نشریه نشنال اینترست در تازهترین نگاه خود به سیاست خارجی ایالات متحده مینویسد: جالبترین نکته در خصوص دستگاه سیاست خارجی باراک اوباما این است که استراتژیهای او در قبال ایران همچنان یکی پس از دیگری از راه میرسد اما هیچکدام جواب نمیدهد. ناگفته پیدا است که ایالات متحده در دوازده ماه گذشته با رهبری جدید دموکراتی در کاخ سفید توانسته است موفقیتهایی را به نام خود در قبال پرونده هستهای ایران سند بزند. موفقیتهایی که به گمان بسیاری از مخالفان و حتی همراهان باراک اوباما هم زمانی غیرممکن بودند.
نشنال اینترست در ادامه مینویسد: دولتمردان در ایران بهانههایی را به دست غرب دادند که تمامی کشورهای اروپایی پشت سر تلاشهای واشنگتن برای تحریم و انزوای ایران قرار گرفتند. در این فضا بود که کاخ سفید توانست حمایت کشورهایی در قاره سبز، آسیا و حتی خاورمیانه را برای تحریم ایران در دست بگیرد. در ماه ژوئن هم در نهایت آب پاکی بر دستان ایرانیها ریخته شد و قطعنامه چهارم علیه این کشور به تصویب رسید. اتهام ایرانیها هم عدم پاسخ دادن به دغدغههای بینالمللی در باب پرونده هستهای بود.
امریکاییها ادعا میکنند که آژانس بینالمللی انرژی هستهای از ادامه روند غنی سازی اورانیوم در ایران ناراضی است. واشنگتن نه تنها موفق شد در این مسیر دستان فرانسه، بریتانیا، آلمان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی را در دست بگیرد بلکه چین و روسیه هم در صحن علنی شورای امنیت آرای مثبت خود به تحریمها را به صندوق انداختند. بر اساس قطعنامه ۱۹۲۹، فروش تسلیحات به تهران ممنوع اعلام شده است. هرگونه سرمایه گذاری در بخش انرژی در ایران هم فعل حرام به حساب آمده است. روسیه البته در این مسیر پا را از حد معمول هم فراتر نهاد و بزرگترین شرکت نفتی خود را به قطع سرمایه گذاری در ایران تشویق کرد. بانک های اروپایی هم به جمع تحریم کنندگان ایران پیوستند. به نظر میرسد که این تحریمها حتی در ابعاد کوچک بر اقتصاد ایران آنچنان تاثیری گذاشته است که علی اکبر هاشمی رفسنجانی رئیسجمهوری سابق ایران نسبت به تبعات ان تحریمها به صراحت هشدار میدهد.
نشنال اینترست در ادامه ادعا میکند که سیاستهای واشنگتن به نوعی تهران را بر سر میز مذاکره کشانده است. به نظر میرسد که تا پیش از پایان سال جاری میلادی، نمایندگان پنج به اضافه یک با ایران دیدار داشته باشند. علاوه بر این به نظر میرسد که تهران در نهایت موافقت خود را با بحث در مورد غنی سازی اورانیوم هم اعلام کند. پیش از این مقامهای ترکیه و برزیل با حضور همزمان در ایران در ماه ژوئن توافقنامه تبادل سوخت را با تهران امضا کردند که در نهایت با تصویب قطعنامه چهارم در شورای امنیت سازمان ملل عملا ره به جایی نبرد. آمریکاییها اما ادعا میکنند که تحریمها انچنان فشاری را بر دولت ایران وارد کرده است که تهران در دور جدید همنشینی با غربیها داوطلبانه درباره غنی سازی اورانیوم با غرب وارد مصالحه و مذاکره خواهد شد.
با تمام این تفاسیر مشکل اصلی در دیدگاه فعلی ایالات متحده به مسائل هستهای ایران نهفته است. واشنگتن میخواهد آنچنان بر حجم فشارها بر ایران بیفزاید تا تهران از این بنبست در برنامه هستهای خارج شده و بر سر میز مذاکرات حاضر شود. این موضع شاید منطقی به نظر برسد اما در شرایط فعلی کافی نیست.
نشنال اینترست در ادامه به بحران در ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری اشاره کرده و ادعا میکند که تهران در یک سال گذشته سختترین روزهای خود را پشت سر گذاشته است. این نشریه به اصرار مخالفان احمدی نژاد بر وقوع تقلب در انتخابات اشاره میکند و مینویسد: در همان روزها هم طیف میانهرویی در ایران به روی کار آمدند و از مخالفان خواستند که به راهکاری میانه بسنده کنند. این طیف همان میانهروهایی هستند که اکنون هم به دنبال مصالحه با غرب بر سر پرونده هستهای هستند. این طیف باور دارند که اقتصاد ایران فلج شده است و تنها راه برای برونرفت از این بحران، همکاری با غرب است برای مهار نرخ افزایشی بیکاری و تورم. نشنال اینترست در ادامه ادعا میکند که هیچکدام از دولتمردان ایرانی تمایل ندارند مانند شاه ایران را ترک کنند.
نشنال اینترست در ادامه می نویسد: بسیاری از محافظهکاران این روزها حتی دستیابی ایران به تسلیحات هستهای را هم حق مسلم خود میدانند. آیت الله محمدتقی مصباح یزدی که بسیاری وی را مرشد محمود احمدی نژاد میدانند تاکید کرده است که ایران باید به تسلیحات هستهای دست پیدا کند حتی اگر دشمنان جمهوری اسلامی با این امر مخالف باشند. نکته قابل توجهتر این است که تندروها در ایران به هیچ وجه به برقراری رابطه با ایالات متحده اندک توجهی ندارند. البته رئیس جمهوری ایران از این قاعده مستثنی است و تاکنون بارها خواهان مذاکره با ایالات متحده و حتی مناظره با باراک اوباما شده است.
تندروها در ایران اعتقاد دارند که جهان به ایران بیشتر نیازمند است تا ایران به جهان. نشنال اینترست در ادامه می نویسد: معمر قذافی رهبر لیبی هم زمانی همین تصور را داشت. اما در نهایت متوجه اشتباهات خود شد و چارهای نداشت جز ترک کردن برنامه هستهای خود. اما حقیقت این است که ایران هم از لیبی از منظر سیاسی عظیمالجثهتر است و هم حرف بیشتری در صحنه منطقهای برای گفتن دارد. حتی اگر باراک اوباما همان اندازه از فشارهایی را که بر لیبی از سوی کاخ سفید اعمال شد بر ایران هم وارد کند، باز نتیجه مطلوب نخواهد بود. این استراتژی در قبال ایران برای پاسخ دادن به حداقل چند سال زمان نیاز دارد. تا زمانی که تحریمها نتیجه مطلوب ایالات متحده را به دنبال داشته باشند، ایران به برنامه هستهای خود بیاندک چون و چرایی ادامه میدهد.
ایران تا چند سال آینده توانایی لازم برای تولید بمب هستهای را در اختیار خواهد داشت. دقیقا به همین دلایل است که تندروها در ایالات متحده اصرار دارند که تنها راه کنار نهادن تحریمها و تن سپردن به شعار "ایران را بمبباران کنید" است. این گزینه را نمیتوان از روی میز کنار زد اما همگی میدانیم که تبعات توسل به اینچنین گزینهای کم هم نیست. برخی تندروهای امریکایی و اسرائیلی ادعا میکنند که حمله به ایران، مردم را مقابل دولت قرار میدهد و زمینه برای تغییر حاکمت هموار میشود. این پیشبینی شاید ضریبی از موفقیت را داشته باشد اما شواهد و مدارک دال بر حقیقتی دیگر است. ایرانیها بسیار تا بسیار وطنپرست هستند و این امر را در هشت سال جنگ تحمیلی با عراق به تصویر کشیدند. در ایران مردم آنها را که بمب بر سرشان میریزند مقصر میدانند و نه دولتمردان خود را. این به این معنی است که سیاستهایی که باراک اوباما در قبال ایران اتخاذ کرده است در نهایت مردم را پشت سر دولت قرار خواهد داد. حمله به تاسیسات هستهای ایران هم نخستین تبعاتی که دارد خروج ایران از ان پی تی است. ایرانیها به صراحت اعلام خواهند کرد که ان پی تی در حقیقت تبدیل به ابزاری برای زیر نظر داشتن برنامه هستهای این کشور است و در نهایت هم نهادی امانتدار نیست و تمامی اطلاعات را در اختیار ایالات متحده برای حمله میگذارد.
نشنال اینترست در پایان مینویسد: تنها را برای به زانو در آوردن ایران این است که همان الگوی کره شمالی برای ایرانیها تعریف شد. تحریمهای فلج کننده و انزوای بینالمللی. تنها در این صورت است که دولتمردان در ایران تغییر رویه خواهند داد.
این نشریه در حالی ایران را با کره شمالی مقایسه میکند که ایران از منظر ژئوپلیتیک در منطقه خاورمیانه قرار گرفته است و دارای منابع غنی از نفت و گاز است.