جنگ اطلاعاتی میان مسکو و مینسک بار دیگر با شدتی بیشتر آغاز شد و این بار آغازگر آن آلکساندر لوکاشنکو رئیس جمهور بلاروس بود. لوکاشنکو با این دید که امکان حل مناقشات موجود میان دو کشور وجود ندارد، تصمیم گرفته است که از این روند به نفع خود در مبارزات انتخاباتی پیش روی استفاده کرده و خود را به عنوان فردی حامی ثبات بلاروس و مدافع حق حاکمیت این کشور در مقابل روسیه نشان دهد.
کنفرانس مطبوعاتی رئیس جمهور بلاروس با روزنامه نگاران روسی به طور منظم از سال ۲۰۰۳ برگزار می شود. اما این بار کنفرانس مطبوعاتی فوق در انتظار اخباری در مورد روابط وخیم و غیر قابل انعطاف میان دو کشور بود و ظاهراً لوکاشنکو عکس العملی شدید در کنفرانس ۱ اکتبر نسبت به عملکرد کرملین داشته است.
در واقع لوکاشنکو بر اساس برنامه همیشگی خود در حال حرکت است. تأکید های همیشگی در مورد برابر بودن و برادر بودن مردم بلاروس و روسیه و عدم تمایل حاکمیت روسیه برای ادغام مردم دو کشور بازهم از جانب لوکاشنکو تکرار می شود.
به گفته لوکاشنکو حاکمان روسیه به دلایل نامعلومی قصد تخریب سیاسی حاکمیت بلاروس را دارند. وی می افزاید که روسیه با بلاروس همچون بدترین دشمن خود برخورد می کند و با تاسیس اتحادیه گمرکی بلاروس را به سادگی فریب داده است. لوکاشنکو افزود که روسیه جدا از جلوگیری از واردات محصولات بلاروسی به بازار این کشور از واردات نفت از کشورهای دیگر به بلاروس نیز جلوگیری می کند.
به طور کلی از سخنان لوکاشنکو این برداشت را می توان کرد که در بلاروس به لطف سیاست های عاقلانه رئیس جمهور رفاه کامل (به گفته روزنامه نگار روسی"دولت ایده آل") و در مقابل در روسیه زندگی مردم با مشکلات و سختی های فراوانی روبرو است.
اما در سخنان رئیس جمهور بلاروس در مورد روسیه برخی مسائل قابل توجه تازه نیز به چشم می خورد که از جمله آنان می توان از توهین مستقیم به مقامات بلند روسیه نام برد.
لوکاشنکو با بیان این مطالب که سیاست روسیه احمقانه و مبهم بوده و مقامات این کشور از اتفاقات داخل این کشور و حتی بیرون مسکو نیز بی خبرند افزود که وی از این موضوع خشمگین است که رسانه های روسیه در جنگ اطلاعاتی با وی به مسائلی در مورد کولیا پسر وی نیز اشاره می کنند. لوکاشنکو خطاب به روزنامه نگاران روسی اظهار داشت که وی نیز می تواند همچون مقامات این کشور وجود پسر خود را از جامعه پنهان کند. این اشاره شفافی به ولادیمیر پوتین نخست وزیر روسیه است که بر اساس شایعاتی ظاهراً دارای فرزندی از رابطه نامشروع با یکی از ورزشکاران مشهور زن روسیه است.
برای اولین بار رئیس جمهور بلاروس به دیمیتری مدودف رئیس جمهور روسیه حمله مستقیم سیاسی کرد. پیش از این لوکاشنکو سعی کرده بود تا از خود رئیس جمهوری خوب و از رئیس جمهور روسیه نمونه یک حاکم بی اعتبار را نشان دهد. برای نمونه لوکاشنکو در یکی از سخنرانی های خود می افزاید: ما با مدودف در مورد تمامی مسائل موافقت کردیم، اما دولت این کشور در تمام این مسائل کارشکنی کرد. با این حال لوکاشنکو در استفاده از چنین تاکتیک هایی موفق نبوده و حال وی رئیس جمهور روسیه را مستقیماً هدف حملات خود قرار می دهد.
از این پس به اعتقاد لوکاشنکو مقصر اصلی مناقشات دو کشور مدودف بوده و مرکز حملات رئیس دولت بلاروس مدودف خواهد بود. با توجه به اظهارات لوکاشنکا رئیس جمهور روسیه شخصاً دستور آغاز حمله رسانه های روسی را علیه وی صادر کرده است.
مدودف در پاسخ به گفته های لوکاشنکو دو روز بعد در ویدیویی در وبلاگ خود برای اولین بار در مورد هویت رئیس جمهور بلاروس مسائلی را عنوان کرد. مدودف در ابتدا با اشاره به مسائل سیاسی میان دو کشور اظهار داشت که ساختار مبارزات انتخاباتی در بلاروس کاملاً و تماماً ضد روسیه و در جهت وارد کردن اتهامات و ناسزا سخن گفتن در مورد مقامات بلند پایه روسیه بنا شده است، مدودف می افزاید که لوکاشنکو از روسیه دشمنی برای مردم بلاروس ساخته است. سخنان مدودف نشان دهنده گلایه وی از نبود آزادی و دموکراسی در بلاروس است.
در ادامه مدودف به بررسی شخصیت و رفتار همتای بلاروسی خود می پردازد و می افزاید لوکاشنکو در اظهارات خود نه تنها فراتر از قواعد دیپلماتیک، بلکه از چارچوب آداب متداول انسانی نیز خارج شده است. وی افزود که رفتار لوکاشنکو شرم آور بوده و او فردی است که به وعده های خود جامع عمل نمی پوشاند.
و بالاخره مدودف در انتها خطاب به رئیس جمهور بلاروس خواهان بررسی و تحقیق در مورد سیاست مداران و روزنامه نگاران ناپدید شده در بلاروس شد. پس از ۱۱ سال پس از ترور سیاستمداران مخالف و پس از ده ها قطعنامه سازمان های بین المللی، مقامات روسیه نسبت به این موضوع دردآور برای جامعه بلاروس عکس العمل نشان دادند. خب دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.
تمامی این مسائل نشان دهنده تغییر تاکتیک از سوی کرملین است. پیش از این تنها لوکاشنکو مسئولیت به دوش کشیدن اختلافات میان رهبران دو کشور در مقابل مردم را داشت و عموماً تفسیر خود را از روابط دو جانبه میان دو کشور ارئه می داد و رهبران روسیه به دنبال پایان دادن به این مشکلات بدون عمومی کردن آن برای جامعه و توجه به حملات متحد دیرین خود بودند. رئیس جمهور بلاروس نیز اطمینان کامل داشت که در زمینه تغییر نظر جامعه به وضوح در مقابل رهبران روسیه شانسی برای پیروزی نخواهد داشت.
و حال تمامی این مسائل تغییر کرده است و اظهار نظرات رهبران روسیه نتنها کمتر بلکه بیشتر از لوکاشنکو نیز شده است که موضوعی کاملاً ناخوشایند برای رئیس جمهور بلاروس می باشد. بر همین اساس دیگر تفاوتی میان رهبران دو کشور در این نوع اظهار نظرات وجود ندارد.
لزوم درک اتفاقات سیاسی فعلی، توجه بیشتر به گفته های لوکاشنکو در این حوزه می باشد که معتقد است بن بست فعلی در روابط میان مسکو و مینسک موضوعی کاملاً شخصی است. این موضوع تا حد زیادی درست است. علاوه بر تفاوت های سیاسی ناشی از اهداف سیاسی در روابط میان دو کشور، تناقضات شخصیتی میان روسای جمهور دو کشور نیز به وخامت اوضاع افزوده است.
در واقع مدودف و لوکاشنکو سیاست مدارانی کاملاً متفاوت از لحاظ شخصیتی هستند. با وجود اینکه شکل گیری اجتماعی و سیاسی این دو رئیس جمهور تقریباً در یک زمان (در اواخر دوران شوروی، سالهای سازندگی و دگرگونی های پس از اتحاد جماهیر شوروی) اتفاق افتاده است با این حال روسای جمهور هر دو کشور از نگاه اجتماعی و فرهنگی با یکدیگر بسیار متفاوت هستند.
مدودف به عنوان یک وکیل و با روحیات یک حقوقدان معتقد است که موافقت نامه ها و توافقات بین سران دولت ها باید اجرا شوند. لوکاشنکو نیز بر اساس عادت همیشگی خود همچون دهقانی حیله گر عمل می کند و تمام زندگی و تجربه سیاسی وی گواه این موضوع است، وی معتقد است که برنده کسی است که نسبت به حریف خود پیشدستی کند و تحقق تمامی وعده ها لزوماً اجباری نمی باشد.
از یک طرف مدودف پسر یک پروفسور که بلافاصله به جمع نخبگان پیوسته است و فردی است که بصورت فعالانه در اینترنت حضور دارد و مدیریت وبلاگ خود را داراست (اما به اعتقاد لوکاشنکو در کنفرانس مطبوعاتی مدودف توانایی بیل زدن هم ندارد) و از طرفی دیگر مردی از میان مردم که در زمان فراغت از وظایف حکومتی خود به یک زندگی روستایی ادامه داده و در محل زندگی خود گاو و بز نگهداری کرده، علف می چیند و کنده درخت قطع می کند و شخصی است که اینترنت برای او نتنها نشانی از دنیایی مدرن و منبع عظیمی از اطلاعات نیست، بلکه به اعتقاد وی اینترنت یک زباله دانی عظیم است.
آنها از لحاظ ذهنیتی نسبت به یکدیگر بیگانه هستند؛ این دو شخصیت از دو سیاره و حتی از دو کهکشان مختلف بوده و به زبان های گوناگون صحبت می کنند. این تفاوت فرهنگی روسای جمهور دو کشور روابط میان دو کشور را پیچیده تر نیز کرده است.
به این ترتیب مناقشات موجود با روسیه هرچه بیشتر به مرکز مبارزات انتخاباتی بلاروس تبدیل می شود. این استدلال کاملاً منطقی است که در صورت عدم امکان حل مشکلات، می توان از آنها به سود خود استفاده کرد. لوکاشنکو نیز به طور فزآینده ای خود را به عنوان فردی حامی ثبات بلاروس و مدافع حق حاکمیت این کشور در مقابل روسیه نشان دهد.
بعید است که هم اکنون عواقب این مناقشات برای لوکاشنکو مهم باشد. مهمترین موضوع برای وی در حال حاضر پیروزی در انتخابات و کسب ۷۰ تا ۷۵ درصد آراء مردم و حفظ قدرت در بلاروس است. نوشته شده توسط والری کارابالویچ کارشناس مرکز تحلیلی "استراتژی" برای سایت خبری بلاپان، ۵ اکتبر، سعید مدنی
کلید واژگان: لوکاشنکو، مدودف، انتخابات، تفاوت های فرهنگی، اختلافات دو کشور