امروز پنج‌شنبه 22 مرداد 1405

Thursday 13 August 2026

جایگاه سالمندان از دیروز تا امروز


1401/08/01
کد خبر : 51343
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 56 نفر
مطالعات نشان می‌دهند که رفاه و آسایش سالمندان بر حسب سطح توسعه اجتماعی ـ اقتصادی، سلامت جسمی و عاطفی، شرایط زندگی، الگوی مبادله و حمایت، و سایر روابط بین نسلی تابعی از سه عامل به هم پیوسته و مرتبط است: نظام‌های سیاسی، اجتماعی ـ فرهنگی، و اقتصادی جامعه (ساخت سیاسی، ابعاد اجتماعی و فرهنگی و سطح توسعه اقتصادی)؛ ساختار و مؤلفه‌های جمعیتی جامعه (باروری، مرگ و میر، ساخت سنی، مهاجرت، شهرنشینی، ازدواج و طلاق، و پویایی‌های نیروی کار)؛ و سیاستگذاری‌ها و برنامه‌های طراحی و اجرا شده توسط دولت‌ها. جامعه‌شناسان در تقسیم‌بندی جوامع براساس معیار پایبندی به سنت‌ها و شدت تغییر و تحولات اجتماعی، آنها را به دو دسته کلی تقسیم می‌کنند: جوامع گذشته یا سنتی، و جوامع معاصر یا صنعتی. همان‌گونه که این دو نوع جامعه از لحاظ ملاک‌های متعددی نظیر میزان استقبال از تغییرات، وفاداری به سنت‌ها، حجم و تجانس جمعیت، تنوع نقش‌های اجتماعی، میزان تحرک اجتماعی و شغلی، باز یا بسته بودن در مقابل سایر جوامع و فرهنگ‌ها، شدت انسجام و انتظام اجتماعی، دایره همسرگزینی، تنوع و تفاوت شیوه‌های تولید و مصرف کالاها، تفاوت در اقتدار مردان و زنان در جامعه و خانواده، و... با یکدیگر متفاوتند، از نظر مسأله سالمندی و وضع سالخوردگان هم تفاوت‌های اساسی بین این جوامع دیده می‌شود. در حالی که در جوامع گذشته، پیری عمدتاً با تغییر شکل ظاهری و کاهش شدید توانایی‌های جسمی و توان تولیدی تشخیص داده می‌شد، در جوامع جدید پیری با سن تقویمی و به ویژه سن بازنشستگی تعریف می‌شود. یعنی پیری به سنی گفته می‌شود که در آن بشتر مردم از کار بازنشسته و از انواع خاصی از مزایای رفاهی مانند حقوق بازنشستگی برخوردار می‌شوند. به عنوان یک قاعده کلی، جوامع ما قبل صنعتی (سنتی) قدرت و مقام زیادی به پیران می‌دادند. چون آنان را ذخایر فرهنگ محلی، دانش، تجربه و عقل می‌دانستند. قدرت در دست پیرترین مردم بود و غالباً شورای پیران و ریش‌سفیدان، امور محلی را نظم و نسق می‌بخشید. همچنین مالکیت ثروت با سن در ارتباط بود. چون منبع اولیه ثروت در اغلب جوامع سنتی، زمین بود که در اختیار پیرترین مردان خانواده قرار داشت که آن را با مرگ خود به بزرگ‌ترین پسران خود منتقل می‌کردند. افراد پیر همچنین در داخل خانواده هم دارای تسلط بودند. به دلیل این که همه جوامع سنتی، نسبتاً غیرمولد بودند و به هر کسی که می‌توانست کمکی به نیروی کار در روی زمین باشد نیاز داشتند. بنابراین افراد پیر تا زمانی که کاملاً از کار افتاده نشده بودند، نقش اقتصادی فعال ایفا می‌کردند. در جوامع سنتی به علت توسعه نیافتن علم و تکنولوژی و سواد و آموزش برای انتقال یافته‌ها و تجربیات انسان‌ها، وسیله‌ای جز آموزش مستقیم و عملی فرزندان خانواده وجود ندارد. از این رو سالخوردگان خانواده تنها منبع علوم و تجربه محدود جامعه محسوب می‌شوند. در این جوامع، سالخوردگان با توجه به سن آنان، که تعیین‌کننده پایگاه اجتماعی، قدرت و نفوذشان است، از احترام خاصی برخوردارند. از سوی دیگر، سنت‌ها و آداب و رسوم در این جوامع از اهمیت و اعتبار بیشتری برخوردارند و در تمامی زمینه‌های اجتماعی حاکمیت دارند. براین اساس، در جوامع سنتی هرچه بوی قدمت می‌دهد و نشانی از سالخوردگی و پیری دارد، از احترام و ارزش برخوردار است. به موازات تحولات اجتماعی ـ اقتصادی، و نیز دگرگونی‌های فرهنگی و ارزشی، موقعیت سالخوردگان و ارزش سالمندی در جوامع معاصر تغییر می‌کند. مطابق نظریه مدرنیته، سالمندان ساکن در شهرهای جدید دارای منزلت کمتری هستند. چون رفتارهای سنتی آنان به عللی از جمله کاهش اهمیت زمین و ملک به عنوان ابزار تولید، افزایش سطح تولیدات جامعه و سرعت سرسام‌آور تحولات اجتماعی قدر و منزلت خود را در دوره جدید از دست داده است. کاهش اقتدار و ارزش سالمندان در خانواده و جامعه، کم اثر شدن آنها در فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی، ابتلا به انواع مشکلات جسمی و روانی و فقر عاطفی و ارتباطی، برخی از پیامدهای این تغییرات محسوب می‌شوند. در جوامع معاصر که از نظر فن‌آوری بسیار پیشرفته‌اند و تغییرات سریعی در آنها رخ می‌دهد، انباشتگی تجربه و دانش پیران، عاملی برای ارزشمند و مهم بودن آنها به حساب نمی‌آید و چه بسا دانستنی‌های آنها کهنه تلقی شود و ممکن است میزان دانایی‌های آنها از فرزندان و نوادگان‌شان کمتر هم باشد. در جوامع صنعتی، تجارب یک نسل ارتباط و فایده کمی برای نسل بعد دارد و در نتیجه این جوانها هستند که آداب و رسوم جدید را به کودکان انتقال می‌دهند نه پدران، مادران، و اجدادشان که از اهمیت و امکانات کمتری برخوردارند. امروزه در اغلب کشورهای صنعتی، سالخوردگان دریافته‌اند که نمی‌توانند در کارهای اساسی جامعه شرکت مؤثر و مفید داشته باشند و در نتیجه مسائل و مشکلات روانی و اجتماعی ویژه‌ای برای افراد سالخورده به وجود آمده است. در جامعه‌ای که برخورداری از ثروت، شغل، دانش و آگاهی، جوانی و سرزندگی به عنوان شاخص‌هایی برای ارزشگذاری افراد و تعیین منزلت اجتماعی آنها تلقی می‌شود، طبیعی است که سالمندان قدر و منزلت بالایی در جامعه نداشته باشند. نظریه‌پردازان در جوامع جدید بر این باورند که وظایف و هزینه‌های سنگین دولت در مراقبت از سالمندان، خارج بودن این گروه از عرصه تولید و تعداد روزافزون آنان در کنار ارزش‌های والای فعالیت‌های اقتصادی و پول در این جوامع، از جمله عواملی است که سالخوردگان را کم اهمیت می‌نمایاند. در مجموع، موقعیت اجتماعی افراد سالمند در جوامع امروزی، پایین‌تر و متزلزل‌تر از موقعیت و جایگاه آنان در بسیاری از فرهنگ‌های سنتی است که در آنها سالمندی با اعتبار اجتماعی، قدرت، و ثروت قرین بوده است. ● مقایسه دیروز و امروز براساس معیارها و ملاک‌های زیر، می‌توان وضع سالمندان در جوامع گذشته (سنتی) و معاصر (صنعتی) را مقایسه کرد و علل کاهش اهمیت، اقتدار و ارزش آنان در جوامع معاصر و بروز شرایط نامناسب زندگی برای آنها را شناخت. ۱) کاهش میزان اعتقاد به سنت‌ها و ارزشمند بودن سالمندی: در جوامع سنتی، سنت‌های اجتماعی همراه با اعتقادات و باورهای مذهبی به نحوی است که سالمندی را مرحله ارزشمندی از زندگی محسوب می‌کند و سالمندان را مورد حمایت قرار می‌دهد. به این ترتیب، نه تنها سالمندان از متن زندگی خانوادگی و اجتماعی طرد نمی‌شوند، بلکه به نوعی در رأس هرم اقتدار جامعه و خانواده قرار می‌گیرند و جوان‌ترها موظف می‌شوند ضمن حفاظت و مراقبت از آنها، به اقتدار آنها هم گردن بنهند. برخی از مطالعات حاکی از رابطه مثبت بین میزان پایبندی اعضای خانواده به مذهب و جایگاه بهتر سالمندان خانواده است. این در حالی است که با تضعیف سنت‌ها و باورهای مذهبی در جوامع صنعتی، نسل جوان خود را به لحاظ اخلاقی و مذهبی، کمتر موظف به حمایت و اطاعت از سالمندان می‌داند. ۲) تغییر سازوکارهای انتقال دانش و تجربیات ۳) کاهش مشارکت سالمندان در فرآیند تولید اقتصادی ۴) افزایش شکاف نسل‌ها ۵) تغییر در معماری خانه‌ها ● مرحله انتقال و تغییر در حال حاضر افراد سالخورده گرفتار تعارضی بین تصورات خود و واقعیات زندگی شده‌اند؛ یعنی آنچه آنان در دوران جوانی‌شان برای دوره سالخوردگی تصور می‌کردند، با آن چه امروز وجود دارد یا فرزندان و نوه‌هایشان درباره آنها اعمال می‌کنند، متفاوت است. گرچه علوم پزشکی و بهداشتی در افزایش طول عمر انسان‌ها توفیق یافته‌اند، اما این که آیا این افزایش طول عمر لزوماً با افزایش کیفیت زندگی و رضایت سالخوردگان از زنده بودنشان همراه بوده است یا خیر، محل شک و تردید است. به نظر می‌رسد سالمندان ترجیح می‌دهند تا سال‌های اضافی عمرشان را در نهایت آرامش و سلامت جسمی و روانی سپری کنند. در غیر این صورت پیشرفت‌های علمی به منظور طولانی‌تر کردن عمر انسان‌ها می‌تواند بی‌نتیجه و حتی مخاطره‌آمیز باشد. ● چگونه منزلت‌شان را قدر بدانیم به نظر می‌رسد جامعه امروز به منظور بهبود موقعیت سالمندان و توانمندسازی آنها، به موازات تلاش‌های علمی برای افزایش طول عمر همراه با سلامتی، باید شرایط و امکانات لازم برای زندگی آبرومندانه و همراه با عزت، احترام، اقتدار و منزلت را برای آنان فراهم کند. برخی از مهم‌ترین پیشنهادها در این زمینه را می‌توان به شرح زیر برشمرد: ـ ارائه تعریف نوینی از ارزش، نقش و منزلت سالخوردگان در جامعه که بتواند سطح تساهل اجتماعی نسبت به سالمندان را افزایش دهد و آنان را به جایگاه اجتماعی شایسته در جامعه و خانواده مطمئن کند. ـ تغییر نگرش‌های منفی موجود در مورد سالخوردگان و دوره سالمندی از طرق تضعیف عقاید قالبی و کلیشه‌های رایج درباره سالمندان (سازمان‌های هنجارآفرین مثل مدارس، دانشگاه‌ها به خصوص رسانه‌های گروهی می‌توانند نقش حیاتی در این زمینه ایفا کنند.) ـ بازتوزیع عادلانه‌تر منابع ارزشمند جامعه به ویژه قدرت و حیثیت (اعتبار) در بین جوانان و سالمندان. ـ آموزش دادن به جوانان برای درک فرآیند پیری، شناخت ویژگی‌های روحی سالمندان، و یادگیری نحوه برخورد محترمانه با سالخوردگان در خانواده و جامعه. ـ آموزش دادن به میانسالان (سالمندان آینده) به منظور ایجاد آمادگی ذهنی و روانی در آنان نسبت به مسائل و مشکلات سالمندی و چگونگی رویارویی با این مشکلات. ـ آموزش دادن به سالمندان برای شناخت مسائل و مشکلات جسمی و روحی خاص دوران پیری به منظور آماده‌سازی آنان برای مقابله با این مشکلات و یادگیری راه‌های برون رفت از بحران‌های میان نسلی. ـ فراهم آوردن شرایط حضور سالمندان در مراکز و مکان‌های آموزشی (مهدکودک، دبستان، و...) و فرهنگی ـ‌ تفریحی (کتابخانه، موزه، و...) به منظور ایجاد و تقویت ارتباط میان نسلی و تشکیل نگرش مثبت نسبت به سالمندان در میان کودکان و جوانان. ـ تقویت گروه آموزشی طب سالمندی در مراکز دانشگاهی به منظور تربیت نیروهای متخصص در زمینه مسائل و مشکلات جسمی و روانی سالمندان، همراه با تأسیس و تجهیز مرکز پژوهش سالمندی به منظور نیازسنجی سالمندان، شناسایی علمی و بدون سوگیری مسائل سالمندان و ارائه راهکارهای علمی و عملی برای کاهش و حل مشکلات. ـ فراهم آوردن شرایط فیزیکی و فرهنگی مناسب برای نگهداری از سالمندان در اطراف خانواده‌ها. ـ ایجاد مشاغل سبک و مناسب توانایی جسمی و روحی سالمندان به منظور تقویت اعتماد به نفس، بازیابی استعدادها، و نیز بهبود وضع مالی آنها. ـ تشکیل گروه‌های خودیاری توسط سالمندان برای برقراری ارتباط متقابل و مستمر آنها با یکدیگر. ـ بازنگری در قوانین و مقررات مربوط به سالمندی و سالمندان به منظور بهبود جایگاه و منزلت اجتماعی ـ اقتصادی آنان. کنار گذاشتن سالمندان و محدود کردن اختیارات و کاهش مسئولیت‌های آنها فقط موجب کاهش رضایت آنها از زندگی و تقویت باور عمومی درباره ناتوانی و سربار بودن آنها خواهد شد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/51343
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید