انقلاب که شد، فردای روز انقلاب، مردم از هم میپرسیدند که تکلیف بعضی چیزها که دوران «طاغوت» پایشان به این مملکت باز شده، چه میشود؟ یکی از آن چیزها سینما بود. خب، بدیهی بود که مردم از سینما بدشان نمیآمد اما عموم آنها که در پی رسیدن به حکومت اسلامی پا به خیابانها گذاشته بودند از سینمای ایران [سینمایی که حالا به آن میگوییم سینمای بدنه!]- تعارف که نداریم- بدشان میآمد! فقط مسئله بر سر حجاب بازیگران زن یا صحنههای مغایر با موازین اسلامی این فیلمها نبود [اشتباهی که برخی از سینماگران سینمای بدنه آن روزگار کردند و حاصلش بهتر از آثاری غیرقابل تحمل مثل «سرباز اسلام» و «فریاد مجاهد» نبود] مردم میخواستند آنچه که از اسلام، تاکنون در کتابها بود یا بر سر منابر، وعاظ میگفتند، تصویری شود و پیش و بیش از همه، دنبال این بودند که زندگی پیامبران الهی و معصومین(ع) [با رعایت خطوط قرمزی که در «شرع» مشخص بود] به تصویر کشیده شود. خواستهای که در آن روزگار، برآورده ساختناش در توان سینمای ایران نبود.
بنابراین مردم رضا دادند به تماشای «پیام» مصطفی عقاد [در ایران: محمدرسولالله (ص)] یا اکران مجدد برخی آثار هالیوودی درباره زندگی پیامبران [البته با دوبله مجدد و تغییر در دیالوگها و امپریالیسم و صهیونیسمزدایی مدیران دوبلاژ از این آثار!] و اکنون پس از گذشت بیش از سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، به نظر می رسد که مجموعههای تلویزیونی و فیلمهای سینمایی ما، در پی رسیدن به آن مقصدند و سینماگران ما از فیلم سینمایی «ابراهیم در گلستان» [اثری که بر مبنای یک تئاتر عروسکی شکل گرفته بود] در دهه شصت، به «ملک سلیمان نبی(ع)» رسیدهاند.
در اینکه این فیلم، جلوههای ویژه اش در مقایسه با جلوههای ویژه آثار آئینی سینمای ایران، خیلی بهتر طراحی و اجرا شده حرفی نیست اما از لحاظ کیفی قابل مقایسه با جلوههای ویژه آثار کمهزینه هالیوود یا حتی آثار عرضه شده در بازار جهانی سینمای آسیای جنوب شرقی هست؟ به نظر میرسد که سازندگان «ملک سلیمان نبی(ع)» به این نتیجه رسیدهاند که با سپردن مرحله «جلوههای ویژه» به دست «لئولو» و شرکتش [جایی که بسیاری از جلوههای ویژه آثار هالیوودی در آن، با قیمتی به مراتب ارزانتر از امریکا شکل میگیرد] به فیلمی جذاب برای مخاطب عام دست یابند اما واقعاً نظارت کیفی هم بر کار «لئولو» شده؟ مهم این نیست که شما طراحی خودروی جدیدتان را به یکی از شرکتهای مشهور آلمانی بسپارید مهم این است که بدانید از آنها چه میخواهید و به آنها «ایده» هم بدهید.
جلوه های ویژه این فیلم، نه یادآور جلوههای ویژه سینمای فانتزی امروز جهان که کاملاً در قد و قواره بازیهای رایانهای است. یعنی راست و حسینیاش میشود اینکه با سفارش مورد نظر سینماگران ما منطبق نیست، یا واقعاً هست؟ آیا بهتر نبود اگر چنین مقصدی مدنظر است کار را به انیماتورهای رایانهای خودمان که از لحاظ طراحی و اجرا، بازیهای رایانهای موفقی را ارائه دادهاند بسپاریم؟ «لئولو»، همان جلوههای ویژهای را که برای نسخههای بازیهای رایانهای «ون هلسینگ»، «زامبیلند» و «هری پاتر» در آستین داشته خرج این فیلم کرده [بازیهایی که فیلمهاشان به کمک جلوههای ویژه موفقشان، در گیشه جهانی فروش خوبی داشته اند] و تازه جایزه بهترین جلوههای بصری از جشنواره فیلم فجر هم نصیباش شده. واقعاً ما موسیقیدان فیلم در قد و قواره «چان کونگ وینگ» نداشتهایم که کار ساخت موسیقی فیلم آئینیمان را به او بسپاریم؟ از هر چه که بگذریم در این یک حوزه که حرفهای زیادی برای عرضه به جهان داریم، نداریم؟ در عرصه کارگردانی و نویسندگی هم [که هر دو را شهریار بحرانی برعهده داشته] به چه میزان توانستهایم به آن روایت مبدأ قرآن کریم نزدیک شویم؟ روایت قرآنی «سلیمان نبی(ع)» بسیار روان، پرکشش و دارای نقاط عطف بسیار و غافلگیر کننده است اما در فیلم، مخاطب تقریباً با «فیلمنامه» روبهرو نیست با خلاصه فیلمنامه روبهرو است یعنی «شخصیت محوری» و «وضعیت محوری» غایباند و خب، از این نظر، انیمیشنهایی که در ایران درباره زندگی پیامبران بنیاسرائیل ساخته شده، بسیار موفقترند. بحرانی به عنوان کارگردان، در حوزه «فضاسازی» چه چیز به دکورهای تاریخی فیلم افزوده؟ چقدر توانسته به بازی فردی بازیگران و در مجموع، به بازی جمعیشان ریتم بدهد؟
● پرقدرت در سکانس آغازین
محمود پاک نیت متولد ۱۳۳۱ کازرون است. او چه در سینما چه در تلویزیون بازیگر موفقی است با بازی کاملاً متمایز از دیگران. «پاک نیت» در نقشهای منفی موفقتر است البته در آثاری که فیلمنامههاشان تمایلی به نمایش سیاه و سفید شخصیتهاشان ندارند. سکانس آغازین «ملک سلیمان نبی (ع)» [به عنوان بهترین سکانس آن] با حضور کوبنده پاک نیت آغاز میشود اما این حضور پرقدرت در دل فیلمنامهای بیانعطاف تداوم نمییابد. درواقع، او به عنوان رئیس کاهنان یهود، از کنش روایی مؤثری برخوردار نیست [فیلمنامه این فیلم، غیر از سکانس آغازین، از چنین کنشی بیبهره است] بنابراین بازیاش، صرفاً بدل به یک «حضور» میشود، حضوری که در تزاحم جلوههای ویژه، اندک اندک محو و محوتر به نظر میرسد. حتی در سکانس خروج شیاطین از کالبد مردم که باید حضورش در اجتماع شیاطین لااقل به اندازه حضور جادوگر فیلم «ارباب حلقهها» میان موجودات شیطانی، چشمگیر باشد که نیست.
● عدم تناسب با شخصیت قرآنی سلیمان (ع)
امین زندگانی بازیگر نقش «سلیمان نبی (ع)» متولد ۱۳۵۱ است در تهران. کار را با تئاتر آغاز کرد. از سال ۱۳۷۰ و در آثاری از محمود عزیزی، داوود کیانیان، اکبر زنجانپور و...
از سال ۱۳۷۴ با بازی در مجموعه وکلای جوان (بهرام کاظمی) به تلویزیون راه یافت و در آثاری از سیروس مقدم، قاسم جعفری، داوود میرباقری، بیژن میرباقری و داریوش فرهنگ جلوی دوربین رفت. حضورش در سینما با زن شرقی [۱۳۷۶] آغاز شد و بابازیگر [۱۳۷۸]، آدمکها [۱۳۸۰]، عشق ممنوع [۱۳۸۴]، من و دبورا [۱۳۸۵]، ملک سلیمان نبی (ع) [۱۳۸۷] و خانواده دکتر ارنست [۱۳۸۸] تداوم یافت. در سال ۱۳۸۰، به عنوان دومین بازیگر منتخب مردم – از میان بازیگران مجموعههای ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۰ شبکه سوم سیما- معرفی شد. بازی او در فیلم بحرانی، واجد استحکام روایت شده از شخصیت «سلیمان (ع)» در قرآن کریم نیست. درواقع او نتوانسته در نقش غرق شود و آن را چه برای مخاطبان عام و چه خاص، متقاعد کننده سازد.
● تجربههای متفاوت بحرانی
شهریار بحرانی متولد ۱۳۳۰ تهران است و فارغالتحصیل انیمیشن ازمدرسه سینمایی لندن. او در کارنامهاش، پیش از فیلم «ملک سلیمان نبی (ع)»، فیلم «مریم مقدس (س)» را هم به عنوان فیلمی «آئینی- تاریخی» دارد. در کارنامه سینمایی او میتوان هم کارگردانی دید [پرچمدار، گذرگاه، هراس، آب را گل نکنید، حمله با اچ۳، دنیای وارونه، مریم مقدس (س) و ملک سلیمان نبی (ع)] هم دستیاری کارگردانی [زنگها] هم مشاور کارگردانی [روزفرشته، سرعت] هم نویسندگی [پرچمدار، گذرگاه، هراس، منطقه ممنوعه، حمله به اچ۳، دنیای وارونه، ملک سلیمان نبی (ع)] هم بازیگری [لاکپشت، باشگاه سری] هم تدوین [هراس، پرواز در نهایت، سرعت، دنیای وارونه، مریم مقدس (س)، حضرت یوسف (ع)] هم ساخت آنونس [تیرباران، دیدهبان، دزد عروسکها، عروس، سجاده آتش، آخرین شناسایی، دکل، دایره سرخ] اما بیشترین شهرتاش به دلیل ساخت آثار دفاع مقدس است.