بی گمان برای بیشتر مردم تحلیل وقایع در هنگامه رخدادها سخت و دشوار است. زمانی که همه چیز بر امری دلالت می کند که پدیده غالب است، نمی توان از جبر گفتمانی خارج شد و تحلیلی بیرون از گفتمان چیره ارایه نمود، مگر آن که شخص از اهل بصیرت باشد و از پس پرده های ضخیم گفتمان غالب پدیده، حقایق را به درستی دیده و برپایه درک درست حقایق، رخدادهای کنونی را تجزیه و تحلیل کرده و توصیه های مناسب ارایه نماید.
از جمله کسانی که این گونه هستند، راسخون در علم می باشند که فشار سهمگین متشابهات را به کناری می زنند و حقیقت تاویلی را آشکار می سازند و مردم را از بحران شک و تردید بیرون می برند و دستگیر مأمنان می شوند.
حضرت زینب(س) در بحبوحه فتنه اموی و در اوج قدرت یزید و یزیدیان، نشان داد که وی نیز یکی از راسخون در علم است که متشابهات قدرت یزیدی و گفتمان غالب نظریه سفیانی نتوانست وی را گمراه نماید، بلکه با تلحیل درست وقایع و رخدادهای عصر یزیدی، توانست سرانجام این گفتمان و حرکت حکومت باطل اموی را تبیین کند و چراغی روشن در برابر مردم عصر خود بگشاید و برخلاف ظاهر چیره و پیروز، سرانجام شوم و شکست نهایی دولت فاسد و باطل اموی را پیش بینی کند.
نویسنده در این مطلب بر آن است تا با نگاهی به تحلیل حضرت زینب(س) درباره عاقبت گفتمان اموی و یزیدی، نشان دهد که چگونه راسخون در علم می توانند به سبب بصیرت خویش، راهنمای امت و مردم برای عبور از بحران فتنه ها باشند و پیروی از آنان تا چه اندازه می تواند خط روشن هدایت را همواره زنده و روشن نگه دارد و مأمنان را راهنمای کامل باشد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
● تأویل و تحلیل راسخون از رخدادها
به نظر می رسد دانش تحلیل رخدادها از فرمول ساده ای پیروی می کند که با نگاهی به متغیرات و عوامل تأثیرگذار درونی و بیرونی مادی به دست می آید این در حالی است که بسیاری از تحلیل ها ناتوان از درک درست واقعیت ها و تبیین توصیه های مناسب است.
کسانی که در دانش تحلیلی علوم سیاسی دستی دارند، با توجه به متغیرات مادی و اسباب ظاهری به تبیین و تحلیل و در نهایت توصیه هایی خاص اقدام می کنند. از نظر اندیشمندان علوم سیاسی همه چیز قابل تجزیه و تحلیل مادی بوده و توصیه های ارایه شده نیز کامل و واقع بینانه است. رشته های علوم انسانی برپایه تفکر مادی گرایانه غربی همگی از این فرمول ساده پیروی می کنند. هر چند که در ظاهر، متفکران غربی که اصول و مبانی این رشته ها را پی ریخته اند، انسان های خداباور و مؤمنی هستند ولی با نگاهی به کنه تفکر ایشان نسبت به خداوند به آسانی دانسته می شود که آنان اصولاً خداوند را پروردگار جهانیان نمی شمارند بلکه آفریدگاری است که خلقتی داشته و در نهایت کار را به قوانین ثابتی سپرده است که بی نظارت خداوندی و یا نظارت کلی او، مدیریت جهان را به عهده گرفته است. بر این اساس، این قوانین ثابت است که بر جهان و حتی خداوند حکومت می کند و خداوند نیز نمی تواند بیرون از دایره قدرت و حکومت قوانین ساخته شده خودش عمل کند.
براساس این مبانی و اصول، همه چیز در آزمایشگاه قوانین مادی و حسی قابل شناسایی و تحلیل و تبیین است حتی اگر این مسایل و موضوعات مرتبط به انسانی باشد که خود رفتاری شگفت و غیر قابل پیش بینی دارد. براین اساس در تحلیل های دانشمندان و اندیشمندان غربی، هرگز اثری از اسباب غیرظاهری و غیر مادی دیده نمی شود و مسأله ای به نام امدادهای غیبی و تصرفات فرامادی معنا و مفهومی ندارد و تحلیل های آنان در علوم سیاسی و رفتاری و اجتماعی همواره بر مدار قوانین مادی و ظاهری صورت می گیرد. البته چنان که بارها و بارها دیده شده و تجربه گردیده است، این تحلیل ها هر چند که دوره کوتاهی را تحت پوشش خود قرار می دهد، ولی نسخه ای هم چون مسکن های دردهای بی درمان و یا سخت درمانی است که بیمار را تنها فریب می دهد و دردش را به صورت موقت آرام می کند.
کراراً شده که تحلیل های برخاسته از این شیوه مادیگرایانه نتوانسته است دردهای جامعه را درمان کند، چنان که در مساله اقتصادی راهکارها و نسخه های این دانشمندان، مقطعی از اقتصاد را پیش می برد ولی ناگهان چون دملی می ترکد و هم جامعه را به قهقهرا می برد و هم ده ها درد دیگر را نیز ایجاد می کند.
در انقلاب اسلامی ایران همین شیوه تحلیل مادیگرایانه نتوانست پیش بینی دقیقی داشته باشد و یا در مسأله جنگ تحمیلی سرمایه داری و استکبار جهانی علیه ایران نیز شاهد آن بودیم که دشمن براساس تحلیل های مادیگرایانه خود نتوانست پیروزی ایران اسلامی را پیش بینی کند. همین مسأله امروز و دیروز در رابطه با اسرائیل و حزب الله و حماس مطرح می باشد؛ چرا که بر پایه تحلیل های مادیگرایانه می بایست پیروز تمامی میدان ها رژیم صهیونیستی باشد که بر همه جهان تسلط اقتصادی و فرهنگی و سیاسی دارد و دولتی در جهان نیست که سایه اقتدار و زورگویی آن بر سرشان نباشد. با این همه شکست سنگینی را از حزب الله لبنان می خورد که شماری اندک از انسان های مأمن با کم ترین توان نظامی و اقتصادی و سیاسی هستند.
اما در تحلیل های واقع بینانه ای که راسخون در علم ارایه می دهند، همواره واقعیتی بیرون از واقعیت مادی نیز ملحوظ می شود که همان واقعیت فرامادی است؛ چرا که براساس تفکر اسلامی و آموزه های وحیانی، خداوند همان گونه که آفریدگار هستی است پروردگار آن نیز می باشد و افزون بر اسباب مادی، اسباب غیر مادی نیز در تحولات جامعه نقش دارد که انسان های مادیگری چون یزید و امویان و سفیان ها آن را نمی بینند و در تجزیه و تحلیل های خود وارد نمی کنند.
خداوند در آیات ۲۵ و ۳۵ سوره انفال به این نکته توجه می دهد که تغییر سرنوشت هر قوم بر اثر دگرگونی و نوع عملکرد و رفتار آنان نیز در حیطه علم الهی است. به این معنا که هیچ چیزی بیرون از دایره ربوبیت و پرودگاری خداوند نیست و حتی تأثیر عملکرد اقوام و جوامع در سرنوشت و زندگی خودشان در چارچوب علم و مشیت الهی قرار می گیرد. بنابراین در تحلیل هر امری می بایست علم و مشیت الهی را نیز در نظر گرفت؛ چرا که مشیت انسانی مسبوق به مشیت الهی است (انسان/دهر، آیه ۰۳).
به سخن دیگر، تأثیر اسباب و علل نظام هستی خود نیز در حیطه علم مطلق الهی می باشد (بقره، آیه ۵۵۲) از این رو علامه طباطبایی در ذیل آیه به این نکته توجه می دهد که شفاعت نیز وساطت مطلق در عالم اسباب و وسایط است (المیزان، ج ۲، ص ۲۳۲).
نتیجه پرودگاری خداوند و پذیرش آن این خواهد بود که هرگز در تحلیل های سیاسی و جامعه شناسی و مانند آن نمی توان اسباب غیرظاهری و فرامادی را نادیده گرفت، چرا که آن نیز خود بخشی از نظام احسن الهی است و متغیرات آن در موضوعات و مسائل مادی تأثیر می گذارد. از این رو خداوند به صراحت در آیات ۲۴ و ۳۴ سوره انفال و نیز ۴۱ و ۵۱ سوره توبه و ۸۲ سوره فتح به امدادهای الهی به عنوان سبب و عامل تأثیرگذار در پیروزی مؤمنان اشاره می کند و از مأمنان می خواهد که همواره با توکل به خداوند و استظهار به کمک های غیبی الهی در موضوعات اقدام نمایند و عملی را انجام دهند. بر این اساس در تحلیل رخدادهای اجتماعی و سیاسی و غیر آن نیز می بایست به مسأله اسباب غیرمادی و پروردگاری و ربوبیت الهی نیز توجه خاص مبذول شود تا تحلیل ها و توصیه ها به درستی واقع بینانه باشد؛ چرا که مفهوم واقعیت بر خلاف تصویر و تفسیر غربی و مادیگرایانه منحصر به واقعیت مادی نیست بلکه شامل واقعیت های مادی و غیر مادی می شود که از آن، گاه به نفس الامر در ادبیات اسلامی تعبیر می شود.
راسخون در علم چون افزون بر متغیرات و اسباب و عوامل مادی، توانایی دیدن اسباب و عوامل غیر مادی را دارند، در تحلیل های خود همواره به راستی حکم می کنند و توصیه ها و پیش بینی های آنان چهره واقعیت به خود می گیرد.
● تحلیل حضرت زینب(س) از گفتمان یزیدی
با آن چه بیان شد می توان به آسانی دریافت که چرا تحلیل و توصیه های حضرت زینب(س) از گفتمان اموی و حرکت یزیدی واقعیت می یابد و برخلاف ظاهر قوی دولت اموی و یزیدی، به زودی شکست همه جانبه دولت یزیدی آشکارمی شود و حکومت به طور کامل از سفیانی ها بیرون و به امویان و سپس عباسیان منتقل می شود.
حضرت زینب(س) در چند جا نشان می دهد که از مقام راسخون در علم برخوردار است و تأویل ایشان از متشابهات عصر خود تا چه اندازه تأویلی درست و واقعی بینانه بوده است. آن حضرت در مجلس یزید با اشاره به آیه ۰۱ سوره روم، عاقبت شوم دولت یزیدی و سفیانی را بر پرده کلام می آویزد.
یزید در مجلس پیروزی خود بر مهم ترین و اصلی ترین دشمن خلافت سلطنتی، مستانه چوب خیزران برداشته و به دندان های مبارک امام حسین(ع) می نواخت و با آن بازی می کرد.
ابوبرزه اسلمی که حاضر مجلس بود و قبلاً یکی از صحابه حضرت رسول(ص) بود وقتی دید که یزید (خبیث) بر دهان مبارک حضرت حسین(ع) می زند، گفت: ای یزید! وای بر تو! آیا دندان حسین را به چوب خیزران می کوبی؟ گواهی می دهم که من دیدم رسول خدا (ص) او و برادرش حسن را می بوسید و می مکید و می فرمود: شما دو سید جوانان اهل بهشتید، خدا بکشد کشنده شما را و لعنت کند قاتل شما را و ساخته کند از برای او جهنم را! یزید از این سخنان ابوبرزه در غضب شد و فرمان داد تا او را بر زمین کشیدند و از مجلس بیرون بردند. در این وقت جناب زینب(س) دختر امیرالمأمنین (ع) برخاست و خطبه خواند و پس از حمد و ستایش پروردگار و درود برپیامبر(ص) فرمود: هر آینه خداوند راست فرموده هنگامی که فرمود: ثم کان عاقبه الذی اساو السوی ان کذبوا بایات الله و کانو بها یستهزأن؛ سرانجام کسانی که کارهای بد کردند این شد که آیات خدا را دروغ انگاشتند و بدانها استهزا می کردند (سوره روم، آیه ۰۱)
یعنی که فرجام تیره و تار کسانی که بدرفتاری و گناه کردند و با حق ستیزی و گستاخی و نافرمانی و هوسبازی و انکار پیامبران به خویشتن، ستم روا داشتند، خلق و خوی زشت و ضد ارزشی بود که دارنده اش را سخت به زیان می افکند و به زشتی و بیداد می کشاند، چرا که آنان آیات خدا را انکار نموده و بدتر از آن به باد تمسخر می گرفتند.
حضرت زینب(س) در اوج شادمانی یزید از پیروزی نهایی بر دشمنان خود، او را به واقعیت تلخی انذار و هشدار می دهد که سرانجام عمل بد یزیدی بوده است. از نظر آن حضرت(س) برخلاف تحلیل مادیگرایانه و ساده لوحانه یزید و بیش تر مردم آن روزگار، عاقب بد یزید با این کار رقم خورده است و در حقیقت این پیروزی همان شکست نهایی یزید و یزیدیان است؛ چرا که یزید تنها اسباب مادی را می بیند و در تحلیل پیروزی خود می آورد.
حضور سرهای بریده مخالفان و اسارت همه دشمنان، به معنای فتح و پیروزی آشکار خلافت سلطنتی یزید است. اما تحلیل زینب(س) بر این است که همین پیروزی ظاهری، خود بیانگر شکست کامل خلافت سلطنتی است که سفیانی ها از سقیفه بنیاد آن را ریخته اند.
حضرت زینب(س) برای این که پیروزی اهل بیت(ع) را به رخ یزید در اوج پیروزی و شادمانی ظاهری اش بکشد می فرماید: هان ای یزید! آیا گمان می کنی که چون زمین و آسمان را بر ما تنگ کردی و ما را شهر تا شهر مانند اسیران کوچ دادی، از منزلت و مکانت ما کاستی و بر حشمت و کرامت خود افزودی و قرابت خود را در حضرت خداوند زیادت کردی که از این جهت آغاز تکبر و تنمر نمودی و بر خویشتن بینی بیفزودی و یک باره شادمان شدی که مملکت دنیا بر تو گرد آمد و سلطنت ما از بهر تو صافی گشت، نه چنین است ای یزید! عنان بازکش و لختی به خود باش! مگر فراموش کردی فرمایش خدا را که فرموده: البته گمان کنند آنانکه کفر ورزیدند که مهلت دادن ما ایشان را بهتر است از برای ایشان؛ همانا مهلت دادیم ایشان را تا بر گناه خود بیافزاید و از برای ایشانست عذابی خوارکننده.
در این بخش حضرت(س) تحلیل واقع بینانه ای را برخلاف گفتمان غالب مادیگرایانه ارایه می دهد که در جامعه حاکم و غالب است. وی بیان می کند که برخلاف آن چه تو و همگان می پنداری، حکومت و خلافت را از دست ما خاندان بیرون نبردی و برای خود صاف نکردی بلکه تیشه به خلافتی زدی که از سقیفه آغاز شد. آن حضرت(س) در این عبارت کوتاه اشاره به غصب خلافت می کند و روشن می سازد که حکومت از آن خاندان پیامبر(ص) بوده است که غصب شده و اکنون با شهادت امام حسین(ع) یزید گمان برده است که دیگر حکومت به طور کامل بر او قرار گرفته و مخالفی باقی نمانده است که مدعی حق خلافت باشد.
آن حضرت(س) با اشاره به آموزه های وحیانی تبیین می کند که سنت الهی بر امهال و استدراج قرار گرفته است، بنابراین نباید به ظاهر رخدادها و پدیده ها، حکم نهایی را صادر کرد، بلکه عاقلانه آن است که تحلیل جامعی داشت و اسباب غیر مادی را در نظر گرفت که یکی امهال خداوندی است.
وی آن گاه به نقد رفتار دولت یزیدی می پردازد و ادعای دینداری آنها را با رفتارهای آنان در تضادی آشکار قرار می دهد تا مخاطبان اصلی یعنی توده های عوام گرد آمده بر دور یزید و دیگر مخاطبان تاریخ بدانند که خلافت یزیدی بیرون از دایره قوانین اسلامی و آموزه های وحیانی و سفارش های پیامبر(ص) در حق خاندان پیامبر(ص) است. وی می افزاید: آیا از طریق عدالت است ای پسر طلقا! که زنان و کنیزان خود را در پس پرده داری و دختران رسول خدا(ص) را چون اسیران، شهر به شهر بگردانی. همانا پرده حشمت و حرمت ایشان را هتک کردی و در منازل به همراهی دشمنان کوچ دادی و مطمح نظر هر نزدیک و دور، وضیع (پست و فرومایه) و شریف ساختی در حالتی که از مردان و پرستاران ایشان کسی با ایشان نبود و چگونه امید می رود که نگاهبانی ما کند کسی که جگر آزادگان را بجود و از دهان بیفکند و گوشتش به خون شهیدان بروید و نمو کند؟ (این سخن حضرت زینب کنایه از آن است که از فرزند هند جگرخواره چه توقع باید داشت و چه بهره توان یافت و چگونه درنگ خواهد کرد در دشمنی ما اهلبیت کسی که بغض و کینه ما را از بدر و احد در دل دارد و همیشه به نظر دشمنی ما را نظر کرده) پس بدون آنکه جرم و جریرتی بر خوددانی و بی آنکه امری عظیم شماری با چوبی که در دست داری بر دندانهای ابوعبدالله سیدجوانان بهشت می زنی حال آنکه دلهای ما را مجروح و زخمناک کردی و اصل و بیخ ما را بریدی. از این جهت که خون ذریه پیغمبر(ص) را ریختی و سلسله آل عبدالمطلب را که ستارگان روی زمینند گسیختی و مشایخ خود را ندا می کنی و گمان داری که ندای تو را می شنوند، و البته زود باشد که به ایشان ملحق شوی و آرزو کنی که شل بودی و گنگ بودی و نمی گفتی آنچه را که گفتی و نمی کردی آنچه را که کردی، لکن آرزو سودی نکند.
آنگاه حضرت(س) حق تعالی را خطاب نمود و عرض کرد: بار الها بگیر حق ما را و انتقام بکش از هر که بر ما ستم کرد و نازل گردان غضب خود را بر هر که خون ما ریخت و حامیان ما را کشت.
آن حضرت(س) تحلیل خود را این گونه درباره رخداد کربلا و پیروزی ظاهری یزید ادامه می دهد و می فرماید: هان ای یزید! قسم به خدا که نشکافتی مگر پوست خودرا و نبریدی مگر گوشت خود را، و زود باشد که بر رسول خدا وارد شوی در حالتی که متحمل باشی گناه ریختن خون ذریه او و هتک حرمت عترت او را در هنگامی که حق تعالی جمع می کند پراکندگی ایشان را و می گیرد حق ایشان و گمان مبر البته آنان را که در راه خدا کشته شدند و مردگانند بلکه ایشان زنده و در راه پروردگار خود روزی می خورند و کافی است ترا خداوند از جهت داوری، و کافی است محمد(ص) ترا برای مخاصمت و جبرئیل برای یاری او و معاونت؛ و زود باشد که بداند آن کسی که تو را دستیار شد و بر گردن مسلمانان سوار کرد و خلافت باطل برای تو مستقر گردانید و چه نکوهیده بدلی برای ظالمین هست و خواهید دانست که کدام یک از شما مکان او بدتر و یاور او ضعیفتر است و اگر روزگار مرا بازداشت که با تو مخاطبه و تکلم کنم همانا من قدر تراکم می دانم و سرزنش ترا عظیم و توبیخ ترا کثیر می شمارم چه اینها در تو اثر نمی کند و سودی نمی بخشد، لکن چشمها گریان و سینه ها بریان است چه، امری عجیب و عظیم است نجیبانی که لشکر خداوندند و به دست طلقاء که لشکر شیطانند کشته گردند و خون ما از دستهای ایشان بر یزید و آن جسدهای پاک و پاکیزه را گرگهای بیابان به نوبت زیارت کنند و آن تنهای مبارک را مادران بچه کفتارها بر خاک بمالند.
ای یزید! اگر امروز ما را غنیمت خود دانستی زود باشد که این غنیمت موجب غرامت تو گردد در هنگامی که نیایی مگر آنچه را که پیش فرستادی و خداوند بر بندگان ستم کننده نیست و شکایت و اعتماد ما بر حضرت او است اکنون هر کید و مکری که توانی بکن و هر سعی که خواهی به عمل آور و در عداوت ما از هیچ کوششی فرو مگذار، با این همه به خدا سوگند که ذکر ما را نتوانی محو کرد و وحی ما را نتوانی دور کرد، و درک نخواهی کرد غایت و نهایت ما را و عار کردار خود را از خویش نتوانی دور کرد و رای تو کذب و علیل و ایام سلطنت تو قلیل و جمع تو پراکنده و روز تو گذرنده است که منادی حق ندا کند که لعنت خدا بر ستمکاران است.
این ها گوشه ای از تحلیل بصیرت زای حضرت زینب(س) در مجلس یزید و در اوج بزم و شادمانی یزیدیان بود که عاقبت شوم این به ظاهر پیروزی را بر ایشان آشکار ساخت و دل های مومنان را به پیروزی نهایی و واقعی مسرور داشت. مطالعه این تحلیل با توجه به آموزه های قرآنی می تواند دریچه ای به سوی تحلیل درست وقایع و رخدادها در عصر کنونی باشد.
دراین تحلیل واقع بینانه حضرت زینب(س) به ما می آموزد که نباید به ظواهر واقعیت ها و متغییرات مادی و ظاهری بسنده کرد بلکه می بایست در تحلیل و نیز توصیه های که ارایه می شود، نقش پروردگاری خداوند نیز همواره مدنظر قرار گیرد. بنابراین دانشجویان علوم سیاسی و دیگر رشته های علوم انسانی باید در تحلیل مسایل همواره مبانی اسلامی و اصول وحیانی را مدنظر قرار دهند و تنها به ظواهر بسنده نکنند بلکه همانند راسخون در علم، اهل بصیرت بوده و پروردگاری الهی را در تحلیل های خود به عنوان سبب اصلی و متغیر مستقل و کامل در نظر گیرند.