزایش قیمت خود ساختگی و خرید آثار از خود به یک باره نرخ ها را برای بار دگر شکستند و فیض بردند. ● آرامش پس از طوفان... از این تب و تاب مدتی نیست که می گذرد لیکن دوست داران هنر تجسمی که تا پیش از این از اساتید صاحب نام اثری می خریدند تنها به حسرت نشستند و نقاش صاحب نام آثارش را از هم وطنان روی گردان کرد و در حراجی های اروپایی به مشتاقان بخشید. آثار ایرانی در سراسر دنیا مطرح شد و در جای جای نقشه جغرافیایی جای گرفت. تمام سفارشات از پیش گرفته شده عودت داده شد. تعبیر آن بود (آثار قیمت واقعی خود را یافتند) و در گذشته اتفاقی که افتاد تنها تظلم به هنرمند نقاش بود طلایه داران این جنبش خود به تکاپو افتادند. شکست اقتصاد دنیا طی چند سال اخیر سقوط بسیاری از غول های سرمایه گذاری جهانی را به ارمغان آورد که دیگر یارای برگزاری چنین لاتاری عظیمی را نداشت. از سوی دیگر صفرهای بیشمار چنان بر دل جامعه تجسمی خاک گرفته نوش بود که تصور خط خوردن دوبارهآن ناممکن می نمود. لیکن طوفان پایان یافته بود. ● دست بالای دست... با حرکتی دو سویه جامعه تجسمی به واسطه متولیان آن در ایران و برون مرز ،هنر ایرانی در جهان کثرت یافت لیکن بازار داخلی در تبی بالای ۴۰ درجه می سوخت به دنبال آن اکسپوهای جدید با شعار شکستن نرخ ها طبلی دوباره نواختند و بسیاری از مجموعه داران برای این آینده نگری آثار خریداری شده از هنرمند را با نرخی نازل در اختیار گالری داران قرار دادند. آن چه در دو اکسپوی تقریبا هم زمان خانه هنرمندان و هفت نگاه اتفاق افتاد رویهتازه ای را پیشنهاد کرد و پاشویه تب ۴۰ درجه را به شدت پایین آورد. در همان روز اول افتتاح هفت نگاه در پردیس ملت تعداد قابل ملاحظه ای اثر به فروش رفت و هنرمندان اتیکت زده کریستی با آثاری فاخر و با قیمتی نازل در آن شرکت جستند حال باید دید بر سر حوزه تجسمی هزار دایه چه عقوبتی نشسته است. ● نیمکت نشینان درانتظار بازی... این همه قصه ای شیرین از حکایت دنیای تجسمی جامعه ایران با حضور سونامی کریستی بود. با این همه طی مدتی که اخبار نگارخانه ها را دنبال می کردم هنرمندان مستعد اما بی نام و نشان می بینم که در نیمکت ذخیره ها با حسرت بازی را نظاره می کنند. نقاشانی جوان و علاقه مندکه حاصل تلاش یک سالهخود را در هفت روز نمایشگاه به انتظار معدود بازدید کننده معامله می کنند. بسیاری از آنان حتی امکان پرداخت هزینه های بالای جا، چاپ پوستر و کاتالوگ و بوم و رنگ و قاب خود را ندارند. چه بسیار توانایی ها که از این هرج ومرج بازار، سر افکنده و دلزده به امور اداری و کارهای نامربوط سر می سپارند. به امید گرفتن باریکه حقوقی که زانوشان را نلرزاند. برخی بی دغدغه مواجب ماهانه به تلاش بی وقفه خود ادامه می دهند وهمای سعادت کریستی را در رویاهای نقاشی خود انتظار می کشند تا بالاخره در جایی، به شکلی راهی یابند و اثری از خود را به فروش رسانند و سری از سرها برون آورند و نامی آواز کنند. ● داشتن یا نداشتن گالری، مساله این است... از همان روزها که مادربزرگ ها هر خورده خنزر پنزری را به امید به کار آمدن حفظ می کردند شاید آموختیم که هر مدرک و اتیکتی ، جایی ، روزی به کار می آید. از همین روست در امور نگارخانه ها می بینیم افرادی که نه می دانند و نه می خواهند از گالری داری تعریفی داشته باشند، تنها در عبور از کوچه پس کوچه های خیابان خارک سر از طبقه سوم مرکز تجسمی درمی آورند و شرایط گالری داری را می پرسند، چند وقت بعد به واسطه داشتن محل برای گالری و چند خط خطی که معلوم نیست خود صاحب اثر باشند به اسم گالری دار مجوز می گیرند. البته نداشتن خط کش لبه فلزی برای افرادی که در این تنگی به اندکی فراخی می اندیشند قابل تحسین است. اما از آن جا که چون قارچی در طول چند ماه چندین گالری سبز می شوند و از نمایشگاه و تکاپو خبری نیست قابل تامل است. تعداد ۱۵۰ گالری - که آمار شش ماه پیش است - حاکی از صاحبان جا و موقعیتی است که با اندکی تکاپو می توانند چهره های متعددی را به جامعه هنری تجسمی معرفی کند. لیکن در نگاهی دوباره نود گالری فعال اعلام می شود. اما گالری دار از سر بی حوصلگی نمایشگاه آبکی و بی مایه ای را در پروندهخود اعلام می کند تا به عنوان غیر فعال مجوزش باطل نشود. این رخوت در این جا نقطه پایانی برای تعداد کثیری از گالری ها می شود و آن رقم که می ماند گالری های نام ونشان داری می شود که در لیست چندین ساله خود پیش نویسی می کنند و هنرمند نا آشنا به چند ماه بعد خود باید به پیش بینی هنر در چهار سال آینده رنگ بر هم بمالد! این آشفته بازار بی نظم و نظام باز استعدادهای درخشانی را طرد می کند. تعدادی از گالری داران نیز به واسطه عبور از ممیزی ها به طور دائم کارت زرد می گیرند و باز این هنرمند تجسمی است که چوب دو سر طلا ست. شهری است پر کرشمه و خوبان ز شش جهت... به نظر می رسد با این همه ساز و دهلی که هر روز ریتمی نو جامعه هنری را به حرکاتی موزون و ناموزون وا می دارد همچنان باید به انتظار همای خوش اقبال آرزومند باشیم. در حالی که با کمی تدبیر رقم به تعداد انگشتان دست گالری های واقعا فعال در قیاس با نود گالری ظاهرا فعال رقمی ناچیز است. نقاش جوان چندین مدرک گرفته، در کشوی میز خاک خورده، با آثار نقاشی بسیار که در خانه فامیل وهمسایه به عاریت گذاشته، رنگ ها را بر پالتش به هم می آمیزد. به امید توجه ای وفروشی وسر سپاری به دنیایی که از خستگی ایام بدورش کند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/45075
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید