بر خلاف بسیاری از سالهای دیگر، امسال ویژه برنامههای شب و روز عید شبکههای مختلف یک ویژگی مشترک و متفاوت نسبت به سالهای دیگر داشتند و به خاطر زمان سال تحویل و رقابت شبکهها برای جذب مخاطب، یک رکورد گینسی ثبت شد و چند شبکه چیزی حدود ۱۵ ساعت برنامه پشت سرهم داشتند، تا هم از غروب ۲۹ اسفند مخاطب را جذب کرده باشند هم این که برای آنکه مخاطب هوس سرک کشیدن به شبکههای دیگر به سرش نزند برنامه را سال تحویل قطع نکردند و رفت و آمد مستمر افراد مشهور در مواردی هم محبوب به استودیوها تا ساعتی بعد از سال تحویل ادامه داشت. آنچه در ادامه میخوانید بیشتر از آنکه نقد و بررسی کیفی این ویژه برنامهها باشد حاشیه نگاری است بر آنچه در ساعات پایانی سال ۱۳۹۰ در سیما اتفاق افتاد.
● چی قرار بود و چه شد؟
در دنیای مجازی و برخی رسانههای مکتوب از چند روز مانده به پایان سال گمانه زنیهای زیادی درباره این که اجرای ویژه برنامههای سال تحویل با چه کسانی خواهد بود و چه کسانی به این برنامهها خواهند آمد انجام میشد. قرار بود شوک امسال سیما حضور «محسن چاوشی» باشد که کمتر مورد توجه سیما قرار گرفته و... اما در نهایت برنامهها خیلی زودتر از آن چه انتظار میرفت شروع شدند. ویژه برنامه برخی شبکهها در بهترین حالت چیزی شبیه میزگرد بود. شبکه یک هم انگار یک جنگ رادیویی در نظر گرفته بود. به خودی خود چند شبکه به خاطر محتوامحوری زیاد از دور رقابت حذف شدند و در عوض عرصه افتاد در اختیار شبکههایی که از این طرف بام افتادند و همه چیز را فدای جذابیت کردند. شبکه تهران که انتظار میرفت ویژه برنامه جذابی را تدارک دیده باشد و خیلی هم روی آن با اجرای «هومن حاج عبدالهی» تبلیغ میکرد آن قدر دیر شروع به کار کرد که مخاطبان دیگر جذب شبکه ۲ و ۳ شده بودند. شبکه آموزش هم مثل شبکه یک و... آنقدر بیرمق کار کرد که عملا عرصه را به دیگر شبکهها واگذار کرد. برای همین نه تیزرهای متوالی شبکه تهران و نه تاکید شبکه یک بر حضور عوامل برنامه جمعه ایرانی باعث نشد در رقابت برای جذب بیننده موفق باشند.
● رقابت کاذب شبکه ۲ و ۳ برای شکار مخاطب
چرا به رقابت این دو شبکه برای جذب مخاطب کاذب میگوییم؟ وقتی میبینیم که این دو شبکه تمام تاکید خود را روی حضور چهرههایی گذاشتند که در عرصه هنری چندان توانمند نیستند و بیشتر مشهور هستند و الزاما جوان، وقتی خوانندههایی خاص مدام در استودیوی این دو شبکه حضور دارند و از جریان موسیقی سنتی کشور نمایندهای در این دو شبکه حضور ندارد و حتی نوآوریهای عجیب و ساختارشکنیهای نامانوسی در برنامهها اتفاق میافتد که در حالت عادی خط قرمز این دو شبکه است لاجرم این ایده در ذهن شکل میگیرد که این دو شبکه به هر ترتیبی دوست داشتند برنده رقابت باشند ولو به این قیمت که یکی مجری قبلی آن یکی را جذب کند و آن یکی هم دست به دامن مجری بازیگری شود که مدتهاست ممنوعالتصویر شده و فقط در ایام نوروز سر و کلهاش با کلی حاشیه و ناز پیدا میشود.
● آن چه در شبکه ۲ گذشت
شبکه ۲ ویژه برنامهاش را با چند شوک شروع کرد. ایده «کافه ترانه»، جایی که خوانندهها در آن بنشینند، لب خوانی (پلی بک) کنند و نقاشی بکشند. حضور «مهدویکیا»، «مصطفی دنیزلی» و «سامان گوران» و... از نکات جالب آغاز برنامه شبکه ۲ لحظهای بود که دنیزلی، سامان گوران را با «عادل فردوسیپور» اشتباه گرفت. دقایقی بعد هم «احسان علیخانی» با اشاره به سفره هفتسین برنامه از دنیزلی پرسید: میدونین اینا چیه؟ و دنیزلی جواب داد: از ترکیه اومدم از فضا نیومدم که سیب و سیر و... نشناسم. برنامه شبکه ۲ در دو استودیو مختلف و با اجرای مشترک علیخانی و «آزاده نامداری» اجرا میشد. وقتی «ایمون زاید» به استودیو آمده بود کری خواندنهای علیخانی با نامداری و «مهدی رحمتی» و واکنش جالب دروازهبان استقلال و نامداری در نوع خودش در سیما بیسابقه بود. البته بخش ویژه این قسمت حضور پسر رحمتی بود که تعریف کرد دوست دارد پدرش به تیم شیپاهان (سپاهان) برگردد و گفت وقتی که استقلال از پرسپولیس باخته بچهها در مهد اذیتش کردند و وقتی نامداری پرسید تو چه گفتی؟ با لحن کودکانه و غمانگیزی جواب داد: هیچی، اصلا کلهام داغ کرد. شبکه ۲ یک نوآوری بیمزه هم داشت و از میهمان برنامه میپرسید دوست دارد رنگ دکور چی باشد. مستندی درباره «عزتا... انتظامی»، حضور «مازیار فلاحی» و «هومن سیدی»، حضور «لعیا زنگنه» برای اولین و به گفته خودش آخرین بار در یک برنامه زنده تلویزیونی، حضور «شقایق دهقان» همراه فرزند خواندهاش، حضور گروه موسیقی «رستاک»، تقلیدهای ناشیانه سامان گوران از رفتار «حامد بهداد»، «مهران مدیری» و «فرزان فرزین» از دیگر اتفاقات مهم ویژهبرنامه شبکه ۲ در آخرین ساعات سال ۹۰ بود. یک اجرای زنده توسط دو خواننده هم انجام شد که به خاطر مراجعه مکرر به کاغذ و روخوانی از آن، و ادای کلماتی نسبت به اجرای هم در حین خواندن چندان جالب نبود. اما حاشیه جالب دیگر شبکه ۲، یکی از آخرین میهمانانش بود که از کت علیخانی بحث را به اسکار کشاند و وقتی علیخانی پرسید «حالا میخواین به فرهادی تبریک بگین؟» جواب داد: «اصولا جایزهای که آمریکاییها بدن تبریک نداره!» اما جای شگفتی بود که گفت فیلم فرهادی را ندیده چون هنوز اکران نشده!!
● حاشیههای فرزاد حسنی با پشت صحنه
شبکه ۳ هم برنامه خود را با دکوری نامناسب شروع کرد و برای جذب مخاطب حتی از تقلید رپهای زیر زمینی هم مایه گذاشت. برای مخاطبانی که ناغافل شبکهها را عوض میکردند قطعا جای تعجب داشته که ناگهان با نسخه جدیدی از ویدئو موزیکهایی مثل نیناشناش و... روبهرو شوند که با استفاده از عروسکهای «قذافی»، «اوباما» و «مبارک» اجرا میشد و با نسخه اصلش تفاوتی در شکل و ریتم نداشت. در برنامه شبکه ۳ از هر فرصتی برای تبلیغ سریال «مسیر انحرافی» که قرار به پخشش هم نبود استفاده شد و حسابی مخاطبان را در حسرت گذاشت؛ چرا که صحنههای پخش شده و گفتوگو با عوامل سریال که در چند نوبت در برنامه شرکت داشتند گویای ابداعات جدید و جلوههای ویژه منحصر به فرد این اثر بود. از قرار معلوم هر کسی تا ساعاتی از شب در ساختمان جامجم در حال ضبط مجموعه تلویزیونی بود میتوانست به عنوان میهمان سری هم به برنامه «فرزاد حسنی» بزند. در بخشی از برنامه حسنی با برخوردی عجیب از عوامل پشت صحنه خواست حالاکه حواس اتاق فرمان به کار نیست فقط به حرف او گوش بدهند و حتی با عتاب خطاب به یکی از عوامل پشت صحنه گفت: «وقتی بهت میگم... چرا فلان کار رو انجام میدی؟ چند وقت نبودم کار از دست همه در رفته!» خطابهای عجیب «بهنوش بختیاری» نسبت به پسر «یوسف تیموری» که در استودیو شیطنت میکرد و خارجی خواندن مادرش! که با بیتفاوتی تیموری همراه بود از حاشیههای عجیب برنامه شبکه ۳ بود. حضور «حسام نواب صفوی» و «احسان خواجهامیری» هم در لحظات سال تحویل از دیگر نکات قابل توجه بود. اما آن چه حضور خواجهامیری را متفاوت کرد این بود که وی به احترام بیننده از لب خوانی (پلی بک) خودداری کرد. واقعا هم جای شگفتی دارد که چه اجباری است وقتی الان بچه کوچولوها هم میدانند خوانندهها در استودیو فقط لب میزنند خواننده خیلی جدی میکروفون خاموش را بردارد و ادای خواندن در بیاورد؟
● چرا در طول سال شاهد چنین برنامههایی نیستیم؟
وقتی حاشیهها و نکاتی که در ویژه برنامههای عید اتفاق افتاد را مرور میکنیم این سئوال به ذهن خطور میکند که چرا بعد از سالها هنوز به آن جایگاه نرسیدیم که بتوانیم برنامهای جذاب پخش کنیم و در عین حال از محتوا هم غافل نشویم؟ چرا باید میهمانان این برنامهها صرفا از بین چهرههای خاص و شناخته شده انتخاب شوند و چرا برخی هنرمندان، ورزشکاران و حتی اهالی ادب و فرهنگ در آن جایی ندارند؟ و اگر از نظر مسئولان سیما پخش این برنامهها با حضور این افراد و این نوع ساختارشکنیها مشکلی ندارد چرا مردم از تماشای این نوع برنامهها و حتی نمونههای مشابه آن در طول سال محرومند؟