چگونه میتوان عدم تحریف قرآن را اثبات کرد؟ به تازگی قرآن به صورت تحریف شده در اینترنت آمده است! این اتفاق چگونه با آیه «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ» سازگار است؟
تحریف در لغت از ریشه «حرف» به معنای کناره، جانب و اطراف یک چیز گرفته شده و تحریف چیزی، کنار زدن و کج کردن آن از جایگاه اصلی خود و بردن به سوی دیگر است.۱
تحریف در اصطلاح قرآنشناسی، دارای اقسام زیر است:
۱) تحریف با تعویض کلمات؛ یعنی برداشتن کلمهای و جایگزین کردن آن با کلمهای دیگر.
۲) تحریف به زیاده؛ یعنی افزودن کلمه یا جملهای به آیات قرآن.
۳) تحریف به نقیصه؛ یعنی ساقط کردن کلماتی از قرآن و یا اعتقاد به این که کلمه، آیه یا سورهای از قرآن کریم، ساقط شده است.
۴) تحریف معنوی.
۵) تحریف موضعی.
۶) تحریف در قرائت.
۷) تحریف در لهجه و گویش.۲
هیچ یک از این اقسام، به ساحت قرآن کریم، راه ندارد. تحریف کتاب آسمانی، بدین معناست که این تغییرات به گونهای انجام پذیرند که دیگر کلام الهی، به درستی شناخته نشود و از دسترس بشر، خارج گردد و یا چیزی به عنوان کلام خدا شناخته شود که سخن او نیست. مصونیت قرآن از تحریف، به معنای «ماندگاری» متن اصلی قرآن و آشنایی با آن در میان مردم است؛ به گونهای که هیچگاه مسلمانان و دیگر جوامع بشری، از شناخت و دسترسی به متن اصلی آن، محروم نشده، کلام خدا را از غیر آن، با وضوح و آشنایی کامل، تشخیص دهند.
این به معنای آن نیست که بدخواهان از تغییر و تصرف در الفاظ قرآن، به هر شکلی ناتوانند؛ بلکه خیانت بدخواهان به نتیجه نمیرسد و برای مسلمانان، شناخته شده و بیاثر است. تحریف قرآن در اینترنت نیز از این قاعده مستثنا نیست و خیانت آنان، برای عموم، آشکار میشود و هیچگاه نمیتوانند با این گونه ترفندها، متن اصلی قرآن را تغییر دهند.
به طور کلی، درباره تحریف ناپذیری قرآن، دلایل متعددی اقامه شده که یکی از آنها، «گواهی تاریخ» است. پژوهشهای
تاریخی و مقایسه بین قرآنهای موجود و قرآنهای صدر اسلام، نشان میدهد که حتی یک کلمه از این کتاب الهی، کم یا زیاد نشده است. در این جا به بیان بخشی از آنها به طور اختصار اکتفا میکنیم.
۱) برهان حکمت
خداوند آخرین کتاب آسمانی خود را به نام قرآن، برای هدایت بشر فرستاده، پس از آن، نه کتابی میفرستد و نه پیامبری. بنابراین، قرآن، اولین و آخرین منبع هدایت بشر تلقی میشود. تحریف چنین کتابی، یعنی حفظ نکردن قرآن و مساوی با گمراهی بشر است و این با حمید و حکیم بودن خداوند، سازگار نیست. بنابراین، خداوند خود به مقتضای حکیم بودنش، این کتاب را حفظ میکند.
۲) برهان اعجاز
این دلیل - به تعبیر علامه طباطبایی - بهترین و استوارترین دلیل برای صیانت قرآن در زمان کنونی به شمار میرود.۳ یعنی همان وجوه اعجازی که برای قرآن در زمان رسول خدا وجود داشت (مثل تحدّی، فصاحت و بلاغت و زیبایی الفاظ آن، معنوی بودن آن، هدایت انسان به سوی حق و صدق مطلق مطالب آن)، بر همین قرآن کنونی، منطبق است. بیتردید، در صورتی که بین این فاصله زمانی، کمترین نقصان و یا اضافهای در آن به وقوع میپیوست، به یقین، دیگر از آن اوصاف، خبری نمیماند؛ حال آن که همه آنها در قرآن کنونی یافت میشوند.
۳) برهان خاتمیت
قرآن از طرفی در چندین جا تصریح میکند که کلام خدا و سند نبوت است و کتاب اسلام به شمار میآید۴ و از طرف دیگر، دین اسلام را دین خاتم معرفی میکند۵ و روشن است که معنای خاتمیت، مصونیت از تحریف است؛ اما سخن در این است که چه چیزی از دین باید مصون از تحریف باشد؟ یقیناً آن چه به نام دین و مجموعه هدایت الهی برای یک پیامبر نازل شده، یعنی کتاب او، باید مصون از تحریف باشد و این، شرط لازم مصونیت دین از تحریف است.۶
۴) برهان تحدی دائمی
قرآن در همه زمانها و مکانها و حتی در زمان حاضر، توان و قدرت فکری و ذهنی بشر را برای همانندسازی، به مبارزه فرا میخواند؛ اما بشر حاضر، مثل انسانهای گذشته، عاجزانه در مقابل آن شکست را پذیرا میشود و از این ناتوانی موجود، به راحتی میتوان پی برد که قرآن کنونی، دچار تحریف نشده است.
۵) برهان جامعیت
قرآن در راستای هدایت و راهنمایی بشر، از بیان چیزی که لازمه سعادت بشر باشد، فروگذاری نکرده است. قرآن
حاضر، همانند قرآن موجود در گذشته، دارای این صفت است. حال اگر قرآن در زمان حاضر، دارای چنین صفتی است، چگونه میتوان احتمال نقصان یا زیادی را در آن داد؟ بنابراین، قرآن کنونی از هر گونه تغییری مصون است.
۶) برهان تواتر
تمام آیات و سورههای کنونی قرآن مجید، همانند قرآن گذشته، دست به دست و سینه به سینه، به طور همگانی توسط مسلمانان نقل گردیدهاند. این تواتر منطقی، دلالت میکند که هیچ کلمه، آیه یا سورهای، از قرآن کاسته نشده و بر آن افزوده نشده است. بنابراین، قرآن کنونی، با توجه به دارا بودن صفت تواتر، از هرگونه تحریفی، سالم است.
۷) شیوه وحیانی قرآن
این برهان، مبتنی بر نوع نگرش مسلمانان در مسئله وحی و تفاوت آنها با مسیحیان در این مسئله است. مسلمانان معتقدند که وحی، در واقع، تکلم و گفتار لفظی خداوند است که به وسیله جبرئیل به پیامبر صلیاللهعلیهوآله میرسید و پیامبر صلیاللهعلیهوآله موظف بود که عین همان الفاظ را به مردم برساند؛ اما مسیحیان بر این باورند که وحی در حقیقت، انکشاف خدا و تجربه انسان است که در بشر تجلی میکند و این، عامل انسانی است که آن را در مقام بازگو، تعبیر میکند و به همین دلیل، ممکن است در تعبیر آن، مرتکب اشتباه هم بشود. روشن است که طبق نگرش اول، به یقین، الفاظ قرآن نمیتواند از نقش عامل انسانی، متأثر شوند. از این رو، چارهای جز پذیرفتن تحریف ناپذیری قرآن بر اساس دیدگاه مسلمانان باقی نمیماند.
۸) شیوه بیانی قرآن
قرآن در جهت تعارض با منافع زورمندان و سلطهجویان، بیش از آن که به نام اشخاص بپردازد، به بیان ویژگیها توجه کرده است و به استثنای تصریح به نام ابولهب و همسرش، به موارد جزئی نپرداخته است و این، یکی از تمهیدات الهی برای مصونیت قرآن است که به نوبه خود باعث گردیده تا برای کسی، انگیزه کتمان یا تحریف آیات پیش نیاید و بهانهای برای دسیسه حاکمان - به طور آشکار – باقی نماند.
۹) شیوه نزول قرآن
یکی دیگر از تمهیدات الهی برای مصون ماندن قرآن از تحریف، نزول تدریجی آن، آن هم با سبک و برنامهای ویژه است. در مدت تقریباً ۲۳ سال، آیات قرآن به دو شکل نازل شدهاند. آیاتی که در آغاز بعثت در مکه نازل شدند، معمولاً کوتاه و موزون هستند؛ این مقاطع کوتاه و موزون، در حفظ آیات، تأثیر بیشائبهای داشته است؛ آن هم در روزگاری که مردم امی بودهاند؛ اما در سالهای بعد، آیات و سورههای بزرگتری در مدینه نازل شدند؛ زیرا در مدینه، هم آرامش بیشتری برای مسلمانان بود و هم امکانات نوشتن و ثبت آیات وجود داشت و سرانجام، نزول تدریجی قرآن، این نتیجه را داشت که وقتی حتی چند آیه نازل میشد، پیامبر آنها را برای مسلمانها میخواند (و آنان نیز حفظ میکردند) و بعد آیهای دیگر نازل میگشت.
۱۰) شیوه تعلیم قرآن
آن چه در تاریخ قرآن مهم است، این است که بدانیم پیامبرصلیاللهعلیهوآله چگونه آیات را برای مردم میخواند و به آنها تعلیم میداد؟ شخصی میگوید: پیامبر صلیاللهعلیهوآله در مدینه، هر بار ده آیه به ما میآموخت و ما ده آیه را یاد میگرفتیم؛ سپس ده آیه دیگر و... برای مثال، یکی از اصحاب در مسجد دمشق، به ۱۶۰۰ شاگرد، قرآن میآموخت؛ به این شکل که آنها را به گروههای ده نفری تقسیم کرده بود و هر ده نفر، یک ناظر داشتهاند که مجموع این ناظران و سرگروهها، ۱۶۰ نفر میشدند.۷ علاوه بر این، به شهادت تاریخ، در صدر اسلام، عده زیادی از مسلمانان - که تعداد آنان را تا ۴۳ نفر نوشتهاند - به دستور پیامبر، هر آیه و یا سورهای را که نازل میشد، بیدرنگ مینوشتند. دو تن از معروفترین اصحاب پیامبر که در نوشتن قرآن، اهتمام خاصی میورزیدند، حضرت علی علیه السلام و زید بن ثابت بودند.
۱۱) اهتمام مسلمانان
بیشک، اهتمام پیامبر صلیاللهعلیهوآله بر قرائت و حفظ قرآن، موجب شد که در میان مسلمانان آن عصر، این عمل، فضیلت بزرگی محسوب شود و به همین دلیل، مؤمن و منافق در این جهت بر یکدیگر سبقت میگرفتند و معاشرت و انس با قرآن، جزء آداب و رسوم مردم شده بود و آنان در مسائل و مشکلات خود، به قرآن مراجعه میکردند و تقدس و فضیلت یافتن قرآن نزد مسلمانان، این نتیجه را به دنبال داشت که کسی نمیتوانست ایده تغییر قرآن را در سر بپروراند.۸
توجه به نگهداری و حفظ قرآن کریم در میان مسلمانان به اندازهای بود که پس از نبی اکرم و در زمان خلافت ابوبکر، وقتی در جنگ یمامه، تعدادی از حافظان قرآن کشته شدند، مسلمانان تصمیم گرفتند توجه بیشتری در حفظ قرآن به خرج دهند و به این منظور، همه نسخههای قرآن را در یک جا جمعآوری کردند و از تغییر آنها جلوگیری نمودند. حفظ این نسخهها به شدت مورد توجه قرار گرفت و به همین صورت، نسل بعد، قرآن را سینه به سینه حفظ میکردند و به نسل بعد انتقال میدادند.۹
۱۲) تکامل خط و کتابت
برای حفظ یک متن به صورت اصلی، باید شرایط طبیعی چنین امری فراهم باشد. در عصرهای گذشته، تکامل خط و پیشرفت کتابت، به آن میزان نبوده است که بتواند متنی را در بستر خویش و به صورت کامل، حفظ کند؛ اما با رشد تمدن بشری، زمینههای لازم برای چنین امری، پدیدار شد؛ چنان که به نظر برخی، در زمان رسول خدا، شرایط و موقعیت حصول چنین کاری مهیا شد و زمینه برای حفظ و صیانت قرآن، فراهم گردید.۱۰
برای مطالعه بیشتر، به کتابهای زیر مراجعه کنید:
۱) تاریخ قرآن، محمد هادی معرفت.
۲) قرآنشناسی، محمدتقی مصباح یزدی.
۳) قرآن هرگز تحریف نشده است، حسن حسنزاده آملی.
۴) التحقیق فی نفی التحریف عن القرآن، محمد هادی معرفت.