امروز دوشنبه 09 شهریور 1405

Monday 31 August 2026

تکرار همان اشتباه همیشگی


1401/08/01
کد خبر : 75236
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 60 نفر
محمد قمی «همبازی» هم بالاخره اکران شد و روی پرده نقره ای را به خود دید. فیلمی که همه چیزش داد می زند که مال کودکان است و حرف و نگاه کودکان؛ اما واقعیت چیز دیگری است. فیلم نه از نگاه کودک است و نه برای کودک. فیلم سینمایی «همبازی» را می توان از دو منظر مختلف مورد نقد قرار داده و دو وجه خنثی و منفی اش را بررسی کرد. اینکه فیلم ایده خوب و حساس و مبتلابه ای را انتخاب کرده و یکی از مسایل جدی و گرفتاری های اساسی بسیاری از خانواده ها را مطمح نظر قرار داده است، وجه قابل توجه و البته خنثی فیلم است. چرا که در حد ایده است و تا به اجرا نرسد هیچ ارزشی ندارد. اما اینکه همین ایده در اجرا دچار اشتباه و لغزش شده و در فرم از آب درنیامده و نتوانسته به یک اثر جذاب و دیدنی بدل شود وجه منفی اصلی فیلم است. «همبازی» دچار همان خطای فاحشی شده که در سینمای ایران بسیار متداول و مسری و اپیدمی است. خطایی که سال های سال است در این سینما رخ می دهد و باز هم ادامه می یابد. در اشکال و انواع مختلفش و در قالب ها و ژانرهای گوناگونش. و فرقی هم نمی کند که فیلم تاریخی باشد یا در ژانر کودک؛ مخاطبش بزرگسال باشد یا بچه ها. جدی باشد یا طنز. خطا این است که دوستان فیلمساز ما و از جمله سازندگان «همبازی»، اول تم و مضمون و موضوع را انتخاب می کنند و بعد برایش دنبال فرم می گردند تا آن مضمون را در آن فرم جاسازی کرده و مثل ظرف و مظروف درهم بریزند. این یک خطای فاحش است در سینما و در نحوه فیلمسازی. نمی توان اول مضمون را انتخاب کرد و بعد برایش دنبال فرم گشت. بلکه فرم باید از دل مضمون و موضوع فیلم و یا همان محتوایش بیرون بیاید تا اصیل باشد و بشود. در فیلم «همبازی» این خطا کاملا هویداست و علت اصلی اجرای بد، عدم جذابیت و بسیاری از ایرادهای فنی و محتوایی و شکلی و قالبی فیلم هم که کم نیستند، از همین جا آب می خورد. فیلم نه از نگاه کودک روایت می شود تا جهان کودکانه بدیعی را پی ریزی کند و نه کاملا مخاطبش را بزرگسال انتخاب کرده تا تکلیفش حداقل از این جهت معلوم باشد. و همین عامل هم باعث شده تا فیلم در اجرا کاملا لنگ بزند، زبان و لحنش الکن و زمخت باشد و از جذابیت های بصری و روایی کمترین حظ و بهره ای را نبرده باشد. در حالی که اگر میزانسن و روایت و اجرای درست و دقیقی برای فیلم انتخاب می شد، تم و داستان فیلم این قابلیت را داشت که تبدیل به یک اثر قابل دفاع شود. داستان فیلم به این شرح است که امین پسرکی است که دلش خواهر یا برادر می خواهد تا با او بازی کند و مادرش به دلیل اینکه کارمند است مخالف این قضیه است. به هر حال امین شرط دست برداشتن از خواسته اش را نگاهداری یک کره خر در آپارتمان عنوان می کند و خانواده اش می پذیرند و در نهایت در سکانس پایانی که فلاش فوروارد است می بینیم که مادر و پدر امین یک خواهر برای او به دنیا آورده اند. از منظر روانشناسی کودک، امین یک پسر لجباز است و دلیل لجبازی های بی منطق او هم توجه مشروط والدین اوست. این یعنی والدین به او می گویند: اگر فلان کار را کنی آن وقت خیلی بچه خوبی هستی و با این کار خوب بودن یا نبودن کودک را به انجام دادن یا ندادن فقط همان کار مشروط می کنند. از سوی دیگر توجه بسیار زیاد به این کودک نیز می تواند دلیل لجبازی او باشد. و نباید از این موضوع غافل شد که والدینی که خود ضد و نقیض صحبت می کنند و خودشان لجباز هستند درواقع لجبازی را آموزش می دهند و طبیعی است که کودک هم همان طور بار می آید. با تصویری که فیلم از این خانواده نشان می دهد مثلا برای فرزندشان تئاتر بازی می کنند یا رفتارهای تهاجمی ندارند و تلاش دارند با گفت وگو مسئله را حل کنند، دور از ذهن نیست که برای بیننده بزرگسال حداقل راه حلی برای برخورد با این مشکل به تصویر کشیده شود و بیننده خردسال هم بداند که لجبازی او چه ظاهر بدی دارد. اما فیلم نه تنها این کار را نمی کند بلکه با روی آوردن به کلیشه های دم دستی و ساده انگارانه و آن پایان نچسب دوستی مدیر ساختمان با لاک پشت و بچه دار شدن خانواده، تمام پیش بینی ها را از بین می برد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/75236
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید