نه من و نه شما هیچکدام صدای نعرههای پلنگهای در حال سقوط را در هیاهوی شهرها نشنیدیم.
سال ۸۹، با وجود اینکه عنوان سال «پلنگ» را با خود یدک میکشد و انتظار میرفت در این سال حفاظت از اینگونه جانور نادر با حساسیت بیشتری دنبال شود، اما از ابتدای سال جاری تاکنون در استان خراسان رضوی سه پلنگ بر اثر حوادث مختلف و عدم نظارت کافی مسوولان محیطزیست کشته شدند.
البته آمار غیر رسمی حاکی از کشته شدن تعداد بیشتری از پلنگها در استان است که محیطزیست فقط سه گونه را تایید کرده است. در عین حال سازمان حفاظت از محیط زیست به عنوان تنها متولی رسمی حفاظت از حیاتوحش اقدام ویژه و خاصی را در سال پلنگ برای حفاظت از اینگونه با ارزش انجام نداده است و با این اوصاف جمعیت پلنگ که بیشتر از یوزپلنگ در کشور گزارش شده، با تهدیدهای بسیار زیادی روبه رو است.
سال گذشته مرگ بیش از ۲۵ قلاده پلنگ در کل کشور به دلایلی چون شکار، تصادف و مسمومیت با طعمه آلوده گزارش شده است و بعید نیست آمار پلنگهایی که مرگشان گزارش نشده، بسیار بیشتر از این تعداد باشد و این وضعیت در صورتی رخ داده که ایران آخرین میزبان پلنگ ایرانی در آسیاست.
مشکلات فرهنگی و ترس عمومی در برخی از جوامع محلی از پلنگ یکی از مهمترین علل آمار بالای تلفات پلنگ به دست انسان میباشد که هنوز سازمان حفاظت محیط زیست برنامهای منسجم برای حفاظت از پلنگ انجام نداده است، تا فرهنگ عمومی برخورد با این حیوان در بین مردم ایجاد شود و منجر به تلف شدن چنین حیوانی که نسلش رو به انقراض است، نشود!
در حال حاضر با اعلام محیطزیست خراسان رضوی، در استان، شکار غیرمجاز پلنگ و طعمههایش عمدهترین عامل تهدید بقای پلنگ به شمار میرود که در نتیجه این شکارهای غیر مجاز اولین قلاده پلنگ تلف شده در استان در ۱۳ تیر سال جاری کشف شد که بر اثر اصابت گلوله در ارتفاعات روستای سماخون در شهرستان تربتجام از بین رفته بود. این پلنگ هشت ساله نر بر اثر اصابت یک گلوله زخمی و پس از طی مسافتی بر اثر شدت جراحت وارده و خونریزی کشته شده بود و به دلیل گرمای هوا و سپری شدن مدت بین سه تا پنج روز از تلف شدن پلنگ، لاشه این گونه جانور کمیاب از درون دچار فساد شده بود.
هنوز ۴ماه از این واقعه نگذشته بود، که مجددا ۱۱آبان تلف شدن یک قلاده پلنگ دیگر در ارتفاعات روستای ارزنه بخش باخرز شهرستان تایباد توسط دامداران منطقه گزارش شد که در درگیری با دامداران کشته شده بود. این پلنگ که برای تامین غذای خود چارهای جز نزدیکی به روستاها و آغلها نداشته است، در مواجهه با مردم روستایی که خسارت وارد شده به دلیل حمله به گاو و گوسفند خود را برنتافته، اقدام به ازبین بردن این گربهسان ارزشمند کرده بودند که یکی از علل روی آوردن پلنگها به مناطق مسکونی تراکم پایین طعمههای طبیعی در اکثر مناطق است و این حیوانها گزیری جز آمدن به سمت گلههای دامهای اهلی ندارند که صاحبان گلهها به دنبال دفاع از گلهشان آنها را از پا در میآورند. میتوان گفت در این مورد نیز سازمان محیطزیست کمکاری کرده است و غذای مورد نیاز این حیوان را به خصوص در فصل سرما تامین نکرده که در نتیجه آن یک قلاده پلنگ به همین آسانی تلف میشود.
این تنها یک برگ از دفتر هزار برگ عدم برنامهریزیهای درست محیطزیست برای حفاظت از این گونه است و انگار که پایانی ندارد. دوباره در تاریخ ۱۵بهمن بود که جسد یک قلاده پلنگ هشت ساله دیگر در ۶۰ کیلومتری شهرستان تربتجام در بالای یک دکل برق فشار قوی یافت شد که در این جریان ماموران محیط زیست ابتدا فکر می کردند که پلنگ در اثر برق گرفتگی جان باخته اما بعد از تحقیقات مشخص شد که در اثر شلیک چهار گلوله در بالای دکل کشته شده است!
پلنگ بیچاره که دیگر جایی برای پنهان شدن از دست شکارچی نداشته، به حکم غریزه در نبود درخت به بالای یک دکل برق می رود و با شلیک چهار گلوله توسط شکارچی کشته میشود.
به این ترتیب تنها در طی هشت ماه، دستکم سه قلاده پلنگ در مناطق مختلف استان با شلیک گلوله از بین رفتهاند که اگر این روند ادامه یابد ۷۰ الی۸۰ قلاده پلنگ که گفته میشود در خراسان رضوی زیست میکنند، در طی چند سال آینده از بین خواهند رفت و ما باید در سالهای آینده برای نمایش این گربهسان از مجسمههای خشک شده در موزهها استفاده کنیم.
مدیرکل حفاظت از محیطزیست خراسان رضوی در پاسخ به این موارد میگوید: با توجه به اینکه گوشتخواران دارای قلمرو هستند و بزرگترها، کوچکترها را از قلمرو خود حذف میکنند این جانوران مجبور میشوند که برای تغذیه به مکانهایی بروند که برای مردم مزاحمت ایجاد میشود در نتیجه آن، افراد بدون اطلاعرسانی به سازمان محیطزیست برای چارهاندیشی، خودسرانه و غیرمتعارف دست به کشتار میزنند. سید حسین آقامیری در ادامه صحبتهای خود ضمن اشاره به دستگیری افراد مقصر در از بین رفتن این سه پلنگ، میگوید: این افراد تحویل دادگاه قضایی شدهاند و طبق قانون مجازات خواهند شد. وی در پاسخ به اینکه آیا برای جلوگیری از کشتار پلنگ نیازمند تغییر قانون نیستیم، میافزاید: در حال حاضر افرادی که در کشته شدن پلنگ مقصر باشند، به مدت سه سال حبس و یک میلیون و ۶۰۰ هزار تومان جریمه نقدی میشوند و تغییر دادن این قانون و تدوین قانون جدید دست ما نیست.
وی همچنین کشته شدن چهارمین پلنگ در حوالی دررود نیشابور بر روی ریل قطار را رد و اظهار میکند: احتمالا لاشه مربوط به سگ و یا گونه جانوری دیگری بوده است و چون سازمان محیطزیست هیچ پلنگی را ندیده است، این موضوع را شایعهای بیش نمیداند.
او در پاسخ به این سوال که تعداد پلنگهای کشته شده امسال نسبت به سال گذشته افزایش داشته است یا کاهش، خاطر نشان میکند: سال گذشته در مجموع پنج پلنگ در استان تلف شدند که امسال تاکنون سه قلاده از این گونه کشته شده است.
با این وجود به نظر میرسد بزرگترین تهدید برای پلنگ در استان، ضعف برنامهریزی صحیح درباره این گربهسان بزرگجثه است. این ضعف برنامهریزی متوجه محافل علمی و اجرایی است که با گذشت این همه سال هنوز نتوانستهاند فرهنگ صحیحی را ایجاد کنند و پلنگ را که براساس قوانین سازمان حفاظت محیطزیست در زمره گونههای در خطر انقراض می باشد و حفاظت از آن را بهخصوص در خارج مناطق حفاظت شده که جمعیت طعمههای طبیعی آن به شدت کاهش یافته، با برنامهریزی جدی انجام دهند.
در نتیجه این بیبرنامگیها این گونه در طی ۲۵سال گذشته در بسیاری از مناطق ایران به طور کامل منقرض شده و در سایر مناطق نیز جمعیت آن به شدت کاهش یافته است. علت کاهش شدید این زیر گونه در استان متوجه تخریب زیستگاه و شکار با سلاحهای مجاز و غیر مجاز است و برنامهریزیها و حفاظتهای بیشتر را میطلبد و تنها اعمال قوانینی مانند حبس از سه ماه تا سه سال و جزای نقدی نمیتواند موثر باشد بلکه باید طریقه برنامهریزیها تغییر کند تا سرنوشت پلنگ ایرانی در آیندهای نه چندان دور به سرنوشت یوزپلنگ آسیایی دچار نشود.