امروز چهارشنبه 21 مرداد 1405

Wednesday 12 August 2026

جنگ سرد، شطرنج قدرت در دهه پنجاه


1401/08/01
کد خبر : 48705
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 66 نفر
آغاز جنگ سرد را از پایان جنگ دوم جهانی تا دوره سقوط گورباچف برآورد می‌کنند.دورانی که دو ابر قدرت در فضایی پر از سوءظن مسابقه‌ای بی‌پایان را برای استیلا بر جهان،غارت منابع طبیعی و پیش افتادن در مسابقه تسلیحاتی آغاز کردند.دورانی که هراس از آغاز یک جنگ اتمی به فرهنگ مردم راه یافته بود. دوران جهان دوقطبی،سیاستمداران خودکامه و شطرنج مرگبار قدرت که از سواحل دریای کاراییب تا خاور دور را در برمی گرفت. در تاریخ به روایت تصویر این هفته نگاهی داریم به چهار شمایل و اتفاق بزرگ جنگ ● نبرد اینچون در آگوست ۱۹۴۵ دو افسر آمریکا و شوروی سرمست از پیروزی کشورهایشان در جنگ دوم جهانی، کره،مستعمره سابق ژاپن شکست خورده را مانند یک طالبی شیرین به دو قسمت تقسیم کردند.شمال تحت حمایت روس‌ها و جنوب در حمایت آمریکایی‌ها.هر دو ابرقدرت عقیده داشتند مردم کره از بلوغ کافی برای اداره کشور خود برخوردار نیستند. ۵۰ هزار نظامی آمریکایی در کره جنوبی مستقر شدند.هرچند از سال ۱۹۴۸ به تدریج خاک کره را ترک کردند. در ژوئن ۱۹۵۰ نیروهای کمونیست شمال به رهبری کیم ایل سونگ ۳۸ ساله با جسارتی باور نکردنی از مدار ۳۸ درجه گذشتند و به جنوب یورش بردند.این آغاز یکی از بیهوده ترین نبردهای قرن بیستم بود که به‌لحاظ احمقانه بودن تنها با جنگ‌های کریمه در قرن نوزدهم قابل مقایسه است. جنگی که به یکی از نمادهای جنگ سرد نیز تبدیل شده است.شوربختی ملتی با پشتوانه فرهنگی چند هزار ساله که در چنگ رقابت‌های دو غول شرق و غرب گرفتار شده بودند.شمالی‌ها در عرض سه روز سئول را تسخیر کردند.یک ماه بعد نیروهای آمریکایی به جنگ تمام عیار با شمالی‌ها پرداختند اما برخلاف تصورشان نتوانستند از پس شمالی‌های خوب تجهیز شده بر بیایند.و حتا فرمانده شان ژنرال ویلیام دین نیز دستگیر شد.این نخستین شکست ماشین جنگی آمریکا پس از نبرد نورماندی در شمال فرانسه (در سال ۱۹۴۳) به بعد بود.شوک این شکست برای افکار عمومی آمریکا غیرقابل هضم بود. هیات حاکمه آمریکا دست به دامان فاتح ژاپن یعنی ژنرال مک آرتور خودشیفته شد.مک آرتور عملیات پیچیده بندر اینچون را طراحی کرد.یعنی پیاده کردن نیرو در پشت خطوط نظامی شمالی ها.این عملیات جسورانه موفقیت کاملی به بار آورد.سئول آزاد شد و سپس نیروهای آمریکایی ومتحدانشان بی‌محابا از مدار ۳۸ گذشتند و به پیونگ‌یانگ چنگ انداختند.کیم ایل سونگ فرار کرد و تمام شبه جزیره کره می‌رفت تادر اختیار آمریکا ومتحدانش قرار گیرد.در کاخ سفید خیالشان از دخالت شوروی راحت بود.اما آنها چینی‌ها همسایه شمالی کره را دست کم گرفته بودند.مائو و ارتش میلیونی‌اش که از سال ۱۹۴۸ حاکم چین بودند نمی‌توانستند ترکتازی آمریکایی هارا در بیخ گوششان تحمل کنند.آمریکایی‌ها می‌اندیشیدند چینی‌ها حکومت نوپای خودرا با در افتادن با آمریکا به خطر نمی‌اندازند اما حسابشان اشتباه بود.آمریکایی‌ها در اکتبر ۱۹۵۰ با چینی‌ها رودررو شدندو ضرب شست جانانه‌ای از اژدهای زرد دریافت کردند.استراتژی حیرت‌انگیز مائو موجب شد تا مک آرتور پرمدعا نیروهایش را به دهان شیر بفرستد.ظرف چند هفته آمریکایی‌ها نه تنها پیونگ‌یانگ را از دست دادند که به پشت مدار ۳۸ عقب نشینی کردند.مک آرتور از فرماندهی نیروهای آمریکایی خلع وبه واشنگتن بازگردانده شد. سه سال بعد آمریکا و شوروی به استقرار دوباره مدار ۳۸ به عنوان مرز دو کره گردن می‌نهند.سه سال جنگ با کشته شدن ۸۰۰ هزار کره ای،۱۲۰ هزار چینی و ۵۵ هزار آمریکایی بدون کوچک‌ترین موفقیتی برای هرکدام از طرفین به پایان رسید.انسان‌های بی‌گناهی که برای هیچ و پوچ کشته شدند.در تصویر مردم آواره بندر اینچون کره را در روز عملیات ژنرال مک آرتور می‌بینید. ● شکارچی سرخ او بانی «هراس سرخ» است. جوزف آر مک کارتی سناتور جمهوریخواه ویسکانسین درفوریه ۱۹۵۰طی یک سخنرانی مدعی شد که بیش از ۲۰۰ کمونیست به وزارت امورخارجه آمریکا نفوذ کرده‌اند.مک کارتی اما به این سخنرانی اکتفا نکرد و با تلگرام،مصاحبه،نطق در مجلس و خلاصه هر ابزاری که در دسترس داشت جامعه آمریکای پس از جنگ را در هراس استیلای پنهان کمونیست‌ها دچار پارانویایی پایدار کرد.او سرپرست کمیته‌ای در سنای آمریکا شد که عملکردی مشابه انکیزیسیون قرون وسطا داشت.متهمان و مظنونان احضار می شدند تا به وفاداری به آمریکا و عدم فعالیت کمونیستی سوگند بخورند.مک کارتی چنان شیوه هجومی در پیش گرفت که کسی یارای مخالفت با او را نداشت.او به‌خصوص در حوزه‌های وزارت خارجه،ارتش، دانشگاه‌ها و سینما گرد و خاک به پا کرد. چهره‌های بزرگ سینمای آمریکا مثل رابرت راسن، الیا کازان، دالتون ترومبو، مارتین ریت و مشهورتر از همه چارلی چاپلین هدف اتهام کمیته مک کارتی قرار گرفتند و برای دوره‌هایی از کار حرفه‌ای منع شدند.چاپلین به سوئیس مهاجرت کرد.و کازان و راسن با غرور خرد شده و تمکین خواسته سناتور به سینما بازگشتند.مک کارتی هر فیلم،رمان و مقاله‌ای را که به‌زعم او در استواری سبک زندگی آمریکایی تردید ایجاد می‌کرد محکوم می‌ساخت.مک کارتی و هراس سرخی که برپا ساخته بود موجب به قدرت رسیدن جمهوریخواهان به رهبری ژنرال آیزنهاور در سال ۱۹۵۲ شد.به نظر می‌رسید جناح جنگ‌طلب امپریالیسم آمریکا با کمال میل از تحرک متعصبانه این سناتور ساده لوح سود می‌برد.غائله مک کارتی در سال ۱۹۵۴ خوابید وقتی سنا احساس کرد این سناتور پرخروش و فعال تمام نهادهای مدنی آمریکا را با شائبه کمونیسم ونفوذ عوامل شوروی آلوده ساخته است.او محکوم و طرد شد.اما نامش با یکی از سیاه ترین دوران فرهنگی آمریکا در قرن بیستم گره خورده است.اورا در سال ۱۹۵۳ ودر اوج قدرت می‌بینید.یک سال بعد این شکارچی سرخ‌ها از جغرافیای سیاسی آمریکا حذف و سه سال بعد بر اثر سیروز کبد به خاطر اعتیاد به الکل می‌میرد. ● رویای بوداپست وقتی استالین در ۱۹۵۳ مرد،و پس از پز دموکرات‌مآبانه جانشین او خروشچف،مردم اقمار شوروی در بلوک شرق به اشتباه به این خیال افتادند که دوران جدیدی آغاز شده است.پس از چند ناآرامی در پراگ و ورشو و پوزنان،اتفاق اصلی در بوداپست رخ داد.مجارهای بافرهنگ نمی‌توانستند سلطه روس‌ها را برخود بپذیرند.بوداپست تا سال‌ها همپای وین و پاریس مرکز فرهنگی اروپا بود.اولین مترو جهان در بوداپست حفرشد و اولین نیروگاه برق اروپا نیز در این شهر تاسیس شد.فوتبال این کشور دو بار نایب قهرمان جهان شده بود که بار آخرآن در سال ۱۹۵۴ باعث شده بود روح غرور ملی در سرتاسر مجارستان زنده شود. مجارها نمی‌توانستند استیلای کمونیست‌های گوش به فرمان مسکو را هضم کنند.در پاییز ۱۹۵۶ اولین نا آرامی‌ها در بوداپست شکل گرفت.دانشجویان ابتدا زمینه کناره‌گیری «راکوشی»کمونیست خشن از حکومت را فراهم ساختند.سپس یک سری تجمع در بوداپست ماجرا را وارد فاز جدی تری کرد.در ۲۳ اکتبر ۱۹۵۶ دویست هزارنفر در مرکز بوداپست گرد آمدند و خواستار به قدرت رسیدن ایمره ناگی ملی گرای سوسیالیست مجار شدند.حزب کمونیست مجارستان با چراغ سبز مسکو و برای کنترل اوضاع یک روز بعد ناگی را به قدرت رساند.هیجان بیسابقه‌ای در بوداپست حکمفرما شد.مردم خود را در آستانه آزادی می‌دیدند.مسکو به ظاهر با اراده مردم مجارستان و شعارهای تند ناسیونالیستی ایمره ناگی کنار آمده بود.اما این توهمی بیش نبود.در دوم نوامبر۱۹۵۶، ۲۵۰۰ تانک روسی از مرز گذشتند و یک روز بعد وارد بوداپست شدند.مجارها شجاعانه ایستادگی کردند.با انواع و اقسام سلاح‌های سبک به مقابله با تانک‌های غول پیکر تی- ۵۴ پرداختند اما شانسی برای پیروزی نداشتند.۲۰۰ هزار مجار به اتریش گریختند و دو هزار نفر ازجمله ناگی و یارانش تیرباران شدند.رویای مجارها ۱۰ روز دوام داشت وبه بدترین شکل ممکن نابود شد.مجارها هرگز از شوک این اتفاق رها نشدند.این آغاز تبدیل این ملت شجاع به کشوری درجه دو م و کم اهمیت در اروپا بود. در تصویر مجارهای مشتاق را می‌بینید که پوستر استالین را آتش زده‌اند ودر عکس دیگر دختر چریک ۱۵ ساله‌ای که برای آزادی مجارستان با نیروهای روسی جنگید. ● تولد یک ستاره این مارلون براندو است. بازیگری که مشهور است با یک عرقگیر به هالیوود آمد و در کوتاه مدتی نام خود را به عنوان بزرگ‌ترین بازیگر تاریخ سینما ثبت کرد. او را در سال ۱۹۵۰ می‌بینید. در کنفرانس مطبوعاتی در پاریس پس از نمایش فیلم «مردان» ساخته فرد زینه مان. اینجا ستاره‌ای در حال متولد شدن است. یک سال بعد براندو با اتوبوسی به نام هوس همه را شوکه می‌سازد و با دربارانداز کهکشان ستاره‌های هالیوود را بیرنگ می‌کند. ● مرگ دیکتاتور مردم شوروی باور نمی‌کردند که استالین هم مثل یک آدم معمولی بمیرد.استالین از پرچالش‌ترین چهره‌های تاریخ سیاسی قرن بیستم است.بلشویک سنگدل گرجی‌ها پس از مرگ لنین جنگ قدرت را از تروتسکی برد.استالین تا ۱۹۲۹ با کمک رفقایش زینوویف و کامنف، کاملا بر قدرت مسلط شد.حکومت او بر شوروی قریب به ۳۰ سال به طول انجامید.او در دو برنامه پنج‌ساله پیاپی به چند دستاورد متضاد رسید.چرخ زنگارگرفته اقتصاد شوروی را به حرکت درآورد و در مسیر اصلاحات خود که برپایه متمرکز ساختن و دولتی کردن تمام صنایع و زراعت شوروی بود از هیچ جنایتی رویگردان نبود.تلفات روس‌ها در این دو برنامه پنج ساله را بالغ بر ۱۰ میلیون نفر برآورد کرده اند.او تا سال ۱۹۳۹، ۹۸ نفر از مجموع ۱۳۹ عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی را اعدام کرد.رفقای سابق خود مثل کامنف،زینوویف و بوخارین را در محاکمه‌هایی فرمایشی به مرگ محکوم کرد.او گانریخ یاگودا رئیس پلیس مخفی را به جرم مسموم کردن و قتل ماکسیم گورکی،اعدام کرد و تروتسکی را نیز در سال ۱۹۴۰ در مکزیک ترور کرد. او مزورانه با هیتلر پیمان دوستی علیه انگلیس و فرانسه بست و موقع هجوم آلمان به لهستان واکنشی نشان نداد اما وقتی آلمان‌ها به روسیه حمله کردند استالین بار دیگر قدرت سازماندهی خودرا به رخ کشید.در چهار سال نبرد، روس‌ها ۱۶ میلیون کشته دادند و ۸۰ درصد پایه‌های اقتصادی کشورشان نابود شد اما مقاومت مردم این کشور در برابر ارتش بزرگ آلمان ورق را به سوی متفقین باز گرداند.ارتش سرخ روس اروپای شرقی را از دست آلمان‌ها آزاد ساخت.در سال ۱۹۴۵ روس‌ها دیگر به یک ابرقدرت بزرگ جهانی بدل شده بودند. استالین بر محافظت از روسیه به وسیله مجموعه‌ای از کشور‌های هم پیمان ناکید داشت و با همین تز کشورهای اقماری بلوک شرق را پایه‌ریزی کرد و مردم با فرهنگ این قسمت از اروپا را قربانی تز ویژه خود ساخت.شاهدان در تهران گزارش می‌دهند که یکی از دلایل قدرت‌گیری حزب توده در ایران ناشی از تاثیر مثبت رفتار سربازان روس با مردم تهران در ماه‌های پس از شهریور ۲۰ بوده است و ابراز رضایتی که آن سربازها از حکومت خود داشتند.اگر این روایت را بپذیریم مجبوریم در صحت نقل قول‌های غربی‌ها که از استالین یک هیولای خودکامه ترسیم کرده‌اند شک کنیم. استالین بازیگر اصلی و مقابل آمریکا و انگلیس در سال‌های آغازین جنگ سرد بود.جسد مومیایی شده اورا در۱۲مارس سال ۱۹۵۳ می‌بینید.و در عکس دیگر در سال ۱۹۲۴ (۳۰ سال قبل از مرگ) که چند روز پس از به قدرت رسیدن در روسیه همراه با دوستانش در حال قدم زدن در مسکو دیده می‌شود. روسیه امروز چه خوب چه بد وامدار سیاست‌های این تزارسرخ است.با مرگ او و به قدرت رسیدن خروشچف غربی‌ها سقوط امپراتوری شوروی را انتظار می‌کشیدند اما این اتفاق ۴۰ سال بعد و توسط گورباچف رخ داد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/48705
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید