امروز جمعه 09 مرداد 1405

Friday 31 July 2026

جایگاه عشق در ازدواج


1401/08/01
کد خبر : 36630
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 88 نفر
یکی از مسائلی که همیشه ذهن مرا به خود مشغول می‏کند، جایگاه عشق در ازدواج است. به راستی عشق چیست؟ آیا عشق، گناه است؟ آیا ازدواج بدون عشق ، می‏تواند معنایی داشته باشد؟ عشق باید قبل از ازدواج به وجود آید و یا بعد از آن؟ آیا هر عشقی ضرورتاً باید منجر به ازدواج شود؟ آیا عشق لزوما باید انسان را به طرف انسانی دیگر سوق دهد؟ عشق به چه عواملی بستگی دارد و چگونه به وجود می‏آید؟ عشق چگونه استمرار می‏یابد و چگونه خاتمه می‏یابد و یا چگونه رشد پیدا کرده، به تعالی می‏رسد؟ ● عشق، عالی‏ترین تجلی روح انسان به راستی عشق چیست؟ عشق را می‏توان جاذبه و کشش قلبی انسان به سوی کمال و جمال دانست. زیبایی ، یکی از کمالات است و زیبای مطلق ، خداست. عشق را جز با عشق نمی‏توان شناخت. عشق را جز عاشق نمی‏تواند درک کند؛اما برای نزدیک شدن موضوع به ذهن ، می‏توانیم از مثال‏های موجود در مراتب پایین‏تر موجودات زنده استفاده نماییم. جذبه ی پروانه به سوی شمع، کشش شاخ و برگ درختان به سوی نور، کشش ریشه‏ها به سمت خاک ، گرایش انسانی که در تاریکی قرار می‏گیرد ، به سوی هر نقطه ی نورانی ، کشش برخی حیوانات به طرف جریان‏ها و میدان‏های مغناطیسی و نظایر آن، می‏توانند نمونه‏هایی از این قبیل باشند. عشق در مرتبه‏ای بسیار عالی‏تر و به عنوان عالی‏ترین تجلی عالم هستی ، قلب انسان را به سوی کمال و زیبایی مطلق سوق می‏دهد. انسان را خدا به گونه‏ای آفریده است که وقتی به سوی نور وجود مطلق متمایل می‏شود ، با تمام وجود به سمت آن کشیده می‏شود. به این ترتیب، عشق کشش قلب انسان به سوی خداوند است. حب یا عشق، ماهیتی انسانی دارد و هدف اصلی آن نیز خداست؛ ولی این که چرا عشق که اصالتاً می‏باید متوجه خدا باشد، به انسان‏ها تعلق پیدا می‏کند، سوالی است که می‏توان به این طریق به آن پاسخ داد عشق در مراتب پایین‏تر انسانی به سمت نشانه‏هایی از جمال و کمال الهی که در انسان‏ها به ودیعه گذاشته شده است، متوجه می‏شود. انسانی که هنوز نمی‏تواند درکی از جمال و کمال مطلق داشته باشد ، لاجرم به سوی جمال‏های عینی و قابل رؤیت کشیده می‏شود و به سوی کمالات و عواطف انسانی که نشانه‏هایی از رأفت الهی در وجود انسان هستند، سوق پیدا می‏کند. به عبارت دیگر، عشق یک انسان به انسان دیگر، اگر خالی از هواها و امیال باشد، نشانه‏ای از عشق به کمال مطلق است. ● عشق یا هوای نفس با توضیحی که دادیم ، عشق را می‏باید عامل تکامل‏بخش انسان بدانیم. بنابراین ، باید آن را از ارضای نیازهای معمولی و مشترک حیوانی متمایز نماییم. اگر ما برای رفع نیازهای خود به چیزی یا به انسانی نیازمند باشیم ، این نیاز میان ما و آن شی‏ء یا انسان، نوعی وابستگی ایجاد می‏کند؛ ولی این وابستگی را نباید با کشش عاشقانه یکی بدانیم و این را باید از نوع هوای نفس بدانیم؛ حال آن که عشق از جمله صفات برتر و متعالی انسانی است. هدف هوای نفس، ارضای خویشتن است؛ ولی هدف عشق، بقا و حضور معشوق است؛ حتی اگر به فنای عاشق بینجامد. بنابراین، ملاک مشخص برای تمیز بین عشق و کشش امیال، در همین است که عاشق درصدد رضایت معشوق است و نه رضایت خویش. عاشق وقتی با معشوق کامل مواجه می‏شود، می‏خواهد همه چیز و حتی خود را از دست بدهد و عبارت معروف حافظ که می‏گوید: ـ میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست ـ تو خود حجاب خودی، حافظ از میان برخیز اشاره به این دارد که می‏باید فردیت فرد و خود بودن او نیز زایل شود تا معشوق نزد وی تجلی کامل بیابد. با این توصیف، باید عشق یک انسان به انسان دیگر را از تمایلات و کشش‏های مبتنی بر نیازهای وی ، منفک و مجزا کرد. به این ترتیب است که اگر فردی نشانه‏ای از عشق را در دل خویش نسبت به فردی دیگر دارد ، می‏باید در درجه ی اول به معشوق خود بیندیشد و نه به خویشتن خویش. اگر برای ارضای تمایل خود ، معشوق را به صورت‏های مختلف قربانی می‏کند و از آن جمله دست به عملی می‏زند که آبروی وی را خدشه دار می‏سازد ، باید مطمئن باشد که این عشق نیست؛ بلکه یک کشش از نوع حیوانی است. ● عشق مکمل ازدواج است با این بحث، به موضوع جایگاه عشق در ازدواج وارد می‏شویم. سؤال این است که اگر کسی فردی از جنس مخالف را دوست بدارد و به راستی عاشق او باشد ، آیا این امر می‏تواند تنها عامل تعیین کننده ی ازدواج آن دو به شمار آید؟ باید در پاسخ بگوییم: نه؛ زیرا ازدواج در حقیقت نوعی مشارکت اجتماعی است که در آن، دو انسان می‏باید از جهات گوناگون با یکدیگر تناسب عملی داشته باشند که از آن جمله ، تناسب اعتقادی ، اجتماعی ، عقلانی ، تحصیلی و... است. انسان در ازدواج ، تمامی نیازهای سطوح مختلف خود را از ابتدایی‏ترین نیازهای حیوانی تا عالی‏ترین نیازهای انسانی به مشارکت می‏گذارد. برای تشکیل یک خانواده ، می‏باید تناسب بین دو انسان برای برآوردن تمامی نیازها در حد بالایی وجود داشته باشد. بنابراین، برای ازدواج می‏باید ما به انسانی بیندیشیم که بتواند قسمت اعظم نیازهای مختلف ما را مرتفع کند. ● عشق می‏تواند مکمل ازدواجی صحیح باشد و نه تنها عامل تعیین کننده ی آن. باید اذعان کنیم که با وجود اهمیت و تعالی عشق در زندگی ، نیازهای واقعی انسان نیز حقیقتی انکارناپذیرند. انسان عاشق نمی‏تواند به عشق اکتفا کند و از نیازهای خود از این طریق چشم بپوشد. عشق، بقا و حضور معشوق است؛ حتی اگر به فنای عاشق بینجامد. بنابراین، ملاک مشخص برای تمیز بین عشق و کشش امیال، در همین است که عاشق درصدد رضایت معشوق است و نه رضایت خویش. عاشق وقتی با معشوق کامل مواجه می‏شود ، می‏خواهد همه چیز و حتی خود را از دست بدهد. از این رو، بهتر است که برای ازدواج انسانی را انتخاب کنیم که در برآوردن نیازهای مختلف، ما را یار، همراه و همسر باشد؛ نه این که تنها به دلیل عشق، انسانی را برگزینیم که از جهات مختلف با ما تباین داشته باشد. بد نیست در این جا اشاره به سرنوشت دختران و پسران بسیاری داشته باشیم که تنها به انگیزه ی علاقه‏مندی دست به ازدواج زده و از آن پشیمان شده‏اند. ازدواجی که بدون توجه به نیازهای گوناگون انسان، حتی نیازهای مربوط به خور و خواب و امیال جنسی صورت پذیرد و تنها بخواهد عشق را تأمین نماید، بسیار زود شکست خواهد خورد. ● عشق در قلب سالم جوانه می‏زند و در آن رشد می‏کند با این عبارت، وارد این موضوع می‏شویم که عشق قبل از ازدواج، اساسی‏تر و با دوام‏تر است یا عشق بعد از ازدواج؟ باید به این نکته توجه کنیم که عشق در بستر قلب سالم ، حقیقت‏جو و به دور از تعصبات و هواهای نفسانی ، جوانه می‏زند و رشد پیدا می‏کند. در صورتی که ما انسان‏ها در تلطیف و تطهیر روح خود بکوشیم و هر روز خویش را برتر و والاتر از روز قبل قرار دهیم و غل و غش را از درون خود برانیم ، قلب را بستر جوانه زدن عشق و رشد روزافزون آن ساخته‏ایم. بدین ترتیب ، پس از آن که انسان مناسبی را برای ازدواج برگزیدیم و با او در یک مشارکت انسانی وارد شدیم ، باید منتظر آن باشیم که عشقی پاک میان ما زاده شود و به کمال برسد و در سایه ی لطف و مرحمت الهی به معشوق حقیقی متصل گردد. چنین عشقی ، در زندگی روشنایی می‏آفریند و هر قدر زن و شوهر به پختگی و کمال نزدیک‏تر می‏شوند ، پاکی و خلوص این علاقه‏مندی را بیش از پیش در قلب خود احساس می‏کنند. بنابراین، بیاییم برای این که عشق را زنده نگه داریم، پاسدار حریم آن باشیم و آن را به عنوان گل سرسبد نعمت‏های الهی به‏انسان‏ها هدیه دهیم؛ در کمال و صلاح درونی خویش بکوشیم و از این طریق، دنیا را تبدیل به گلستان عشق کنیم.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/36630
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید