امروز پنج‌شنبه 22 مرداد 1405

Thursday 13 August 2026

جایگاه خداوند در هستی و نقش او در سرنوشت انسان


1401/08/01
کد خبر : 51023
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 37 نفر
قبل از آن که انسان ( به مفهوم امروزین آن) به جرگه مجموعه خلقت الهی بپیوندد ، موجودات غیرانسانی بیشماری از قبیل جمادات ، نباتات ، جانوران و فرشتگان وجود داشتند ، که هر کدام برحسب هدایت غریزی خود ، که خداوند در تکوین آنها قرار داده است ، به حیات و ممات خود ادامه می دادند ، همانگونه که هنوز و آینده نیز ، به همین روال ادامه خواهند داد . روزگاران گذشت و گذشت و هر موجودی به راه تکوینی خود می رفت و خداوند از تسبیح او راضی و خشنود . آنجا که می فرماید : " آسمانهای هفتگانه و زمین و کسانی که در آنها هستند، همه تسبیح او می‏گویند؛ و هر موجودی ، تسبیح و حمد او می‏گوید ؛ ولی شما تسبیح آنها را نمی‏فهمید . " ۱ و حتی فرشتگان نیز بر حسب فطرت خدادادیشان ، در سراسر هستی مشغول عبادت و تسبیح اند . آنجا که می فرماید : " (در آن روز) فرشتگان را می‏بینی که بر گرد عرش خدا حلقه زده‏اند و با ستایش پروردگارشان تسبیح می‏گویند. " ۲ و یا امام علی (ع) می فرمایند : " برخی از آن فرشتگان ، پیوسته در سجودند ، بی‏آنکه رکوعی کرده باشند ، برخی همواره در رکوعند و هرگز قد نمی‏افرازند . صف در صف ، در جای خود قرار گرفته‏اند و هیچ یک را یارای آن نیست که از جای خود به دیگر جای رود . خدا را می‏ستایند و از ستودن ملول نمی‏گردند . هرگز چشمانشان به خواب نرود و خردهاشان دستخوش سهو و خطا نشود و اندامهایشان سستی نگیرد و غفلت فراموشی بر آنان چیره نگردد . " ۳ اما از آنجا که همه آن مخلوقات ( غیر انسانی ) فقط به تبع غریزه و هدایت تکوینی و خلقت خداساخته شان ، به تسبیح و عبادت خداوند مشغولند و اراده ای بر این امر ندارند ، لذا با وجود آن همه ، حقیقت گنجینه خداوند بر کسی مکشوف نگشت و گاه زمانی بود که این " گنج " ، " مخفی " بود . تا آنگاه بود که حضرتش قصد کشف و تجلی خود و نمایش آن کردند . آنجا که در حدیث قدسی می فرمایند : " کنت کنزاً مخفیاً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لکی أعرف " ۴ " من گنج پنهان بودم . دوست داشتم که آشکار شوم . پس خلق را آفریدم تا شناخته شوم " ۵ بشر را خلق نمود و خصلتی منحصر به فرد ، که به هیچ مخلوق دیگری عطا نکرده بود ، در وجودش به ودیعت گذاشت . و آن چیزی نبود جز دانه ای که در مغز و آنگاه قلبش کاشته بود تا در یک مسیر رو به کمال ، آن گونه رشد یابد تا به میوه " باور " به خدای خالقش بنشیند ۶ . و آن گاه است که خداوند ، خود را در آئینه وجود او ، به کمال زیبایی و نهایت بزرگی و جلال خواهد دید . این انسان سالها و سالها عمر سپری کرد ۷ و روز به روز با کشف و شهود جدیدی به فهمی جدید از عالم درون و بیرون خود رسید تا آن گاه که خداوند حد رشد و بلوغش را لایق هدایتی جدید دانست و او را برگزید . آنجا که می فرمایند : " خداوند آدم را برای ایفای مسئولیت سنگین خلیفه الهی انتخاب نمود . " ۸ و امانت خود را که همان تجلی گاه ذات حضرت ربوبی بود به او بسپرد . آنجا که می فرمایند : " ما امانت خود را بر آسمانها و زمین و کوه‏ها عرضه داشتیم ، آنها از حمل آن سر برتافتند ، و از آن هراسیدند؛ امّا انسان آن را بر دوش کشید ؛ او بسیار ظالم و جاهل بود ! " ۹ در ظرف وجودش استعداد خداگونه شدن ریخت . آنجا که می فرمایند : " سپس علم اسماء را همگی به آدم آموخت. " ۱۰ و به دنیای زمینی ، برای بارور کردن آن استعداد ، برگرداند . آنجا که می فرماید : " گفتیم : همگی از آن ، فرود آیید ! هرگاه هدایتی از طرف من برای شما آمد، کسانی که از آن پیروی کنند، نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین شوند ." ۱۱ و خلیفه خود در زمینش قرار داد . آنجا که می فرمایند : " من در روی زمین، جانشینی قرار خواهم داد. ۱۲ حال این انسان از آنجا که مختار بود تا کاشته خدایی وجودش را پرورش دهد و یا راه به بیراهه سقوط در اسفل السافلین دنیایی بپیماید ، به عبور در جاده رشد و بلوغ جدید، پا گذاشت . اما بدان سبب که خداوند این مخلوقش را عبث و بیهوده نیافریده بود . آنجا که می فرمایند : " آیا گمان کردید شما را بیهوده آفریده‏ایم ، و بسوی ما باز نمی‏گردید؟ " ۱۳ و او را جز برای خود و عبودیت عاشقانه خود خلق نکرده بود . آنجا که می فرمایند : " من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند ! " ۱۴ به هیچ زمانه ای تنهایش نگذاشت و هدایت او را بسوی راهی که در نهایت ، رسیدن به بارگاه الهی و آرام گرفتن در جوار حضرت ربوبی است ، را خود بر عهده گرفت . اگر چه حضرت ایشان مالکیت علی الاطلاق بر تمامی کائنات و بطور خاص بر انسان دارند . آنجا که می فرمایند : " خداوندی که مالکیت آسمانها و زمین از آن اوست....، و همتایی در مالکیّت ندارد ، و همه چیز را آفرید ، و آنچه مقدر بود تقدیر فرمود . " ۱۵ اما از آنجآ که ذات انسان را تجلیگاه ارزشهای الهی دانسته و او را به عنوان نمایشگاه ملکات اخلاقی خود برگزیده ؛ آنجا که می فرمایند : " ( ای انسان های معزز خداوندی ) به ملکات اخلاق خداوندی ، متخلق و به آنها آراسته شوید . " ۱۶ و از طرف دیگر همه گونه ابزار و وسوسه شیطانی بر سر راه این انسان ضعیف ، قرار داشته ؛ آنجا که خداوند از زبان شیطان می فرمایند : " و آنها را گمراه می‏کنم ! و به آرزوها سرگرم می‏سازم ! و به آنان دستور می‏دهم که .... آفرینشِ پاک خدایی را تغییر دهند ! ( و فطرت توحید را به شرک بیالایند ! ) " ۱۷ و طبیعتا در آن فضای وسوسه و هوس و آرزو های دور و دراز بی حاصل ، این انسان است که در بند دنیای زمینی گرفتار و فریفته مطامع زودگذر آن گشته ؛ آنجا که امام همام علی (ع) می فرمایند : " این دنیا نیست که تو را گول زده است ، که تو فریفته و شیفته آن شده ای . " ۱۸ تا آنجا که راه گم می کند و بی راهه می رود . آنجا که خداوند نهیب می زند : " ( ای انسانهای فریفته دنیایی ) ، به کدامین سو ، درگذرید ؟! " ۱۹ لذا ، خداوند خود ، نقش هدایت او را برعهده گرفت و ذره ای در پذیرش آن اجبار نکرد . آنجا که می فرماید : " ما راه را به او نشان دادیم ؛ خواه شاکر باشد ( و پذیرا گردد ) یا ناسپاس ! " ۲۰ و یا آنجا که حضرتش به صراحت می فرمایند : " در قبول دین ، اکراه و اجباری نیست . " ۲۱ اما از آنجا که ، خداوند اراده فرموده که ؛ انسان در معرض هدایت الهی و وسوسه های شیطانی قرار گرفته ، و خود بر مبنای تعقل انسانیش انتخاب کند که از راه مستقیم مطلوب خداوندی ، به سوی او رفته و در جوار حضرتش قرار گیرد ، و یا بی راهه برگزیند و راه دور نماید و تبعا دیرتر برسد ، پیامبرش را به تبیین هر دو راه برای او ، بسویش فرستاد . آنجا که می فرماید : " ما قرآن را بر تو نازل نکردیم مگر برای اینکه آنچه را در آن اختلاف دارند، برای آنها روشن کنی ؛ و ( این قرآن ) مایه هدایت و رحمت است برای قومی که ایمان می‏آورند ! " ۲۲ و اینجاست که حضور رسولان را برای شکوفایی عقول بشری می داند . آنجا که امام علی (ع) می فرمایند : " خداوند سبحان از میان فرزندان آدم ، پیامبرانی برگزید ....تا خردهاشان را که در پرده غفلت ، مستور گشته برانگیزاند . " ۲۳ و آنگاه است که وقتی عقل انسانی که گنجینه نهفته خداوندی در وجود آدمی است ، شکوفا شد و برهان الهی ، برای پیمودن راه مستقیم بسوی نور را دریافت کرد . " ای مردم ! دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد ؛ و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم . " ۲۴ خود می تواند راه روشن رشد بسوی خداگونه شدن را از راه انحراف و بی راهه ضلالت و تاریکی تشخیص دهد . آنجا که می فرماید : " راه درست از راه انحراف ، روشن شده است. " ۲۵ و بر همین اساس است که خداوند حکیم ، نیازی به اجبار کسی از جنس آدمیان نمی بیند ، و حتی پیامبرش را نیز حق سیطره بر آنان نمی دهد . آنجا که به صراحت می گویند : " پس تذکّر ده که تو فقط تذکّر دهنده‏ای ! - تو سلطه‏گر بر آنان نیستی که ( بر اجرای فرامین ) مجبورشان کنی " ۲۶ و حتی پیامبر اکرم (ص) را موظف به حفاظت از نتایج پیامی که به او ، برای ابلاغ سپرده است نمی نماید . آنجا که خداوند می فرمایند : " و اگر روی‏گردان شوند (غمگین مباش)، ما تو را حافظ آنان (و مأمور اجبارشان) قرار نداده‏ایم؛ وظیفه تو تنها ابلاغ رسالت است! " ۲۷ حال این انسان اگر دنیای زمینی را بازیچه خود قرار داد و از هر چه نعمت خداوندی بود به عنوان ابزار شادی و رشد خود بکار گرفت ؛ آنجا که خداوند می فرمایند : " زندگی دنیا، چیزی جز بازی و سرگرمی نیست ! و سرای آخرت، برای آنها که پرهیزگارند، بهتر است! آیا نمی‏اندیشید؟! ۲۸ تحت ولایت و هدایت الهی ، راهش از جاده سراسر نور و روشنی خواهد گذشت ؛ آنجا که حضرتش می فرمایند : " خداوند ، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‏اند ؛ آنها را از ظلمتها ، به سوی نور بیرون می‏برد . " ۲۹ و آنگاه است که جایگاه ابدیش ، بارگاه حضرت رحمان و جوار قرب ربوبی ، خواهد شد . آنجا که حضرت باری می فرمایند : " یقیناً پرهیزگاران در باغها و نهرهای بهشتی جای دارند - در جایگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر! " ۳۰ اما ، اگر این انسان ضعیف ، دل به سرای زمینی بست و خود در بند ظاهر فریبای آن گرفتار ساخت ، راهش از جاده نور و روشنی به سمت جاده ظلمت و تاریکی کج خواهد نمود . آنجا که حضرت رب بی نیاز میفرمایند : " کسانی که کافر شدند ، اولیای آنها طاغوتها هستند؛ که آنها را از نو ر، به سوی ظلمتها بیرون می‏برند. " ۳۱ و طبیعتا ، آن زمان که پای در سرای آن جهانی گذارده و پرده اسرار به کنار می رود ، جایگاه وحشتناک خود و جاده پر سنگلاخ و ظلمانی آن را مشاهده کرده و در دیگر سو مقصد نورانی مقصود خلقت الهی را به چشم دل می بیند . آنجا که خداوند می فرمایند : " کسانی که کافر شدند ، اعمالشان همچون سرابی است در یک کویر که انسان تشنه از دور آن را آب می‏پندارد ؛ امّا هنگامی که به سراغ آن می‏آید چیزی نمی‏یابد ، و خدا را نزد آن می‏یابد که حساب او را بطور کامل می‏دهد " ۳۲ و آنگاه آه از نهاد برآورده و ای کاش ، که شاید خداوند او را به دنیای زمینی برگرداند ، تا بتواند فرصت از دست رفته را جبران کرده ، و حقیقت وجودی خود را به ملکات اخلاق خداوندی بیاراید . آنجا که خداوند از زبان او می فرماید : " و اگر ببینی مجرمان را هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان سر به زیر افکنده، می‏گویند : « پروردگارا ! آنچه وعده کرده بودی دیدیم و شنیدیم ؛ ما را بازگردان تا کار شایسته‏ای انجام دهیم ؛ ما (به قیامت) یقین داریم ! »" - ۳۳ اما دیگر دیر شده ، که هر کس به هر مقدار از راه ، که کج رفته ، باید عذاب وحشتناک حسرت دور افتادن از خدای رحمان را بچشد تا زنگارهای ناشی از غفلت و هوس های زمینی از روح او زدوده شود . آنجا که پروردگار عزیز می فرمایند : " (امّا) بزودی او را وارد سَقَر می‏کنم ! - و تو نمی‏دانی «سقر» چیست! - (آتشی است که) نه چیزی را باقی می‏گذارد و نه چیزی را رها می‏سازد ! - پوست را بکلّی دگرگون می‏کند! ( زنگارهای روح را بکلی می برد و آن را خالص و پاکیزه می کند ) " ۳۴ و پس از آن است که راه بسوی مستقر نهایی ، که همان مکان نور و آرامش و حضور خدای رحمان و جمیل است ، باز خواهد شد . آنجا که رب جلیل می فرمایند : " آن روز ، قرارگاه نهایی ، تنها بسوی پروردگار تو است . " ۳۵
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/51023
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید